جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


آزادي و اين همه تكليف؟
-(13 Body) 
آزادي و اين همه تكليف؟
Visitor 369
Category: دنياي فن آوري
اگر خداوند ما را آزاد آفريد، پس اين همه احكام و تكاليف براي چيست؟ 1 . انسان، بر اساس خلقت‏خاص خويش، موجودي صاحب عقل و اراده است و در هر كاري مي‏تواند جانب انجام يا ترك آن را برگزيند . اين نوع آزادي انسان را «آزادي تكويني‏» مي‏خوانند . لازمه اين آزادي، آزادي ديگري است كه عبارت است از: امكان بهره‏مندي آدمي از مواهب «آزادي تكويني‏» بدون دخالت قوه، قدرت و اراده قاهري بيرون از نفس انسان . اين آزادي، «آزادي تشريعي‏» يا «آزادي حقوقي‏» نام دارد . (15)
دقت در مطالب ياد شده مشخص مي‏سازد منشا «آزادي‏» اراده آدمي است; يعني حالتي نفساني كه از ميان رفتن آن با از بين رفتن اصل انسانيت مساوي است .
2 . در نگرش اسلامي، انسان كارگزار يا خليفه خداوند در زمين و عبد او است . در مقام عبوديت مطيع خواست و اراده او است; اما در مقام كارگزاري در زمين بايد فعال باشد . او عقل و اراده دارد و اسلام مي‏خواهد انسان اراده‏اش را تابع مشيت‏خداوند سازد; زيرا تنها در اين صورت به زندگي توام با سعادت و رستگاري در دنيا و آخرت دست‏خواهد يافت . (16)
انسان قدرت دارد بر همه مخلوقات ديگر سلطه پيدا كند; اما مسؤوليت دارد از همه مخلوقات مراقبت كند . (17)
در يك برآيند كلي، اسلام آدمي را در همين كه هست و تاكنون خود را نشان داده محدود نمي‏بيند و براي او آرماني فراتر از بينش طبيعي و مادي دارد . اسلام مي‏خواهد انسان ايده‏آل بسازد نه انسان صرفا نرمال كه تنها با جامعه و ديگران هماهنگ است; برخلاف نگرش ليبراليزم از انسان كه طبيعت‏گرا است و آدمي را همين مي‏بيند كه وجود دارد و تاكنون خود را نشان داده است .
3 . آدمي نقطه صفري است كه از قابليت «تا بي‏نهايت صعود يا سقوط‏» برخوردار است، با توجه به همين دوگانگي وجودي انسان در نگرش اسلام خداوند هم «آزادي تكويني‏» به بشر عطا فرموده و هم «آزادي تشريعي‏» و تا در پرتو آن آدمي بر ترميم كاستي‏ها و ايجاد مصونيت از آسيب‏هاي ناشي از كژي‏هاي ضلع طبيعت‏خود توانا گشته، با شناخت و پرداخت آزادانه به ضلع فطرت خويش مرتبه خلافت الاهي و كارگزاري خداوند را به دست آورد; به عبارت ديگر، اسلام انسان را واجد قابليت‏ها و صلاحيت‏هايي مي‏داند كه سبب شايستگي و بايستگي بهره‏مندي او از موهبت «آزادي‏» است . از همين رو، قرآن هدف نهايي بعثت پيامبر گرامي (ص) را تحقق آزادي تكويني و تشريعي تلقي كرده است: «ويضع عنهم اصرهم والاغلال التي كانت عليهم; و از آنان قيد و بندهايي را كه برايشان بوده است‏برمي‏دارد .» (18) گويا با نبود آزادي دعوت به دين و دينداري لغو و عبث است .
4 . اسلام هم آزادي تكويني براي انسان قائل است و هم آزادي تشريعي . براساس آيات قرآن، انسان از آزادي تكويني برخوردار است; يعني بر انجام فعل و ترك آن مختار است; و اين آزادي، فطري بشر است . همچنين آزادي تشريعي در منظر اسلام امري شايسته و بايسته است; يعني انسان آزاد است كه در زندگي از آزادي تكويني خود بهره‏مند شود و هيچ كس حق ندارد با اعمال زور از بهره‏وري معقول وي از آزادي تكويني جلوگيري كند; به فرموده خداوند متعال: «بعضي از ما بعضي ديگر را به جاي خدا به خدايي نگيرد» (19) و «هيچ بشري را نسزد كه خدا به او كتاب و حكم و پيامبري بدهد; سپس او به مردم بگويد: به جاي خدا بندگان من باشيد» . (20) و اين همان آزادي است كه حضرت علي (ع) در وصيت‏خود به فرزندش امام حسن (ع) سفارش فرمود: «نفست را از هر پستي گرامي‏دار، هر چند دنائت تو را به خواهش‏هايت‏برساند; چرا كه هرگز در برابر نفس [ارجمندت] كه مي‏بخشي چيز ارزنده‏اي به دست نخواهي آورد . بنده دگري مباش; زيرا خدايت آزاد آفريده است (21) » .
براساس روح توحيدي كه در نگرش اسلامي جايگاهي ويژه دارد، انسان تنها بايد بنده خداوند باشد، و اراده خود را تابع مشيت و اراده خداوند سازد و آزادي تكويني خود را محدود و مقيد به خواست‏خداوند گرداند . در آن صورت، در دنيا و آخرت به زندگي سعادتمندانه بار خواهد يافت; اما همين انسان در نگرش اسلامي حق ندارد بهره‏وري از آزادي تكويني خود را به اراده‏هاي انسان‏هاي ديگر محدود كرده، خود را بنده ديگران سازد و عملا از آزادي حقوقي و تشريعي محروم كند . آزادي تشريعي - با تعريفي كه از ديدگاه قرآن ارائه شد - حق مسلم و طبيعي بشر است و هيچ انساني حق محدود ساختن آن را ندارد . خلاصه آن كه، بندگي خداوند موجب آزادي و به عبارت دقيق‏تر، «آزادگي‏» است; چنان كه «همسر عمران [مادر مريم] گفت: پروردگار من، نذر كردم كه آنچه در رحم من است آزاد و در خدمت تو باشد (22) .»
اما بندگي غيرخدا بيش‏تر به معناي «رهايي‏» نزديك مي‏شود و به كارگيري واژه آزادي سزاوار آن نيست .
5 . بايد توجه داشت انسان‏هاي ديگر نمي‏توانند آزادي تشريعي را محدود سازند; ولي از آن جا كه انسان موجودي اجتماعي است، به صورت طبيعي ملزم مي‏شود اراده خود را در اراده ديگران دخالت دهد; به بيان ديگر، اراده خود را در عرصه اجتماع با اراده ديگران شريك سازد . ازاين‏رو، بايد در برابر قانوني كه حدودي براي اراده‏ها و آزادي‏هاي مردم معين و آن‏ها را تعديل كرده، خاضع بود . پس همان طبيعتي كه به انسان آزادي اراده و عمل داده، در عرصه اجتماع اراده‏اش را محدود و آزادي تشريعي را مقيد مي‏سازد .
در نگرش اسلامي، از آن جهت كه قانون براساس توحيد و اخلاق فاضله، تحت عنوان ضوابط شرع همه اعمال فردي و اجتماعي را در بر مي‏گيرد، آزادي تشريعي در اين چارچوب مرزبندي مي‏شود . با توجه به اين مطلب مهم، از ديدگاه اسلام، آزادي تشريعي بدان معنا است كه انسان آزاد و مختار است از تمام حقوقي كه قوانين شرع براي او مشخص كرده بهره‏مند شود; مثلا يكي از قوانين شرع آن است كه انسان مي‏تواند تا هر جا كه بخواهد در عرصه علم‏اندوزي پيش رود و در اين ساحت آزاد است . حتي دولت اسلامي موظف است امكاناتي براي افراد فراهم كند تا از اين حق بهره‏مند شوند .
آزادي بيان و نوشتار، آزادي اجتماعي، آزادي بينش و ازادي انديشه (در ساحت‏هاي اقتصادي - فرهنگي و سياسي) همه در چارچوب مقوله پيش گفته معنا مي‏يابد و تحليل مي‏شود . به دليل مجال اندك به همين مقدار بسنده كرده، تفصيل ابعاد ديگر اين مساله دامن‏گستر به فرصت مناسب و مكاتبات بعدي موكول شود .
Add Comments
Name:
Email:
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image