جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


شيوه‏هاي برخورد با نوجوانان و جوانان
-(2 نفر) 
شيوه‏هاي برخورد با نوجوانان و جوانان
بازدید 605
گروه: دنياي فن آوري
اشاره
در بخش نخست اين مقال، نيم‏نگاهي به شيوه‏هاي برخورد با نوجوانان و جوانان داشتيم . اينك قسمت آخر اين مقال را پي مي‏گيريم . براي حسن برخورد با مخاطب، به ويژه نوجوانان و جوانان، از منظر روان‏شناسي عمدتا به سه شيوه مي‏توان عمل كرد:

الف . رعايت نكات شكلي و صوري

يكي از قالب‏ها و سبك‏هاي برخورد با مخاطب اين است كه از لحاظ شكلي، ظاهري و صوري به نكات ذيل توجه نمود:
  • 1 . رعايت جاذبه‏هاي صوري:در برخورد با نوجوانان و جوانان، به ويژه كساني كه از موضع يك مربي و يا مبلغ برخورد مي‏كنند، بايد جاذبه‏هاي صوري از جمله رعايت روان‏شناسي برخورد، رعايت نوع رنگ پوشاك و به كارگيري رنگ‏هاي شاد و دلنشين را مراعات نمود . طبيعي است كساني كه از موضع يك مربي و معلم در برخورد با مخاطب از نوع پوشش با وقار، سنگين، پاكيزه، داراي رنگ جذاب و شاد استفاده مي‏كنند، به مراتب تاثيرگذارتر از افرادي هستند كه از پوشش مناسب و يا از نوع رنگ شاد استفاده نمي‏كنند .
  • 2 . برخورد با نشاط و گشاده‏رويي:اساسا بهترين نوع برخورد با مخاطب، بويژه در نوع برخوردهايي كه جنبه تربيتي داشته و از موضع مربي و معلم و مبلغ صورت مي‏گيرد، علاوه بر داشتن هنر مخاطب‏شناسي و برخورداري از جواذب ظاهري و شكلي، مي‏بايست‏با نشاط و شادي و با گشاده‏رويي با مخاطب برخورد نمود . روشن است كه تاثير سخن و رفتار چنين افرادي به مراتب بيش از افرادي است كه از جواذب ظاهري برخوردار نبوده، از هنر مخاطب‏شناسي بي‏بهره‏اند و نيز در نوع برخورد رعايت ادب، وقار، نشاط و گشاده‏رويي را نمي‏كنند . البته، كساني كه از چنين هنرهايي بي‏بهره‏اند، فاقد نفوذ كلام نيز خواهند بود .
  • 3 . به كارگيري ادبيات دلنشين به فراخور حال مخاطب:از ديگر نكات لازم‏الرعايت و از جهت صوري و شكلي در برخورد با مخاطب، به ويژه جوانان و نوجوانان، به كارگيري زبان و ادبيات شيرين و دلنشين به تناسب فهم و درك مخاطب است . قطعا نوع زبان، ادبيات و برخوردي كه با يك كودك، نوجوان و جوان و يا فرد ميان‏سال به كار مي‏رود، بايد متفاوت باشد . مربيان و معلماني كه در برخورد با افراد مختلف و مخاطبين متفاوت، به تناسب سطح فهم و درك مخاطب و با شناخت درست مخاطب، از شعر، استعاره و ادبيات زيبا و دلنشين استفاده كنند، صد البته كلامي نافذتر از ديگراني دارند كه از اين هنر بي‏بهره‏اند و اين‏ها حتما موفق‏ترند .

    ب . رعايت اصول تكويني و باطني

    مراد از اصول باطني و تكويني، اصولي است كه فرد بايد بدون فريب، اغوا، ظاهري ساده، دورويي و تصنع بدان معتقد بوده و عملا بدان ملتزم و پاي‏بند باشد . اجمالا، محورهاي زير را مي‏توان در قالب اين اصول تكويني و باطني مطرح كرد .
  • 1 . خيرخواهي و خلوص نيت در برخورد:اساسا از جمله رمز و راز موفقيت در زندگي و در هر كاري، خلوص نيت است . آن‏گاه كه مخاطب احساس كند كه مربي در بيان و رفتار خود جز خلوص نيت و خيرخواهي ندارد، با جان و دل سخنان او را پذيرفته و وي را به عنوان الگو مي‏پذيرد .
  • 2 . صداقت در گفتار: اگر جوان يا نوجوان احساس كند كه مربي در گفتار خود صادق است و بدون كم‏ترين چشم‏داشت و به درستي و راستي قصد راهنمايي جوان يا نوجوان را دارد، البته، با جان و دل و صميمانه كلام او را مي‏پذيرد .
  • 3 . ايمان و باور حقيقي به شايستگي‏هاي جوان و نوجوان:از ديگر اصول لازم الرعايت اين است كه مربي بايد قابليت، استعداد و ظرفيت‏ها و شايستگي‏هاي جوان و نوجوان را باور داشته باشد و او را بپذيرد تا بتواند در او تاثيرگذار باشد . اگر حقيقتا مربي به شايستگي‏ها و ظرفيت‏هاي جوان معتقد نباشد، چگونه مي‏تواند او را هدايت و يا ارشاد نمايد؟ لازمه تاثيرگذاري بر فرد، علاوه بر پذيرش، باور داشتن به ظرفيت‏هاي اوست .
  • 4 . دوري و اجتناب از برخورد از موضع قدرت:از ديگر رمز و راز موفقيت‏يك مربي اين است كه به عنوان يك دوست و رفيق با جوان و نوجوان برخورد نمايد . دوستانه و صميمانه مسائل و مشكلات وي را به او متذكر شده و راه چاره‏اي براي آن بيابد . طبيعي است كه برخورد از موضع قدرت و قوت، با لجاجت و عدم پذيرش نوجوان و جوان مواجه خواهد شد و بهترين راه موفقيت و تاثيرگذاري بر مخاطب اين است كه از در دوستي با او وارد شده و صميمانه با او برخورد كرد، نه از موضع قدرت .
  • 5 . پاي‏بندي عملي بدانچه توصيه مي‏كند:از ديگر رموز موفقيت مربي اين است كه بدانچه توصيه، راهنمايي و ارشاد مي‏كند، خود عملا پاي‏بند باشد . طبيعي است، كسي كه خود به صفتي پاي‏بند نيست و عمل نمي‏كند، در صورتي كه آن را به ديگري توصيه كند، مورد پذيرش و مقبول واقع نمي‏شود . با رعايت اصول تكويني و باطني فوق، كلام و رفتار مربي مي‏تواند به خوبي در جوان و نوجوان تاثيرگذار باشد .

    ج . شيوه‏ها و اصول رفتاري

    مربي در برخورد با نوجوان و جوان علاوه بر رعايت اصول و قواعد شكلي و صوري و نيز اصول تكويني و باطني، كه خود بايد بدان متصف باشد، شيوه‏ها و اصولي را رعايت نمايد تا با برخورداري از روان‏شناسي برخورد، بتواند بهتر و بيش‏تر تاثيرگذار باشد . غالبا اين اصول را مي‏توان در محورها و شاخص‏هاي زير بيان نمود:
  • 1 . سعه صدر، صبوري و مواجهه فراجرياني: صبر و استقامت، سعه صدر و برخورد فراجرياني در مواجهه با مسائل و مشكلات جوانان و نوجوانان از جمله اصول رفتاري مورد توصيه است .
  • 2 . طمانينه در رفتار و اعتماد به نفس در گفتار: مربي و فرد تاثيرگذار بايد از اعتماد به نفس كافي در گفتار و وقار و طمانينه لازم در رفتار برخوردار باشد .
  • 3 . استخدام و به كارگيري علايق و سليقه‏هاي مقبول و انگيزه‏هاي فطري نسل جوان: بايد با شناخت ويژگي و خصوصيات رفتاري و گفتاري نوجوانان و جوانان و در واقع با مخاطب‏شناسي درست، دانست كه از جمله ويژگي‏هاي اين قشر، تجدد و نوگرايي، تحرك، تلاش، اميد، آرمان‏خواهي، آرمان‏گرايي، آزادي خواهي، نشاط و طراوت، لطافت، غرور، احساس خوشبختي، منزلت‏طلبي، جسارت و . . . مي‏باشد . مي‏بايست‏با به كارگيري و استخدام علايق و سليقه‏هاي معقول و متناسب با اين ويژگي‏ها با او برخورد و رفتار كرد .
  • 4 . التزام به توصيه و برخورد و تبليغ غيرمستيقم:بهترين شيوه تاثيرگذاري، برخورد و رفتار وتبليغ غيرمستقيم است . البته، نوع تبليغ و برخورد بي‏واسطه و غيرمستقيم و غيرزباني به مراتب مؤثرتر، كارآمدتر و تاثيرگذارتر از شيوه برخورد مستقيم و زباني است .
  • 5 . تاكيد بر عزت نفس، تقويت‏خودباوري، وقار و اعطاي شخصيت‏به مخاطب:از ديگر شيوه‏هاي رفتاري موردنظر در برخورد با نوجوانان و جوانان است . مخاطب نوجوان و جوان وقتي احساس مي‏كند كه مربي ضمن احترام گذاشتن به وي و تاكيد بر عزت نفس وي، او را به عنوان يك شخصيت‏حقيقي و واقعي پذيرفته است و او را محترم مي‏شمارد، به راحتي نه تنها سخنان او را مي‏پذيرد كه مجذوب و شيفته رفتار او مي‏گردد .
  • 6 . تحريك احساسات و عواطف: براي حسن تاثير بر مخاطب، به ويژه نوجوان و جوان و با هدف تاثير بيش‏تر و بهتر، ضمن شناخت روحيات و خلقيات مخاطب، با تحريك عواطف و احساسات وي مي‏توان بيش از پيش بر او تاثيرگذار بود .
  • 7 . استفاده هم‏زمان از اهرم تشويق و تنبيه: يكي از شيوه‏هاي صحيح تربيت و نيز برخورد شايسته و مناسب با مخاطب، تذكار صفات شايسته و بايسته و مناسب و مثبت و نيز صفات منفي مخاطب است . به عبارت ديگر، همان‏گونه كه ترغيب، تحريك و تشويق مخاطب به كارهاي شايسته و خوب لازم و ضروري است، منع، ردع و توبيخ و سرزنش وي در خصوص كارهاي ناشايست نيز ضروري است . صرفا استفاده از اهرم تنبيه و يا تشويق مسير و فرايند تربيت را دچار انحراف و افراط و تفريط خواهد نمود .

    د . اصول حاكم بر طرز گفتار

    از ديگر نكات لازم الرعايت و ضروري در برخورد با مخاطب، اصول حاكم بر گفتاراست كه مي‏توان آن را در چند محور بيان كرد:
  • 1 . معلومات سنجي، گرايش فهمي و نيازسنجي مخاطب:بايد ابتدا دانست كه مخاطب به چه نوع مطالب، با چه زباني و در چه قالبي و در چه سطحي نياز دارد . به عبارت ديگر، معلومات سنجي، گرايش فهمي و نياز سنجي پيش از القاء هر نوع مطلبي به مخاطب لازم و ضروري است تا نياز سنجي درست صورت نگيرد و سطح فهم و نياز مخاطب شناخته نشود، قطعا انتخاب نوع مطالب و نيز قالب ارائه و سطح مطالب بي‏معنا خواهد بود .
  • 2 . پرهيز از افراط و تفريط در گفتار و رفتار: از ديگر اصول حاكم بر طرز گفتار است . در واقع، از يك سو، بيانات و سخنان طولاني، خسته كننده و بدون به كارگيري ظرفيت‏هاي گفتاري و كلامي و از سوي ديگر، بيانات و كلام كوتاه، مبهم و مجمل هر دو ناكارآمد و غير كافي بود و وافي به مقصود نمي‏باشد .
  • 3 . شروع سخن از بديهيات و مسلمات:بيان و آغاز سخن از مشتركات طرفين بويژه اصول مسلم و بديهي ميان طرفين از ديگر ضروريات و اصول حاكم بر طرز گفتار مي‏باشد .
  • اضافه کردن نظر
    نام:
    پست الکترونيک:
    نظرات کاربران:
    کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس