جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
ام ّ‏ذرّ بانويي سخنور
-(2 Body) 
ام ّ‏ذرّ بانويي سخنور
Visitor 384
Category: دنياي فن آوري

بانويي سخنور و همسر ابي‏ذر

در زندگي مشترک زن و مرد، هيچ عاملي به قدرت همدلي و همفکري، بنيان خانواده را محکم و استوار نمي‏سازد. زندگاني سراسر فداکاري و مبارزه ابوذر غفاري ـ صحابي والاقدر پيامبر اکرم(ص) ـ از اين مزيت برخوردار بود و اين زن و شوهر، (ابوذر و امّ‏ذرّ) همدل و هم‏ايمان بودند و در صداقت و ثبات قدم نيز، کم‏نظير.
دعوت الهي پيامبر خدا تازه آغاز شده بود. در آن دوران نخست، ياران محمد(ص) بسيار اندک بودند و پيوستگان به آيين اسلام، با خطرهاي بسيار مواجه مي‏شدند. از اين‏رو، مسلماني، شجاعت و ايثار و از جان گذشتگي بيشتري مي‏طلبيد، و در نتيجه، ارزش گرايش مسلمانان صدر اسلام به دعوت محمد(ص) بيشتر بود.
امّ‏ذر، و همسرش ابوذر، از نخستين گروندگان به وحي و دين خدا بودند و صداقت ايمانشان را هم با يک عمر تلاش و مجاهدت به اثبات رساندند. تا آنجا که رسول خدا(ص) در باره اين صحابي شجاع و باايمان فرمود: «بر راستگوتر از «ابوذر»، نه آسمان سايه افکنده است، و نه زمين آن را تحمل کرده است».

شيرزن غِفار

«ام‏ذرّ»، علاوه بر فضايل معنوي و ايمان والا، از سخنوري و فصاحت و بيان هم برخوردار بود و از زنان شاعر در ميان عرب بشمار مي‏رفت و از شجاعت و بي‏باکي هم بهره داشت.
در تاريخ است که در سال ششم هجري، ابوذر مشغول چرانيدن شتران پيامبر بود. يکي از مشرکان به نام «عيينه بن‏حصن»، به همراهي عده‏اي ديگر حمله کردند و شتراني را که در اختيار ابوذر بود به غارت بردند. در اين يورش، هم پسر ابوذر به شهادت رسيد، هم يکي ديگر از افراد قبيله «غفار» کشته شد و هم «ام‏ذر» گرفتار چنگ مهاجمان شد.
«ام‏ذرّ»، اين زن آزاده اسير، با آنکه داغ پسر ديده بود، اما غارتگران مهاجم را غافلگير نموده و سوار بر يکي از شتران شد و شبانه از آنجا که گرفتار بود گريخت و به مدينه آمد. (منتهي‏الامال).
امّ‏ذرّ، به خاطر آنکه توفيق داشته در عصر پيامبر اسلام(ص) باشد و به او ايمان آورد و سخنان آن حضرت را بشنود و روايت کند، در رديف صحابه پيامبر(ص) محسوب مي‏شود.

ماجراي اسلام‏آوردن

حادثه اسلام‏آوردن اين زن و شوهر نيز جالب است.
پيامبر اکرم(ص) هرگاه قصد تفريح و مزاح داشت، از ابوذر مي‏خواست که ماجراي اسلام‏آوردن خود را بازگو کند. ابوذر نيز آن ماجرا را اين گونه روايت مي‏کند:
در قبيله خويش (پيش از اسلام) بتي داشتيم که نامش «نَهم» بود. يک روز نزد آن بت رفتم و مقداري شير که دوشيده بودم جلويش گذاشتم و رفتم. کمي که از بت دور شده بودم، نگاه خود را دوباره به آن سوي برگرداندم، که ناگهان ديدم سگي آمده و آن شير را مي‏خورد. ديدم که سگ، پس از خوردن شير، پاي خود را بلند کرد و بر آن بت ادرار کرد. همانجا اين شعر را سرودم:
«هان! اي نَهم! اکنون مقدار شرافت و ارزش تو را دريافتم.
خودم با چشمم ديدم که سگ، آن گونه به تو اهانت کرد، و تو حتي نتوانستي آن سگ را از خود براني».
«امّ‏ذر» که سخن مرا شنيد، گفت: گناهي بزرگ و جرمي عظيم مرتکب شدي، که به بت «نهم» توهين کردي.
وقتي ماجراي سگ و شير و بول کردن سگ را بر بت، برايش توضيح دادم، خطاب به من چنين سرود:
«اي پسر وهب! براي ما خدايي بخشنده و بزرگوار بجوي.
آن خدايي (بتي) که نتواند در برابر يک سگ، از خود دفاع کند، خدا نيست.
پرستنده سنگ، گمراه است و انسان خردمند در برابر سنگ، سجده نمي‏کند.»
رسول خدا(ص) پس از کلام ابوذر، فرمود:
«امّ‏ذر» راست گفته است که جز گمراهان، کسي سنگ را نمي‏پرستد «فَما عبدالحجارةَ غير غاوٍ».

از شيفتگان علي(ع)

«امّ‏ذر»، تا پايان عمر، به اسلام و رسالت و ولايت وفادار بود.
وي، ارادت خاصي به علي(ع) داشت و از شيفتگان او شمرده مي‏شد. آنگاه هم که شوهر مبارزش ابوذر غفاري، در راه حفظ ارزشهاي اسلام و مبارزه با تبعيض و سوء استفاده از بيت‏المال، مورد غضب دستگاه خلافت قرار گرفت و در تبعيدگاه «ربذه» به شهادت رسيد، امّ‏ذر با دختر خويش به خانه علي بن‏ابيطالب(ع) آمدند و تحت حمايت و سرپرستي آن بزرگوار قرار گرفتند.
اين درس بزرگ «ام‏ذر» به همه بانواني است که در عصر آشوبهاي فکري و تبليغات ناسالم نيز، «رهبري صحيح» را بشناسند و عشق و ولاي او را در سينه بپرورند و حتي با شهادت شوهرشان به دست مخالفان، دست از حمايت از رهبري و ولايت بر ندارند.

تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله
Add Comments
Name:
Email:
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image