جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


ديدگاه اسلام درباره محبت و دوستي
-(7 Body) 
ديدگاه اسلام درباره محبت و دوستي
Visitor 675
Category: دنياي فن آوري
اسلام به اين قضيه از دو بعد نظر مي‌کند.1.بعد انساني و فطري.2.بعد جنسي و غريزي.
1.اسلام از تمامي انسانها (مؤنث و مذکر) مي‌خواهد که به چشم هم نوع به يکديگر بنگرند چندان که کرامت انساني را در ميان هم پاس دارند و در رفع حوائج هم بکوشند و از هم حمايت کنند و در گرفتاريها به ياري هم بشتابند و خلاصه (انسان بودن) را ارج بگذارند و بايستي نسبت به انسانهاي ديگر احساس نزديکي و دوستي کنند. در حديثي آمده که امام صادق(عليهم السلام)‌در پاسخ به سؤالي در مورد دوستي و محبت فرموده:«هل الدين الا الحب[1]، آيا دين جز دوستي و محبت است؟!»
احاديث بسيار زيادي در خصوص رعايت حقوق مؤمنين و مسلمين از حضرت رسول اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه معصومين(عليهم السلام) وارد شده است که از مجموع آنها اين گونه استفاده مي‌شود که اسلام بر مسأله دوستي و محبت که باعث ربط آدميان به همديگر و ايجاد نوعي احساس متقابل در ميان آنان مي‌گردد پافشاري مي‌کند و اين درجه از دوستي و پيوند دروني را يکي از جلوه‌هاي ايمان مي‌شمارد رسول اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايد:«ايمان کسي کامل نيست مگر آن که هر چيزي را که براي خود مي‌پسند براي ديگران نيز بپسندد و آن چه را براي خود زشت مي‌شمارد براي آنان زشت بداند» بر اين اساس نگاه بي‌روح و بي‌عاطفه به ديگران و مشکلاتي که در زندگي، ‌با آنها دست و پنجه نرم مي‌کنند نگاهي مؤمنانه نيست. حديث معروف ديگري نيز هست که به روشني گوياي اين ديدگاه بلند اسلام است پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:(من لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم، هر کس در انديشه امور ديگر مسلمانان نباشد مسلمان واقعي نيست)[2]
در قرآن از محبت و دوستي اين چنين ياد مي کند:«عَسي اللَّهُ أَن يجْعَلَ بَيْنَکمْ وَ بَينَ الَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنهُم مَّوَدَّةً وَ اللَّهُ قَدِيرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ‏، اميد است که خدا ميان شما و ميان کساني از آنان که [ايشان را] دشمن داشتيد، دوستي برقرار کند، و خدا تواناست، و خدا آمرزنده مهربان است»[3]
2.بعد ديگر جنبة غريزي است که کسي، کس ديگري را تا سر حد طبيعي ‌ترين نيازهايش از قبيل خوردن و آشاميدن دوست بدارد و به او تعلق خاطر بسپارد، در اين جنبه محبت و دوستي خود به خود جنبه جنسي گره مي‌خورد . اين نوع دوستي را در فضاي ذهن بسياري از جوانان و نوجوانان و حتي برخي از بزرگسالان نيز مي‌توان ديد در اين فضاست که در حقيقت افراد مجذوب زيبايي ظاهر و ديگر مسائل برانگيزاننده جنسي قرار دارند و آن چه بيش از همه اهميت مي‌يابد همين طرق قضيه است.
در نگاه اسلام اين گونه محبت ورزيدن و عشق تنها در صورتي که مقدمه‌اي براي ازدواج باشد پذيرفتني و مقبول است.از اين رو مانعي ندارد که مرد به زن مورد علاقه‌اش که جمالش دستمايه جذبه او شده ميل کند، از نظر اسلام مرد مي‌تواند براي فراهم آوردن مقدمات ازدواج و ارزيابي همسر آينده خويش از جنبه‌هاي زيباشناختي و مسائل ديگري از اين نوع به او بنگرد اما ضابطه‌مند و در چارچوب تعريف شده و بدون هوي و هوس و شهوتراني افسار گريخته اما آن چه از محبت ورزي، وسيله لهو و لعب و بر هم زننده نظام حاکم بر ارتباط زن و مرد در حوزه زناشوئي گردد، به کلي مردود و ناپسند است. فراتر از اين، هر آن چه که سرانجام به انحرافات جنسي بيانجامد از هر نوع چه قلبي، چشمي يا زباني يا عملي، و يا در نهايت زمينه وقوع انحراف و تحريک جنسي را فراهم کند، از آنجا که پديد آورنده مشکلاتي اخلاقي خواهد شد که آدمي را به باتلاق انحراف خواهد کشيد از جنبه ديني و اسلامي مطرود است و خلاصه اين که اسلام مي‌خواهد به عاطفه و احساس جنبه عقلي بخشيده شود تا از اين رهگذر، انسان افسار عاطفه خويش را به دست عقل بسپارد و از پوسته به ژرفا و مغز فرو رود. اسلام نمي‌خواهد دختر و پسر جوان به صرف يک نگاه ساده و يا مسائل سطحي ديگر خود را ببازند و آهنگ دلدادگي سرکنند زيرا که قطعاً اين مسائل بسيار زودگذر و غير واقعي است، نظر اسلام نه تنها در اين مسأله که در همه روابط انساني مانند دوستي‌ها و همکاريها و ساير معاشرتها نيز چنين است و از آنجا که انسان داراي دو بعد مادي و معنوي بوده و اسلام نيز براي همه ابعاد او برنامه‌اي دارد در اين مورد که يکي از جنبه‌هاي مادي انسان است را او را رها نکرده است و آن چه مايه سعادت و کمال وي و دوري و نجات او از شقاوت و بدبختي است بيان نموده و به همين جهت براي اين نوع محبت قائل به ضوابط و شرايطي است و خلوت کردن با همديگر يا دست زدن به کارهايي را که فراهم آورنده تحريکات جنسي است مجاز نمي‌شمارد، اما با اين همه، آنان را از سخن ‌گفتن‌هاي پاک و بي‌شائبه باز نمي‌دارد.[4]

پي نوشت :

[1]بحار الأنوار، ج‏101 ص 130 باب 5 الأسماء و الکني ..... ص : 127.
[2] اصول کافي ج 2 ص 164.
[3] سوره ممتحنه، آيه 7.
[4] جهت اطلاعات بيشتر مراجعه شود به تفسير الميزان ،و نمونه در ذيل آيه 21 از سوره روم و آيه 7 سوره ممتحنه آيه 82 سوره مائده.

منبع: پايگاه حوزه
/س
Add Comments
Name:
Email:
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image