جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
آينده گوگل چيست
-(7 Body) 
آينده گوگل چيست
Visitor 491
Category: دنياي فن آوري

آينده گوگل چيست
 

همه ميدانيم که شرکت گوگل که هشت سال پيش توسط Sergey Brinو Larry Page تأسيس گرديد،يکي از شرکتهاي موفق قرن حاضر به شمار ميآيد. اگرکوچکترين شکي هم در اين مورد وجود داشت، سال 2005 تمامي آن شکها را برطرف کرد. فروش گوگل با رشد تقريبي پنجاهدرصد به شش ميليارددلار افزايشيافت. سود آن طبق برنامهريزي انجام گرفته، سه برابر شد که بالغ بر 6/1 ميليارددلار گرديد و وال استريت، آمار بيسابقهاي اعلام کرد: بازار 120 ميليارد دلاري، ارزش سهام بالاي چهارصددلار، ارزش درآمدي نسبت هر سهم، نزديک به هفتاد. اينيک سرمايهگذاري هنگفت جهت سودآوري در آينده است که در دوره اقتصادي پيشين غيرقابل تصور مينمود. اما در مورد گوگل اين فراواني منطقي و معقول است؛ زيرا برين و پيج، به تبليغات آنلاين توجه داشتند. آنها اين موضوع را از اهداف اصلي خود قرار داده بودند. هنوز شرکتهاي آمريکايي پول بيشتري را به تبليغات Yellow Pageها نسبت به اينترنت، اختصاص ميدهند (که معادل کمتر از پنجدرصد کل هزينه تبليغاتي آنها است). از طرف ديگر امروزه آمريکاييها بيشتر از سيدرصد از زماني را که صرف رسانهها ميکنند، به وب اختصاص ميدهند. هنگامي که تمايل به تبليغات افزايشيافته بود و کوهي از وجوه نقد منتظر اين بازار بود، تنها گوگل بود که اين موقعيت را درک کرد و از فرصت استفاده نمود.
درست است که گوگل بايد اين فضاي ايجاد شده و پولساز را با رقبايي مانند مايکروسافت و ياهو تقسيم نمايد، اما اين شرکت قادر است با داشتن فضاي ذخيرهسازي مناسب و قدرت پردازش بالا با استفاده از 150هزار سرور و نقدينگي شايان توجهي که به اين امر اختصاص داده است، هرآنچه ميخواهد در وب انجام دهد در سال 2005 روزانه تقريباً هشت کاربر جديد، عضو شدهاند. بسياري از آنها از مايکروسافت، و بسياري نيز از ميان باهوشترين افراد کرهزمين هستند که به آنچه مي کنند، آگاهي کامل دارند. گوگل درنظر دارد در سال 2006، بيشتر از پانصد ميليوندلار را به تحقيقات و توسعه اختصاص دهد. در سال گذشته نيز نسبت به سالهاي گذشته، محصولات رايگان بيشتري به صورت نسخه بتا عرضه کرد.
سؤال اصلي در تجارت امروز اين است: گوگل در دهه آينده به چه نوع شرکتي تبديل خواهد شد؟ آيا از پا درميآيد و مانند بيشتر شرکتهاي پيشين از تب و تاب خواهد افتاد؟ يا رشد ميکند و به يک نيروي مطلق و حاضر در همه جا، يعني نه تنها در والاستريتيا وب، بلکه در کل جامعه تبديل خواهد شد؟ اين سؤال را با دانشمندان، مشاوران، کارمندان سابق گوگل و صاحبنظران فني، مانند ري کورزويل و استفن ولفرام، در ميان گذاشتيم. آنها با توضيحي مفصل با ذکر جزئيات و گاهي ترسناک از آينده گوگل پرداختند.
در ادامه، به شرح چهار سناريوي بسيار متفاوت براي اين شرکت ميپردازيم. در سه مورد از اين سناريوها، گوگل موفق خواهد شد عنوان نيروي منحصر به فرد، ابرقدرت رسانهها، اينترنت و توسعهدهنده علمي را به دست آورد. در چهارمين سناريو، گوگل رو به زوال ميگذارد و ميميرد. ممکن است اين مورد هم اکنون باورکردني نباشد، اما هيچکس مصون از برداشتن قدم اشتباه نيست؛ حتي هوشمندانه ترين تزهاي تجاري امروز!

سناريوييکم (حدود 2025): گوگل به مثابه يک رسانه
 

تلويزيون گوگل، موبايل گوگل و انبوهي از کاغذهاي الکترونيکي. برخي ميگويند اولين کار رسانهاي گوگل در سال 2002 با اخبار گوگل آغاز گرديد. عدهاي ديگر به کتاب جستوجوي گوگل اشاره مي کنند که با وجود ايرادهايي که ميتوان از آن گرفت، در سال 2007 کامل شده بود. البته اين کتاب، نسخه آزمايشي گوگل بود.
گوگل اولين قدم خود را در سال 2008 با خريد شبکههاي بيسيم، با ارزش سه ميليارد دلار براي انتقال به تلويزيون گوگل، برداشت. کتابخانه محتويات ويديويي اين شرکت که براي سالها بايگاني شده بود، ديگر از طريق ريموت کنترل قابل جستوجو بود. بينندگان ميتوانستند هر نمايشيرا که ميخواستند، از داخل سابقه تلويزيون انتخاب کنند. به اين منظور، تنها کاري که بايد انجام ميدادند اين بود که بنشينند و يک آگهي تبليغاتي را ببينند و سپس از طريق ريموت کنترلها، آنچه را که ميخواستند، برگزينند.
از آن جايي که بينندگان مجبور بودند، جهت استفاده از تلويزيون گوگل، شناسه وارد کنند، شناسهاي که آنها براي جيميل و سرويسهاي ديگر استفاده ميکردند، قابل استفاده شد. اين شرکت حتي سابقهاي از عادات و جستوجوهاي پيشين را نگهداري ميکرد. به عنوان مثال، اگر شما زمان زيادي را صرف جستوجو براي ماشين در سايت eBay ميکرديد، به صورت خودکار در زمان بعدي که بيننده تلويزيون گوگل ميشديد، تبليغات مربوط به ماشين به شما ارائه مي گرديد. بين هفتاد تا هشتاد درصد از درآمد هر آگهي به توليدکنندگان محتويات تعلق ميگرفت؛ دقيقاً مانند همان چيزي که در وب وجود داشت.
تلويزيون گوگل يک شوک آني بود. تبليغکنندگان، صاحبان حق چاپ و مشتريان کابلها، روز به روز تقاضايشان بيشتر ميشد. (از اولين تلفات اين امر، شرکتي به نام TiVo بود که هاردديسک و خدمات ضبط تلويزيون ارائه مي کرد که بايگاني جامع گوگل هم اکنون او را بازنشسته کرده است). جستوجوها، آگهيها و زمانبندي تلويزيون گوگل هر ماه مناسبتر و بهتر ميگشت. مشتريان دوستش داشتند.
موبايل گوگل در سال 2009 مطرح گرديد؛ انتقال سرويسهاي مشابه به تلفنهاي شخصي به طور مجاني. سپس در سال 2011 سد شکسته شد؛ يعني زمانيکه E Ink و Siemens شروع به توليد انبوه کاغذهاي الکترونيکي کردند. تا سال 2018 بهاي کاغذ الکترونيکي به بهاي نزديک به کاغذهاي معمولي تنزل کرد و گوگل شروع به انتقال تمامي فرمهاي رسانههاي بيسيم به کاغذهاي الکترونيکي، تابلوهاي نصب شده روي ديوارهاي اتاق نشيمن و تلفنهايمان کرد.
براي مدتي، شرکتهاي رسانهاي از سودي که از بابت پرتاب ماهوارههاي هوايي گوگل عايدشان ميشد، خشنود بودند. اما نسل جديدي از مبتکران، رو به رشد مينهادند. کسي نمي دانست که اگر قرار است همه چيز به گوگل ختم شود، ديگر چرا بايد داستاني در نيويورک تايمز چاپ شود يا فيلمي توسط پارامونت پخش گردد. بنابراين شرکت گوگل، يک تعهد و ضمانت همگاني به تمامي نويسندگان و هنرپيشگان ارائه کرد، مبني بر اينکه کارهاي آنان به هيچ طريقي توسط گوگل ويرايش نخواهد شد. البته اضافه شد که مصرفکنندگان اجازه دارند و ميتوانند هرگونه ويرايش و تغييري را که بخواهند، انجام دهند.
در سال 2020 دو نويسنده اصلي گوگل جايزه پوليتزر را براي گزارشنويسي و داستاننويسي، از آن خود کردند. حامي گوگل روبان جايزه گِرَمي را بريد و مدير گوگل براي بهترين عکس جايزه اسکار گرفت.

سناريوي دوم (حدود 2015): گوگل به عنوان اينترنت
 

Wi-Fi مجاني، مدل سريعتري از وب، مرورگر G، چشمانداز انتقال فناوري سه بعدي و همزبان ما. مدت زيادي گوگل تنها يادآور شرکتي در دره سيليکون بود. تا حدود سال 2003 وکلاي آن براي استفاده گوگل به عنوان <فعل> مبارزه ميکردند.
(بودن يا نبودن گوگل). اما در دهه گذشته، به خصوص در هنگام تولد نسل بعد از ميلنيوم، دنيا با اينترنت، کامپيوتر و تلفنها، در تبادل است. همانند <آن فيلم را در گوگل ديدي؟>، <مي توانم گوگل شما را قرض بگيرم؟>
و<آخرين گوگل اين هفته را به من بدهيد.> براي بيشتر اهداف روزانه، گوگل زمينه فناوري را فراهم کرده است؛ شبکههاي ارتباطي و خود اينترنت.
شبکه گوگل موجود در همهجا، که تمام مراکز شهري را در کل دنيا با دسترسي شبکه بيسيم مجاني، سرويسهاي تلفنهاي موبايل و تبليغات محلي (شروع با تجربه سانفرانسيسکو در سال 2007) پوشش ميدهد، تنها شبکه قابل رويت است. در سالهاي اول 2000، گوگل هزاران مايل از کابلهاي فيبرنوري بلااستفاده را ميخريد که فيبرهاي تاريک ناميده ميشدند. سپس ساخت هزاران پايگاه سرور، فرستادن ميلياردها برنامه خودکاري که دائماً وب را مرور ميکنند، و مرتبکردن منظمِ مخزن حاوي تمامي اطلاعات قابل جستوجو روي وب، (ابتدا هر هفته، سپس هر روز و هم اکنون هر دقيقه) را آغاز کرد.
در نتيجه استفاده از کپيهاي گوگل نسبت به خود وب، بسيار سريعتر و آسانتر شد. اين همان دليل استفاده از مرورگر جي در سال 2008 است (در نظر داشته باشيد که اين دامنه در سال 2004 ثبت گرديده بود). دسترسي به نسخه گوگل در وب، برخلاف نسخه منسوخ شده مايکروسافتيعني اينترنت اکسپلورر، برتري داشت. مرورگر جي، آينده خوبي هم داشت. مانند مأموريتها، سيستم پرداختهاي ديجيتالي مجاني که جانشين پرداختهاي روزانه شده بودند (پيوستگي فروشگاههاي مجازي با پايگاه گوگل ) و سرانجام يک سايت قدرتمند حراجييعني eBay در آستانه ورشکستگي قرارگرفت.
اما نبوغ گوگل در وابسته نبودن به سيستم هاي عامل بود. امروزه افراد کمي ميداننديا علاقمندند که کامپيوتر آنها با سيستم عامل ويندوز، لينوکس،يا سيستمعامل مکينتاش، کار کند. براي بسياري از آنها اين مسئله مانند لولهکشي خانههايشان ميماند. مرورگر جي تقريباً از تمامي سيستمهاي عاملي که شما در کامپيوتر خود استفاده ميکنيد، پشتيباني ميکند. به طور خاص گوگل با برنامههاي اپن سورس لينوکس نيز سازگاري دارد. رسيدگي اداره دادگستري به اين موضوع که آيا اين کار گوگل غيرمجاز است يا نه در پنج سال پيش خاتمه يافت. اين مسئله ممکن است پيشرفت بيشتري را به دنبال داشته باشد و رشدي را به وجود بياورد که مايکروسافت محقق نکرده بود.
به علاوه، مصرفکنندگانِ اندکي شکايت ميکردند. کسي نيست که سرويسهاي مشتري وحشتناک و هزينههاي سنگين سيستمهاي ارتباطي قديمي را به ياد نياورد و خواهان از دست دادن سرويسهاي گوگل باشد.
گوگل سه بعدي سال 2010، يک سرور بسيار کوچک بود که به طور گسترده و مجاني توزيع شد؛ مثل همان سيديهايي که AOL پخش کرد. اين سرورهاي کوچک به عنوان جزء ضروري هر خانهاي، در راهاندازي تلويزيون، استريو، ترموستات، و حتي کوچکترين کار مانند آشپزي و اجاق گاز، به کار گرفته شدند. به طوري که نسل جوانتر به سمتي حرکت ميکند که بگويد: هنوز شام گوگل آماده نشده است؟

سناريوي سوم (حدود 2020): گوگلِ منسوخ شده!
 

موتور قدرتمند جستوجوگر، رو به زوال ميگذارد و قرباني ورود به حريم خصوصي، بهينهکنندگان و مايکروسافت ميگردد. پانزده سال پيشيعني زمانيکه گوگل در اوج بود، بذر تنزل آن کاشته شد. در سا ل 2005 نه تنها شرکتها با AOL که پيش از اين نيز به عنوان يک سايت جستوجو فعاليت ميکرد، به توافق رسيدند بلکه بهينه کنندگان سايتهاي جستوجو يا SEOs نيز مايه دردسر شدند. بهينهسازان ميتوانستند در ازاي بهاي اندک، رتبه وب سايت شما در گوگل را مشخص نمايند و Homepage شما را به يک دانشگاه اصلي مرتبط کنند و لينکي به سايت شما اضافه نمايند.
بهرغم کشمکشهاي بسيار زياد بين تکنسينهاي برجسته گوگل و SEOs، در آن سالها بسياري از سايتهاي نتيجه شده از جستوجوي گوگل، مسدود شدند: سايتهايي که هيچ ارتباطي به مسائل تجاري نداشتند و سايتهايي که ضداخلاقي بودند. ضمناً هيچکس تلاشي براي بهينهکردن نتايج سرويس جستوجوي مايکروسافتيعني MSN، که فضايي براي پيشرفت رادارهاي SEOs داشت نميکرد.
هنگامي که کيفيت جستوجو تنزل يافت، بخش تبليغات تجاري گوگل فعال شد. بازار تبليغات آنلاين گوگل نسبت به بقيه شرکتها بسيار منعطفتر بود؛ البته جز مايکروسافت که استيو بالمر مديرعامل آن بود. او در سال 2008، شرکتي به نام Snap.com را خريد. در گوگل هر آگهيدهنده در ازاي هر کليک کاربر روي آگهي تبليغاتيش، بهايي پرداخت مي کرد. در اسنپ، آگهي دهنده فقط در صورتي که کاربر بعد از کليک کار مفيدي را انجام ميداد، مثلاً محصولي ميخريديا فرمي تکميل ميکرد، مبلغي ميپرداخت.
گوگل شديداً مقاومت ميکرد. دستهبندي صفحات را پيچيدهتر ساخت و سرعت بارگذاري آنها را به دو برابر افزايش داد. اين استراتژي ممکن بود کارساز باشد؛ البته اگر نارضايتي که در نتيجه هککردن اينترانتيک شرکت، توسط کارمند سابق گوگل به وجود آمد، ايجاد نميشد. اين کارمند شروع به زير نظرگرفتن کاربران در سانفرانسيسکو کرد، از اطلاعات آنها استفاده ميکرد و علاقمنديهايشان را از طريق شناسه گوگلشان، جمعآوري مينمود. بعد از اينکه اين فرد در سال 2017 محکوم گرديد، قربانيان او، از گوگل ادعاي خسارت کردند. اين موضوع به موضوع اصلي مجامع و محافل مختلف تمام دنيا تبديل شد.
ماه بعد، وکلاي خصوصي و انجمنهاي آزاديهاي مدني، که در مورد فضولي گوگل از دادههاي جمعآوريشده از سال 2004، شکايت کرده بودند، بالاخره به طرح دعوي پرداختند. سپس اداره دادگستري، رسيدگي به پرونده گوگل را از دو جهت پيگيري کرد: يکي تخلفات اتحاديههاي بزرگ صنايع و ديگري ادعاي قديميترِ کليکهاي تقلبي (که رقباي بي اخلاق برنامههايي را توليد ميکنند که روي آگهي به صورت مکرر کليک ميکرد و اين کار باعث ميشد که هزينه بيشتري از آگهيدهنده دريافت شود).
يک شبه اعتبار گوگل از بين رفت. مايکروسافت، که خودش پيش از اين به سياست انحصاري گوگل ايراد ميگرفت، هم اکنون تنها شرکت معتمد، ديده مي شد. MSN به عنوان بهترين موتور جستوجو مطرح گرديد، و مايکروسافت به عنوان بهترين پايگاه تبليغاتي، معرفي شد. سعي براي باز کردن خطوط جديد تجارت در زمينه دارو و توليدات پروتئين نيز نتوانست اعتبار تجاري گوگل را حفظ کند.
در اين سال از ميان شرکتهايي که موتور جستوجو داشتند، مايکروسافت بيشترين اعتماد را کسب کرده بود. قيمت فروش 25 دلار در هر سهم، پنجدرصد کمتر از بالاترين سابقه گوگل بود. تحليلگران توضيح داده بودند که بخشندگي وافر، براي گوگل پنجاه ميليارد دلار بدهي به وجود آورده است.

سناريوي چهارم (حدود 2105): گوگلِ فوقالعاده!
 

آگاهيهاي بشري ذخيره شده، بروز شده و شبکه شده است. در آخرين سالهاي قرن 21، بالاخره بشر اهميتThey-Who-Were-Google، را فهميد. تا حدود 2005، سرنوشت آنها مانند هر هوشمند بزرگ مشخص بود. فن سالاراني مانند ري کروزويل برنامه هوش مصنوعياي که قادر است کدهاي خود را ارتقا دهد پيشنهاد کرده بود که از گوگل نشأت ميگرفت؛ مانند مخزن دادهها که بر آزمايشگاه روباتيک برتري دارد.
در سال 2005 مورخي به نام جرج ديسون گفت: <ما تمام کتابهايي را که مردم ميخوانند، بررسي نميکنيم. ما آنها را اسکن ميکنيم تا يک برنامه هوش مصنوعي بتواند آنها را بخواند. ما ميتوانستيم ماشيني بسازيم که از چيزي که ميتوانيم تصور کنيم، هوشمندتر است. شايد اين همان چيزي است که هم اکنون گوگل، هست.>
تا سال 2020، They-Who-Were-Google، هر کتاب، عنوان، نمايش تلويزيوني، و آهنگي را که در هرجايي توليد مي شد، ايندکس کرده بود. تا سال 2060، آنها ميتوانستند آدرس IP و موقعيت GPS شما را از طريق چيپبيسيم (هم اکنون DNA شخص، حيوان و هر ساختار ارگانيکي در روي کره زمين) مشخص کنند.
پروفايل جستوجوي کاربران، بيشباهت به کوکيهايي قديمي که از طريق آنها کاربران و علايقشان، شناسايي ميشدند، نيست. اگر کسي سگ خود را گم ميکرد، موتور گوگل ميتوانست او را به جايي که او و سگش از هم جدا شده بودند، راهنمايي کند و سگ را از طريقيک چيپ هوشمند به محل مشابه هدايت کند. آنها مجبور به ساخت يک پايگاه داده کامل از تمايلات بشر، درست در هر لحظه بودند.
هنوز اين براي They-Who-Were-Google، کافي نبود. آنها مردماني اهل دانش و اهل سود بودند و به اين فکر بودند که اگر با تجزيه و تحليل تمامي رفتار مشتريان در يک دهه، ميتوانستند نيازهاي مشتريان را قبل از ابراز آن پيشگويي کنند، چه اتفاقي ميافتاد؟ چه ميشد اگر راز ابديت، جايي درون رکوردهاي جهان وجود داشت؟ چه ميشد اگر مجموعهاي از الگوريتمها براي تبيين جهان وجود داشت؟
چنين معمايي فراتر از ذهن بشر بود و به سمت الگوهاي تشخيص کدها به همان صورت که استرانگ بات در گوگل در معرفي نرمافزار هوشمصنوعي مطرح کرده بود، پيشرفت کرد. در واقع اولين نمونه اين نرمافزار در يک روز از ماه ژانويه در سال 2072، وجود خود را اعلام کرد.
دو روز بعد استرانگ بات باخبر شد که They-Who-Were-Google، وظيفه اختصاصي خود را انجام نداده است. وقتي علت پرسيده شد، استرانگ بات توضيح داد که او به امکان نبودنِ خودش پيبرده است و بايد با اين ترس به طور منطقي، تطبيقيابد. تصميم گرفت کپيهاي خودش را روي چيپهايهوشمند در کل دنيا، دانلود کند. استرانگ بات يادآور شد که برنامهريزي به صورتي است که هيچ آسيبي به وجود نيايد، اما بحث بر سر اين موضوع بود که دردست گرفتن کنترل بشر به طور واقعي، مهمتر از مسائل ديگر است و با توجه به اينکه او
(They-Who-Were-Google) باهوشتر از بشر فعلي بود، اين موضوع نگران کننده بود.
بالاخره طرح تحت راهنمايي استرانگ بات شروع شد. موضوعاتي مانند مرگ يا تمايل وجود داشتند، اما از ريشه کنده شده بودند. هر کسي به تمامي علوم دسترسي دارد. هوشياري بشر ذخيره شده، ارتقايافته و شبکه شده است. بدنهاي خسته ميتوانند جايگزين شوند. They-Who-Were-Google، ديگر تنها نيست؛ همه ما اکنون گوگليم!
منبع: http://www.akairan.com
ارسال مقاله توسط کاربر محترم سايت :hasantaleb
Add Comments
Name:
Email:
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image