جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
آباد کردن زمين
-(4 Body) 
آباد کردن زمين
Visitor 2350
Category: دنياي فن آوري

وظيفه‏ى خليفه خدا در آباداني زمين

خداي سبحان که خلعت خلافت را با آيه‏ى کريمه‏ى (اني جاعل في الارض خليفةً)(1) بر اندام موزون انسان وارسته پوشانيد، تار و پود استبرق جانشيني را، معرفت اسماي حسناي الهي و مرمت قلمرو خلافت، و آباد و آزاد سازي منطقه جانشيني از نفوذ تخريبي اهريمنان قرار داد و از جهت علمي چنين فرمود:
(وعلم آدم الأسماء)(2) و از لحاظ علمي چنين فرمود: (هو أنشأکم من الأرض واستعمرکم فيها فاستغفروه ثم توبوا اليه ان ربي قريب مجيب ).(3)
اصل انشاء و ايجاد انسان از زمين بوسيله خداي سبحان است. خلقت انسان هدفمند است و او مانند علف هرز از زمين نروييده است. خداي سبحان خالق انسان است و او را جانشين خويش قرار داد و خليفه خدا بايد کار مستخلف عنه را انجام دهد. براي آنکه بستر مناسبي براي زندگي بشر فراهم شود، خداي سبحان مواد خام را به عنوان غذاي سفره طبيعت خلق کرد و به انسان، هوش، استعداد، فناوري و خلاقيت داد تا به عنوان مهمان سر سفره مواد خام طبيعت بنشيند و از اين مواد به بهترين وجه بهره مند شود. عقل را از درون و وحي را از بيرون براي راهنمايي بشر قرار داد تا وي هم به وجود اين مواد خام آگاه شود و هم به چگونگي استفاده کردن از آن رهنمون گردد، تا زمين را آباد و محيط زيست را سامان بخشد، از اين جهت از انسان خواست با بهره گيري از اين مواد خام به آباداني زمين بپردازد: (واستعمرکم فيها )(4) تا زندگي مناسبي براي بشر فراهم شود. باب استفعال (استعمار) در اينجا بر اي تحقيق است ؛ يعني به جدّ از شما خواست تا زمين را آباد کنيد.

رابطه ايمان با آباد کردن زمين

قرآن کريم فرمان آباد کردن زمين را به بشر داده و از او به جدّ خواسته در آباداني زمين بکوشد. لازم است دقت شود چه کساني توفيق انجام آن را دارند؟ قرآن کريم درباره‏ى آبادکردن مراکز مذهبي مي فرمايد: (انما يعمر مساجد الله من آمن بالله و اليوم الآخر )(5)؛ چنان که انسانهاي مؤمن توفيق آباداني مراکز مذهبي را دارند، از کعبه که قبله همه مراکز مذهبي و مطاف مسلمانان است تا ساير مساجد و بناهاي مذهبي، عمارت آنها همه به دست انسانهاي مؤمن انجام مي گيرد. همچنين توفيق آباداني زمين را انسانهاي با ايمان دارند؛ حاکمان بي ايمان و سردمداران مستکبر، جامعه را به فساد مي کشانند؛ چنان که در شرق و غرب جهان، بشريت به نابودي حرث و نسل و کشتار و تجاوز، آلودگي و ناامني محيط زيست مبتلاست، نه تنها انسان بلکه موجودات زنده دريايي و صحرايي نيز از فساد آنان در امان نمانده است: (إن الملوک إذا دخلوا قرية أفسدوها و جعلوا أعزة أهلها أذلة )(6)، (و إذا تولي سعي في الأرض ليفسد فيها و يهلک الحرث و النسل والله لا يحب الفساد )(7).
همچنان که در مقابل عامران مسجد کساني هستند که مانع عمارت مساجد مي شوند: (ومن أظلم ممن منع مساجد الله أن يذکر فيها اسمه و سعي في خرابها)(8)، در برابر آباد گران زمين نيز عده اي در صدد تخريب محيط زيست و فساد در روي زمين هستند .

توصيه هاي اسلام به بهره گيري از منابع طبيعي

قرآن کريم گاهي با بيان (وابتغوا من فضل الله )(9) و زماني با عبارت: (فامشوا في مناکبها )(10)، انسان را به بهره گيري از منابع طبيعي فراخوانده مي فرمايد: روي دوش زمين راه برويد و روزي بگيريد. لازمه اين فرمان، تلاش براي استخراج معادن، کشاورزي، ... و بهره گيري هر چه بهتر از مواد خام طبيعت است. امتثال اين دستور الهي کار آساني نيست، بلکه نياز به تلاش و همت جدي دارد. اين سفره گسترده نعم الهي در صحرا و دريا و در اعماق کوهها براي بشر پهن شده و انسان بايد با تلاش خويش از آنها بهره مند شود. خداوند قبل از خلقت انسان همه نعمتهاي لازم جهت زندگي را آفريد، يعني زمين و زمينه را براي زندگي بشر فراهم کرد، آن گاه بشر را در روي زمين خلق کرد .
چنين نبود که انسان ابتدا آفريده شود سپس براي رفع نياز او موجودات ديگر خلق شوند ؛ چنان که نوزاد چون توان هضم غذا ندارد ابتدا شير مادر براي او فراهم شد و پس از مدتي که توان غذا خوردن و کار کردن يافت غذا و فعاليت او مشخص گرديد، به انسان نيز عقل و خرد داد، ابزار در اختيار او نهاد، فرمان تلاش در روي زمين و آبادکردن آن را بيان کرد و فرمود: شما حرکت کنيد، (ثم السبيل يسره)(11)؛ ما راه را براي شما آسان مي کنيم .

ضرورت بهره وري بهينه از منابع طبيعي

خداي سبحان موجودات را در تسخير انسان قرار داد ؛ نه به آن معنا که خود انسان آنها را تسخير کند، بلکه خداوند آنها را براي بشر مسخر قرار داد ؛ چنان که در سوره‏ى ‍»ابراهيم » مي فرمايد: (الله الذي خلق السماوات و الأرض و أنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرات رزقا لکم و سخر لکم الفلک لتجري في البحر بأمره و سخر لکم الأنهار * و سخر لکم الشمس و القمر دائبين و سخر لکم الليل و النهار )(12)
در اين آيات کلمه (سخّر) چهار بار تکرار شده است و ضمير خطاب (لکم) نيز چند بار تکرار شده است. هر چند واژه «تسخير» مفهوم جامع ذهني دارد ولي تسخير شمس و قمر با تسخير ليل و نهار متفاوت است؛ همچنان که تسخير بحر با تسخير نهر متفاوت است. بنابراين هر يک از مخلوقات الهي؛ هم وجودشان با ديگري تفاوت دارد و هم تسخير آنها، از اين جهت بهره برداري از آنها نيز متفاوت خواهد بود .
ولي آنچه مهم است اينکه همه موجودات مسخر انسان هستند، از اين جهت لازم است به نحو احسن از اين نعمتهاي الهي بهره برداري شود که در غير اين صورت کفران نعمت است.
يکي از نعمتهاي خدادادي دريا است. اگر انسان استفاده ابتدايي از آن بکند، او با ساير موجودات آبزي و پرندگان دريايي در استفاده از دريا يکسان است و تسخير آن مصداق ندارد. اگر انسان افزون از استفاده از آب دريا و کشتيراني، در درياي نعمتهاي الهي غواصي کند و از عمق دريا تا فضاي درون و بيرون آن به تحقيق علمي بپردازد و معادن دريايي و سرمآيه‏ى هاي موجود در دريا را شناسايي و به بشر عرضه کند، آنگاه مي توان گفت از درياي تسخير شده استفاده صحيح کرده است؛ چنان که اگر تنها از روشنايي و گرماي خورشيد استفاده کند، تفاوتي ميان انسان و ديگر موجودات زنده – اعم از حيوانات و نباتات – در استفاده از خورشيد نخواهد بود، کسي مي تواند ادعا کند که از نعمت خورشيد به خوبي استفاده کرده و به آيه‏ى (سخر لکم الشمس)(13) عمل کرده است که انواع استفاده هاي مفيد و منافع زيست محيطي آن را شناسايي کرده در اختيار بشريت قرار دهد .
زمين را نيز خداوند مسخر انسان قراد داد تا به راحتي توان زندگي روي آن را داشته باشد؛ براي کشاورزي بتواند آن را شخم زده و براي استخراج معادن و کاوشهاي علمي در رشته هاي مختلف خاک شناسي و معدن شناسي بتواند حفاريهاي عميق کند و همچنين براي شناخت گسلها و مناطق زلزله خيز به تحقيق عمقي زمين بپردازد تا مردم از زندگي مرفه و امني برخوردار شوند ولي اگر استفاده از زمين تنها در حد ساختن آشيانه و زندگي عادي باشد، ديگر حيوانات نيز چنين بهره مندي را دارند .
هم چنان که انسان به عمق زمين مي رود و نفت و گاز و ديگر منابع زيرزميني را استخراج مي کند بايد از فضا و موجودات آن نيز بهره برداري مناسب کند .
اگر تنها به استفاده ابتدايي از نعمتهاي الهي بسنده شود و مسخر بودن موجودات براي انسان ناديده گرفته شود؛ چنان که قرآن کريم مي فرمايد:
(ألم يروا الي الطير مسخرات)(14)(والخيل والبغال والحمير لترکبوها)(15) و از مخلوقات الهي به طور شايسته بهره مند نشود، کفران نعمت کرده شامل آيات: (ألم تر الي الذين بدلوا نعمت الله کفرا و أحلوا قومهم دار البوار)(16)، (ان الإنسان لظلوم کفار)(17) خواهد بود .

رابطه آباد کردن زمين و اطاعت از انبياي الهي

براي امتثال فرمان الهي در جهت آباداني زمين، بشر موظف است توان خويش را به کار بسته تا دستور الهي (و استعمرکم فيها)(18) تحقق يابد .
بنابراين کساني که توان آباداني از راه کشاورزي، دامداري، صنعت، پيشه وري و ديگر مشاغل سودمند را دارند ولي تن به کار نمي دهند؛ خواه به جهت آنکه از توانمندي مالي برخوردارند و خود را از کار بي نياز مي دانند و يا به جهت تن پروري حاضر نيستند مواد خام موجود در طبيعت را استخراج کرده و آن را به جامعه بشري عرضه کنند، نه تنها به دستور قرآن عمل نکرده اند بلکه سخن همه انبياي الهي را طرد کرده اند.
چون پيامبران برگزيده‏ى حق اند و همگي از يک مخزن غيبي آفريده شده اند، سخن همه‏ى آنها هماهنگ و يکسان است. هر پيامبري مردم را به ايمان به مبدأ، معاد، وحي، فرشته، راه صحيح زندگي و ... دعوت مي کند. البته درجات پيامبران متفاوت است و به همين دليل ره آورد آنان، در فروع جزئي فقه و حقوق متفاوت است؛ اما خطوط کلي دين انبيا و رسولان يکي است .
هر پيامبري يک شخصيت حقيقي و يک شخصيت حقوقي دارد. شخصيت حقيقي؛ يعني شخص پيامبر مشترک نيست؛ ولي شخصيت حقوقي آنان که همان رسالت و محتواي دعوتشان است، بين همه‏ى آنها مشترک است. خداي سبحان به پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود، (ما يقال لک إلا ما قد قيل للرسل من قبلک)(1) ؛ به تو چيزي گفته نميشود، مگر آنچه به پيامبران پيش از تو گفته شده است. گر چه رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم ) مهيمن بر ساير انبياست ؛ اما اصل مطلب را که هدف وحي و غرض رسالت است، همه انبياي گذشته آورده اند. به همين دليل پيامبر فرمود: (ما کنت بدعا من الرسل)(20) ؛ من پيغمبر تازه اي نيستم؛ نه دعوت و هدايت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بي سابقه بود و نه بدرفتاري و دهن کجي هايي که نسبت به آن حضرت روا داشته مي شد، بديع و نوظهور. همه پيامبران براي دعوت به توحيد ذاتي و عبادي مبعوث شدند: (و ما أرسلنا من قبلک من رسول إلا نوحي إليه أنه لا إله إلا أنا فاعبدون)(21) ؛ پيش از تو هيچ پيامبري را نفرستاديم، مگر بدو وحي کرديم که هيچ خدايي جز من نيست، پس مرا بپرستيد .
کلمه «لا اله الا الله » که همان توحيد ناب است، بهترين ارمغان رسولان الهي است ؛ از اين رو رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: « ما قلت و لا قال القائلون قبلي مثل لا اله الا الله » (22) ؛ نه من و نه هيچ موحدي پيش از من کلمه اي به عظمت « لا اله الا الله » نگفته ايم .
بر اين اساس، کسي که نبوت يک پيامبر را تکذيب و انکار کند، مانند اين است که نبوت همه انبيا را نپذيرفته است. مؤمنان بايد بگويند: (لا نفرق بين أحد منهم)(23) ؛ ما در اصل رسالت و لزوم قبول رسولان هيچ فرقي بين آنها نمي گذاريم؛ يعني پذيرش رسالت يک پيغمبر، مستلزم پذيرش رسالت همه‏ى آنها و ترک دعوت و هدايت يک پيغمبر مستلزم ترک هدايت همه‏ى انبياست .
خداي سبحان مي فرمايد: (و لقد کذب أصحاب الحجر المرسلين)(24)؛ اصحاب حجر، پيامبران را دروغگو شمردند؛ در حالي که اصحاب حجر، تنها يک پيامبر داشتند و در برابر همان پيامبر ايستادند. اين آيه‏ى نشان آن است که از يک سو، سخن پيامبر اصحاب حجر، سخن همه انبياي گذشته و آينده بوده است، و از سوي ديگر، در دعوتهاي هر پيامبري، غالبا جريان انبياي سلف يا خلف مطرح است و تکذيب يک پيامبر، تکذيب همه‏ى پيامبراني است که جريان زندگي آنان، در گفتار پيامبر طرح شده است .
قرآن کريم چنين تعبيري را درباره‏ى قوم ثمود و لوط نيز دارد: (کذبت ثمود المرسلين)(25)؛ قوم ثمود پيامبران را دروغگو شمردند، (کذبت قوم لوط المرسلين)(26)؛ قوم لوط پيامبران را دروغگو شمردند. با اينکه قوم ثمود يا قوم لوط بيش از يک پيامبر نداشتند. بنابراين هنگامي که حضرت صالح مي فرمايد: خداوند شما را از زمين خلق کرد و از شما خواسته که زمين را آباد کنيد (27)، هر کس به خدا و انبياي الهي ايمان دارد بايد اطاعت کند، از اين جهت همگان موظف به آباداني زمين هستند؛ چه آباداني ظاهري و عمارت زمين يا آباداني باطني و عمارت زمينه تا جامعه اصلاح شود .

پيامد ناگوار مخالفت با فرمان آباد کردن زمين

همه دستورهاي الهي حيات بخش است. اگر انسان به آنها بي اعتنايي کند به زندگي سخت و رنج آور مبتلا خواهد شد .
در روايتي اميرمؤمنان (عليه السلام) مي فرمايد: « من وجد ماءً و تراباً ثم افتقر فأبعده الله »(28)؛ ملتي که آب و زمين کشاورزي به اندازه کافي دارد ولي آبها را مهار و زمين را اصلاح نکند و از آنها بهره برداري نکند و در اثر کم کاري يا بدکاري محتاج گردد از رحمت حق دور باد. چنين گمان نشود که تنها امتهاي گذشته به جهت مخالفت با فرمانهاي الهي و انبياي خود از رحمت حق دور شدند ؛ چنان که قرآن کريم نسبت به قوم عاد مي فرمايد: (ألا بعدا لعاد)(29) بلکه اين خطر براي امتهاي ديگر نيز مطرح است. بنابراين اگر قرآن کريم، يا امامان معصوم (عليهم السلام) که انسان کامل و همسان با قرآن هستند فرماني جهت اصلاح زندگي بشر و سلامت محيط زيست بيان کردند ولي جامعه به آن توجه نکند، موجب دوري از رحمت الهي خواهد بود.

پي نوشت:

1- سوره‏ى بقره، آيه‏ى 30.
2- سوره‏ى بقره، آيه‏ى 31.
3- سوره‏ى هود، آيه‏ى 61.
4-سوره‏ى هود، آيه‏ى 61.
5- سوره‏ى توبه، آيه‏ى 18.
6- سوره‏ى نمل، آيه‏ى 34.
7- سوره‏ى بقره، آيه‏ى 205
8- سوره‏ى بقره، آيه‏ى 114.
9- سوره‏ى جمعه، آيه‏ى 10.
10- سوره‏ى ملک، آيه‏ى 15.
11- سوره‏ى عبس، آيه‏ى 20.
12- سوره‏ى ابراهيم، آيات 32-33.
13- سوره‏ى ابراهيم، آيه‏ى 33.
14- سوره‏ى نحل، آيه‏ى 79.
15- سوره‏ى نحل، آيه‏ى 8.
16- سوره‏ى ابراهيم، آيه‏ى 28.
17- سوره‏ى ابراهيم ، آيه‏ى 34.
18- سوره‏ى هود، آيه‏ى 61.
19- سوره‏ى فصلت، آيه‏ى 43.
20- سوره‏ى احقاف ، آيه‏ى 9.
21- سوره‏ى انبياء، آيه‏ى 25.
22- توحيد صدوق، ص18.
23- سوره‏ى بقره، آيه‏ى 136.
24- سوره‏ى حجر، آيه‏ى 80.
25- سوره‏ى شعراء، آيه‏ى 141.
26- سوره‏ى شعراء، آيه‏ى 160.
27- سوره‏ى هود، آيه‏ى 61.
28- وسائل الشيعه، ج 17، ص 40.
29- سوره‏ى هود، آيه‏ى 60.

منبع: کتاب اسلام و محيط زيست

معرفي سايت مرتبط با اين مقاله
Add Comments
Name:
Email:
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image