بشر ابزارهايي را که به دست خويش ساخته است در اختيار دارد و از آنها نيز بهرهي کافي ميبرد. او از آنچه اختراع يا کشف ميکند تا سر حد امکان بهرهکشي ميکند و اين مغايرتي با تفکرات اسلامي نيز ندارد. زيرا خداوند فرموده است که همه اينها را براي تسخير توسط انسان آفريده است.
امروزه تخيلات بشر، گاه در فيلمهاي سينمايي دنيايي را به تصوير ميکشد که در آن همه چيز از دست انسان خارج شده و در دست قدرت تکنولوژي قرار گرفته است. انسان در اختيار رباتها و فن آوريهاي پيشرفته خلق شده توسط او گرفتار آمده و براي خلاصي از آنچه خود ايجاد کرده است دست و پا ميزند.
هر چند اين مسأله به يک تخيل و کابوس ميماند و بيشتر در فيلمهاي سينمايي بايستي به دنبال آن بود ولي آن طور که پيش خواهد رفت وقوع حوادثي چنين، غيرقابل تصور نخواهد بود. امروزه به نقطهاي رسيدهايم که بشر از ـ در اختيار داشتن ـ تکنولوژي به ـ در اختيار آنها ـ بودن نزديک ميشود و اين لزوم بازنگري را در علوم جديد بيشتر مينماياند.
فضاي الکترونيکي (Cyberspaces) يکي از اين مجموعهها است. اينترنت به عنوان يک دنياي جديد و محيطي گسترده فضايي را خلق کرده است که وسعت آن با کره خاکي برابري ميکند. فضايي بسيار گسترده که حتي ميتوان آن را دنيايي جديد خواند، دنيايي که بشر موفق به خلق آن شده است. اين دنياي مجازي رفته رفته جاي پاي خود را آشکارتر و عرصه را بر رقباي خويش تنگتر ميکند. عالمي که ويژگيهايي دارد که در دنياي واقعي نيز به چشم نميخورد.
سرعت، يکي از مؤلفههاي اين دنياي جديد است. توانايي اين مؤلفه آنقدر آشکار است که به هيچ وجه نميتوان آن را کتمان کرد يا از آن چشم پوشيد. کارايي نيز در دامن اينترنت به توانهاي بالا ميرسد. سرعت بالا و کارايي قابل توجه در کنار هم سبب شده است که بشر سعي کند تا همه وظايفش را به دنياي جديد ديجيتال محول کند تا هم با سرعت بالا و هم کارايي مناسب وظايف خود را به بهترين نحو ممکن به انجام برساند. آنچه در کنار اين دو مؤلفه سبب قابل توجهتر شدن فضاي مجازي ميشود هزينههاي کاهشيافته آن است. برعکس محيط واقعي در فضاي مجازي وقتي کارها سريعتر انجام ميشود هزينهها بالا نخواهد رفت. هر چند نامهها در زماني باورنکردني به مقصد ميرسند و دستورها به موقع اجرا ميگردند ولي هزينهها کاهش غيرقابل تصوري داشتهاند.
با وجود همهي اين موارد برخي مسائل نيز هست که بدون دقت در آنها کام شيرين بشر هنوز تلخ مانده است. بشر هنوز دانش و فرهنگ استفاده از اينترنت را به خوبي فرانگرفته است و حتي نتوانسته است فرهنگنامهاي مناسب براي آن بنويسد. دليل اين امر نه فقط عقب ماندن دانشنامهنويسان از کاشفان اينترنت، بلکه ذات فنآوري وب و ويژگيهاي آن است.
پيشرفت فوقالعاده اينترنت موقعيتهاي فراواني ايجاد کرده است تا نقص امنيت سهلتر گردد. اتوبان وب جادهاي است که امکان استفاده از سرعت بالا را فراهم آورده است حال آنکه سارقان سوار ماشينهاي ماوراي طبيعي شدهاند و پليسها همچنان با همان ابزار قديمي ميخواهند جلوي آنها را بگيرند. از همين رو است که بشر هماکنون بيشتر به فکر جلوگيري است. او در حال حاضر پيشگيري را تنها راه حل ميداند چون معتقد است درمان هنوز يافت نشده است ولي آيا چنين نيز خواهد ماند؟
مدتي پيش در جريان برگزاري سران جهان درباره جامعه اطلاعاتي (WSIS)، سران حاضر مسووليتي را به دبير کل سازمان ملل متحد سپردند. طبق اين وظيفه دبير کل موظف شد يک گروه کاري تشکيل دهد و به وسيله آن به اين پرسش پاسخ گويد که آيا ميتوان بر اينترنت حاکم شد؟
اين گروه، به گروه کاري درباره حاکميت بر اينترنت، معروف شد. کوفي عنان دبير کل سازمان ملل متحد، مارکوس کومر سوئيسي را به رياست آن برگزيد تا تحقيق نمايد چه کسي بايستي قانونگذاري و نظمبخشي به محيط مجازي را بر عهده بگيرد؟ همانقدر که موضوع WSIS جذاب بود، وظايف اين گروه نيز از جذابيت برخوردار است. تشکيل اين گروه نشانگر اين واقعيت است که نه تنها کشورهاي توسعهنيافته و در حال توسعه، بلکه مابقي کشورها نيز در صدد يافتن پاسخي در خور به اين پرسش بنيادين هستند، زيرا آنها واقعاً هنوز به يک اجماع در رويههاي خود دست نيافتهاند.
دولتها در برابر تعريف حريم خصوصي در اينترنت يا حمايت از مصرفکنندهها يا محدود کردن هرزنامهها و يا نامگذاري دامنههاي اينترنتي، اختلافنظرهاي عميق دارند. در عين حال واقفند که به تنهايي قادر نخواهند بود تا نتيجه عملي به دست آورند زيرا به خوبي ميدانند که بينالمللي بودن، ذاتي اينترنت است و بدون توجه به اين خصلت بنيادين، هر تصميمي بينتيجه خواهد ماند.
هر چند همه کشورها ميدانند که بايستي در اين راه همکاري شود ولي عطش دولتهاي در حال توسعه بيشتر است. آنها طبق رويه معمول خود خواهان نقشآفريني بيشتر سازمان ملل هستند. اکثريت غالب دولتهاي در حال توسعه در قالب اين سازمان فرصت مييابند تا هر آنچه خواسته آنها باشد تصويب کنند و تمام ملل را به اطاعت از آن وادارند. اما دولتهاي شمال نيز که بيشترين نقش را در ايجاد و استفاده از اينترنت داشتهاند با اين روش مخالفند. مخالفت آنها بيشتر از آنکه در جهت معاندت با سازمان ملل باشد در مقابل اين سوءاستفادهها از در اکثريت بودن دولتهاي در حال توسعه است.
به هر حال اين گروه کاري دستور تشکيل را از دبير کل گرفته است. مارکوس کومر سرپرست اين گروه کاري در مصاحبه با يک نشريه الکترونيکي سوئيسي اعلام کرد که تا پايان ژوئيه (تيرماه)، اين گروه شروع به کار خواهد کرد. به عبارتي هنوز در مرحله تشکيل قرار دارد و تا آغاز به کار آن نيز مدتي به طول خواهد انجاميد.
ميدان عمل گروه توسط دبير کل يا اجلاس wsis مشخص نشده است و اين مهم بر عهده خود گروه کاري گذاشته شده است تا آنها با بررسيهاي کارشناسانه وسعت کار خود را تشريح نمايند. مارکوس کومرمعتقد است که وظيفه اين گروه تنها دستيافتن به يک تعريف است. از نظر وي اين گروه ميخواهد به تعريفي برسد که حاکميت بر اينترنت يعني چه؟ هر چند قرار است يک سري توصيهها نيز به اجلاس آينده سران جامعه اطلاعاتي در تونس (2005) ارائه شود.
اينترنت تاکنون مرجعي عام ندارد و کسي تا به حال نتوانسته است که خود را مالک فضاي مجازي معرفي نمايد. در فضاي الکترونيکي، برعکس بورس، اطلاق کنترل، طراحي نشده است و همين مسأله چنانچه اشاره شد زيانهاي متعددي را در پي داشته است. سايتهاي غيرواقعي و بحثهاي امنيت شبکه و مواردي از اين دست در اين قالب شناسايي ميشود. به نظر ما براي يافتن پاسخ به اين مشکلات بايستي يک قدم به عقب گذاشت و سوال را ابتدا کليتر و پردامنهتر مطرح نمود. به عنوان مثال ميتوان اين طور مطرح نمود که آيا صحبت از کنترل اينترنت ميتواند قابل تصور باشد؟
پاسخ به اين سوال هر چه که باشد بايستي بسيار دقيق و با در نظر گرفتن همه خصوصيات فضاي مجازي تهيه شود. خصوصياتي همچون سرعت در اينترنت و يا امکان سوءاستفاده از آن و مواردي از اين دست. قصد ما کنکاش درباره پاسخ به اين سوال نيست زيرا گروه کاري درباره حاکميت بر اينترنت، قرار است طي يک سال و اندي فعاليت به آن پاسخ گويند. ما قصد داريم با يک نظر حقوقي به قضيه نگريسته و پاسخهايي را که ممکن است به اين پرسش داده شود با مسائلي که خواهيم آورد آشنا سازيم.
تجربه نشان ميدهد که در برخي عرصهها ميتوان اقداماتي براي قانونمند کردن اينترنت به عمل آورد. يکي از اين زمينهها، نامگذاري دامنههاي اينترنتي است. در اواخر قرن گذشته ميلادي مؤسسهاي در آمريکا با عنوان NSI تنها مرجع به اين مسأله به شمار ميآمد. ولي در آغاز قرن جديد يک سازمان غيردولتي به ICANN به صورت کارتلي براي ثبت و نامگذاري اين دامنهها درآمده است.
هرچند اين سازمانها قواعد اندکي دارند اما توانستهاند يک قانونگذاري نسبي را به انجام برسانند و شرايطي را براي ثبت نام به وجود آورند. شرايطي مثل وجود منافع مشروع نسبت به عنواني که براي ثبت معرفي شده است و بيسابقه بدان عنوان معرفي شده.
گروه کاري مذکور نيز يکي از دغدغههاي خود را در مذاکره با همين سازمان عنوان کرده است و از هماکنون که شروع به کار نکرده به دنبال همين مسأله است. وظيفه ICANN در مدار حوزههاي ژنريک سطح بالاست. در توضيح بايد گفت دو نوع حوزه در اينترنت قابل شناسايي است، يکي بينالملل ـ حوزه ژنريک با سطح بالا ـ و دوم ملي ـ حوزه کدهاي کشورهاي اينترنت. حوزه ژنريک با سطح بالا نشان ميدهد که آن سايت در سطح بينالملل حضور دارد و با نشانههايي چون com – .org – .net. قابل شناسايي است. به هر حال مواجهه اين شرکت با گروه کاري wsis ميتواند کشمکشهاي جالب حقوقي را در پي داشته باشد.
اينترنت فضايي الکترونيکي است. فضايي غيرواقعي که با توجه به تواناييهاي فناوري پيشرفته الکترونيک قابل حصول گرديده است. دنيايي نه به واقعيت عالم خارج بلکه چيزي شبيه آن. در اين دنياي جديد هم جرم وجود دارد و هم عمل غيرمجرمانه و به تبع آن اين تصور که بايد مجازات نيز وجود داشته باشد خارج از تصور نخواهد بود ولي اينکه آيا ميتوان حاکميت بر اينترنت را با حاکميت بر جهان واقعي مقايسه کرد بحث دشواري است. در عالم واقع تاکنون هيچ کس نتوانسته است امپراطوري عام بر جهان مستولي کند. همه آنهايي که قصد حاکميت بر عالم را داشتهاند با شکستهاي سنگين مواجه شدهاند. اين واقعيت را تاريخ به خوبي نشان ميدهد. هر چند همه اديان عام و حتي همه تفکرات، از کمونيسم گرفته تا ليبرال دموکراسي معتقدند که روزي جهانشمول خواهند شد. ولي تاريخ تاکنون به کسي اجازهي چنين تسلطي نداده است.
اين واقعيت تا آنجا پيش رفت که حاکمان کشورها را به رضايت دادن حکومت در کشورهاي خود واداشت. در عين حال آنها ميدانستند که بدون وجود قواعدي در عرصه جهاني نخواهند توانست در همان قطعه سرزمين نيز حکومتي آرام داشته باشند. از همين رو اکثراً حکومت جهاني را به فراموشي سپرده و حکومت بينالمللي يا حقوق بينالملل را شناسايي کردند.
عرصه حقوق بينالملل همانقدر که قواعد سخت دورهي تاريکي را تحمل ننمود، وضعيت آنارشي را نيز پس خواهد زد. حقوق بينالملل قصد دارد با پيوند زدن عقايد ناسيوناليسم و اينترناسيوناليسم با يک واقعبيني، به حقوق از يک سو و محيط بينالمللي از سوي ديگر توجه کند ولي يک واقعيت باعث همه اين تحولات شد. حقوق بينالملل از زماني متحول شد که به واقعيتهاي جامعه بينالملل وقوف يافت و آن زماني بود که عرصه داخلي و بينالمللي را از هم تفکيک کرد و قواعد جداگانهاي را براي آنها وضع نمود.
وقتي حقوقدانان و حاکمان پي بردند که در محيط بينالملل بايستي به حداقلها نيز قانع بود و به جاي استيلا و حکومت، به فکر امنيت و همکاري بود تحول در اين حقوق آغاز گرديد.
واقعيت آن است که اکثر مشکلاتي که در عالم واقع وجود دارد در محيط اينترنت نيز امکان بروز دارد. جرايم اينترنتي يا رايانهاي خود ناشي از همين است. هر چند برخورد با جرايم رايانهاي نيز به اجبار تقسيمبندي داخلي و بينالمللي شده اما محيط بينالمللي اينترنت دستيافتنيتر از محيط بينالمللي عالم واقعي است. در جهان طبيعي به راحتي ميتوان مرزهاي سياسي را اعمال نمود و با اين وصف از بسياري جرايم سازمان يافته بينالمللي جلوگيري کرد. ولي اعمال چنين مرزبنديهايي در عالم اينترنت بسيار مشکل يا حتي محال است. از اين رو شايد جرمهاي متعددي باشند که بدون وجود قواعد فرامرزي نتوان عقوبت مناسبي را براي آنها در نظرگرفت.
براي برپايي مجازات نيز قواعد جزايي لازم است. زيرا بدون وجود قانون سابق نميتوان عمل خلافي را مورد مجازات قرار داد. اين همان قاعده جزايي قانوني بودن جرم و مجازات است. از اين رو است که لزوم هماهنگي بينالمللي به چشم خورد ولي يک نکته را نبايد از نظر دور داشت. تا زماني که فضاي مجازي را با ديدي بينالمللي بنگريم و همان بلوغي را که در حقوق بينالملل بدان دست يافتيم به دست نياوريم امکان دستيابي به يک اجماع جهاني مشکل خواهد بود، تحولي که بر پايه چند اصل استوار است، الف) همکاري به جاي استيلا، ب) راضي بودن به حداقل براي از دست ندادن تمام موقعيتها ج) جمع کردن دو حس ناسيوناليسم و انترناسيوناليسم د) جدا نمودن دو عرصه داخلي و بينالمللي در مواجهه با مسائل مطرح شده.
نهايتاً بايستي به اين مسأله نيز اشاره نمود که اگر بشر بخواهد تصور کند که چون اينترنت ساخته دست خود و محصول تلاش فکري اوست پس با محيط واقعي بينالمللي متفاوت است و بايستي آن را تحت سلطه خويش فراگيرد. مطمئناً تلاشهايي همچون تلاش گروه کاري درباره حاکميت بر اينترنت مثمر ثمر نخواهد بود زيرا بشر بايستي بپذيرد که محيطي ايجاد کرده است که برعکس ديگر اختراعات او از تسلط و استيلايش خارج شده و نيازمند يک همکاري جهاني براي کنترل آن است.
معرفي سايت مرتبط با اين مقاله