ملخها ، پروانهها ، مگسها و بسياري از جانوران ديگر رده حشرات را تشکيل ميدهند. حشرات داراي انواع مختلف بوده و فراوانترين و کثيرالانتشارترين جانوران ميباشند و به خاطر ساختار ويژه بدنشان قادر به زندگي در شرايط گوناگون محيطي ميباشند. ملخ داراي قطعات دهاني خرد کننده ميباشد. دگرديسي ملخ ناقص است. ملخها در سراير جهان در بيشتر چراگاهها ، علفزارها و کشتزارهاي کنار جاده وجود دارند و در محلي که زندگي ميکنند علفها ، چمنها و ساير گياهان برگدار را ميخورند.
مشخصات بدن
اسکلت خارجي
بدن از اسکلت خارجي کتيني تشکيل شده است و اسکلت خارجي از صفحات سخت تشکيل شده که بوسيله درزهايي از جنس کوتيکول نرم و جداست و در نتيجه بندها و ضمايم بدن ميتوانند حرکت کنند. زير کوتيکول رنگ آميزي متنوع ملخهاست که باعث ميشود به رنگ محيط دربيايند.
سر
يک جفت شاخک باريک بندبند با موهاي حسي و دو چشم مرکب جانبي و سه چشم ساده. قسمت بيشتر سر در يک قطعه جوش خورده يا اپيکرانيوم جاي گرفته که شامل تارک پشتي و گرههاي جانبي و پيشاني است. در زير پيشاني دهان قرار دارند که دهان شامل يک لب فوقاني ، يک زبان مياني ، دو فک جانبي که شامل دندانها مي باشد ، يک جفت آرواره زيرين و يک لب تحتاني پهن شامل دو زايده حسي کوتاه.
سينه
سينه تشکيل شده از پيش سينه ، ميان سينه و پس سينه. در هر يک از قطعات سينهاي يک جفت پاي بند بند وجود دارد و در ميان سينه و پس سينه علاوه بر پاها به هر کدام ، يک جفت بال متصل است. قطعات هر بند داراي يک قطعه پشتي چهار صفحهاي ، يک قطعه پهلويي سه صفحهاي و يک قطعه سينه يا جناغ شکمي فرد است.
اجزاي پا
پيش ران ، پي ران ، ران ، ساق و مچ. مچ از سه قسمت ابتدايي که داراي چهار جفت بالشتک در سطح شکمي و قسمت انتهايي که داراي يک نرمه يا برجستگي نرم در خارج آن دو چنگال ميباشد. اين نرمههاست که ملخ را قادر ميسازد که روي سطح صاف خود را نگه دارد. پايي که به آخرين قسمت سينه مربوط است يک ران بزرگ دارد که داراي عضلاتي قوي است و يک ساق طويل که براي جهيدن بکار ميرود. بالهاي پيشين ضخيم ولي بالهاي عقبي پهن و غشايي است. اين بالها به صورت بادبزني تاخورده و در زير بالهاي پيشين قرار دارد و در حين پرواز باهم باز ميشود.
مشخصات بال
هر بال به صورت يک برآمدگي کيسه مانند از پوشش بدن ظاهر ميگردد و به شکل غشايي دولايي نازک و پهن ميشود و در داخل آنها نايها وجود دارد و اطراف نايها سينوسهاي خوني يافت ميشود. کوتيکول به دور نايها ضخيم ميشود و به اين ترتيب رگبالها تشکيل ميشود. شکل و طرح رگبالها در گونهها آنچنان ثابت است که در طبقه بندي مورد استفاده قرار ميگيرد.
شکم
شکم استوانهاي و باريک است و مرکب از يازده قطعه يا بند ميباشد. بند انتهاي شکم براي جفتگيري مناسب است. در طول پهلوهاي زيرين سينه و شکم ده جفت سوراخهاي کوچک به نام منافذ تنفسي وجود دارد. که به دستگاه تنفس وصل ميشود. در هر طرف اولين بند شکمي پرده صماخي تخم مرغي شکلي وجود دارد که اندام شنوايي حيوان است.
در ملخ نر 8 بند به قطعات قلابي شبيه ولي بند 9 و 10 بهم چسبيده و بند 11 صفحه فوق مخرج را تشکيل ميدهد و يک خار کوچک به نام دنباله شکمي در يک طرف قسمت عقب بند 10 شکمي وجود دارد و جناغ بند 9 اندام جفتگيري را تشکيل ميدهد. در ملخ ماده جناغ 8 وجود ندارد و جناغ 9 طويل است و يا صفحه جانبي در بند 10 ديده ميشود و انتهاي شکم داراي 2 لوب زوج ميباشد که اندام تخمگذاري را تشکيل ميدهد.
عضلات
در سر عضلات کوچک و مرکب وجود دارد که شاخکها و قطعات دهاني را حرکت ميدهد. در سينه عضلات بزرگي موجود است که بالها و پاها را حرکت ميدهد. تعدادي از عضلات شکم حرکات تنفسي را انجام ميدهد و عدهاي نيز در اندامهاي توليد مثلي موثرند.
دستگاه گوارش
شامل حفره دهاني و مري باريک است که تا چينه دان بزرگ ادامه پيدا ميکند. پس از چينه دان يک پيش معده يا سنگدان وجود دارد و بخش مياني شامل معده است که به شش جفت روده هاي کور معدي اتصال مييابد. پس از معده بخش عقبي يا روده ميباشد که قسمت قدامي نازک و ناحيه مياني باريک و به راست روده که متسع است ختم ميشود.
دستگاه گردش خون
قلب لولهاي و باريک است و در مقابل ديواره پشتي شکم داخل يک حفره دل پوشي جاي دارد. حفره دل پوشي از دو پرده عشايي و ماهيچهاي عرضي ظريف احاطه شده است. خون از راه سوراخهاي جانبي زوج و کوچک يا منافذ جانبي قلب که دريچه دارد وارد قلب شده و به توسط انقباضات قلب به داخل يک آئورت پشتي که به طرف سر امتداد دارد با فشار به جلو رانده ميشود.
سپس خون وارد يک حفره کاذب شده و پس ميان اندامهاي داخلي راه مييابد و سرانجام داخل حفره دل پوشي ميگردد. دستگاه جريان خون مانند ساير بندپايان باز و حفرهايست و در آن مويرگ و يسياهرگ وجود ندارد پلاسماي خون محتوي گلبولهاي بيرنگ است که با از بين بردن موجودات زنده ريز خارجي به مثابه بيگانهخوار ، عمل ميکند.
دستگاه تنفسي
منافذ تنفسي يا روزنههاي زوج به يک مجموعه لولههاي هواي روپوستي و قابل ارتجاع به نام نايها متصل ميگردد و نامها به تمام قسمتهاي بدن منشعب ميگردد. کوچکترين شاخهها ، يا نايژک اکسيژن را به ياختههاي بدن رسانده انيدريد کربنيک را مستقيما از آنها خارج ميسازد. ملخ برخلاف بعضي حشرات داراي چندين کيسه هوايي بزرگ با ديوارههاي نازک در شکم ميباشد که در آنها انقباض و انبساط متناوب ديواره بدن به راندن و خارج کردن هوا در دستگاه نايي کمک ميکند. در دم چهار زوج اولي روزنه يا منافذ تنفس باز و شش تاي خلفي بسته است و در بازدم عکس ترتيب دم برقرار است بطوري که گردش هوا در نايها معين و مشخص مي باشد.
دستگاه وازنش
بافتهاي قدامي بخش عقبي لوله گوارش به تعدادي لولههاي مالپيگي رشته مانند اتصال دارد اين لولهها در حفرههاي خوني جاي دارد و انتهاي آزاد آنها مسدود است. ديواره لولهها از يک لايه بافتهاي بزرگ درست شده که اوره و املاح را از خون گرفته و به داخل روده تخليه ميکند.
دستگاه عصبي
مغز يا عقدههاي فوق مري در سر واقع است و از سه جفت عقدههاي به يکديگر جوش خورده درست شده است که اعصابي به چشمها ، شاخکها و ساير اندامهاي واقع در سر ميفرستد. مغز بوسيله دو رابط عرضي در دور مري به عقدههاي زير مري متصل ميگردد. اين عقدهها نيز سه جفت است. هر بند سينهاي داراي يک زوج عقده با اعصابي به طرف پاها ، بالها و اندامهاي داخلي ميباشد فقط پنج زوج عقده شکمي وجود دارد که اعصابي به اندامهاي خلفي ميفرستد. همچنين يک دستگاه عصبي سمپاتيک يا احشايي موجود است که مرکب از يک قسمت سرحنايي با عقدهها و اعصابي که به مغز و روده و معده و قلب اتصال مييابد و مجموعه ظريف کوچکي از اعصاب محيطي در زير پوست ديواره بدن قرار دارد.
اندامهاي حسي
موهاي حسي موجود در شاخکها ، دهان ، دنبالههاي شکمي و قطعات انتهايي پا
اندامهاي رويايي در شاخکها قرار د ارد.
اندامهاي چشايي روي زايدههاي حسي قرار دارد.
چشمهاي ساده
اندام شنوايي که از يک پرده صماغ کشيدهاي تشکيل يافته است که با الياف عصبي حسي متصل است.
دستگاه توليد مثل
جنس نر و ماده از هم جداست دستگاه تناسلي نر شامل بيضه (دو عدد) و لولههاي بسيار باريک که به مجراي دابران ملحق ميشود. مجراي دابران به يک مجراي انزالي ميپيوندد و به اين مجرا غدههايي وصل ميشود و اين مجرا به هنگام جفتگيري به خارج باز ميشود. در حيوان ماده هر تخمدان از چندين لوله مواد تخم باريک شونده درست ميشود. که در آن تخمکها تشکيل و خود به يک تخم راهه اتصال مييابد و لوله تخمراهه باهم يکي شده و يک مهبل مياني تشکيل ميدهد که به طرف عقب امتداد مييابد و به يک جسم نطفهاي کوچک يا کيسه ذخيره اسپرماتوزوئيد ميپيوندد و جام نطفهاي در موقع جفتگيري اسپرم دريافت کرده و ذخيره مينمايد. منفذ دستگاه تناسلي ماده در سطح شکمي به خارج مربوط ميشود.
وضع طبيعي
در روزهاي گرم بهار لاروهاي جوان از تخم بيرون آمده و پس از چند روز اين پورهها که فاقد بالها و اندامهاي توليد مثلياند کوتيکول آنها نرم شده ميافتد. پورهاي که بيرون ميآيد هوا را ميبلعد و در نتيجه بر حجمش اضافه شده و سپس کوتيکول سخت و تيره رنگ ميشود. هر يک از اينها پنج يا شش مرحله لاروي داشته و دوره رشد و کامل شدن آنها به 30 تا 50 روز يا بيشتر طول ميکشد ابتدا بالها رشد ميکنند و در آخرين پوستاندازي به اندازه نهايي خود ميرسند. اينها هر دو انواع رستينها مخصوصا اقسام تازه و آبدار و شاداب را ميخورد.
منبع: رشد
تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله