احمد تفضلي ايران شناس برجسته
    -(5 Body)
|
احمد تفضلي ايران شناس برجسته
Visitor
302
Category:
دنياي فن آوري
دکتر احمد تفضلي (1316 اصفهان - 24 دي 1375 تهران ) - استاد ايرانشناسي دانشگاه تهران و عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي در بنياد شاهنامه همكار استاداني چون مجتبي مينوي و دكتر عباس زرياب خويي بودند. نيز سابقهء همکاري با دانشنامه ايرانيکا و دائرةالمعارف بزرگ اسلامي را داشت. ديپلم ادبي از دارالفنون، كارشناسي زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران با احراز رتبهء اول، شروع دكتري ادبيات فارسي در دانشگاه تهران و ادامهء آن در رشته ي فرهنگ و زبانهاي باستاني در مدرسهء زبانهاي شرقي و مطالعات افريقايي دانشگاه لندن، دورهاي در پاريس در محضر دومناش و اخذ دكتراي فرهنگ و زبانهاي باستاني در تهران، خلاصهاي از كارنامه ي تحصيلي اوست. تفضلي در سال 1347 پس از پژوهشگري در اداره ي فرهنگ عامه و در بنياد فرهنگ ايران، رسماً به هيئت علمي دانشگاه تهران پيوست و در حقيقت خانهاش را بازيافت. معلمي دانشمند و موفق كه هميشه به استادي دانشگاه تهران افتخار ميكرد و در حقيقت افتخار دانشگاه تهران بود. او در سال 1370 به عضويت پيوسته ي فرهنگستان زبان و ادب فارسي درآمد و در همان حال عضويت چندين مجمع علمي داخل و خارج را به عهده داشت. سه جلد از كتابهايش جوايز كتاب سال را به دست آورد. از طرف آكادمي فرانسه جايزه معروف گيرشمن به او اهدا گرديد و دانشگاه سنپترزبورگ در سال 1996 به او دكتراي افتخاري داد. افزون بر اين، احمد تفضلي ويژگيهايي برجسته نيز از لحاظ اخلاقي، علمي و عملي داشت كه او را بدل به يك شخصيت فرهنگي كم نظير ميكرد: انديشه و روشي عالمانه داشت، برنامهريز بود و سازنده، سختكوش و پركار و هميشه با رويخوش پاسخگو و سايهدار بود، «جوان پرور» و دوست داشت استعدادهاي جوان را ببالاند. در مسائل علمي كمال طلب بود و در اين زمينه بههيچوجه به كم و ناقص بسنده نميكرد. در جلسات كم سخن ميگفت، ولي هميشه آخرين و منطقيترين نظر را ميداد. در مقالههاي خود به اختصار قايل بود و تنها اگر سخني تازه براي گفتن و مطلبي نو براي نوشتن داشت، لب ميگشود و قلم بر ميگرفت. انساني خردگرا بود ولي بهموقع، احساساتي به لطافت باران بهاري داشت. از شعر خوب لذت ميبرد و درجوار كارهاي علمي، رُمان ميخواند و با موسيقي دمساز بود و آهنگ ديلمان آهنگ محبوب او. به علم و عالم احترام خاصي ميگذاشت و دانشمندان و استادان خود را سخت بزرگ ميداشت و خود نيز هميشه مورد احترام بزرگان بود. در روز 24 دي ماه 1375 هنگامي که با اتومبيل خود از دانشگاه تهران به سوي خانهاش در حرکت بود، حدود ساعت 2 بعد از ظهر در شميران ناپديد شد و حدود ساعت 9 شب ماموران گشت پاسگاه انتظامي باغ فيض، جسد او را در کنار اتومبيلش پيدا کردند. وي از قربانيان قتل هاي زنجيره اي به شمار مي رود. منبع:ويکي پديا
|
|
|