جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
هوش هيجاني
-(6 Body) 
هوش هيجاني
Visitor 475
Category: دنياي فن آوري
اولين بار در سال 1990 روانشناسي به نام «سالوي» ، اصطلاح هوش هيجاني را براي بيان کيفيت و درک احساسات افراد، همدردي با احساسات ديگران و توانايي اداره مطلوب خلق و خو به کار برد. درحقيقت اين هوش مشتمل بر شناخت احساسات خويش و ديگران و استفاده از آن براي اتخاذ تصميمات مناسب در زندگي است. به عبارتي عاملي است که به هنگام شکست، در شخص ايجاد انگيزه مي کند و به واسطه داشتن مهارتهاي اجتماعي بالا منجر به برقراري رابطه خوب با مردم مي شود.
تئوري هوش هيجاني ديدگاه جديدي درباره پيش بيني عوامل مؤثر بر موفقيت و همچنين پيشگيري اوليه از اختلالات رواني فراهم مي کند که تکميل کننده علوم شناختي، علوم اعصاب و رشد کودک است. قابليتهاي هيجاني براي تدبير ماهرانه روابط با ديگران بسيار حائز اهميت است.
روانشناسي به نام «گلمن» اظهار مي دارد که هوش شناختي در بهترين شرايط تنها 20درصد از موفقيتها را باعث مي شود و 80درصد از موفقيتها به عوامل ديگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسياري از موقعيتها در گرو مهارتهايي است که هوش هيجاني را تشکيل مي دهند. درواقع هوش هيجاني عدم موفقيت افراد با ضريب هوش بالا و همچنين موفقيت غيرمنتظره افراد داراي هوش متوسط را تعيين مي کند. يعني افرادي با داشتن هوش عمومي متوسط و هوش هيجاني بالا خيلي موفقتر از کساني هستند که هوش عمومي بالا و هوش هيجاني پايين دارند. پس هوش هيجاني پيش بيني کننده موفقيت افراد در زندگي و نحوه برخورد مناسب با استرسها است.ا
اين هوش بنا به نظر «بار-اون » 5 مولفه به شرح زير دارد که 15 عامل در آن موثر هستند.افراد تعداد بيشتري از اين مولفه ها را در خود بيابند هوش هيجاني بالاتري دارند.

1-مهارتهاي درون فردي شامل:

خودآگاهي هيجاني (بازشناسي و فهم احساسات خود)
جرأت (ابراز احساسات، عقايد، تفکرات و دفاع از حقوق شخصي به شيوه اي سازنده)
خودتنظيمي (آگاهي، فهم، پذيرش و احترام به خويش)
خودشکوفايي (تحقق بخشيدن به استعدادهاي بالقوه خويشتن)
استقلال (خودفرماني و خودکنترلي در تفکر و عمل شخصي و رهايي از وابستگي هيجاني)

2-مهارتهاي ميان فردي شامل:

روابط ميان فردي (آگاهي، فهم و درک احساسات ديگران، ايجاد و حفظ روابط رضايت بخش دو جانبه که به صورت نزديکي هيجاني و وابستگي مشخص مي شود)
تعهد اجتماعي(عضو مؤثر و سازنده گروه اجتماعي خود بودن، نشان دادن خود به عنوان يک شريک خوب)
همدلي(توان آگاهي از احساسات ديگران، درک احساسات و تحسين آنها)

3- سازگاري شامل:

مسأله گشايي(تشخيص و تعريف مسائل، همچنين ايجاد راه کارهاي مؤثر)
آزمون واقعيت(ارزيابي مطابقت ميان آنچه به طور ذهني و آنچه به طور عيني، تجربه مي شود)
انعطاف پذيري(تنظيم هيجان، تفکر و رفتار به هنگام تغيير موقعيت و شرايط)

4-کنترل استرس شامل:

توانايي تحمل استرس(مقاومت در برابر وقايع نامطلوب و موقعيت هاي استرس زا)
کنترل تکانه(ايستادگي در مقابل تکانه يا انکار تکانه)

5-خلق عمومي شامل:

شادي(احساس رضايت از خويشتن، شاد کردن خود و ديگران)
خوشبيني(نگاه به جنبه هاي روشن زندگي و حفظ نگرش مثبت حتي در مواجهه با ناملايمات)

چگونه مي توان در هوش هيجاني پيشرفت کرد؟

بايد گفت بيشتر مهارت ها در اثر تعليم و تربيت پيشرفته مي شود و احتمال دارد که اين موضوع حداقل براي بعضي از مهارت هاي هوش هيجاني صحيح باشد.
مهارتهاي هوش هيجاني در منزل و با تعامل خوب والد و کودک شروع مي شود. والدين به کودکان ياد مي دهند که هيجانهاي خود را تشخيص داده و آنها را نامگذاري کنند. به عنوان نمونه، من الان ناراحت هستم، خوشحالم، عصباني ام. پس وقتي از رفتار برادرش شکايت مي کند و مي گويد من از او متنفرم، مي توان جمله او را اين گونه بازگويي کرد: به نظر مي رسد رفتار برادرت خيلي تو را عصباني کرده، هم نشان داده ايد که احساس کودک خود را درک کرده ايد و هم الگوي مناسبي براي بيان احساسات فراهم ساخته ايد.
يکي ديگر از راه هاي پيشنهادي براي پرورش هوش هيجاني، ايجاد يک محيط امن عاطفي است به گونه اي که کودکان بتوانند با آزادي و امنيت خاطر درباره احساساتشان با والدين گفت وگو کنند. پس بايد به آنها نشان داد که به احساسات آنها توجه شده و نظريات آنها با صبر و حوصله شنيده مي شود. حتي اگر نظريات کودکان مورد قبول والدين نيست بهتر است با استدلال خواهي آنها را توجيه کنند و در مواردي که آسيب کودک را مورد حمله قرار مي دهد بهتر است به جاي اين که بگويند «بالاخره خودت را به کشتن مي دهي» اين عبارت را بگوييد «من مي ترسم به خودت آسيب برساني» . و اگر اشتباهي از جانب والدين رخ داد بايد از کودکان عذرخواهي کنند تا عملاً آموخته باشند که پذيرش اشتباهات و احساس تأسف امري طبيعي است.
عدم رعايت اين موارد و عدم ابراز ناراحتي و حتي خشم توسط والدين ممکن است باعث شود بعضي اوقات کودکان دچار اختلالاتي شوند که در آن از احساسات خود دور شوند يا در درک احساسات با سوء تفاهم روبه رو شوند.
متخصصان باور دارند که آموزش طبيعي هيجاني که باهنرهاي آزاد و نظام هاي ارزشي نيز همراه است اهميت ويژه اي دارد. در درسهايي که شامل داستانهاي مهيج است کودکان در مورد احساسات قهرمانان شروع به يادگيري مي کنند. پس آنها مي توانند ياد بگيرند که چه چيزي باعث احساس شخصيت ها به صورت شادماني، خشم، ترس و... شده و چگونه اينها با احساسات خود کنار آمده و يا مقابله کنند.
آموزش مهارتهاي اجتماعي نيز يکي از راه هاي افزايش هوش هيجاني است. اين آموزش ها شامل برنامه هاي کنترل خشم و عصبانيت، همدلي، تشخيص و به رسميت شناختن تشابهات و تفاوت هاي مردم، اظهار ادب و صميميت و تعارف، اداره خود، برقراري ارتباط، ارزيابي خطرات، خودگفتاري مثبت، حل مسأله و مشکل، تصميم گيري، ايجاد هدف و مقاومت در مقابل فشار گروه هم سن است.
موضوع ديگر هوش هيجاني و مقابله با بحران است. ديده شده افرادي وجود دارند که به طور مداوم در مقابله با نتايج منفي دچار مشکل هستند و به نظر مي رسد هيچ گاه از شر حوادث بد در زندگي خلاص نمي شوند. در مقابل افرادي وجود دارند که حتي پس از غم انگيزترين تجارب به حال اوليه برمي گردند و حتي به جلو مي روند. اين موضوع مربوط به قابليت هاي هيجاني است که اجزاي آن ترکيب کننده هوش هيجاني هستند.
هوش هيجاني به اين صورت فرآيند مقابله را تشريح مي کند:
ابتدا لازم است آنچه را احساس مي کنيم درک کنيم و لذا براي ايجاد ارتباط با احساسات خود به دو طريق کلامي و غير کلامي عمل مي کنيم. از آن گذشته، لازم است احساسات ديگران را نيز درک کنيم و با آنها همدلي کنيم.
بايد بدانيم که هيجانها در افکار اولويت ايجاد مي کنند(منجر به بوجود آمدن تفکرات خاص مي شوند)، حافظه را شکل مي دهند، ديدگاه هاي مختلف حل مسأله خلق مي کنند و خلاقيت را سهولت مي بخشند.
منبع:http://modiir.parsiblog.com
Add Comments
Name:
Email:
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image