زمين شناسي يا ژئولوژي (Geology) از لغت يوناني Geo به معني "زمين" و Logos به معني "علم" يا "منطق" گرفته شده است. به عبارت ديگرزمين شناسي علم مطالعه زمين ميباشد.
ديد کلي
زمين شناسي علمي است که درباره پيدايش زمين، تشکيلات ، ساختمان و مواد تشکيل دهنده زمين ، کوهها ، دشتها و اقيانوس و همچنين تاريخ پيدايش جانداران و تسلسل وقايع فيزيکي در زمين و بالاخره تحولاتي که در زمين صورت گرفته و ميگيرد بحث مينمايد. زمين شناسي در نيم قرن اخير در جهان و در ربع قرن حاضر در ايران گسترش فراواني يافت. بسياري از نظريات سابق دگرگون شد و زمين شناس در بررسي سياره پرارزش خود به آگاهيهاي نوين دست يافت که پايه علوم زمين جديد را فراهم ساخت چون مانند همه رشتههاي تجربي کار زمين شناسي بر اساس مشاهده و تغيير است لذا هر قدر امکان مشاهده مستقيم و غير مستقيم ما ، از راههاي ژئوفيزيک ، ژئوشيمي ، ماهوارهها و الکترونيک افزايش يابد، طبعا آگاهيهاي ما هم از جهان و از گذشته کره زمين عميقتر ميگردد
تاريخچه
• مدارک و اسناد حاکي از آن است که حدود 4500 سال قبل از ميلاد ، انسان موفق به استخراج مس شد، حدود 2800 سال پيش از ميلاد آلياژ مفرغ بوسيله ايرانيان شناخته شد. در سالهاي 1600 تا 1300 پيش از ميلاد استفاده از آهن معمول گرديد. قديميترين نقشه زمين شناسي در 2000 سال قبل از ميلاد مربوط به معادن زمرد و طلا در مصر باقي مانده است.
• اينکه اولين مطالعات علمي زمين شناسي از چه زماني آغاز شده به درستي مشخص نيست، شايد اولين نوشته در مورد اين علم به وسيله ارسطو (332-348) سال قبل از ميلاد) در کتاب "السما و العالم" به رشته تحرير در آمده باشد، که در آن از تغييرات وارد بر زمين و آثار جوي ذکر به ميان آمده است. بعد از جنگ جهاني دوم (1945-1939) با پيشرفت علوم و تکنولوژي و در نتيجه احتياج به مواد اوليه اهميت علم زمين شناسي بيش از پيش آشکار شد. براي جستتجوي معادن فلزي و مخصوصا نفت ، زمين شناسان را بر آن داشت که دست به يک سري مطالعات جديد در زمينه ساختمانهاي تحت الارضي زده و مطالب جديد کشف نمايند.
• در اوايل قرن بيستم با پيشنهادات وگنر ، نظر زمين شناسان به فرضيه اشتقاق قاره ها معطوف شد. در سالهاي اخير با مطالعات و توجهات بيشتر به نظريههاي گسترش کف اقيانوس و تکتونيک صفحهاي توسط دانشمنداني همچون مس و مورگان و با استفاده از پيشرفتهايي که در ساير علوم حاصل گرديده زمين شناسي وارد مرحله جديدي از علوم شده است.
تعريف علم زمين شناسي
• زمين شناسي دانش سياره زمين است ودرباره منشا مواد و اشکال موجود بر آن صحبت ميکند. گذشته اين سياره وفرايندهايي که برروي آن رخ داده يا درحال رخ دادن است و بر اشکال آن تاثير دارد بررسي شود. براي حصول نتيجه از اين مباحث در زمين شناسي بايد اثر فشارهاي مختلف مورد اثر بر زمين وهمچنين شيمي موادي که اين سياره از آن تشکيل شده واثر موجودات زمين در آن از جنبههاي مختلف مورد بحث قرار گيرد. اطلاعات اوليه در مورد خود کره زمين نظير پيدايش زمين عمر آن و وضعيت آن در فضا واز اين قبيل ازطريق مطالعه ساير اجرام سماوي بدست ميآيد و گاها از اين طريق با مطالعه وضع فعلي ساير اجرام شبيه زمين به طرز پيدايش رخدادها وتغييرات در گذشته زمين پي ميبرند.
• تمام مطلعاتي که در مسير شناخت زمين صورت ميگيرد و علومي که در اين مسير پا گرفته و ميگيرند در نهايت در خدمت جامعه بشري قرار ميگيرد. در اين علوم چگونگي استخراج واستفاده از مواد موجود در زمين و محيطهاي زيستي پايدار در زمان پيدايش اين مواد مورد بررسي قرار ميگيرد و در علومي ديگر از خطرات ناشي از نيروهائي در حال حرکت و پوياي موجود در زمين که ممکن است رفاه يا هستي انسانها را با خطر نيستي مواجه سازد آگاه ميسازد. چون مواد موجود در زمين و ساختمانهاي طبيعي موجود در آن از ابتداي تاريخ بشريت مورد استفاده انسانها بوده است ميتوان گفت اين علم از قديميترين علومي است که انسانها نا خودآگاه به آن پرداختهاند ودر طي قرون رفته رفته اين علم و شاخههاي متنوع آن مدون و طبقه بندي شدند و رشتههاي فرعي وتخصصي با قوانين تعريف شده را به وجود آوردهاند که هريک بخشي از دانش زمين شناسي را تشکيل ميدهند.
• زمين شناسي علمي است که به طور کلي در باره زمين صحبت ميکند. اين تعريف را بايد کاملتر کرد. زيرا موضوع علوم ديگري نيز مثل هيات و نجوم و ... درباره زمين صحبت ميکنند. ولي مقصود از زمين شناسي ، شناسايي و مطالعه تئوريهاي پيدايش زمين و مواد تشکيل دهنده آن ، بررسي عواملي که در وضعيت آن تاثير دارند. و بالاخره مطالعه و شناسائي مواد ارزشمند زمين و نحوه استفاده از آنهاست. زمين شناسي علم قديمي و داراي سابقه طولاني است. و بشر همواره در مورد زمين کنجکاو بوده است. حوادثي مانند زلزله ، طوفان ، سيل ، گردباد و ... انسان را همواره در مورد زمين نگران مي کرده. علم زمين شناسي ، يعني آنچه که امروزه به علم جداگانه داراي رشتههاي متنوعي است که بيش از دو سه قرن سابقه ندارد. و مانند ساير رشتههاي علوم تحقيقات مداوم دانشمندان متعددي اين علم را به پايه امروزي رسانده است.
نقش زمين شناسي در زندگي
زمين شناسي علم قديمي و سابقهداري است. اصولا بشر اوليه ، هميشه در مورد زمين کنجکاو بوده است. اين کنجکاوي را ميتوان معلول دو علت اساسي دانست. اول اينکه بشر و ساير موجودات زنده ، هستي خود را مرهون زمين بوده و هميشه غذاي خود را از آن بدست ميآوردهاند و بدين ترتيب مجبور بودهاند که دائما در مورد آن مطالعه کنند تا بتوانند غذاي مناسب و حدالامکان متنوعي براي خود به دست آورند. نکته دومي که بشر را در مورد زمين نگران ميکرده است، وقوع حوادث ناگواري مانند زلزله ، آتشفشان ، طوفان ، سيل و نظاير آن بوده که هميشه خسارات مالي و جاني زيادي را سبب ميشده است و بشر به ناچار همواره در صدد بوده است که علل اين حوادث را دريابد تا بتواند حتي المقدور از وقوع آن جلوگيري و يا حداقل آن را پيش بيني کند.
همگي زمين را بشناسيم.
سياره اي که بر روي آن زندگي مي کنيم شرايط، رفتارها و خصوصيات خاص و منحصر به فردي دارد. آتشفشان ها، رودها، زمينلرزه ها، درياها و کوه ها هر کدام در شرايط مختلف رفتارهاي گوناگوني را از خود بروز مي دهند. مسلما براي زندگي با اين سياره ناشناخته بايد اطلاعات خود را درباره آن گسترش دهيم و هرچه بيشتر راجع به آن بياموزيم. بدانيم که در هر موقعيت چه رفتاري با سياره مادر خود بکنيم و در مقابل عمل اشتباه خود در قبال اين سياره زيبا چه ضرري متوجه ما خواهد بود. از اين رو دانشمندان و محققان سالهاست که در مورد پديده هاي مختلف زميني تحقيق و بررسي مي کنند. عده اي سعي در شناخت ساختمان دروني زمين دارند، زيرا منشاء بسياري از اتفاقات سطح زمين را حاصل عملکرد دروني زمين مي دانند. برخي به دنبال شناسايي عوارض سطحي زمين و اثر آنها بر زندگي بشر هستند و تعدادي نيز به کشف منابع دروني زمين براي بهسازي زندگي انسان مشغول اند. جمع زيادي از دانشمندان نيز به تحقيق در مورد بلاياي طبيعي زميني مي پردازند تا از اثر آنها بر زندگي مردم بکاهند. همه اينها شناخت نسبي خوبي را براي دانشمندان ومحققين علوم زمين فراهم مي آورد و مي تواند کمک بزرگي در راستاي اهداف مورد نظر بشر باشد. اما سئوالي که مطرح مي شود اين است که شناخت زمين براي همه مردم لازم است يا نه؟اگر کمي به نوع زندگي انسان از ابتداي خلفتش تاکنون و پيشرفت هايي که داشته و همزيستي اي که با اين کره خاکي يافته توجه کنيم. ضررها و تلفاتي که تاکنون به سبب جهل نسبت به اين سياره محتمل گرديده را مورد بررسي قرار دهيم جواب سئوالمان را خواهيم يافت. بسياري از کشورها آموزش آشنايي با سياره زمين را از کودکان خود آغاز کرده اند. داستان هاي جذاب، کتاب هاي مصور، وسايل کمک آموزشي، دروس مدارس، سفرهاي علمي، انجام آزمايش هاي جالب و ... همگي در خدمت آموزش علوم زمين از دوران کودکي قرار گرفته اند.
بسياري از کشورها آشنايي با بلاياي طبيعي و نحوه برخورد با آنها را به صورت عمومي به کودکان تا بزرگسالان خود آموزش مي دهند تا در صورت بروز اين حوادث، مردم آموزش ديده، خود به صورت يک نيروي امدادي به نجات حادثه ديدگان بشتابند. اين درحالي است که به تازگي در خبرها عنوان شد 90 درصد کشور ما در معرض بروز حوادث طبيعي از جمله زمينلرزه، سيل، رانش زمين، فرونشست و ... قرار دارد. کمبود آگاهي مردم ما در اين زمينه باعث بروز تراژدي هايي چون زمينلرزه هاي بوئين زهرا، رودبار و بم شده است. هرچند که تلاش هايي در زمينه آگاه سازي عمومي در چند سال اخير صورت گرفته ولي کافي به نظر نمي رسد. برگزاري دوره هاي آموزشي در مدارس، انجام مانورهاي امداد و نجات و مقابله با زلزله، چاپ کتاب و بروشورهاي متنوع آموزشي، ساخت برنامه هاي تلويزيوني، چاپ مقالات علمي در روزنامه ها همگي مفيد است ولي کافي نيست. بسياري از خطرات بالقوه در ارتباط با حوادث طبيعي ناشي از ناآگاهي و رفتار اشتباه مردم عدي است. پيشروي و اشغال مسير رودها، برهم زدن اکوسيستم هر ناحيه، ساخت و سازهاي غير اصولي، دخالت در طبيعت هر منطقه، آلوده سازي محيط زيست، ساخت و ساز در حريم دريا و ...، همه و همه باعث ريزش آوار ناآگاهي بر سر ما و کشته شدن به دست خودمان خواهد بود. زمين به خودي خود خطرناک نيست، اين رفتار ما با زمين است که حوادث را ايجاد مي کند. اگر آگاهي و شناخت خود را از زمين و محيط زيست خود افزايش دهيم، اگر به جاي همساز کردن زمين با خود، خودمان را با آن همزيست کنيم، خواسته يا ناخواسته از بسياري از تلفات جاني و مالي خواهيم کاست.بهتر است از همين امروز آغاز کنيم و از کودکانمان. بهتر است يک برنامه ريزي مدون و دقيق براي افزايش آگاهي عمومي بنويسيم و موبه مو آن را اجرا کنيم. بهتر است نظارت بر فعاليت هاي بشري مرتبط با زمين را در کشورمان با دقت بيشتري انجام دهيم. بهتر است به علوم زمين بها داده و متخصصان اين رشته را در تمامي فعاليت هاي علمي و اجرايي به کار گيريم. چراکه فردا خيلي دير است. بسا همين فردا بمي ديگر را پيش روي ما ترسيم کرده و اينبار توبت تهران باشد. حتي اگر يک نفر در اثر آگاهي زنده بماند، پيروزي مارا به همراه خواهد داشت. چراکه يک نفر، نسلي را پشت سر خود خواهد داشت.
ساليابي زمين شناسي:
ساليابي زمين شناسي به دو طريق مطلق (وقوع رخداد با ذكر عدد) و نسبي (تعيين تقدم يا تأخر يك پديده نسبت به پديده ديگر) مي باشد. تعيين سن نسبي كابرد بيشتري دارد.
تاريخ گذشته زمين را به بخشهاي مختلفي تقسيم مي كنند و به طور كلي پيدايش كره زمين در 2 ايون صورت گرفته:
1- ايون پركامبرين كه مشتمل بر 2 بخش است:
الف) پروتروزوئيك (آثار حياتي اوليه) بخش فوقاني
ب) آركئوزوئيك (فاقد آثار حياتي) بخش زيرين
2- ايون فانئروزوئيك به معناي پيدا زيستي كه مشتمل بر دورانهاي :
الف) پالئوزوئيك(ديرينه زيستي): كامبرين، اردوسين، سيلورين، دونين، كربونيفروپرمين.
ب) نروزوئيك (ميانه زيستي): ترياس، ژوراسيك و كرتاسه
ج) سنوزوئيك (نوزيستي): ترسيروكواترنر.
به منظور رده بندي موجودات زنده از يكسري فاكتورها مثل فرم ساختمان بدني استفاده مي شود. به طور كلي موجودات زنده و فسيلها را به چند دسته تقسيم مي كنند:
الف) تك سلوليها كه مهمترين گروه آنها راديولاريا يا شعاعيان، فرامينيفرها و كوكوليتها هستند.
ب) پرسلوليها كه در محيطهاي آبي و خشكي زندگي مي كنند و به گروه بي مهرگان و مهره داران تقسيم مي شوند.
دوران زمين شناسي
دوران پالئوزوئيك سيصد سال طول كشيده و به دو دوره تحتاني و فوقاني تقسيم مي شود. حوادث مهم اين دوره عبارتند از: غلظت مناسب اكسيژن براي تنفس موجودات در اين دوره بوجود آمده، در لايه هاي فوقاني اتمسفر، اوزون تشكيل شده، بنابريان شاهد گسترش جانوران و گياهان هستيم، بخشي از قاره نيمكره شمالي كه زير آب بوده بيرون آمده و به خشكي متصل شده، كوههاي اين قاره تخريب شده و رسوبات آن به قاره سرخ نام گرفته است؛ به علت داشتن اكسيد آهن قرمز رنگ.
يكي از دوره هاي دوران پالئوزوئيك دوره كامبرين است كه وجه تمايز آن از دوره پركامبرين عبارتست از:
1- در برخي از نواحي طبقات كامبرين به طور دگر پيب روي لايه هاي پركامبرين را پوشانده است.
2- در برخي نواحي رسوبات يخچالي و تيره ها ديده مي شود
3- طبقات فسيل دار.
جانداران كامبرين منحصر به محيطهاي دريايي اند. دنياي گياهي آن با پركامبرين تفاوت چنداني ندارد. از مهمترين موجودات كامبرين، تريلوبيتها و آركئوسيتها هستند.
زمين شناسي تاريخي:
در آبهاي آرام دور از ساحل دوره سيلورين، گراپتوليتها تنها فسيلها مي باشند. موجودات نواحي ساحلي آبهاي كم عمق، تريلوبيتها، براكيوپودا، مرجانها، خارپوستان، نرم تنان و بند پايان هستند.
پديده هاي مهم اين دوره پيدايش مهره داران براي اولين بار است، از قبيل آگناتاها و پلاكودرمها. با سيلورين پلئوزوئيك تحتاني به پايان مي رسد و پالئوزوئيك فوقاني با دوره دونين شروع مي شود. ماسه سنگهاي رنگين و بسيار كم فسيل، دوره پرتكاپو از نظر حركات كوهزايي، تكامل موجودات و تسخير خشكي توسط گياهان و جانوران، مهمترين پديدها هاي اين دوره هستند. جانداران اين دوره گياهان آوند دار در خشكيها، نهاتردان آوندي كه انشعابات شاخه اي 7 شكل داشتند و آمدن مهره داران از آب به خشكي است.
دوره كربونيفر، كوههاي هرسي نين در اروپا و كوههاي آپالاش در امريكا بوجود آمد. قسمت اعظم معادن زغال سنگ اروپا مربوط به اين زمان است. گياهان گسترش چشمگيري داشتند و مهمترين آنها سيژيلر، لپيدودندرن، كالاميت، كردائيت و سرخسها هستند.
منابع:
1.ويکي پديا
2. http://earth.persianblog.ir/
3. http://www2.irib.ir/amouzesh/f/zamin/lastpage.htm