جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
بانک اطلاعات کاني ها
-(7 Body) 
بانک اطلاعات کاني ها
Visitor 537
Category: دنياي فن آوري
بلورشناسي : تري کلينيک .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 5=H موازي کشيسدگي و 7 در جهت عمود بر آن . 3.66-3.55=G . جلا شيشه اي تا مرواريدي . رنگ به طور معمول آبي که به سمت مرکز بلور تيره تر مي شود . گاهي نيز سفيد ، خاکستري يا سبز .
سيماهاي تشخيصي : با بلور هاي تيغي ، رخ خوب ، رنگ آبي و تفاوت سختي در جهت هاي مختلف مشخص مي شود .
رخداد : کيانيت به طور شاخص حاصل دگرگوني ناحيه اي سنگهاي پليتي بوده و اغلب با گارنت ، استاروليت و کرندوم همراه است .
کاربرد : از کيانيت مانند آندالوزيت در ساخت شمع اتومبيل و چيني هاي بسيار دير گداز استفاده مي شود . بلور هاي شفاف آن استفاده گوهري دارد .
نام : از واژه يوناني kyanos به معني آبي .
سيليمانيت (Al2Si2O5) :
بلور شناسي : ارتورومبيک .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 6-7=H و 3.23=G . جلا شيشه اي . رنگ قهوه اي ، سبز کمرنگ ، سفيد . شفاف تا نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : به وسيله بلور هاي باريک با رخ يک جهتي شناخته مي شود .
رخداد : سيليمانيت به صورت يک سازاي سنگهاي رسي دگرگون شده دما بالا ظاهر مي شود . در سنگهاي دگرگون شده همبري ممکن است در گنايسهاي سيليمانيت – کرديريت يا هورنفلسهاي سيليمانيت – بيوتيت يافت مي شود .
نام : به افتخار بنيامين سليمان ، استاد شيمي دانشگاه ييل .
گونه هاي مشابه : موليت با ترکيب نا استوکيومتري تقريبي Al6Si3O15 ، کاني کمياب اما رايجي در سيستمهاي مصنوعي Al2O3-SiO2 در دماهاي بالاست . دومرتيريت با ترکيب Al7O3(BO3)(SiO4)3 در تهيه چيني با کيفيت بالا بکار مي رفته است .
آندالوزيت ( Al2Si2O5) :
بلور شناسي : ارتورومبيک .
خواص فيزيکي : رخ خوب . 7.5=H 3.20-3.16=G . جلا شيشه اي . رنگ سرخ گوشتي ، قهوه اي مايل به سرخ زيتوني .
سيماهاي تشخيصي : با منشور هاي تقريبا مربعي و سختي خود مشخص مي شود . کياستوليت به اساني به وسيله ميانبارهاي ارايش يافته متقارن شناخته مي شود .
دگرساني : ريخت نماهاي مسکوويت ريز دانه در قالب آندالوزيت رايج است .
رخداد : آندالوزيت به طور مشخص در هاله هاي همبري توده هاي نفوذي در سنگهاي رسي شکل مي گيرد . که در آنها به طور معمول با کرديريت همزيست است . آندالوزيت را مي توان همراه با کيانيت يا سيليمانيت يا هر دو در سرزمين هاي دگرگون شده ناحيه اي يافت .
کاربرد : آندالوزيت به مقادير زياد کاليفرنيا استخراج شده و در ساخت شمع اتومبيل و ديگر چيني هاي بسيار دير گداز استفاده مي شود . از گونه هاي شفاف آن به عنوان يک گوهر سنگ استفاده مي شود .
نام : از آندالوزيا ، استاني در اسپانيا .
استاروليت (Fe2Al9O6(SiO4)4(O,OH)2)
بلور شناسي : منوکلينيک .
خواص فيزيکي: 7.5-7=H و 3.65-3.75=G . جلا صمغي تا شيشه اي در سطوح تازه ؛ کدر تا خاکي در صورت دگرساني يا ناخالصي .
سيماهاي تشخيصي : به وسيله بلور ها و دوقلوهاي مشخصه خود شناخته شده و از آندالوزيت توسط منشور هايي با انتهايي تقريبا گرد متمايز مي شود .
رخداد : استاروليت ضمن دگرگوني ناحيه اي سنگهاي غني از آلومينيم تشکيل شده و در شيست ها و گنايسها يافت مي شود . اغلب در سنگهاي دگرگوني درجه بالا ، با گارنت آلماندين و کيانيت همراه است . ممکن است با سوگيري موازي ، بر روي کيانيت رشد کند . در سنگهاي دگرگوني درجه هاي پايين تر ، ممکن است با کنلريتوييد يافت شود . به معمول ، به عنوان يک کاني شاخص در سنگهاي دگرگوني درجه متوسط از ان استفاده مي شود .
کاربرد : در کاروليناي شمالي ، دوقلوهاي عمود با نام «سنگ فرشته» بعنوان طلسم فروخته مي شود . اما بيشتر دوقلوهاي عرضه شده براي فروش ، نمونه هاي تقلبي بوده که از سنگ دانه ريز بريده و رنگ شده است .
نام : از واژه يوناني stauros به معني صليب و به دليل دوقلوهاي صليبي شکل ان .
شيليت (CaWO4) :
بلور شناسي : تتراگونال .
خواص فيزيکي : رخ آشکار . 4.5-5=H و 5.96.1=G . جلا شيشه اي تا الماسي ، رنگ سفيد ، زرد ، سبز ، قهوه اي ، نيم شفاف
سيماهاي تشخيصي : با گراني ويژه بالا ، شکل بلوري و فلوئورساني در نور فرابنفش کوتاه شناخته مي شود . براي تشخيص دقيق مي توان از ازمونهاي تنگستن استفاده کرد.
رخداد : شيليت در پگماتيت گرانيت ها ، ذخاير دگرگوني همبري و رگه هاي گرمابي دما بالا با سنگهاي گرانيتي يافت مي شود . با کاستيريت ، توپاز ، فلوريت ، آپاتيت ، موليبدنيت و ولفراميت همراه است .
کاربرد : کانسنگ تنگستن . ولفراميت بيشتر توليد تنگستن جهان را تشکيل مي دهد اما شيليت در ايالات متحده اهميت بيشتري دارد . بلور هاي شفاف ان را به صورت گوهر هاي وجه دار برش داد .
نام : از نام کا. دبليو. شيل . کاشف تنگستن .
ولفراميت ((Fe,Mn)WO4) :
بلور شناسي : منوکلينيک .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 4.5-4=H و 7-7.5=G که با افزايش Fe بيشتر مي شود . جلا نيم فلزي تا صمغي . رنگ سياه در فربريت تا قهوه اي در هوبنريت . رنگ خاکه از تقريبا سياه تا قهوه اي .
سيماهاي تشخيصي : رنگ تيره ، رخ کامل در يک جهت و گراني ويژه بالا ، ولفراميت را از ديگر کاني هاي متمايز مي سازد .
رخداد : ولفراميت يک کاني نسبتا کمياب است که معمولا در پگماتيتها و رگه هاي دما بالاي کوارتز همراه با گرانتيها و در موارد کمتري در رگه هاي سولفيدي يافت مي شود . کاني هايي که به طور معمول با آن همراهند ، عبارتند از کاستيريت ، پيريت ، گالن ، اسفالريت و آرسنوپيريت . در بعضي رگه ها ، ممکن است ولفراميت تنها کاني فلزي موجود باشد .
کاربرد : کانسنگ اصلي تنگستن . تنگستن به عنوان فلز سخت کننده و در تهيه فولاد براي وسايل پر سرعت ، شيرها ، فنر ها، اسکنه ، سوهان و غيره به کار مي رود . به دليل نقطه ذوب بالايي که دارد براي کاهيدن فلز به فرايند شيميايي خاصي نياز است .
نام : نام ولفراميت از واژه اي قديمي با منشا آلماني گرفته شده است .
ژيپس (CaSO4.2H2O) :
بلورشناسي : منوکلينيک .
خواص فيزيکي : 2=H و 2.32=G . جلا معمولا شيشه اي . گاهي مرواريدي و ابريشمي . رنگ بيرنگ ، سفيد ، خاکستري ، سايه هاي گوناگون زرد ، سرخ ، قهوه اي حاصل ناخالصي است . شفاف تا نيم شفاف .
ساتين اسپار ژيپس رشته اي با جلاي ابريشمي است ، آلاباستر نوع توده اي ريز دانه ان است . سلنيت نوعي است که پولکهاي رخ بزرگ بي رنگ و شفافي ايجاد مي کند .
سيماهاي تشخيصي : با نرمي و سه رخ نا برابر خود شناخته مي شود .
رخداد : ژيپس يک کاني رايج با گسترش زياد در سنگ هاي رسوبي و اغلب به صورت لايه هاي ضخيم است . به فراواني در سنگ اهک و شيل ميان لايه اي شده و معمولا به صورت لايه اي در زير لايه هاي سنگ نمک يافت مي شود .
کاربرد : ژيپس بيشتر براي توليد گچ به کار مي رود . براي تهيه اين ماده ، ژيپس را پودر کرده و سپس حرارت مي دهند تا حدود 75% آي ان خارج شود . ژيپس در ساختن پلاسترهاي غير متحرک و سخت براي مصارف داخل ساختمان نيز به کار مي رود . بعنوان تهويه کننده خاک يا «پلاستر خاک» بعنوان کود شيميايي مورد استفاده قرار مي گيرد . ژيپس کلسينه نشده بعنوان تاخير دهنده در سيمان پرتلند به کار مي رود. سااتين اسپار و آلاباستر را برش و صيقل مي دهند و براي اهداف تزئيني استفاده مي کنند اما کاربرد آنها به دليل سختي کم ، محدود است .
نام : از واژه يوناني معادل اين کاني گرفته شده است و به ويژه براي کاني کلسينه شده است .
باريت (BaSO4) :
بلورشناسي : ارتورومبيک .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 3.5-3=H و 4.5=G رنگ بي رنگ ، سفيد و سايه هاي روشني از آبي ، زرد ، سرخ . شفاف تا نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : توسط گراني ويژه بالا ، رخ و بلور هاي مشخصه خود شناخته مي شود .
رخداد: باريت يک کاني رايج با گسترش زياد است . به طور معمول به عنوان يک کاني باطله در رگه هاي گرمابي همراه با کانسنگ نقره ، سرب ، مس ، کبالت ، منگنز و آنتيموان و همچنين در رگه هاي موجود در سنگ هاي اهکي با کلسيت يا به صورت توده هاي بازمانده در رس هاي پوشاننده سنگ اهک ها و نيز در ماسه سنگ ها با کانسنگ هاي مس يافت مي شود.
کاربرد : بيش از 80درصد باريت توليد شده در حفاري چاه هاي نفت و گاز به عنوان «گل سنگين» به منظور کمک به نگه داشتن ميله هاي حفاري و جلوگيري از فوران گاز به کار مي رود . باريت منبع اصلي Ba براي صنايع شيميايي است .
نام : از واژه يوناني barys به معناي سنگين و به دليل گراني ويژه بالاي آن .
سلستيت (SrSO4) :
بلور شناسي : ارتورومبيک .
خواص فيزيکي : رخ کامل ، 3.5-3=H و 3.97-3.95=G . جلا شيشه اي تا مرواريدي . رنگ بيرنگ ، سفيد ، گاهي آبي کمرنگ يا سرخ . شفاف تا نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : شباهت زيادي به باريت دارد اما با گراني ويژه پاين تر و آزمون هاي شيميايي استرونسيم از آن متمايز مي شود .
رخداد : سلستيت معمولا به صورت افشان در سنگ اهک يا ماسه سنگ يا به صورت آشيانه اي و حاشيه حفره هاي اين سنگها يافت مي شود . با کلسيت ، دولوميت ،
باريت ، ژيپس ، هاليت ، گوگرد ، فلوريت همراه است . گاهي به عنوان يک کاني باطله در رگه هاي سرب يافت مي شود .
کاربرد : در تهيه استرونسيم نتيرات براي آتش بازي و گلوله هاي رسام ، و ديگر نمک هاي استرونسيم براي پالايش چغندر قند به کار مي رود .
نام : از واژه caelestis به معني آسماني و به دليل رنگ آبي کمرنگ آن در نخستين نمونه هاي کشف شده گرفته شده است .
آزوريت ( Cu3(CO3)(OH)2) :
بلور شناسي : منوکلينيک .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 3.5-4=H و 3.77=G . جلا شيشه اي رنگ ابي لاجوردي سير . شفاف تا نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : عمدتا با رنگ آبي لاجوردي و جوشش در اسيد شناخته مي شود .
دگرساني : ريخت نماي مالاکيت به جاي آزوريت و در موارد کمتري به کوپريت ديده مي شود .
رخداد : فراواني آزوريت از مالاکيت کمتر است ؛ اما منشا و همراهان يکساني دارند .
کاربرد : کانسنگ فرعي مس .
نام : از رنگ آن .
کربناتهاي آبدار کمياب : اوري کلسيت(Zn,Cu)5(CO3)2(OH)3 ستبز کمرنگ تا آبي و به صورت بلورهاي نوک تيز ارتورومبيک .گيلوسيت Na2Ca(CO3)2 منوکلينيک و ترونا Na3(CO3)(HCO3),2H2O منوکلينيک که هر دو در رسوبات شور درياچه اي يافت مي شوند .
مالاکيت ( Cu2CO3(OH)2) :
بلور شناسي : منوکلينيک .
خواص فيزيکي : رخ کامل ، اما کمياب . 3.5-4=H و 4.3-3.9=G . جلا الماسي تا شيشه اي در بلور ها ؛ در انواع رشته اي اغلب ابريشمي ؛ کدر در انواع خاکي . رنگ سبز روشن . رنگ خاکه سبز کمرنگ . نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : در HCl به صورت جوشان حل مي شود و محلول سبز رنگي مي دهد . توسط رنگ سبز روشن و شکل خوشه اي شناخته شده و از ديگر کانيهاي سبز رنگ مس متوسط جوشش در اسيد تميز داده مي شود .
رخداد : مالاکيت يک کاني روزاد مس با گسترش زياد است که در بخشهاي اکسيده رگه هاي مس همراه با آزوريت ، کوپريت ، مس ازاد ، اکسيد هاي اهن يافت مي شود.معمولا در ذخاير مس همراه با سنگ اهک ها يافت مي شود .
کاربرد : يک کانسنگ فرعي مس است . استفاده گسترده اي به عنوان کاني گوهري و تزئيني دارد . در سده نوزدهم ، روسيه منبع اصلي ان بود اما امروزه بيشتر ان از کنگو بدست مي ايد .
نام : از واژه يوناني malache به دليل رنگ سبز آن .
اسميت سونيت ( ZnCO3) :
بلور شناسي : هگزاگونال .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 4.5-4=H و 4.45-4.3=G . جلا شيشه اي . رنگ معمولا قهوه اي کثيف . ممکن است بي رنگ ، سفيد ، سبز ، آبي يا صورتي هم باشد . نوع زرد آن حاوي کادميم است و اصطلاحات کانسنگ چربي بوقلموني ناميده مي شود . رنگ خاکه سفيد . نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : در HCl سرد به صورت جوشان حل مي شود . با جوشش خود در اسيد ها ، ازمونهاي روي ، سختي و گراني ويژه بالاي خود شناخته مي شود .
رخداد : اسميت سونيت يک کانسنگ روي با منش روزاد است که معمولا همراه با ذخاير روي در سنگ ها آهک ها يافت مي شود . با اسفالريت ، گالن ، همي مرفيت ، سروسيت ، کلسيت ، و ليمونيت همراه است . ريخت نماي ان به جاي کلسيت مشاهده مي شود . اسميت سونيت در بعضي مناطق به صورت کاني نيم شفاف سبز يا ابي مايل به سبز که به مصارف تزئيني يافت مي شود .
کاربرد : يک کانسنگ روي است . اندکي هم کاربرد زينتي دارد .
نام : به افتخار جيمز اسميتسون که موسسه اسميتسونين را در واشنگتن دي. سي . تاسيس کرد ، نامگذاري شده است . کاني شناسان انگليسي قبلا به ان کالامين مي گفتند.
گونه هاي مشابه : هيدروزينيست ، Zn5(CO3)2(OH)6 ، به صورت يک کاني ثانويه در ذخاير روي يافت مي شود .
دولوميت (CaMg(CO3)2) :
آنکريت
بلورشناسي : براي دولوميت هگزاگونال ، بلورها معمولا لوزوجهي واحد و در موارد کمتري يک لوزوجهي پر شيب با يک قاعده هستند . آنکريت : بطور کلي بصورت بلورهاي کامل ظاهر نمي شود اما در حالت بلوري شبيه بلورهاي دولوميت است .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 3.5-4=H و 2.85=G . جلا شيشه اي . بي رنگ ،
سفيد ، خاکستري ، سبز ، قهوه اي يا سياه هم باشد . شفاف تا نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : دولوميت در HCl سرد و رقيق قطعات بزرگ آن به کندي واکنش مي دهد اما فقط در HCl گرم به صورت جوشان حل مي شود .
رخداد : در بسياري از نقاط جهان ، عمدتا به صورت لايه هاي وسيع رسوبي ، و معادل متبلور آن يعني مرمر دولوميتي يافت مي شود .
نام : دولوميت به افتخار شيميدان فرانسوي ، دولوميو و آنکريت به افتخار ام .جي . آنکر کاني شناس اتريشي .
گونه هاي مشابه : کوتناهوريت ، CaMn(CO3)2 با دولوميت هم ساختار است .
سروسيت ( PbCO3) :
بلور شناسي : ارتورومبيک .
خواص فيزيکي : رخ خوب ؛ 3.5-3=H و 6.58=G . جلا الماسي . رنگ بي رنگ ، سفيد يا خاکستري . شفاف تا تقريبا نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : با گراني ويژه بالا ، رنگ سفيد و جلاي الماسي شناخته مي شود . شکل بلوري و جوشش در نتيريک اسيد ، ان را از انگلزيت متمايز مي سازد .
رخداد : سروسيت يک کانسنگ مهم روزاد سرب با گسترش زياد است که در اثر واکنش آبهاي کربناتي با گالن ايجاد مي شود . با کانيهاي اوليه گالن و اسفالريت و کانيهاي ثانويه گوناگوني مانند انگلزيت ، پيرومرفيت ، اسميتسونيت و ليمونيت همراه است .
کاربرد : يک کانسنگ مهم سرب است .
نام : از واژه لاتين به معني سرب سفيد .
گونه هاي مشابه : فسژنيت Pb2CO3Cl2 (تتراگونال) که يک کربنات کمياب است.
منيزيت ( MgCo3) :
بلور شناسي : هگزاگونال .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 3.5-5=H و3.2-3=G . جلا شيشه اي ، رنگ سفيد ، خاکستري ، زرد ، قهوه اي . شفاف تا نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : انواع رخ پذير با گراني ويژه بالاتر از و عدم وجود کلسيم فراوان ، از دولوميت متمايز مي شوند . انواع سفيد توده اي به چرت شبيه بوده و با توجه به سختي کمتر از آن متمايز مي شوند . اسيد سرد به ندرت بر ان اثر مي کند ، اما در HCl گرم به صورت جوشان حل مي شود .
رخداد : منيزيت به طور معمول به صورت رگه ها و توده هاي نامنظم حاصل از دگرساني سنگ هاي دگرگوني و آذرين غني از Mg (سرپانتين و پريدوتيتها) و در اثر عملکرد ابهاي حاوي کربنيک اسيد ايجاد مي شود .
کاربرد : منيزيت پخته يا MgO ، منيزيتي است که در دماهاي بالا کلسينه شده و حاوي کمتر از 1 درصد CO2 است و در تهيه اجر براي ديواره کوره هاي ذوب بکار مي رود . منيزيت منبع منيزيم اکسيد براي صنايع شيميايي است و به عنوان کانسنگ فلز Mg نيز مورد استفاده قرار مي گيرد ، اما در حال حاضر تمام توليد Mg از شورابها و آب دريا به دست مي ايد .
نام : نام منيزيت از ترکيب آن گرفته شده است .
کلسيت (CaCo3) :
بلور شناسي : هگزاگونال .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 3=H و 2.71=G . جلا شيشه اي تا خاکي . شفاف تا نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : ذرات ان به اساني در HCl سرد و رقيق مي جوشند . با سختي ، رخ لوزوجهي ، رنگ روشن و جلاي شيشه اي خود شناخته مي شود . از دولوميت با جوشش اسان قطعات درشت کلسيت در HCl سرد ، و از آراگونيت با گراني ويژه پايين تر و رخ لوزوجهي تشخيص داده مي شود .
رخداد : به عنوان يک کاني سنگ ساز : کلسيت يکي از رايج ترين و گسترده ترين کانيهاي سنگ ساز است . در توده هاي وسيع سنگهاي رسوبي به عنوان يک کاني غالب يافت مي شود ؛ در سنگهي اهک ها تنها کاني موجود است . کلسيت يک سازاي مهم مارنهاي آهکي و ماسه سنگهاي آهکي است . سنگ آهک در بسياري موارد از رسوبگذاري مواد آهکي به شکل پوسته و اسکلت جانوران دريايي ، بر روي بستر دريا و با ضخامت زياد تشکيل مي شود . بخش کمي از اين سنگها از رسوبگذاري مستقيم کلسيم کربنات شکل مي گيرند . مهم ترين کاربرد کلسيت در تهيه سيمان و آهک براي ملات است . کلسيت به چند شکل در صنايع ساختماني به کار مي رود . سنگ آهک و مرمر به صورت سنگهاي ساختماني ، هم در ساختمان و هم در نماي بيروني استفاده مي شود . ورقه هاي صيقلي تراورتن و اونيکس مکزيکي بطور معمول ، به عنوان سنگ نما براي درون ساختمان بکار مي رود . ايسلند اسپار که نام خود را از ايسلند گرفته ، ارزش زيادي در ابزارهاي نوري دارد و معروفترين کاربرد آن پيش از استفاده از صفحه هاي پلارويد ، به شکل منشور نيکول براي ايجاد نور قطبيده بود .
نام : از واژه لاتين کالکس به معني آهک سوخته .
فلوريت ( CaF2) :
بلور شناسي : ايزومتريک .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 4=H و 3.18=G . شفاف تا نيم شفاف . جلا شيشه اي رنگ تغييرات زيادي دارد ، در بيشتر موارد سبز روشن زرد ، سبز مايل به آبي ، يا ارغواني ؛ گاهي بيرنگ ، سفيد ، سرخ ، ابي قهوه اي .
سيماهاي تشخيصي : معمولا توسط بلور هاي مکعبي و رخ هشت وجهي ؛ جلاي شيشه اي و رنگهاي زيبا و خط برداشتن با يک چاقو شناخته مي شود .
رخداد : فلوريت يک کاني رايج با گسترش زياد است . معمولا در رگه هاي گرمابي بعنوان کاني اصلي با يک کاني باطله همراه با کانسنگ هاي فلزي ، بويژه کانسنگ هاي سرب و نقره يافت مي شود . در حفره هاي دو لوميت ها و سنگهاي اهک ها رايج بوده و به عنوان يک کاني فرعي کم اهميت در سنگ هاي اذرين مختلف و پگماتيت ها ديده مي شود . با کاني هاي بسياري همراه است از جمله : کلسيت ، دولوميت ، ژيپس ، سيلسيت ، باريت ، کوارتز ريال گالن ، اسفالريت ، کاسيتريت ، توپار ، تورمالين و آپاتيت .
کاربرد : بيشتر فلوريت توليد شده ، در صنايع شيميايي غالبا در تهيه فلوريدريک اسيد و و به عنوان کمک ذوب در فولاد سازي بکار مي رود . استفاده هاي ديگر ان در تهيه شيشه ، پشم شيشه ، سفالگري و لعاب است .
نام : از واژه لاتين fluere به معني جريان يافتن ، چرا که بسيار اسانتر از کانيهاي ديگري که با انها اشتباه مي شد . ذوب مي شود .
هاليت (NaCl) :
بلور شناسي : ارتوروبيک .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 2.5=H و 2.16=G . جلا شفاف تا نيم شفاف . رنگ بيرنگ يا سفيد ، يا در صورت ناخالصي با سايه هاي از زرد ، سرخ ، ابي ، ارغواني . مزه شوره .
سيماهاي تشخيصي: با رخ مکعبي و مزه خود شناخته شده و سيلويت توسط مزه تلخ از ان متمايز مي شود .
رخداد : هاليت کاني رايجي است که اغلب به صورت لايه هاي وسيع و توده هاي نامنظم که در اثر تبخير همراه با ژيپس ، سيلويت ، انيدريت ، کلسيت ، رسوب کرده اند يافت ميشود . هاليت در اب چشمه هاي شور ، درياچه هاي شور و اقيانوس ها به صورت حل شده است .
کاربرد : بيشترين استفاده هاليت در صنايع شيميايي بعنوان منبع سديم و کلر براي تهيه کلريدريک اسيد و تعداد زيادي از ترکيب هاي سديم است .
نمک به حالت طبيعي ، به طور گسترده اي در دباغي پوست ، در کود هاي شيميايي ، براي نگهداري غذاها ، در نمک پاشي بزرگراه ها و بعنوان يک علف کش بکار مي رود .
نام : هاليت از واژه halos به معنب نمک گرفته شده است .
ايليمنيت ( FeTiO3) :
بلور شناسي : هگزاگونال .
خواص فيزيکي : 5.5-6=H و 4.7=G . جلا فلزي تا نيم فلزي . رنگ سياه اهني . رنگ خاکه سياه تا سرخ مايل به قهوه اي . ممکن است بدون حرارت دادن مغناطيسي باشد . کدر .
سيماهاي تشخيصي : ايليمنيت از هماتيت توسط رنگ خاکه ، و از مگنتيت به وسيله نداشتن خاصيت مغناطيسي شديد شناخته مي شود .
رخداد : ايليمنيت يک کاني فرعي رايج در سنگهاي اذرين است و ممکن است به صورت توده هاي بزرگ در گابروها ، ديوريت ها و انورتوزيت ها به صورت محصول جدايش ماگمايي همراه با مگنتيت وجود داشته باشد .
کاربرد : منبع اصلي تيتانيم . بيشتر براي توليد تيتانيم ديوکسيد به عنوان رنگدانه بکار مي رود . به دليل نسبت بالاي قدرت به وزن مقاومت بالاي تيتانيم در برابر خوردگي ، به صورت فلزي و آلياژ ، در صنايع هواپيمايي و فضايي ، هم در بدنه و هم در موتور بکار مي رود .
نام : از کوه هاي ايلمن جمهوري روسيه .
گونه هاي مشابه : پروفسکيت CaTiO3 يک کاني تيتانيم مکعب نما است که معمولا در نفلين سينيتها و کربناتها يافت مي شود . سودوبروکيت FeTiO5 و محلول جامدهايي به سمت سودوبروکيت FeTiO5 در سنگهاي آذرين ، در کيمبرليتها و در بازالت هايي که در معرض برخورد شخانه ها بوده اند ، يافت مي شود .
اپال (SiO2.nH2O) :
بلور شناسي : توده اي ؛ اغلب خوشه اي .
خواص فيزيکي : شکست صدفي . 6=H و 2.25-2=G . جلا شيشه اي ، اغلب تا حدي صمغي . رنگ بي رنگ . سفيد ، سايه هاي کمرنگي از زرد ، سرخ ، قهوه اي ، سبز ، خاکستري و آبي . رنگهاي تيره تر حاصل ناخالصي است . اغلب داراي درخشش شيري بوده و ممکن است بازي زيباي رنگها را نشان دهد . شفاف تا نيمه شفاف .
سيماهاي تشخيصي : از انواع ريزبلورين کوارتز به وسيله سختي و گراني ويژه کمتر و حضور آي متمايز مي شود .
رخداد : اپال ممکن است توسط چشمه هاي ابگرم در اعماق کم ، توسط ابهاي جوي ، يا به وسيله محلول هاي ژرف زاد دما پائين ته نشين شود . به صورت حاشيه ديواره حفره ها در سنگ ها يا به صورت پر کننده انها يافت شده و ممکن است جانشين چوب هاي مدفون در توف اتشفشاني شود . بزرگترين انباشتهاي اپال به صورت پوسته هاي سيليسي جانداران تراوش کننده سيليس است .
کاربرد : بعنوان يک گوهر . اپال بطور معمول به شکلهاي گرد يا محدب تراشيده مي شود . گوهرسنگهاي بزرگ با کيفيت استثنايي ، ارزش بسيار زيادي دارند . دياتوميت استفاده گسترده اي بعنوان يک ساينده ،پرکننده ، پودر فيلتر کننده و در فراورده هاي عايق دارد .
نام : نام اپال از سانسکريت upla ريشه گرفته که به معني گوهرسنگ يا گوهر سنگ قيمتي است .
پيرولوزيت (MnO2) :
بلور شناسي : تتراگونال .
خواص فزيکي : رخ کامل 1-2=H و (بر روي انگشت پودر بر جاي مي گذارد) . سختي گونه درشت بلور آن يعني پوليانيت ، 6تا 6.5 است . 4.75=G . رنگ و رنگ خاکه سياه اهني . شکست تراشه اي . کدر .
سيماهاي تشخيصي : با رنگ خاکه سياه و سختي کم از ديگر کانيهاي منگنز متمايز مي شود .
رخداد : منگنز به مقدار کم در بيشتر سنگهاي بلورين وجود دارد و وقتي حل شده و از آنها خارج مي شود ، مي تواند به صورت کاني هاي گوناگون و بيشتر به صورت پيرولوزيت در مردابها ، در بستر درياچه ها و درياه و اقيانوس ها يافت مي شود . کانسنگ هاي لانه اي و لايه اي منگنز در درون رسها بازمانده محصور بوده و حاصل واپاشي آهک هاي منگنز دار است . به صورت رگه اي همراه کوارتز و کانيهاي فلزي ديگر يافت مي شود .
پيرولوزيت رايجترين کانسنگ منگنز است . و رخداد گسترده اي دارد .
کاربرد : مهمترين کانسنگ منگنز است . منگنز به همراه اهن براي توليد الياژهاي ايپيژلايزن و فرومنگنز که در فولاد سازي بکار مي روند ، استفاده مي شود . براي توليد يک تن فولاد ، حدود 6 کيلوگرم منگنز بکار مي رود . منگنز همچنين در الياژهاي گوناگون با مس ، روي ، آلومنيوم ، قلع و سرب نيز بکار مي رود .
نام : پيرولوزيت از دو واژه يوناني pyros به معني اتش و louo به معني شستن گرفته شده است . زيرا از نظر اکسندگي ان براي از بين بردن رنگ هاي حاصل از اهن از شيشه استفاده مي شود .
گونه هاي مشابه : آلابانديت ، MnS يک کاني به نسبت کمياب همراه با ديگر سولفيد ها در رگه هاست . واد نامي است که به کانسنگ منگنز متشکل از مخلوط ناخالص اکسيد هاي ابدار منگنز گفته مي شود .
هماتيت (Fe2O3) :
بلور شناسي : هگزاگونال .
خواص فيزيکي : تقريبا مکعبي . 6.5-5.5=H و 5.26=G . براي بلور ها . جلا در بلور هاي فلزي و در انواع خاکي ، کدر است . رنگ قهوه اي مايل به سرخ تا سياه . نوع سرخ خاکي را اخراي سرخ و نوع ورقه اي و فلزي را اسپکيولاريت مي نامند . رنگ خاکه سرخ روشن تا تيره که در اثر گرم کردن سياه مي شود . نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : عمدتا با رنگ خاکه سرخ مشخص خود شناخته مي شود .
رخداد : هماتيت گسترش زيادي در سنگهاي همه زمانهاي زمين شناسي داشته و فراوانترين و مهمترين کانسنگ اهن را تشکيل مي دهد . ممکن است محصولات تصعيدي فعاليت هاي آتشفشاني تشکيل شود .
کاربرد : مهم ترين کانسنگ اهن براي صنايع فولاد است . در رنگ سازي ، اخراي سرخ و پودر صيقل دهنده استفاده مي شود . بلور هاي سياه آن را مي توان به عنوان گوهر برش داد .
نام : از واژه يوناني haimatos به معني خون (به دليل رنگ کاني پودر شده ) گرفته شده است .
کروميت (FeCr24) :
بلور شناسي : ايزومتريک .
خواص فيزيکي : 5.5=H و 4.6=G . جلا فلزي تا نيمه فلزي و در بسياري موارد قيري. رنگ سياه اهني تا سياه مايل به قهوه اي . رنگ خاکه قهوه تيره . تقريبا نيمه شفاف .
سيماهاي تشخيصي : جلاي نيم فلزي معمولا براي شناسايي کروميت بکار مي رود .
رخداد : کروميت يکي از سازاهاي رايج پريدوتيتها و ديگر سنگهاي اولترابازيک و سرپانتين هاي حاصل از انهاست . و يکي از اولين کانيهاي است که ذخاير عظيم کروميت از اين نوع تفريق ماگمايي حاصل شده اند .
کاربرد : کانسنک کروم است . کروميت به دليل ماهيت دير گداز خود ، در اجر ها براي ديواره کوره هاي فلز گري بکار مي رود . اين اجر ها به طور معمول از کروميت خام و زغالسنگ و گاهي نيز از کروميت با کائولن ، بوکسيت و ديگر کاني ها تهيه مي شود .
گونه هاي مشابه : منيزيوکروميت MgCr2O4 از نظر رخداد و ظاهر شبيه به کروميت است .
نام : نام اين کاني از ترکيب شيميايي آن گرفته شده است .
مگنتيت ( Fe3O4) :
بلور شناسي : ايزومتريک .
خواص فيزيکي : جدايش هشت وجهي در بعضي نمونه ها . 6=H و 5.18=G . رنگ سياه اهني . رنگ خاکه سياه . به شدت مغناطيسي است و مي تواند به عنوان يا اهنرباي طبيعي عمل کند که در اين صورت به ان سنگ اهنربا مي گويند . کدر .
سيماهاي تشخيصي : عمدتا با خاصيت مغناطيسي شديد ، رنگ سياه و سختي خود شناخته مي شود . از فرانکلينيت مغناطيسي ، به کمک رنگ خاکه تميز داده مي شود .
رخداد : مگنتيت يک کاني رايج است که به صورت افشان فرعي در بيشتر سنگهاي اذرين وجود دارد . در برخي از انواع سنگها از راه فرايند جدايش ماگمايي به عنوان يکي از سازاهاي اصلي سنگ ، تشکيل شده و بنابراين توده هاي معدني بزرگي را مي سازد . اين توده ها به شدت از تيتانيم غني هستند . معمولا با سنگهاي دگرگوني بلورين همراه بوده و لايه ها و عدسي هاي بزرگي مي سازد . مگنتيت يک سازاي رايج در سازند هاي اهن نواري رسوبي و دگرگوني پرکامبرين است و در اين موارد احنمالا منشا رسوبي شيميايي دارد .
کاربرد : کانسنگ مهم آهن .
نام : احتمالا از منطقه مگنزيا مقدونيه گرفته شده است . براساس افسانه از پليني از نام چوپاني به نام مگنس گرفته شده است . اين چوپان با اين مشاهده که ميخ هاي کفش و حلقه فلزي ته عصاي او به سمت زمين جذب مي شد ، براي نخستين بار اين کاني را مونت آيدا کشف کرد .
گونه هاي مشابه : منزيوفريت ، با ساختار اسپينلي معکوس ، يک کاني کمياب است که عمدتا در دودخانها يافت مي شود . جاکوبسيت يک اسپينل معکوس و کاني کمياب است که در لانگبان سوئد يافت مي شود . اولواسپينل ، FeTiO4 نيز با يک ساختار اسپينلي معکوس ، گاهي اوقات به صورت قطره ها و تيغه هاي برون رستي در مگنتيت ديده مي شود .
ارپيمنت (As2S3) :
بلور شناسي : منوکلينيک .
خواص فيزيکي : رخ کامل ، ورقه هاي رخ انعطاف پذير است اما کشسان نيست . برش پذير . 1.5-2=Hو 3.49=G . جلا صمغي اما در وجوه ، رخ مرواريدي است . رنگ زرد ليمويي . رنگ خاکه زرد کمرنگ . نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : با رنگ زرد و ساختار برگي خود شناخته مي شود . از گوگرد توسط رخ کامل خود متمايز مي شود .
رخداد : ارپيمنت کاني کميابي است که معمولا با رآلگار همراه بوده و در شرايط مشابهي به وجود مي ايد .
کاربرد : در رنگ سازي و براي برداشتن موهاي زائد بکار مي رود .
نام : از واژه لاتين Auripigmentum «رنگ طلايي» به دليل رنگ آن و اينکه تصور مي شد حاوي طلا باشد ، گرفته شده است .
رآلگار (AsS) :
بلور شناسي : منوکلينيک .
خواص فيزيکي : رخ خوب . 1.5-2 =H و 3.48=G . برش پذير . جلا صمغي . رنگ و رنگ خاکه سرخ تا نارنجي . شفاف تا نيم شفاف .
سيماهاي تشخيصي : رآلگار با رنگ سرخ ، جلاي صمغي ، رنگ خاکه سرخ نارنجي و همراهي هميشگي با ارپيمنت شناخته مي شود .
دگرساني : وقتي در مدت طولاني در معرض نور خورشيد قرار مي گيرد ، به يک پودر زرد مايل به سرخ تجزيه مي شود .
رخداد : رآلگار در رگه هاي کانسنگ هاي سرب ، نقره و طلا همراه با ارپيمنت ، کانهاي ديگر آرسنيک و استيبنيت يافت مي شود . به صورت يک محصول تصعيد آتشفشاني و به صورت رسوب از چشمه هاي ابگرم نيز تشکيل مي شود .
کاربرد : رآلگار و شوره را براي ايجاد نور سفيد درخشان در اتش بازي ها بکار مي برند . امروزه آرسنيک سولفيد مصنوعي براي اين منظور بکار مي رود ، که پيش از اين به عنوان ماده رنگي به کار مي رفت .
نام : اين نام از واژه عربي رهج الغار به معناي گرد معدن گرفته شده است .
سينابار ( HgS) :
بلور شناسي : هگزاگونال .
خواص فيزيکي : رخ کامل . 2.5=H و 8.1=G . جلا الماسي در صورت خلوص ، تا خاکي کدر در صورت ناخالصي . رنگ سرخ جگري در صورت خلوص ، تا سرخ مايل به قهوه اي در صورت ناخالص بودن . رنگ خاکه سرخ . شفاف تا نيمه شفاف .
سيماهاي تشخيصي : ب رنگ و رنگ خاکه گلسرخي ، گراني ويژه بالا و رخ نمود شناخته مي شود .
رخداد : سينابار يک کانسنگ مهم جيوه است اما فقط در چند منطقه به مقدار قابل توجه يافت مي شود . به صورت اشباع شدگي و پرشدگي رگه ها در نزديکي سنگهاي آتشفشاني و چشمه هاي اب گرم عصر حاضر يافت شده و ظاهرا در نزديکي سطح ، از محلول هايي احتمالا قليايي ته نشين شده است . همراه با پيريت ، مارکازيت ، استيبنيت و سولفيد هاي مس در باطله اي از اپال ، کلسدوني ، کوارتز ، باريت ، کلسيت و فلوريت يافت مي شود .
کاربرد : تنها منبع مهم جيوه است . استفاده هاي اصلي جيوه در دستگاه هاي الکتريکي ، وسايل کنترل صنعتي ، تهيه الکتروليت کلر و سود سوزآور و در رنگهاي ضد رنگ است . استفاده هاي کمتر اما مهم آن ، در دندان پزشکي ، دستگاه هاي علمي ، داروسازي ، کاتاليزور ها و در کشاورزي است . يکي از کاربرد هاي مهم قديمي جيوه در فرايند ملقمه سازي براي بازيافت طلا و نقره از کانسنگ هاي انها بود اما ملقمه سازي با روي کار آمدن روش هاي ديگر استحصال از دور خارج شده است .
نام : تصور مي شود که نام سينابار از هند آمده باشد . در آنجا اين نام به يک صمغ سرخ اطلاق مي شود .
پيريت (FeS2 ) :
بلور شناسي : ايزومتريک .
خواص فيزيکي : شکست صدفي . شکننده . 6.5-6=H و 5.02=G . جلا فلزي ، براق و درخشان . رنگ زرد برنجي کمرنگ که ممکن است به دليل هوازدگي سطحي و درخشش رنگين کماني ، تيره تر مي شود . رنگ خاکه سياه مايل به سبز يا مايل به قهوه اي . کدر. پارامغناطيس .
سيماهاي تشخيصي : با رنگ روشنتر و سختي بيشتر خود از کالکوپريت ، و با شکنندگي و سختي خود از طلا ، و با رنگ سيرتر و شکل بلوري خود از مارکازيت شناخته مي شود .
دگرساني : پيريت به اساني به اکسيد هاي آهن دگرسان مي شود . اما در هر حال به طور کلي پايدارتر از مارکازيت است . بلور هاي ريخت نماي ليمونيت به جاي پيريت، رايج است . رگه هاي پيريت معمولا با يک رسوب سلولي ليمونيت به نام گوسان پوشيده مي شود . سنگهاي پيريت دار براي اهداف ساختماني مناسب نيستند ، چرا که اکسايش سريع پيريت باعث تجزيه سنگ و همچنين ايجاد زنگي از اهن اکسيد مي شود.
رخداد : پيريت رايجترين و گسترده ترين کاني سولفيدي است و رخداد بلور هاي ريز آن به قدري زياد است که نمي توان همه انها را برشمرد .
کاربرد : پيريت را معمولا به خاطر طلا يا مس همراه آن استخراج مي کنند . به دليل مقدار زياد گوگرد موجود در اين کاني ، فقط در کشور هاي از اين کاني بعنوان کانسنگ اهن استفاده مي شود که کانسنگهاي اکسيدي موجود نباشد . کاربرد اصلي آن در تهيه گوگرد براي اسيد سولفوريک و زاج است . زاج سبز در رنگ سازي ، در صنعت مرکب سازي ، بعنوان محافظ چوب و ماده ضد عفوني کننده به کار مي رود . پيريت ممکن است به صورت گوهرسنگ سنگ برش داده شده و تحت عنوان چند ريخت آن ، مارکازيت فروخته شود .
نام : از واژه يوناني به معناي آتش ، به دليل جرقه هاي درخشاني که هنگام برخورد چکش از آن بيرون مي جهد ، گرفته شده است .
استيبنيت (Sb2S3) :
بلور شناسي : ارتورومبيک .
خواص فيزيکي : رخ کامل ، 2=H و 4.62-4.52=G . جلا فلزي ، در سطوح رخ براق و درخشان . رنگ خاکه خاکستري سربي تا سياه . کدر .
سيماهاي تشخيصي : توسط سهولت گدازش ، نمود تيغي ، رخ کامل در يک جهت ، رنگ خاکستري سربي و رنگ خاکه سياه نرم شناخته مي شود . شعله شمع گداز پذير است .
رخداد : استيبنيت در رگه هاي گرمابي دما پائين يا ذخاير جانشيني و نهشته هاي چشمه ابگرمي يافت مي شود . همراه با ديگر کاني هاي آنتيموان و با گالن ، سينابار ، اسفالريت ، باريت رآلگار ، ارپيمنت و طلا ديده مي شود .
کاربرد : کانسنگ اصلي آنتيموان است اما قسمت اعظم اين فلز محصول جانبي ذوب کانسنگ هاي سرب است . آنتيموان تري اکسيد به عنوان يک رنگدانه و در شيشه سازي به کار مي رود .
نام : نام استيبنيت از يا واژه قديمي يوناني که براي اين کاني به کار مي رفت ، گرفته شده است .
گونه هاي مشابه : بيسموتينيت Bi2S3 يک کاني کمياب هم ساختار با استيبنيت است که خواص فيزيکي مشابه دارد .
اسفالريت (ZnS) :
بلور شناسي : ايزومتريک .
خواص فيزيکي : رخ کامل ، اما بعضي اسفالريت ها به قدري ريز دانه اند که رخ نشان نمي دهند . 3.5-4=H و 4.1-3.9=G . جلا نافلزي و صمغي تا نيمه فلزي ؛ و گاهي الماسي . رنگ بيرنگ در صورت خلوص ، و سبز در صورتي که تقريبا خالص باشد . به طور معمول زرد ، قهوه اي تا سياه است و با افزايش مقدار آهن تيره تر مي شود . به رنگ سرخ (روي ياقوتي) نيز مي تواند يافت مي شود . شفاف تا نيمه شفاف . رنگ خاکه سفيد تا زرد و قهوه اي . اسفالريت ، چند ريخت مکعبي دما پايين ZnS است و وورتزيت چند ريخت آن در دماي بالاتر از 1020 درجه سانتي گراد است . و فشار يا اتمسفر است .
سيماهاي تشخيصي : اسفالريت را مي توان با جلاي صمغي اشکار ان ، و رخ کامل تشخيص داد . انواع تيره رنگ را با رنگ خاکه قهوه اي مايل به سرخ مي شناسند و همواره سبکتر از کاني توده اي است .
رخداد : اسفالريت مهمترين کانه روي بوده و بسيار رايج است . رخداد و نحوه ان مشابه گالن است و معمولا همراه با ان ياف مي شود . در کانسار هاي سرب و روي کم عمق ناحيه تري استيت ميسوري ، کانزاس و اوکلاهما ، اين کاني ها با ماکازيت ، کالکوپريت ، کلسيت و دولوميت همراه هستند . اسفالريت با مقدار کمي گالن در رگه هاي گرمابي و ذخاير جانشيني ، همراه با پيروتيت ، پيريت و مگنتيت يافت مي شود . اسفالريت را در رگه هاي سنگهاي اذرين و در ذخاير دگرگوني همبري نيز مي توان يافت .
روي به مقدار زياد در بيش از 40 کشور استخراج مي شود . اگرچه در چند محل کانه هاي همي مرفيت و اسميتسونيت استخراج مي شود . اما بيشترين توليد جهاني روي از اسفالريت است .
کاربرد : مهمترين کانسنگ روي است . استفاده هاي اصلي فلز روي يا شمش روي ، در گالوانيزه کردن اهن ، برنج ، در باتريهاي الکتريکي و ورقه هاي روي است . روي اکسيد يا روي روي سفيد استفاده بسيار زيادي در رنگ سازي دارد . روي کلريد بعنوان محافظ چوب و روي سولفات در رنگ سازي و پزشکي کاربرد دارد . اسفالريت مهم ترين مهم ترين منبع کادميم ، انديم ، گاليم و ژرمانيم نيز مي باشد .
نام : اسفالريت از واژه يوناني به معناي خيانتکار و غير قابل اطمينان گرفته شده است . به اين خاطر بلند ناميده مي شد که به رغم شباهت با گالن ، هيچ سربي ندارد ؛ و ريشه ان واژه الماني به معناي کور يا فريبنده است .
گونه هاي مشابه : گرينوکيت ، CdS يک کاني کمياب است که به عنوان منبع کادميم استخراج مي شود . داراي دو چند ريخت است و با اسفالريت و وورتزيت هم ساختار مي باشد . کادميم از گرينوکيت همراه با کاني هاي روي ، بخصوص اسفالريت بازيافت مي شود .
گالن (PbS) :
بلور شناسي : ايزومتريک .
خواص فيزيکي : رخ کامل ، 2.5=H و 7.6-7.4 =G . جلا فلزي روشن . رنگ و رنگ خاکه خاکستري سربي .
سيماهاي تشخيصي : گالن را مي توان به اساني با رخ خوب آن ، گراني ويژه بالا ، نرمي و رنگ خاکه خاکستري سربي تشخيص داد .
دگرساني : گالن در اثر هوازدگي به انگلزيت PbSo4 و سروسيت PbCo3 تبديل مي شود .
رخداد : گالن يک کاني سولفيدي بسيار رايج است که در رگه هاي همراه با
اسفالريت ، پريت ، مارکازيت ، کالکوپريت ، سروسيت ، انگزيت ، دو لوميت ، کلسيت ، کوارتز ، باريت و فلوريت يافت مي شود . گالن در رگه هاي گرمابي ، در بيشتر موارد با کانيهاي نقره همراه است و اغلب حاوي خود نقره نيز مي باشد و بنابراين يک کانسنگ مهم نقره است . بخش عظيمي از توليد سرب به صورت محصول ثانويه کانسنگ هايي است که در اصل براي نقره استخراج شده اند . در نوع دوم ذخاير به نام ذخاير سرب و روي تيپ دره مي سي سي پي ، گالن همراه با اسفالريت در رگه ها ، پرشدگي فضاهاي خالي يا توده هاي جانشيني در آهک ها يافت مي شود . اين ذخاير دما پائين در اعماق کم واقع بوده و به طور معمول مقدار کمي نقره دارند . گالن در ذخاير دگرگوني همبري ، در پگماتيتها و به صورت افشان در سنگهاي رسوبي نيز يافت مي شود .
کاربرد : عملا تنها منبع سرب و يک کانسنگ مهم نقره است . بزرگترين استفاده سرب در باتري سازي است ، اما تقريبا به همان اندازه نيز در ساخت فراورده هاي فلزي مانند لوله ، ورقه و گلوله مصرف مي شود .
نام : نام گالن از کلمه لاتين گالنا گرفته شده که در قديم به کانسنگ سرب اطلاق مي شد .
گونه هاي مشابه : آلتائيت PbTe و آلابانديت MnS ، مانند گالن ساختار NaCl دارند .
کلکوپريت ( cuFe S2 ) :
بلور شناسي : تتراگونال
خواص فيزيکي : 3.5- 4 =H ، 4.3 – 4.1 =G . جلا فلزي . رنگ زرد برنجي ، اغلب کدر شده و به رنگ برنزي يا رنگين کماني در مي ايد . رنگ خاکه سياه مايل به سبز . شکننده .
سيماهاي تشخيصي : با رنگ زرد برنجي و رنگ خاکه سياه مايل به سبز خود شناخته مي شود . از پريت با سختي کمتر از فولاد ، و از طلا با شکنندگي تميز داده مي شود . تحت عنوان « طلاي ابله » شناخته مي شود . که البته اين واژه را براي پيريت نيز به کار مي رود .
رخداد : کلکوپريت فراوانترين کاني مس و يکي از مهم ترين منابع اين فلز است . اغلب کانسنگ هاي سولفيدي مقداري کالکوپريت دارند ، اما مهم ترين انها از نظر اقتصادي ، رگه هاي گرمابي و ذخاير جانشيني است . در ذخاير دما پائين مانند منطقه تري استيت ، به صورت هاي بلورهاي کوچک همراه با گالن ، اسفالريت و دو لوميت يافت مي شود . اين کاني همراه با پيروتيت و پنتلانديت ، کاني اصلي مس در کانسنگ هاي سادبري اونتلريو و ذخاير دما بالاي مشابه است . کالکوپريت کاني اصلي مس در ذخاير « مس پورفيري » است . کالکوپريت به صورت سازاي سنگهاي آذرين ؛ در دايک هاي پگماتيتي ؛ در ذخاير دگرگوني همبري و به صورت افشان در سنگهاي شيستي يافت مي شود . ممکن است داراي قدار کمي طلا يا نقره بوده و کانسنگي براي اين فلز ها باشد . اغلب به مقدار کم همراه با توده هاي عظيم پيريت ، کانسنگ هاي مس کم عياري را مي سازد .
دگرساني : کلکوپريت منبع اصلي مس براي کانهاي ثانويه مالاکيت ، آزوريت ، کووليت ، کلکوسيت و کوپريت است . تمرکز مس در غني شدگي روزادي ، اغلب حاصل اين گونه دگرساني و جدايش مس از محلول همراه با رسوبگذاري بعدي است .
کاربرد : کانسنگ مهم مس است .
نام : مشتق شده از واژه يوناني chalkos به معني مس و از Pyrites .
گونه هاي مشابه : استانيت ، Cu2FeSnS4 ، تتراگونال ، يک کاني کمياب و کانسنگ فرعي قلع است . ساختار بلوري استانيت را مي توان با جايگزين کردن Fe و Sn به جاي بخشي از Cu در کلکوپريت ، بدست اورد .
کلکوپريت ( cuFe S2 ) :
بلور شناسي : تتراگونال
خواص فيزيکي : 3.5- 4 =H ، 4.3 – 4.1 =G . جلا فلزي . رنگ زرد برنجي ، اغلب کدر شده و به رنگ برنزي يا رنگين کماني در مي ايد . رنگ خاکه سياه مايل به سبز . شکننده .
سيماهاي تشخيصي : با رنگ زرد برنجي و رنگ خاکه سياه مايل به سبز خود شناخته مي شود . از پريت با سختي کمتر از فولاد ، و از طلا با شکنندگي تميز داده مي شود . تحت عنوان « طلاي ابله » شناخته مي شود . که البته اين واژه را براي پيريت نيز به کار مي رود .
رخداد : کالکوپريت فراوانترين کاني مس و يکي از مهم ترين منابع اين فلز است . اغلب کانسنگ هاي سولفيدي مقداري کالکوپريت دارند ، اما مهم ترين انها از نظر اقتصادي ، رگه هاي گرمابي و ذخاير جانشيني است . در ذخاير دما پائين مانند منطقه تري استيت ، به صورت هاي بلورهاي کوچک همراه با گالن ، اسفالريت و دو لوميت يافت مي شود . اين کاني همراه با پيروتيت و پنتلانديت ، کاني اصلي مس در کانسنگ هاي سادبري اونتلريو و ذخاير دما بالاي مشابه است . کالکوپريت کاني اصلي مس در ذخاير « مس پورفيري » است . کالکوپريت به صورت سازاي سنگهاي آذرين ؛ در دايک هاي پگماتيتي ؛ در ذخاير دگرگوني همبري و به صورت افشان در سنگهاي شيستي يافت مي شود . ممکن است داراي قدار کمي طلا يا نقره بوده و کانسنگي براي اين فلز ها باشد . اغلب به مقدار کم همراه با توده هاي عظيم پيريت ، کانسنگ هاي مس کم عياري را مي سازد .
دگرساني : کالکوپريت منبع اصلي مس براي کانهاي ثانويه مالاکيت ، آزوريت ، کووليت ، کلکوسيت و کوپريت است . تمرکز مس در غني شدگي روزادي ، اغلب حاصل اين گونه دگرساني و جدايش مس از محلول همراه با رسوبگذاري بعدي است .
کاربرد : کانسنگ مهم مس است .
نام : مشتق شده از واژه يوناني chalkos به معني مس و از Pyrites .
گونه هاي مشابه : استاتيت ، Cu2FeSnS4 ، تتراگونال ، يک کاني کمياب و کانسنگ فرعي قلع است . ساختار بلوري استانيت را مي توان با جايگزين کردن Fe و Sn به جاي بخشي از Cu در کالکوپريت ، بدست اورد .
طلا (Au) :
بلور شناسي : ايزومتريک .
خواص فيزيکي : 2.5-3=H و 19.3=G . به صورت خالص . وجود فلزهاي ديگر گراني ويژه را پائين مي ارود و حتي به 15 هم مي رساند . شکست دندانه اي . بسيار چکش خوار و شکل پذير . کدر . رنگ سايه هاي گوناگون زرد بسته به درجه خلوص؛ که با افزايش مقدار نقره رنگ روشنتر مي شود .
سيماهاي تشخيصي : طلا از سولفيد هاي زرد مانند مانند پريت و کالکوپريت و از پولک هاي زرد ميکاهاي دگرسان شده ، توسط برش پذيري و گراني ويژه بالا تشخيص داده مي شود .
رخداد : فراواني ماينگين طلا در پوسته زمين PPm0.004 بوده و بنابراين يک عنصر کمياب است و در طبيعت به مقدار کم ، گسنرش فراواني دارد . طلا بيش از همه در رگه هاي داراي رابطه زايشي با سنگهاي آذرين سيليسي ، يافت مي شود . بيشتر طلا به صورت فلز ازاد يافت مي شود . منابع عمده طلا ، رگه هاي گرمابي طلا – کوارتز است که در انها طلا همراه پيريت و ديگر سولفيد ها ، از محلول هاي کاني دار بالا رونده نهشته شده ا ست . طلا به صورت محصول جانبي از ذخاير سولفيدي فلز هاي پايه نيز يافت مي شود . طلا به طور مکانيکي با اين سولفيد ها مخلوط است و جانشين شيميايي ندارد . در بسياري از رگه ها ، طلا به حدي ريز است و توزيع يکنواختي دارد که وجود ان در کانسنگ را فقط با روش هاي ميکروسکوپي مي توان تشخيص داد .
وقتي رگ هاي طلا هوازده مي شوند ، طلا ازاد شده به صورت يک نهشته آبرفتي محلي در پوشش خاک باقي مانده و يا به درون رودخانه اي اطراف شسته شده و يک کانسار پلاسري را مي سازد . طلا به دليل گراني ويژه بالاي خود ، راه خود را به درون ماسه ها و شنهاي سبکتر باز کرده و پشت سطوح نامنظم جاي مي گيرد و يا اينکه در درز و شکاف هاي سنگ بستر به دام مي افتد . قطعات گرد يا مسطح طلاي پلاسري را مي توان با لاوک شويي جدا کرد . در اين روش طلا را به اساني پس از شستن ديگر مواد ، از محصول پر عيار سنگين باقي مانده جدا کرد . در يک مقياس بزرگتر ، ماسه هاي طلا دار در حوضچه هاي سنگ شويي معدن شسته شده و در آنجا طلا در پشت سد هاي شني عرضي يا خميدگي هايي جمع شده و با جيوه واقع در پشت اين خميدگي ها ملقمه مي سازد . امروزه استخراج طلا ، بيشتر از راه لايروبي انجام مي شود . بعضي از اين عمليات بسيار عظيم بوده .

منبع univer30t.com
Add Comments
Name:
Email:
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image