نگاه اجمالي
رنگها را معمولا براساس خواص آنها و ساختمان ماده اصلي (ساختمان شيميايي مواد) طبقه بندي ميکنند. روش ديگر طبقه بندي رنگها براساس روش مصرف آنها در رنگرزي ميباشد. روش و تکنيک رنگرزي به ساختمان ، طبيعت الياف يا شئ مورد رنگرزي بستگي دارد. به عبارت ديگر رنگرزي پشم و ابريشم و ديگر الياف به دست آمده از حيوانات با رنگرزي پنبه و الياف به دست آمده از گياهان تفاوت دارد.
نقش ساختمان شيميايي الياف در تعيين رنگ مورد نياز
در رنگرزي هميشه ساختمان شيميايي الياف تعيين کننده نوع رنگ مورد نياز و تکنيک رنگرزي ميباشد. به عنوان مثال الياف حيوان مانند پشم و ابريشم از پروتئين تشکيل شدهاند و داراي گروههاي اسيدي و بازي ميباشند. اين گروهها نقاطي هستند که در آنها مولکول رنگ خود را به الياف متصل ميکند. پس براي رنگرزي اين گونه الياف بايد از رنگهايي که داراي بنيان اسيدي و بازي هستند استفاده کرد.
پنبه يک کربوهيدرات ميباشد و تنها محتوي پيوندهاي خنثاي اتري و گروههاي هيدروکسيل است. در اين نقاط پيوندهاي هيدروژني بين الياف و رنگ ايجاد ميشود. پس بايد از رنگهاي متناسب با خصوصيات الياف پنبهاي استفاده کرد. متصل کردن رنگ به الياف مصنوعي و سنتزي مانند پلي اولفينها و هيدروکربنها که کاملا عاري از گروههاي قطبي هستند، تکنيک و روش ديگري را ميطلبد. بر اساس روش رنگرزي به صورت زير دستهبندي ميشود.
رنگهاي مستقيم يا رنگهاي جوهري
اين دسته از رنگها داراي گروهها و عوامل قطبي مانند عوامل اسيدي و بازي هستند و با استفاده از اين گروهها ، رنگ با الياف ترکيب ميشود. براي رنگرزي پارچه با اينگونه رنگها فقط کافي است که پارچه را در محلول آبي و داغ رنگ فرو ببريم. اسيد پيکريک و ماريتوس زرد از جمله اين رنگها هستند. هر دو رنگ ، اسيدي بوده و با گروههاي آمينه الياف پروتئيني ترکيب ميشوند. نايلون نيز که يک پليآميد است، با اين رنگها قابل رنگرزي است.
رنگ دانهاي
اين دسته از رنگها شامل ترکيباتي هستند که ميتوانند با برخي از اکسيدهاي فلزي ترکيب شده و نمکهاي نامحلول و رنگي که لاک ناميده ميشوند، تشکيل دهند. روش رنگرزي با اين رنگها از کهنترين روشهاي تثبيت رنگ روي الياف بوده است. اين رنگها بيشتر براي رنگرزي ابريشم و پنبه بکار ميرود. در رنگرزي با رنگهاي دانهاي پارچه يا الياف ، رنگي به نظر ميرسند. چون الياف توسط لايهاي از رسوب رنگين پوشانده ميشود. براي ايجاد دندانه روي رنگها معمولا از اکسيدهاي آلومينيوم ، کروم و آهن استفاده ميشود. آليزارين نمونهاي از اين رنگها ميباشد.
رنگ خميري
رنگ خميري مادهاي است که در شکل کاهش يافته ، محلول در آب بوده و ممکن است بيرنگ هم باشد. در اين حالت الياف به اين رنگ آغشته شده و پس از جذب رنگ توسط الياف ، آنها را از خمره خارج کرده و در معرض هوا با يک ماده شيميايي اکسيد کننده قرار ميدهند. در اين مرحله رنگ اکسيد شده و به صورت رنگين و نامحلول در ميآيد. رنگهاي باستاني اينديگو و تيريان از اين جملهاند.
رنگ واکنشي
اين رنگها که تحت عنوان رنگهاي ظاهر شونده هم شناخته ميشوند، در درون خود پارچه ، تشکيل شده و ظاهر ميگردند. مثال مهمي از اين گروه رنگها ، رنگهاي آزو ميباشند. رنگرزي با اين رنگها به اين صورت است که پارچه را در محلول قليايي ترکيبي که بايد رنگ در آن مشتق شود (فنل يا نفتول) فرو ميبريم. سپس پارچه را در محلول سرد آمين دي ازت دار شده در داخل خود الياف انجام شده و رنگ تشکيل ميگردد. به رنگي که به اين صورت حاصل ميشود رنگ يخي نيز ميگويند، زيرا براي پايداري و جلوگيري از تجزيه نمک دي آزونيوم دماي پائين ضرورت دارد.
رنگ پخش شونده
اين دسته از رنگها در خود الياف محلول هستند، اما در آب نامحلول ميباشند. رنگهاي پخش شونده در رنگرزي بسياري از الياف سنتزي بکار ميروند. به اين الياف گاهي اوقات الياف آبگريز نيز گفته ميشود. معمولا ساختمان شيميايي آنها فاقد گروههاي قطبي است. روش رنگرزي به اينگونه است که رنگ به صورت پودر نرم در بعضي از ترکيبات آلي مناسب (معمولا ترکيبات فنل) حل ميشود و در دما و فشار بالا در حمامهاي ويژه به الياف منتقل ميشود.
منبع: http://www.forum.p30world.com