جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
زهره ، ونوس ، ناهيد
-(5 Body) 
زهره ، ونوس ، ناهيد
Visitor 741
Category: دنياي فن آوري
دومين سياره منظومه شمسي بعد از تير? سياره زهره يا ناهيد است.بعد از ماه و خورشيد پرنورترين جسم آسماني است وهر از چند گاهي نظر مردم را به خود جلب مي کند.ونوس که معادل لاتين زهره است به معناي الهه زيبايي وعشق است.يونانيها آنرا آفروديت وبابليها آنرا ايشتار مي ناميدند.اين سياره 1600 سال قبل از ميلاد هم شناخته شده بوده وظاهرا" اقوام مايا آنرادر روز هم رصد مي کرده اند.
از آنجاييکه بسياري از کميت هاي آن مانند زمين است (قطر آن تنها 650 کيلومتر از زمين کمتر است) آنرا خواهر زمين هم خوانده اند وقبلا" تصور بر اين بوده که زير ابرهاي آن مانند زمين تمدني هوشمند وجود دارد.زهره با دمايي که دارد وهمه جايش چه شب وچه روز تقريبا"470 درجه است بيشتر به جهنم شبيه است تا زمين.برخلاف سياره تير که ديدنش بسيار مشکل است سياره زهره را تقريبا" همه انسانها بدليل درخشندگي خيره کننده اش حداقل يکبار ديده اند هرچند شايد آنرا نشناخته باشند.
اين سياره مانند تير وماه داراي دوره کامل هلالي مي باشد وهلال هاي آن تقريبا" هر 1.5 سال تکرار مي شوند وحتي بعضي افراد ادعا کرده اند که هلال آنرابا چشم غير مسلح ديده اند. نصفي از اين مدت در سمت خورشيد بوده وهنگام صبح ديده مي شود ونيمي ديگر در سم چپ خورشيد بوده وشامگاهان ديده مي شود.عامه مردم در حالت اول آنرا ستاره صبحگاهي ودر حالت دوم ستاره شامگاهي مي نامند.

center

وضعيت مداري و هلالي سياره
ناهيد در مداري که از همه سيارات دايروي تر است بدور خورشيد مي چرخد بطوريکه فاصله آن با خورشيد طي يک دوره تنها بين 107 تا 108 ميليون کيلومتر تغيير مي کند.نزديکترين فاصله آن با زمين 42 ميليون کيلومتر ودورترين فاصله آن يعني زمانيکه در سمت ديگر خورشيد است به 257 ميليون کيلومتر مي رسد بنابراين تغييرات اندازه ظاهري آن بسيار زياد است ودر حالت نزديکي قطر ظاهري آن 6 برابر بزرگتر از زمانيکه دور است مي باشد.علاوه بر مدار دايروي ?شکل ظاهري آن نيز بدليل چرخش خيلي کند (سرعت وضعي آن تنها 6.5 کيلومتردرثانيه است در مقايسه بازمين که اين سرعت 30 کيلومتر در ثانيه است) برخلاف ديگر سيارات که قطر استوايي بيشتري دارند بسيار دايروي است.
بيشترين فاصله زاويه اي زهره با خورشيد يا همان بيشترين کشيدگي به 46 درجه مي رسد بهمين دليل حداکثر سه ساعت قبل از طلوع ويا سه ساعت بعد از غروب خورشيد قابل مشاهده است وهنگاميکه چندان نزديک به خورشيد نيست به هنگام روز به صورت يک نقطه سفيد رنگ مايل به زرد در پهنه آسمان آبي مشاهده مي شود.
اين سياره دردو وضعيت بدليل نزديکي به خورشيد مشاهده نمي شود يکي زماني که در آن سوي خورشيد است وديگري زماني که در اين سوي خورشيد يعني بين زمين وخورشيد قرار دارد.در حالت اول گفته مي شود که سياره در حالت مقارنه خارجي است ودر حالت دوم گفته مي شود در حالت مقارنه داخلي است.(مقارنه به معناي قرين بودن يا نزديکي است).37 روز قبل يا 37 روز بعد از مقارنه خارجي 25 درصداز سطح ناهيد روشن بوده وبه نوراني ترين وضعيت مي رسد.بيشترين فاصله زاويه اي يا همان کشيدگي سياره 70 روز قبل يا بعد از مقارنه داخلي رخ مي دهد.
با کمک يک دوربين شکاري متوسط مي توان دوره هلالي آنرا تعقيب کرد وبکمک تلسکوپ بجز هلالهاي آن هيچ عارضه سطحي قابل ملاحظه اي ديده نمي شود ودليل آن هم وجود ابرهاي غليظ در جو سياره است.ويژگيهاي ظاهري ابرها زمانيکه در نور ماوراءبنفش مشاهده مي شوند بهتر مشخص است.گرچه بکمک تلسکوپ نمي توان سطح ناهيد را مشاهده نمود ولي بکمک امواج راداري که از جو آن عبور مي کنند مي توان به بررسي عوارض سطحي آن پرداخت.مااکنون توانسته ايم با استفاده از فضاپيما هاي ويژه به تهيه نقشه هاي دقيق از سطح ناهيد بپردازيم.
سياره ناهيد هر 224.7 روز يکبار بدور خورشيد مي چرخد وفاصله آن با خورشيد بين 0.72 تا 0.73 واحد نجومي تغيير مي کند.جهت چرخش وضعي اين سياره مانند اورانوس وبر خلاف ديگر سيارات از شرق به غرب است وخورشيد براي يک ناظر فرضي بر سطح آن از غرب طلوع ودر شرق غروب مي کند.
دوره چرخشي اولين بار در مقارنه سال 1961 بکمک امواج راداري با استفاده از يک آنتن 26 متري در کاليفرنيا? رصدخانه راديويي جردل بانک انگليس ويک رصدخانه در شوروي سابق محاسبه شد.در سال 1964 نيز با استفاده از پديده دوپلر متوجه حرکت معکوس سياره از شرق به غرب شدند.
دوره چرخش مداري ناهيد با زمين جفت شده وهميشه در حالتيکه کمترين فاصله با زمين دارد يعني در مقارنه داخلي فقط يک روي خود را به زمين نشان مي دهد.دليل اين حالت بخوبي روشن نيست ولي احتمال اثرات گرانشي زمين زياد است.
قطر ناهيد 12103.7 کيلومتر يا 94.9 درصد قطر زمين است.وزن آن 4.87 ضربدر ده بتوان 24 يا 81.5 درصد زمين است.چگالي آن در مقايسه با زمين که 5.52 است 5.24 گرم در سانتي متر مکعب است.سرعت فرار درسطح سياره نيز 10.36 کيلومتر درثانيه است.
زاويه مداري ناهيد به دور خورشيد با صفحه مداري زمين در مقايسه با تير که حدود 7 درجه است تنها 3.394 درجه است.سرعت متوسط مداري آن 35 کيلومتر در ثانيه و گرانش سطحي آن 887 سانتي متر بر مجذور ثانيه يا 0.904 برابر g در سطح زمين است.دماي سطحي متوسط آن 464 درجه سانتي گراد ودماي متوسط ابرهاي بالايي آن 43- است.بدليل جريانات همرفتي جو وسرعت شديد بادها تفاوت دما در شبانه روز خيلي تغيير نمي کند.بدون وجود پديده گلخانه اي دماي آن تقريبا" مانند زمين بود.
تا اواخر قرن نوزدهم تصور بر اين بوده که داراي يک قمر مي باشد وحتي نام آنرا neith گذاشته بودند که اکنون مي دانيم که هيچ قمري ندارد.چيزهايي که به عنوان قمر معرفي مي شده اند احتمالا" ستارگاني بوده اند که در آن نزديکي مشاهده مي شده اند.

center

مدار ونوس :
ونوس دومين سياره از منظومه شمسي است که ميانگين فاصله آن تا خورشيد 108.2 ميليون کيلومتر مي باشد. به منظور قياس، لازم به ذکر است که فاصله زمين، سومين سياره منظومه از خورشيد 150 ميليون کيلومتر و فاصله عطارد، نخستين سياره منظومه از خورشيد 57.9 ميليون کيلومتر مي باشد.
سياره ونوس تقريبا در يک مدار دايره شکل به دور خورشيد در گردش است. دورترين فاصله اين سياره از خورشيد 108.9 ميليون کيلومتر و کمترين فاصله آن 107.5 ميليون کيلومتر مي باشد. مدار بقيه سيارات منظومه شمسي بيضي شکل است. يک سال در ونوس معادل 225 روز زميني مي باشد.
? فاز ونوس:
هنگام رصد ونوس به کمک تلسکوپ تغييراتي در شکل و اندازه آن مشاهده مي شود. اين تغييرات آشکار را که شبيه تغييرات ظاهري ماه است، فاز مي نامند. اين تغييرات به اين دليل است که در زمانهاي مختلف، قسمتهاي روشن سياره که از زمين ديده مي شوند متفاوت مي باشند.
از آنجائيکه زمين و ونوس هر دو به دور خورشيد در گردشند، هر 584 روز يکبار ونوس در گوشه اي از خورشيد مشاهده مي شود. در اين هنگام تقريبا همه قسمتهاي روشن سياره قابل رويت است. با حرکت ونوس به دور خورشيد و به سمت زمين، قسمتهاي روشن آن کمتر و سايز سياره بزرگتر به نظر مي رسد. پس از گذشت تقريبا 221 روز، تنها نيمي از سياره قابل رويت است. پس از 71 روز ديگر، ونوس به سمتي از خورشيد که زمين نيز در آنجا قرار مي گيرد، نزديک مي شود و تنها هلال باريکي از آن قابل رويت خواهد بود.
هنگام حرکت ونوس به سمت زمين، اين سياره نزديک غروب ديده مي شود و هنگام عبور اين سياره پس از زمين، صبح زود مشاهده مي گردد.
? گردش سياره:
در حاليکه ونوس به دور خورشيد در حرکت است، به آرامي حول محور طولي خود نيز گردش مي کند. محور طولي ونوس عمود بر صفحه گردش مداري سياره نيست بلکه نسبت به آن زاويه اي حدود 178 درجه دارد. بر خلاف زمين، ونوس در جهت گردش خود به دور خورشيد، حول محور طولي خود نمي چرخد بلکه بر خلاف آن در حرکت است. از منظر بيننده اي که بر روي ونوس است، خورشيد از غرب طلوع و از شرق غروب مي کند. هر دور وضعي و به عبارتي هر يک روز در اين سياره معادل 243 روز زميني طول مي کشد و از يکسال آن که معادل 225 روز زميني مي باشد، طولاني تر است.
? سطح و جو ونوس:
گرچه ونوس خواهر دوقلوي زمين است اما شرايط سطح آن با زمين تفاوت هاي بسيار زيادي دارد. سياره شناسان مشکلات زيادي براي شناسايي شرايط سطح اين سياره داشتند به اين دليل که جو ونوس هميشه با لايه اي بسيار ضخيم از ابر اسيد سولفوريک پوشيده شده است. آنها براي شناخت اين سياره از رادار، تجهيزات راديويي ستاره شناسي و کاوشگرهاي فضايي استفاده مي کنند. تا همين اواخر، بيشتر دانش سياره شناسان از ونوس توسط رادارهاي مشاهده گر زميني، کاوشگر ونراي (Venera) جماهير شوروي و کاوشگر پايونير (Pioneer) ايالات متحده به دست آمده بود. در سال 1990، کاوشگر ماژلان (Magellan) ايالات متحده گردش خود به دور ونوس را آغاز کرد و توسط رادار از سطح اين سياره نقشه هايي تهيه نمود.
ابر ضخيمي از اسيد سولفوريک ونوس را احاطه کرده است. (عکس از ناسا)
سطح ونوس بسيار داغ و بسيار خشک است. به دليل دماي بسيار زياد وجود آب مايع در سطح آن غير ممکن است.
سطح اين سياره پوشيده از منطقه هاي گوناگوني شامل سطوح مسطح، کوهستان، دره و شيار است. حدود 65 درصد از سياره را دشتهاي صاف و مسطح پوشانده است. در اين دشتها هزاران دهانه آتشفشان با قطرهاي مختلف از 8/0 تا 240 کيلومتر وجود دارد. شش منطقه کوهستاني 35 درصد از سطح سياره را به خود اختصاص داده اند. ارتفاع يکي از اين کوهستانها به نام مکسول (Maxwell) که در منطقه ايشتار ترا (Ishtar Terra) قرار گرفته است 3/11 کيلومتر و طول آن حدود 870 کيلومتر مي باشد. اين مرتفع ترين منطقه بر روي ونوس است. در منطقه اي به نام بتا رژيو (Beta Regio) دره اي به عمق 1 کيلومتر وجود دارد.
چاله هايي نيز در سطح ونوس به دليل برخورد سنگ هاي آسماني با سياره وجود دارند. ماه، مريخ و عطارد با چنين چاله هايي پوشيده شده اند ولي تعداد چاله ها بر روي ونوس به طور قابل توجهي اندک است. از کمياب بودن اين چاله ها بر روي ونوس، سياره شناسان چنين استنتاج نموده اند که عمر سطح فعلي سياره ونوس کمتر از 1 بيليون سال است.
مناطقي بر روي ونوس وجود دارند که به هيچ چيز بر روي زمين شبيه نيست. براي مثال تاجهايي حلقه مانند با قطرهاي مختلف (بين 155 تا580 کيلومتر) که دانشمندان تصور مي کنند اين تاجها در اثر خروج مواد مذاب از دل اين سياره شکل مي گيرند. همچنين در ونوس مناطقي وجود دارد که در آنجا شيارها و لبه هايي در جهات مختلف به وجود آمده اند.
جو ونوس از بقيه سيارات منظومه شمسي سنگين تر است. به طور عمده اين جو شامل دي اکسيد کربن، مقدار کمي نيتروژن و بخار آب مي باشد. مقادير بسيار اندکي آرگون، مونوکسيد کربن، نئون و دي اکسيد سولفور نيز در آن رديابي شده است. فشار جوي در ونوس 9.122 کيلو پاسکال تخمين زده مي شود. اين مقدار 90برابر فشار جوي در زمين (معادل 101 کيلو پاسکال) است.
چاله اي برخوردي در ونوس به عرض 37 کيلومتر.
اين تصوير رايانه اي به کمک اطلاعات ارائه شده توسط ماژلان، تهيه شده است. (عکس از ناسا)

center

? دماي ونوس:
دماي لايه هاي بالايي جو ونوس به طور ميانگين 13 درجه سانتيگراد مي باشد، در حاليکه دماي سطح اين سياره به 465 درجه سانتيگراد مي رسد. ونوس داغ ترين سياره منظومه شمسي و داغ تر از اغلب کوره ها است.
گياهان و جانداران زميني به دليل دماي بسيار زياد ونوس نمي توانند به حيات در اين سياره ادامه دهند. دانشمندان هنوز هيچ گونه اي از حيات را بر روي اين سياره کشف ننموده و ترديد دارند که نوعي از آن در اينده پيدا شود.
بيشتر دانشمندان بر اين باورند که دماي شديد سطح ونوس به دليل تاثيرات پديده گلخانه ايست. يک گلخانه به پرتوهاي پر انرژي خورشيد اجازه ورود مي دهد ولي از خروج گرما جلوگيري مي کند. ابرهاي ضخيم و اتمسفر غليظ ونوس نيز به همين شکل عمل مي کنند. پرتوهاي تابناک خورشيد به درون جو سياره راه پيدا مي کنند اما انبوه قطرات بسيار ريز اسيد سولفوريک و مقادير زياد دي اکسيد کربن در ابرهاي ونوس، به نظر مانند تله اي، بيشتر انرژي خورشيد را در سطح سياره محبوس کرده اند.
? جرم و چگالي ونوس:
جرم ونوس تقريبا چهار پنجم جرم زمين است. نيروي گرانش آن کمي از گرانش زمين کمتر مي باشد از اين رو جرمي معادل 100 پوند بر روي زمين، حدود 88 پوند بر روي ونوس وزن خواهد داشت. چگالي ونوس نيز اندکي از چگالي زمين کمتر است.
? پروازهايي به ونوس:
ونوس نخستين سياره اي بود که توسط يک فضاپيماي در حال عبور مورد مشاهده قرار گرفت. فضاپيماي بدون سرنشين مارينر 2 ايالات متحده در 14 دسامبر 1962 از فاصله 34.760 کيلومتري اين سياره عبور نموده و موفق به اندازه گيري شرايط مختلف سطح و اطراف سياره گرديد. براي مثال به کمک تجهيزات خاصي که در فضاپيما وجود داشت، دماي شديد سياره اندازه گيري شد.
مارينر 10
دو فضاپيماي بدون سرنشين شوروي نيز در سال 1966به کاوش در ونوس پرداختند. ونرا 2 (Venera 2) در 27 فوريه از 24.000 کيلومتري ونوس عبور کرد و ونرا 3 (Venera 3) در اول مارس با اتمام ماموريت خود به درون سياره سقوط نمود.
در اکتبر 1967، از دو کشور ايالات متحده و شوروي فضاپيماهايي به ونوس ارسال شد. ونرا 4، فضاپيماي شوروي، کپسول تجهيزات را توسط پاراشوت به داخل جو سياره انداخت. مارينر 5، فضاپيماي ايالات متحده، از 3.990 کيلومتري سياره عبور نمود. اين فضاپيما ميدان مغناطيسي شناسايي ننمود. هر دو فضاپيما وجود مقادير زيادي دي اکسيد کربن در جو سياره را گزارش کردند. در 15 دسامبر 1970، ونرا 7 ، فضاپيماي شوروي، بر روي ونوس فرود آمد. در 5 فوريه 1974، ايالات متحده کاوشگر سياره اي خود، مارينر 10 را به نزديکي اين سياره فرستاد. اين کاوشگر براي نخستين بار تصاويري که در فاصله نزديک از ونوس تهيه نمود را به زمين ارسال کرد.
در 22 اکتبر 1975، فضاپيماي بدون سرنشين شوروي به نام ونرا 9 بر روي ونوس فرود آمده و اولين تصاوير از سطح سياره را تهيه نمود. سه روز بعد فضاپيماي بعدي شوروي يعني ونرا 10 به ونوس رسيد. اين فضاپيما تصاويري از سطح ونوس تهيه کرد، فشار جوي سياره را اندازه گيري نمود و ترکيب بندي سنگ هاي سطح سياره را مشخص کرد.
چهار فضاپيماي بدون سرنشين در دسامبر سال 1978، به ونوس رسيدند. فضاپيماي ايالات متحده به نام پايونير ونوس 1 (Pioneer Venus 1) گردش خود به دور ونوس را در 4 دسامبر آغاز کرد. اين فضاپيما تصاوير راداري از ونوس را براي ما ارسال نمود، از سطح سياره نقشه اي تهيه کرد و دماي ابرهاي بالاي سياره را اندازه گرفت. در نهم دسامبر، پايونير ونوس 2 وارد جو ونوس شده و چگالي و ترکيب بندي شيميايي آن را اندازه گيري کرد. در 21 دسامبر، ونرا 12، فضاپيماي شوروي، در اين سياره فرود آمد. چهار روز بعد ونرا 11 نيز به ورنا 12 پيوست. هر دوي آنها اطلاعاتي در مورد لايه هاي پائيني جو ونوس ارسال نمودند.
دو فضاپيماي ديگر نيز از شوروي در سال 1982 بر سطح ونوس فرود آمدند. ونرا 13، در 14 مارس و ونرا 14، در پنجم همان ماه. هر دوي آنها ضمن ارسال تصاوير به دست آمده، به آناليز نمونه هاي خاک اين سياره نيز پرداختند. در اوايل اکتبر 1983، دو فضاپيماي ديگر شوروي به کمک رادار از قسمتهاي شمالي ونوس نقشه برداري کردند. ونرا 15 و ونرا 16 کار نقشه برداري خود را در سال 1984 به اتمام رساندند. هر دوي آنها تصاوير شفاف و واضحي از سطح ونوس تهيه کردند.
فضاپيماي ماژلان ايالات متحده گردش خود به دور سياره را در 10 آگوست 1990 آغاز نمود. در تصاوير راداري به دست آمده توسط ماژلان، اجرام يا بخش هايي به وسعت 100 متر قابل تفکيک مي باشند.
سياره دوقلوي زمين
زهره دومين سياره خاکي از طرف خورشيد و نزديکترين سياره به زمين است. زهره 'الهه عشق' ناميده مي‌شود و شباهت زيادي در اندازه و جرم به زمين دارد. زهره و زمين دوقلو هستند، زيرا جرم و اندازه تقريبا يکساني دارند. با وجود اين در ساير جهات به مقدار زيادي متفاوت هستند.

center

جو زهره
جو زمين و زهره بسيار متفاوت است. اکسيژن و نيتروژن گازهاي اصلي جو زمين هستند، ولي در جو زهره ، گاز مسموم کننده دي‌اکسيد کربن وجود دارد. در بالاي جو زهره ، حتي ابرهايي از اسيد سولفوريک نيز يافت مي‌شود. يکي از ويژگيهاي مهم جو زهره آن است که مانند شيشه گلخانه عمل مي‌کند. شيشه‌هاي گلخانه ، پرتوهاي پرانرژي خورشيد را به درون گلخانه راه مي‌دهند و در نتيجه خاک گرماي کافي به‌دست مي‌آورد. اما اين شيشه‌ها از خروج انرژي که بوسيله خاک و گياهان توليد مي‌شود، جلوگيري مي‌کنند. از اينرو ، انرژي در گلخانه حفظ مي‌شود و دماي آنجا بالا مي‌رود (اثر گلخانه‌اي).
گرماي به دام افتاده
در اثر گلخانه‌اي ، گرماي منعکس شده از سطح
سياره (فلش قرمز رنگ) توسط جو سياره به
دام مي‌افتد، مانند حفظ گرما در گلخانه‌ها.
در زهره نيز گاز چگال دي‌اکسيد کربن تقريبا همين رفتار را دارد. حفظ شدن گرما در آن ، دماي زهره را به 500 درجه سانتيگراد مي‌رساند، که از دماي سطحي عطارد (نزديکترين سياره به خورشيد) نيز بيشتر است. در جو زهره ، به قدري دي‌اکسيد کربن وجود دارد که فشار ناشي از آن ، حدود يکصد برابر فشار جو زمين است. اين فشار برابر است با فشاري که در عمق يک کيلومتري اقيانوسهاي زمين وارد مي‌شود.

center

حرکت ظاهري
تقريبا چرخش دايره‌اي (e=0.0068) مدار زهره نسبت به دايرة ‌البروج 3.39 درجه شيب دارد و داراي نيم قطر اطول 0.7233 Au و دوره تناوب مداري نجومي 224.70 شبانه ‌روز مي‌باشد. در هر مدار زهره ، عطارد و زمين سياره‌هاي فوق‌العاده درخشاني هستند. مطالعات انتقال دوپلري راداري نشان مي‌دهند که سياره‌اي با يک دوره تناوب نجومي‌ 243.01 شبانه‌روز با حرکت برگشتي مي‌چرخد و شيب صفحه مدار نسبت به استوايش فقط 3 درجه است. چرخش اين سياره به دور محور خود ، معکوس است و يک دور آن 243 روز زميني طول مي‌کشد. در حالي که در 225 روز ، يک بار خورشيد را دور مي‌زند. روز خورشيدي در زهره برابر 118 روز زمين است، يعني هر سال آن دو شبانه‌روز طول مي‌کشد.
فاصله متوسط از خورشيد 108/20 کيلومتر
قطر استوا 12104 کيلومتر
مدت حرکت وضعي 243/01 روز زميني
مدت حرکت انتقالي 224/70 روز زميني
سرعت مداري 35/03 کيلومتر در ثانيه
دماي سطحي 480 درجه سانتيگراد
جرم (زمين=1) 0/81
چگالي متوسط (آب=1) 5/25
جاذبه (زمين=1) 0/93
تعداد قمر 0

center

مشخصه‌هاي فيزيکي
فاصله زمين تا زهره را مي‌توان مستقيما توسط رادار اندازه گرفت، سپس شعاع فيزيکي آن را از روي قطر زاويه‌اي بدست آورد. زهره داراي شعاع 6052 کيلومتر است که فقط 5 درصد از شعاع زمين کوچکتر مي‌باشد. زهره مانند عطارد هيچ قمر طبيعي شناخته شده‌اي ندارد و بنابراين تنها وقتي که يک فضاپيما از آن مي‌گذرد، يا آنرا دور مي‌زند، مي‌توان به دقت جرم آنرا محاسبه کرد. بسياري از سفينه‌هاي فضايي که سعي داشتند در سطح زهره فرود آيند در اثر تراکم جو و گرماي زياد آن نابود شده‌اند، ولي سرانجام در 1975 ميلادي (1354شمسي) دو سفينه روسي ، که شبيه به دستگاههاي اکتشاف اعماق دريا بودند، نخستين عکسها را با موفقيت از سطح آن به زمين مخابره کردند. در اين عکسها ، منظره‌اي از صخره‌هاي تيز و نمودهاي هموار ديده مي‌شود. اندازه بيشتر صخره‌ها از 30 تا 60 سانتيمتر است.
اشکال سطحي
سطح زهره را با ارسال خاک ‌نشينهايي براي عکسبرداري يا انتشار علامتهاي راداري براي نقشه‌برداري از عوارض آن مي‌توان مورد بررسي قرار داد. اين کار اخير فلات بلند ، آتشفشانهاي غول پيکر ، حفره‌هاي بهم فشرده و شکافهاي طولاني دره‌ها را آشکار کرده است. سرتاسر زهره کاملا مسطح به نظر مي‌رسد. اختلافات ارتفاعات سطحي کوچکند و به استثنا تعداد کمي از ‌نواحي مرتفع ، آنها 2 تا 3 کيلومتر ارتفاع دارند.
در سطح زهره اختلاف بين سطوح بلند و پست 112 کيلومتر است. در حالي که اين اختلاف براي ماه و عطارد 4 کيلومتر و براي مريخ 25 کيلومتر و براي زمين 9 تا 20 کيلومتر است. سيماي نقشه‌برداري شده زهره ، در دو نيمه جنوبي و شمالي ، بطور قابل توجهي با يکديگر اختلاف دارد. ناحيه شمال ، کوهستاني با فلاتهاي مرتفع بدون آتشفشان است. در مقابل ، قسمت جنوبي ، شامل سطح نسبتا تخت آتشفشاني زميني مي‌باشد.

center

ميدان مغناطيسي
يک هسته آهن _ نيکل که قسمتي از آن مايع است ، در مقايسه با زمين ، دلالت بر اين دارد که بايستي زهره يک ميدان مغناطيسي داشته باشد. چون زهره 43 مرتبه آهسته‌تر از زمين مي‌چرخد، انتظار داريم که ديناموي ذاتي آن ضعيف‌تر و شدت ميدان مغناطيسي آن کمتر از زمين باشد، اما تا به امروز هيچ وسيله‌اي هيچگونه ميدان مغناطيسي‌اي را آشکار نکرده است. اگر ميدان مغناطيسي وجود داشته باشد، اندازه‌گيريها دلالت مي‌کنند که بايستي حداقل 14-10 برابر ميدان مغناطيسي زمين باشد، اما اين مقدار خيلي ضعيفتر از ميدان مغناطيسي است که از يک مدل ديناموي ساده انتظار مي‌رود.
يک توضيح ممکن آن است که: مي‌دانيم که ميدان مغناطيسي ضرورتا صفر است. بنابراين ، ممکن است وضعيت کنوني زهره نيز چنين باشد (معکوس شدن اخير قطبهاي زمين تقريبا هر يک ميليون سال يا در آن حدود اتفاق افتاده است).
تصويري از سطح سياره زهره
تحول سطح
پوسته زهره همانطور که تحت تاثير ظهور دره‌هاي تنگ و عميق ، جايي که صفحات کمي ‌جدا شده‌اند و نيز جلگه‌هاي کوهستاني مرتفع ، محلي که صفحات باهم تصادم کرده‌اند، قرار گرفته است. اين صفحات مقداري جابه‌جايي‌هاي سطحي نيز دارند. ناحيه حفره‌اي پراکنده شده زميني بر اين دلالت دارد که حرکات صفحات سطحي يک فرآيند گسترده سياره‌اي نبوده‌اند. در صورتي‌که ، بر روي زمين اين چنين بوده است.
تاريخ اوليه زهره (ديرتر از چهار ميليارد سال قبل) بايستي از تاريخ زمين پيروي کرده باشد، زيرا اين دو سياره ، چگالي ، جرم و اندازه‌هاي مشابهي دارند. حدس مي‌زنيم که زهره در حدود 4.6 ميليارد سال قبل با ساير سيارات خاکي شکل گرفته باشد. لايه‌هاي داخلي زهره ، همانطور که براي زمين اتفاق افتاده است، به سبب گرماي داخلي تشکيل شده‌اند.
رصد زهره
فضاپيماها توانسته‌اند با استفاده از رادار ، نقشه 98 درصد سطح سياره زهره را ترسيم کنند. روي هم رفته ، سطح زهره صافتر از سطح زمين است و صحراهاي داغ و دشتهاي وسيع آتشفشاني حدود دو سوم سياره را پوشانده‌اند. نواحي فلاتي متعددي نيز به ارتفاع چند کيلومتر در دشتها وجود دارند. ناحيه کوهستاني ماکسول مونته با ارتفاعي حدود 11 کيلومتر (6.8 مايل) بيش از حد متوسط ارتفاع ، مرتفعترين نقطه سياره زهره است. آتشفشانها در تمام سطح سياره پراکنده شده‌اند که وسعت بعضيها به 160 کيلومتر (10 مايل) مي‌رسد.
سياره‌اي نه چندان مسطح
ارتفاع بعضي کوههاي زهره بيشتر از
کوه اورست، بلندترين کوه زمين است.
اگر از بالاي قطب شمال نگاه کنيم خواهيم ديد که اکثر سيارات و قمرهاي منظومه شمسي به دور محور خود چرخيده و در جهت عکس عقربه‌هاي ساعت به دور خورشيد در حال گردشند. اما جهت چرخش سياره زهره برخلاف ساير سيارات ، در جهت عقربه‌هاي ساعت است. دليل قطعي اين امر هنوز مشخص نيست، اما به نظر بعضي ستاره شناسان جهت چرخش سياره زهره نيز زماني مانند ساير سيارات بوده ، اما بر اثر تصادم با يک سياره يا سيارک ديگر ، اين جهت معکوس شده است.
روند شبيه سازي ساير سيارات به زمين ، زمين سازي ناميده مي‌شود. به نظر بعضي دانشمندان اين روند مي‌تواند با کاشت هاگهاي گياهي در جو سياره زهره شروع شود. در مورد اينکه يک موجود زميني بتواند در دماي سياره زهره زنده بماند ترديد وجود دارد. ولي فرض بر اين است که هاگهاي دي‌اکسيد کربن موجود در جو زهره را جذب کرده، از طريق فتوسنتز اکسيژن آزاد خواهند کرد. اين کار منجر به زنجيره‌اي از حوادث شده و احتمالاً شرايط حياتي مناسبتري از آنچه که ما از آن مطلع هستيم بوجود خواهد آورد.

center

وضعيت ابرهاي سياره
مهمترين پديده در جو سياره که ظاهرا" کل سياره را تحت تاثير قرار داده ابرهاي آن مي باشد.ابرها 76 درصد از نور خورشيد را بازتاب مي کنند.بررسي ويژگيهاي ظاهري ابرها کمک بزرگي در جهت شناخت جو سياره بوده اند.بادهايي که به اين ابرها شکل مي دهند درتمام مناطق سياره در حال وزيدن هستند.چرخش جو سياره در ميان سيارات منظومه شمسي همتا ندارد.عليرغم چرخش کند خود سياره ابرهاي آن هر 4 روز يکبار سياره را دور مي زنند.سرعت در نواحي بالاي ابرها که از شرق به غرب مي وزند به 100 متر در ثانيه يا 360 کيلومتر در ساعت هم مي رسد.(حرکت ابرها از سمت دو قطب به سوي استوا مي باشد)مقدار سرعت با کاهش ارتفاع بطور قابل ملاحظه اي کاهش مي يابد سرعت در ارتفاع ده کيلومتري به حدو 18 کيلومتر در ساعت ودر سطح به حتي کمتر از يک متر درثانيه يا 4 کيلومتر در ساعت مي رسد.
دليل سرعت زياد ابرها در نواحي بالايي جو هنوز بخوبي روشن نيست ولي احتمالا"ناشي از انتقال اندازه حرکت از خود سياره که داراي حرکت کندي است همينطور اندازه حرکت لايه هاي پاييني جو به لايه هاي بالايي جو که داراي وزن بسيار کمتري هستند مي باشد.بنابر نظرات ديگر تقريبا"تمام انرژي دريافتي از خورشيد در نواحي بالاي ابرها جذب مي شود واين انرژي بسيار زياد موجب حرکت ابرها به شکل ابر-چرخش super –rotation شده است .چنين ابر چرخشي در بالاي ابرهاي قمر زحل تيتان ونواحي بالايي جو زمين نيز مشاهده شده است.
اطلاعاتي که از جو سياره داريم بيشتر توسط مدارگرد پايونير ناهيد که هر روز از ميان آن مي گذشت بدست آمده است.
عوارض سطحي سياره
عوارض سطحي سياره دوره هاي بسيار متفاوتي را طي نموده است وظاهرا" اين تغييرات قبل از بوجود آمدن جو غليظ آن بوده اند.تصاوير بدست آمده از سطح نورد ونرا متعلق به شوروي سابق نشان از صحراهايي پوشيده از سنگلاخ است ودر بعضي نواحي نيز نقاط تيره رنگي مشاهده مي شوند که احتمالا" نشان از تغييرات شميايي وخوردگي بوده اند.مطالعات راديواکتيويته نيز نشان مي دادند که ترکيبات آن بسيار شبيه بازالت بوده با اين تفاوت که مقدار عنصر پتاسيم در آن از حد معمول اندکي بيشتر بوده است.مواد بازالتي سطح سياره بسيار شبيه نمونه هاي مشابه در کف درياها در زمين مي باشد.70درصد از نواحي سطحي بصورت فلات 20 درصد بصورت نواح پست و10 درصد باقيمانده به صورت نواحي مرتفع هستند که در دو منطقه اصلي قاره مانند پراکنده شده اند که باپسوند ترا Terra شناخته مي شوند ونواحي فلات مانندPlanitia آنها را از هم جدا کرده اند. ناحيه بزرگ نيمکره شمالي ايشتارتراISHTAR TERRA نام دارد وداراي کوههايي بلند است که ارتفاع بلندترين آنها بانام ماکسول به 10 کيلومتر مي رسد.مساحت ايشتار ترا در حدود استراليا مي باشد. مهمترين فلات در نيمکره شمالي آتالانتا نام دارد که بلندي آن از سطح متوسط سياره 1400 متر بيشتر است ومساحت آن به اندازه مساحت خليج مکزيکو است.فلات ديگري در نيمکره شمالي وجود دارد که نام آن بتا رجيو Beta regio مي باشد که از جنس مواد آتشفشاني است وطول آن در حدود 2500 کيلومتر است.در اين منطقه دو آتشفشان پوسته اي بانام Rhea Mons وTheia Mons وجود دارد.بلندي آنها در حدود 4 کيلومتر است مانند آتشفشانهاي هاوايي در زمين بوده واحتمال فعاليت نيز دارند. بقيه قسمتهاي نيمکره شمالي از سرزمينهايي پست مانند درياها در سطح ماه مي باشد.
منطقه قاره مانند مرتفع ديگر که در عرضهاي جنوبيتر نسبت به ايشتارترا وجود دارد آفروديت ترا APHRODITE TERRA نام دارد.مساحت اين منطقه نيز در حدود نصف مساحت آفريقا مي باشد.گفتني است علاوه بر دو منطقه نامبرده منطقه سومي نيز با کمک اطلاعات مدارگرد ماژلان کشف شده که نام لدا ترا LEDA TERRA برآن گذاشته اند.اين منطقه در عرضهاي جنوبي تر از عرض 50 درجه قرار دارد و درشمال آن فلات آلفا رجيو ALPHA REGIO قرار دارد.

center

منابع :
سياره ناهيد http://www.haftaseman.ir
زهره http://www.pars-hubble.com
سياره ونوس (ناهيد يا زهره) http://forum.parsigold.com
سياره زهره http://daneshnameh.roshd.ir
Add Comments
Name:
Email:
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image