جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
شرف الملك ، ابوعلي سينا
-(7 Body) 
شرف الملك ، ابوعلي سينا
Visitor 522
Category: دنياي فن آوري
شيخ الرئيس حجة الحق ، شرف الملك ، امام الحكماء ابو علي حسين بن عبدالله بن حسن بن علي معروف به ابن سينا سال 370 در افشه يا خُرميثـَن متولد شد .
پدرش اهل بلخ بود و در دوره فرمانروايي نوح بن منصور، پادشاه ساماني، كارگزار روستاي خرميثن شد. مادرش، ستاره، از مردم اَفشَنه - روستايي نزديك خُرميثَن - بود. پس از چند سال، خانواده عبدالله به بخارا رفت . ابوعلي در آنجا به آموختن زبان عربي و قرآن و ادبيات پرداخت. منطق و مقدمات رياضي را، درخانه، نزد ابوعدالله ناتلي آموخت، اما در علوم طبيعي و پزشكي استادي نداشت و از راه خود آموزي اين دانش ها را فرا گرفت. پس از اندك زماني، در پزشكي چنان شهرت يافت كه پزشكان مشهور به شاگردي نزد او مي آمدند . وي در ده سالگي حافظ قرآن كريم شد و نزد ابوعبدلله ناتلي منطق و هندسه و نجوم آموخت . هفده ساله بود كه براي درمان بيماري نوح بن منصور دعوت شد و او را درمان كرد. به پاداش اين خدمت اجازه يافت تا در كتابخانه سلطنتي به مطالعه بپردازد . بر اثر مطالعه كتابهاي كم نظيري كه در اين كتابخانه بود به آگاهيهاي تازه اي در زمينه پزشكي و فلسفه دست يافت.
ابن سينا دردوران كودكي و نوجواني در خانه شاهد بحث ها و گفتگوهاي پدر و برادر بزرگش در زمينه موضوعات اعتقادي، مذهبي و فلسفي بود. ابوعبيد جوزجاني، يكي از شاگردان و نزديكان او، در زندگينامه ابن سينا، از زبان او مي نويسد: " پدرم به دعوت يكي از داعيان اسماعيليه به آن مذهب گرويد. برادرم نيز اين مذهب را پذيرفته بود. من بيشتر وقتها به بحث هايي كه ميان آنها در مي گرفت گوش مي دادم. آنچه آنها مي گفتند درك مي كردم، ولي دل من بر آن قرار نمي گرفت، هر چند كه مرا نيز به آن كيش مي خواندند . شايد يكي از عواملي كه ابن سينا را به پژوهش درباره عقيده ها و انديشه هاي گوناگون فلسفي و علمي علاقه مند كرد همين شيوه تربيت او در دوره خردسالي بود.
ابن سينا در بيست و دو سالگي پدرش را از دست داد. در اين هنگام، بر اثر ضعف دولت ساماني ، بخارا دچار آشفتگي شده بود. ابن سينا از بخارا به خوارزم رفت. خوارزم در آن زمان مركز دانشمندان وپژوهشگران بود و اميران آن سرزمين كه از خاندان مأمونيان بودند، دانشمندان را گرامي مي داشتند. ابن سينا نيز از بزرگداشت و توجه آنها برخوردار شد و مدتي به آسايش خاطر در آنجا به كار و پژوهش پرداخت. اما خوارزم، پس از چندي ، به تصرف محمود غزنوي در آمد و دانشمندان از آنجا پراكنده شدند. بعضي از آنها به دعوت محمود به غزنه، پايتخت غزنويان، رفتند. ابن سينا كه با خشونت محمود در سياست و مذهب مخالف بود، دعوت او را نپذيرفت و از بيم جان از خوارزم گريخت. پس از اقامت كوتاهي در چند شهر، به جرجان رفت. نوشتن كتاب " قانون " را دراين شهر آغاز كرد. يك سال بعد، از آنجا به ري و قزوين و سپس نزد شمس الدوله ديلمي، فرمانرواي همدان، رفت. بيماري قولنج شمس الدوله را درمان كرد و وزارت او را پذيرفت. ابن سينا در همين دوره، كه سرگرم كارهاي سياسي و اداري بود، به نوشتن كتاب " شفا " پرداخت. پس از مرگ شمس الدوله، جانشين او ، ابن سينا را چهار ماه زنداني كرد. ابن سينا در زندان رساله اي عرفاني، به نام " حَي بن يَقظان " ، و كتابي در پزشكي، به نام " قولنج " ، و چند رساله ديگر نوشت. پس از رهايي از زندان، چندي گوشه گير و نيمه پنهان در خانه دوستانش زندگي كرد. سپس، پنهاني همراه شاگردش، ابوعبيد جوزجاني، و برادر خود به اصفهان رفت. دراصفهان با استقبال علاءالدوله كاكويه، فرمانرواي اصفهان، رو به رو شد و چهارده سال دراين شهر در آرامش زندگي كرد. دراين سال ها كتاب هاي ناتمام خود را به پايان رساند و كتاب هاي تازه اي در زمينه فلسفه، رياضي و موسيقي نوشت . در حمله مسعود غزنوي به اصفهان، براي برانداختن فرمانروايي علاءالدوله، خانه ابوعلي تاراج شد و بعضي از نوشته هاي او از ميان رفت. اما ابن سينا تا پايان عمر در دستگاه علاءالدوله باقي ماند و سرانجام در سال 428 سفري كه با علاءالدوله به همدان مي رفت، در راه بيمار شد و در پنجاه و هشت سالگي در گذشت و آرامگاه وي در همان جا برپا گرديد .
ابن سينا نخستين فيلسوف در ايران و جهان اسلام است كه كتابهاي منظم و كاملي درباره فلسفه نوشته است. دو فيلسوف بزرگ يوناني، ارسطو و فلوطين، و فارابي، فيلسوف بزرگ ايراني، در شكل دادن به فلسفه ابن سينا تاثير بسيار داشته اند ابن سينا، بيش از همه، از فلسفه ارسطو بهره گرفته است ؛ او انديشه هاي فلسفي ارسطو و پيروان اين فيلسوف يوناني را در كتاب " شفا " گرد آورد. ارسطو معتقد بود كه به ياري عقل و استدلال مي توان به حقيقت دست يافت. ابن سينا نيز در فلسفه خود از همين روش پيروي كرد. با اين همه، او در فلسفه ديدگاهي نو داشت كه تا اندازه اي با فلسفه ارسطو متفاوت بود. ابن سينا فيلسوفي بود داراي استقلال فكر. تأثير انديشه هاي فلسفي يونان در او چنان نبود كه او را بازگو كننده ساده اين عقيده ها بشناسيم. ابن سينا به الهيات اسلامي توجه داشت و كوشش كرد تا انديشه هاي اسلامي را در فلسفه خود وارد كند. در ان زمان، ابن سينا، درباره پيدايش جهان، با دو انديشه فلسفي و ديني روبه رو بود: يكي آن كه جهان ، آغاز زماني ندارد، ديگر آن كه جهان سرآغازي داشته است و خداوند در زمان معيني آن را از نيستي به هستي آورده است. ابن سينا در برابر اين دو عقيده ، انديشه اي نو بيان داشت. او گفت كه جهان درآغاز از وجود خداوند صادر شده است. اوگفت كه نمي توان تصور كرد كه آفرينش جهان از لحاظ زماني با خداوند فاصله داشته باشد. با اين همه، گروهي او را به سبب بيان اين عقيده" كافر" خواندند.
ابن سينا در زمينه هاي مختلف علمي نيز اقداماتي ارزنده به عمل آورده است . او اقليدس را ترجمه كرد . رصدهاي نجومي را به عمل درآورد و اسبابي نظير ورنيه كنوني ابداع نمود . در زمينه حركت ، نيرو ، فضاي بي هوا ( خلا ) ، نور ، حرارت و چگالي تحقيقات ابتكاري داشت . رساله وي درباره كاني ها يا مواد معدني تا قرن سيزدهم در اروپا مهمترين مرجع علم زمين شناسي بود .
درباره اين رساله فيگينه در كتاب دانشمندان قرون وسطي چنين آورده است : ابن سينا رساله اي دارد كه اسم لاتين آن چنين است : De Conglutineation Lagibum . در اين رساله فصلي است به نام اصل كوه ها كه بسيار جالب توجه است . در آنجا ابن سينا مي گويد : ممكن است كوه ها به دو علت به وجود آمده باشند . يكي برآمدن قشر زمين . چنان كه در زمين لرزه هاي سخت واقع مي شود و ديگر جريان آب كه براي يافتن مجرا ، سبب حفر دره ها و در عين حال سبب برجستگي زمين مي شود . زيرا بعضي از زمين ها نرم هستند و بعضي سخت . آب و باد قسمتي را مي برند و قسمتي را باقي مي گذارند . اين است علت برخي از برجستگي هاي زمين .
ابن سينا به واسطه عقل منطقي و نظام يافته اش – كه حتي در طب نيز تلاش داشت مداوا را تا سرحد امكان تابع قواعد رياضي سازد – تسلط بر فلسفه را كمال براي يك دانشمند مي دانست . وي براي آگاهي از انديشه هاي ارسطو و درك دقيق آن ،‌ آن گونه كه خود در شرح احوالش نوشته است ، 40 بار كتاب مابعدالطبيعه را خواند و در نهايت با استفاده از شرحي كه ابونصر فارابي درباره آن كتاب نوشته بود ، به معاني آن راه يافت . بوعلي در دوران عمر خود از لحاظ عقايد فلسفي دو دوره مهم را طي كرد . اول دوره اي كه پيرو فلسفه مشاء و شارح عقايد و معارف ارسطو بود و دوم دوره اي كه از آن عقايد عدول كرد و به قول خودش طرفدار حكت مشرقين و پيرو مكتب اشراق شد .
وي به پشتوانه تلاش يك صد ساله اي كه پيش از او از سوي كساني همچون الكندي و فارابي براي شكل گيري فلسفه اسلامي صورت گرفته بود ، موفق شد نظام فلسفي منسجمي را ارائه دهد . با توجه به اين كه پيش از او مقدمات اين كار فراهم شده بود ، كار و وظيفه ابن سينا اين بود كه مشكلات و پيچيدگي ها را كشف و حل كند و آنها را به نحوي مظبوط و موجز شرح نمايد . فروع جزئي را به تصول شامل ارتباط دهد و اطراف آن را به هم بياورد .
او با ارائه نظر خود در مورد نحوه ارتباط و نسبت بين مفاهيم كلي مثل انسان ،‌ فضيلت و جزئيات حقيقي به يكي از پرسشهاي علماي قرون وسطي – كه مدت هاي طولاني ذهن آنها را به خود مشغول كرده بود - پاسخ داد . تاثير آراي فلسفي ابن سينا ، ‌همچون آموزه هاي طبي او ، ‌به جز در قلمرو اسلامي ، ‌در اروپا نيز امري قطعي است . آلبرتوس ماگنوس ،‌ دانشمند آلماني فرقه دومينيكي (1200 تا 1280 ميلادي ) ‌نخستين كسي بود كه در غرب تفسير و شرح جامعي بر فلسفه ارسطو نوشت . به همين دليل اغلب او را پايه گذار اصلي ارسطوگرايي مسيحي مي دانند . وي كه جهان مسيحيت را با سنت ارسطويي الفت داد ،‌ در شناخت آثار ارسطو سخت به ابن سينا متكي بود .
همچنين فلسفه ما بعد الطبيعه ابن سينا ، ‌خلاصه مطالبي است كه متفكران لاتيني دو قرن بعد از او بدان رسيدند و توانستند مذاهب مختلف فلسفي را در فلسفه مدرسي هماهنگ كنند .
آثار بزرگ فلسفي ابن سينا كتاب هاي " شفا " ، " نجات " ، " دانشنامه علايي " ، و " اشارات " است، ولي در ميان آنها كتاب " شفا " بيش از همه شهرت يافته است. اين كتاب داراي چهار بخش ( منطق، طبيعيات، رياضيات، والهيات ) است و تأثيري فراوان در فكر فيلسوفان ايران و جهان اسلام داشته است. ترجمه شفا به زبان لاتيني نيز در انديشه گروهي از فيلسوفان اروپا داراي اثري عميق بر جاي گذاشته است .
ابن سينا، در پايان زندگي، به تاليف كتابهايي پرداخت كه نشانه دست يافتن او به انديشه اي نو در فلسفه بوده است. يكي از اين كتابها " حكمة المشرقيه " است. از اين كتاب تنها ديباچه و بخش منطق آن در دست است و بخش اصلي، كه شامل تفسير اين فلسفه بود، از ميان رفته است.
زندگي ناآرام، كارهاي سياسي و توجه اساسي به فلسفه سبب شد كه ابن سينا كمتر به درمان بيماران و كار عملي در پزشكي بپردازد. با اين همه، در كتاب " قانون " ، هنگام بحث درباره يك بيماري يا به كار بردن دارو، از تجربه هاي شخصي خود نمونه هاي فراوان آورده است. او اكتشافها و روشهايي نو در دانش پزشكي داشته است كه در اين كتاب و ديگر رساله هاي پزشكي او باقي است. ابن سينا براي برخي از بيماريهاي جسماني علتهاي رواني يافت و با روشي نو به درمان آنها پرداخت.
كتاب " قانون " جوهر همه دانش پزشكي تا زمان ابن سيناست . در اين كتاب درباره تشريح اعضاي بدن انسان، جراحتها پس از عمل جراحي، و نيز درباره طبقه بندي داروها و شيوه استفاده از آنها به تفصيل سخن به ميان آمده است. قانون يكي از پر ارزشترين كتاب هاي پزشكي جهان بوده است. ترجمه اين كتاب به زبان هاي اروپايي مدت شش قرن كتاب درسي رشته پزشكي دانشگاههاي اروپا بود. " قانون " از نخستين كتابهايي است كه پس از اختراع چاپ در اروپا انتشار يافت ابن سينا دراروپا به آويكنا و آويسنا شهرت داشته است.
ابن سينا درعلوم طبيعي، فيزيك، شيمي، ستاره شناسي، رياضيات و موسيقي نيز استاد بود. او علوم طبيعي و رياضي را جزئي از فلسفه ي دانست. براساس انديشه هاي فلسفي خود، حركت، نيرو، خلاء، نور و حرارت را توضيح داد. در گفتگوي مشهورش با ابوريحان بيروني ، وجود خلاء، و تبديل فلزها به يكديگر را غير ممكن دانست.
رساله هاي مهم او درباره علوم طبيعي و رياضي ، همراه با رساله هاي او در منطق و الهيات، دركتاب " شفا " آمده است. ابن سينا پاره اي از ابزارها و شيوه هاي رصد كردن را اصلاح كرد و خود به رصد كردن ستارگان پرداخت. او در بخش رياضيات كتاب " شفا " و آثار ديگر خود، به طور دقيق و مفصل، درباره موسيقي بحث كرده است . همچنين ابن سينا نظريه هاي علمي فارابي را درباره موسيقي كامل كرد.
ابن سينا نخستين دانشمندي است كه در ايران پس از اسلام به آموزش و پرورش كودكان توجه داشت. او در كتاب قانون و شفا و رساله تدابيرالمنازل در اين باره سخن گفته و ياد آور شده است كه در تربيت كودكان توجه به ايمان، اخلاق، تندرستي، سواد ، هنر و پيشه ، بسيار ضروري است.
يكي از استعدادهاي شگرف ديگر ابن سينا ، استادي او در فن نويسندگي بود. نوشته هاي او را بيش از 130 كتاب و رساله دانسته اند كه نام بيشتر آنها را شاگردش، ابوعبيد جوزجاني ، در زندگينامه او آورده است. بيشتر آثار مهم ابوعلي سينا، به زبان فارسي نوشته شده است كه مهمتر از همه ، " دانشنامه علايي " است.
" دانشنامه علايي " نخستين كتاب فلسفي به زبان فارسي و داراي پنج بخش است: منطق، طبيعيات، هيئت، موسيقي، و الهيات. او ، در اين كتاب، براي بعضي از اصطلاح هاي علمي و فلسفي، كه در آن زمان به زبان عربي بود، برابرهاي فارسي آورده است، مانند چيزي به جاي كميت، چه چيزي به جاي ماهيت، گويا به جاي ناطق، پهلو به جاي ضلع، و سه سو به جاي مثلث، ابن سينا به نوشتن همه كتاب توفيق نيافت. پس از مرگ او، ابوعبيد جوزجاني بخش هيئت و موسيقي را از روي نوشته هاي عربي او به فارسي برگرداند و كتاب را بر اساس طرح ابوعلي سينا به پايان رساند . از نوشته هاي ديگر او به زبان فارسي ، رساله نَبضِيّه يا رساله رگ شناسي است.
ابن سينا شعر نيز مي سرود. او به جز قصيده هايش ، كه داراي مايه هاي فلسفي و عرفاني هستند، دو منظومه درباره منطق و پزشكي سروده است. منظومه پزشكي او بسيار شهرت يافت و از قرن سيزدهم تا هفدهم ميلادي چند بار به زبان لاتيني ترجمه شد.
ابن سينا نه تنها در زمان خود، بلكه دردوره هاي بعد نيز در ميان مردم شهرت بسيار داشته است. به همين سبب داستان ها و افسانه هاي بسياري درباره كودكي، كار و هوشمندي او به وجود آمده است. در برخي ازاين افسانه ها او حكيمي است كه زندگي مي بخشد، خردمندي است كه همه چيز مي داند، و هوشمندي است كه از رازهاي پنهان باخبراست.

نمونه اي از نوشته هاي فارسي ابوعلي سينا

"... بايد مَر خادمان مجلس وي را كتابي تصنيف كنم به پارسي دري كه اندر وي اصل ها و نكته هاي پنج علم از علماي حكمت پيشينگان گردآورم، به غايت مختصري: يكي علم منطق كه وي علم ترازوست، و دوم علم طبيعيات كه علم آن چيزهاست كه به حس بشايد ديد و اندر جنبش و گردشند، و سوم علم هيئت و نهادعالم و حال و صورت و جنبش آسمانها و ستارگان ، چنانكه باز نموده اند...، چهارم علم موسيقي و باز نمودن سبب ساز و ناسازي آوازها ونهادن لحنها، و پنجم علم آنچه بيرون از طبيعت است..."

اشعار ابن سينا

ابن سينا در شعر نيز دستي داشته و اشعار زيادي به زبان عربي سروده‌است و حتي منظومه‌هايي مثل قصيده ارجوزه در مسايل علمي ساخته‌است. اشعاري نيز به زبان فارسي از او روايت کرده‌اند که برخي از آن‌ها به نام ديگران نيز آمده‌است و با توجه به اسلوب و معاني آن‌ها بايد در انتساب اين اشعار به ابن سينا ترديد روا داشت. ما در اينجا، براي آشنايي مختصر با اشعار ابن سينا، گزيده‌اي از مستندترين آنها را مي‌آوريم:
غذاي روح بود باده رحيق الحق
که رنگ او کند از دور رنگ گل را دق
به رنگ زنگ زدايد ز جان اندوهگين
هماي گردد اگر جرعه‌اي بنوشد بق
به طعم، تلخ چوپند پدر و ليک مفيد
به پيش مبطل، باطل به نزد دانا، حق
مي‌از جهالت جهال شد به شرع حرام
چو مه که از سبب منکران دين شد شق
حلال گشته به فتواي عقل بر دانا
حرام گشته به احکام شرع بر احمق
شراب را چه گنه زان که ابلهي نوشد
زبان به هرزه گشايد، دهد ز دست ورق
حـلال بر عـقلا و حـرام بر جهـال
که مي‌محک بود وخيرو شر از او مشتق
غلام آن مي‌صافم کزو رخ خوبان
به يک دو جرعه برآرد هزار گونه عرق
چو بوعلي مي‌ناب ار خوري حکيمانه
به حق حق که وجودت شود به حق ملحق

***

روزکي چـــــند در جهان بودم
بر سر خـــــاک باد پيمودم
ساعتي لطف و لحظه‌اي در قهر
جان پاکــــيزه را بــــيالودم
با خرد را به طبع کردم هجو
بي خرد را به طمع بـــستودم
آتـشي بر فروخــــــتم از دل
وآب ديده ازو بــــــــپالودم
با هواهاي حرص و شــيطاني
ساعــــتي شادمـــان نياسودم
آخر الامر چون بر آمد کار
رفتـــم و تخم کشته بدرودم
کـس نداند که مــن کـــجا رفتم
خود ندانم که من کجا بودم

***

مي‌حاصل عمر جاوداني است بده
سرمايه? لذت جواني است، بده
سوزنده چو آتش است ليکن غم را
سازنده چو آب زندگاني است، بده

***

دل گرچه در اين باديه بسيار شتافت
يک موي ندانست ولي موي شکافت
اندر دل من هزارخورشيد بتافت
آخربه کمال ذره‌اي راه نيافت

***

مايـــيم به عفو تـو تــولاکرده
وز طاعت معصيت تبرا کرده
آنجا که عنايت تو باشد، باشد
ناکرده چو کرده، کرده چون ناکرده

***

هر هيأت و هر نقش که شد محو کنون
در مخزن روزگار گردد محزون
چون باز همين وضع شود وضع فلک
از پرده غيبش آورد حق بيرون
در پرده حق نيست که معلوم نشد
کم ماند ز اسرار که مفهوم نشد
در معرفتت چو نيک فکري کردم
معلومم شد که هيچ معلوم نشد
از شيوه نگارش کتاب‌هاي علمي و فلسفي ابن‌سينا و اشعار عربي او که مشهورترين آن‌ها قصيده عينيه روحيه است به خوبي مي‌توان توانايي و تسلط او در شاعري و سخنوري در ادبيات عرب را دريافت. اشعار فارسي‌اي که به ابن‌سينا نسبت داده‌اند، روي هم رفته 22 قطعه و رباعي در 65 بيت مي‌شود، ولي در صحت انتساب آن‌ها به وي ترديد کرده‌اند.

شاگردان ابن سينا

ابن سينا علاوه بر آثار خود چند شاگرد نيز تربيت کرد که هر کدام دانشمند بزرگي در زمان خود شدند. از ميان شاگردان او اين چند تن سرشناس ترند:

ابوعبيدالله عبدالواحد بن محمد جوزجاني

شاگرد و شرح دهنده آثار پورسينا بوده است. او در سال 403ق به خدمت پورسينا پيوست و تا پايان عمر استاد در خدمت او زيست. هنگام وزارت بوعلي در خدمت شمس‌الدوله، او از بوعلي تقاضا کرد کتاب‌هاي ارسطو را شرح کند. جوزجاني بر قسمت رياضيات نجات و قسمت رياضي و موسيقي دانشنامه علايي به سبک خود کتاب افزوده است. مرگ او را ده سال پس از مرگ پورسينا و در سال 438ق دانسته‌اند.

ابومنصور حسين بن طاهر بن زيله? اصفهاني

از دانشمندان ايراني قرن چهارم و پنجم هجري و از شاگردان ابن سينا بود. وي در دانش‌هاي زمان خود بيشتر در رياضيات مهارت داشت. او در سال 440 هجري درگذشت.

ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومي

يکي ديگر از شاگردان مشهور ابن سينا است که رسالةالعشق را ابن سينا به نام او نوشت.

ابوالحسن بهمنيار بن مرزبان

دانشمندي ايراني و از زردشتيان آذربايجان بود که در اواخر قرن چهارم و نيمه? اول قرن پنجم زندگي مي‌کرد. وي از شاگردان بسيار سرشناس ابن سينا بود و کتاب المباحثات ابن سينا بيشتر در جواب سؤالات اوست. از جمله? آثار او التحصيل يا التحصيلات است که آن را به نام دايي خود ابومنصور بهرام بن خورشيد بن يزديار نوشت. او در نوشتن اين کتاب از روش استاد خود ابن سينا پيروي کرد و همچنين از آثار او نيز استفاده کرد. اين اثر بهمنيار در قرن پنجم و ششم هجري از آثار مهم فلسفي به شمار مي‌آمد. از ديگر آثار او رسالة في مراتب الموجودات و رساله‌ايي به نام في موضوع المعروف بما بعدالطبيعة هستند که هر دو به زبان آلماني ترجمه شده‌اند.

موسيقي در آثار ابن سينا

آنچه مسلم است اين که ابن سينا در سه فقره از آثار خود راجع به موسيقي به تفصيل صحبت کرده است. مهمتر از همه اينها فصلي است که در کتاب شفا راجع به موسيقي دارد. اين رساله با عنوان "الفن الثامن من کتاب الشفاء و هوالموسيقي" است. اين فن شامل شش مقاله است و هر مقاله مشتمل بر چند فصل، به اين ترتيب:
1- صوت ، 2- ابعاد ، 3- اجناس ، 4- جموع و انتقال ، 5- ايقاع و 6- تاليف
در ديباچه کتاب "نجات" نيز ضمن ذکر فهرست فصول کتاب بعد از فصل "علوم الرياضيه" از فصلي با عنوان "کتاب الموسيقي للشيخ الرئيس ابوعلي بن سينا من جمله کتاب نجات" نام مي برد، ولي در اغلب نسخ کتاب ذکر شده اين فصل ديده نمي شود. اين فصل در کتاب نجات تقسيم بندي نشده است ولي مطالبي که شرح داده بطور کلي عبارت است از:
1- صوت ، 2- ابعاد ، 3- اجناس ، 4- جموع و ايقاع و انتقال آلات موسيقي از قبيل چنگ، طنبور و ... 5- مزمار و پرده بندي برربط و 6- تالبف الاحان.
همچنين در "دانشنامه علايي" که به زبان فارسي براي علاء الدوله نوشته شده است فصلي در ارتباط با موسيقي مشاهده مي شود. بعضي عقيده دارند که نظر به شباهتي که بين فصل موسيقي در "دانشنامه علايي" و کتاب "نجات" موجود است، احتمال دارد که فصل موسيقي در دانشنامه علايي بعد از مرگ ابن سينا توسط شاگردانش به عبدالله جوزجاني نوشته شده باشد.
در "رساله في تقاسيم الحکمه" نيز فصل کوچکي راجع به موسيقي و تعريف اصطلاحات مربوط به آن ديده مي شود. بنا به قول ابن ابي اصيبعه، ابن سينا رساله ديگري نيز بنام "مدخل الي صناعت الموسيقي" نوشته است.

برداشت از اقليدس؟

برخي از مورخان بر اين عقيده هستند که آثار ابن سينا در زمينه موسيقي، ترجمه اي است از نوشته هاي اقليدس ولي در مقابل، بسياري ديگر از تاريخ نويسان و محققان اين نظريه را قبول ندارند زيرا در متن اين رسالات ذکري در اين خصوص ديده نمي شود و خيلي عجيب بنظر مي آيد که شخصي مانند ابن سينا با همت و وسعت نظر فوق العاده اي که داشته است از ذکر اين مطلب خودداري کند.

مقدمات هارموني

... ابن سينا در کتاب "شفا" خود به مسئله "ترکيب و تاليف و تضعيف" اشاره مي کند و آن عبارت است از تمهيدي که نوازندگان براي ازدياد تاثير موسيقي بکار مي برند. مقصود از ترکيب اين است که ما يک صوت را با صوت چهارم يا پنجم آن تواماً بنوازيم. بي مورد نيست که در اينجا در خصوص تاثير اين عمل در تحول موسيقي غرب و پيدايش فن ارغنون (ارگانوم) و علوم کنترپوآن و هارموني صحبت کنيم.
در واقع مقدمه پيدايش هارموني همين ترکيب اصوات يا organum يا ارغنون است و چنانچه اشاره شد بدون شک از مشرق زمين شروع شده است. زيرا اولاً از قرن ششم تا نهم ميلادي در کشورهاي متمدن اروپا هيچ کتابي راجع به موسيقي نظري انتشار نيافته است و از طرف ديگر در شهر قرطبه (Cordoba) در اسپانيا که دارالعلم غرب و از مراکز مهم ترويج علوم و فلسفه اسلامي بوده، در مدارس موسيقي "فن ارغنون" تدريس مي شده است.
ذکر اين نکته بسيار حائز اهميت است که يکي از مشاهير علماي موسيقي ايران بنام زيرياب {يا زرياب} فارسي ("ابوالحسن علي ابن نافع") موسس مدرسه موسيقي قرطبه بوده است.

ارغنون يا ارک و يا همان ارگ امروزي

ابن سينا در باره "ارک" يا ارعنون فقط اشاره مختصري در کتاب شفا مي کند و اين هم شايد از اين جهت بوده که اين ساز تا آنجايي که تحقيق شده است ابتدا در نواحي آسياي صغير ساخته شده است. علماي جهان اسلام که راجع به آلات موسيقي رسالاتي نوشته اند هميشه اسم هر سازي را با محل اصلي آن معرفي و ذکر مي کرده اند و چنانچه ملاحظه مي شود در قصه هزار و يک شب نيز اين قانون بکار رفته است.
مثلاً عود حيليقي (عود دمشق) يا چنگ عجم يا قانون مصري ، ني تاتاري و ... به همين علت هرگاه که راجع به ارگ مطلبي نوشته اند آنرا به بيزانس يا يونان نسبت داده اند. به همين علت شايد بتوان حدس زد که اين ساز از اختراعات مردم آسياي صغير باشد.
به هر حال ابن سينا در کتاب "شفا" راجع به ارگ مي گويد: "بعضي اوقات سازهايي ساخته مي شود که در آن مي دمند و از جمله آنها سازي است که اصلش از بيزانس و معروف به ارگ است". همچنين در کتاب ديگري بنام "رساله في الحکمه" که منسوب به وي است آمده است: "از جمله ابتکارات خارق العاده در عالم موسيقي ايجاد سازهاي ترکيبي مثل ارکان (اورگانوم) و نظار آن است."

قسمتي از فصل پرده بندي کتاب شفا

"آلات موسيقي را اقسامي است. از جمله سازهايي که داراي تار و دستان (پرده) و آنها را با مضراب مي نوازند، مثل بربط و طنبور. ولي مشهورتر و متداولتر از همه، همان بربط است و اگر سازي بهتر از اين وجود داشته باشد، مسلماً نوازندگان از آن بي اطلاع هستند. بنابراين لازم است که ما در باره ساختمان و نسبت بين پرده هاي آن صحبت کنيم. توضيح راجع به سازهاي ديگر را به اشخاص ديگر واگذار مي کنيم که بعد از اطلاع به شرح آنها بپردازند."
"بنابراين مي گوييم که عود (بربط) سازي است که بين مشطه و انف (جاي گوشي ها) آن به فاصله يک چهارم طول يک سيم پرده اي بسته باشند براي انگشت خنصر. بنابراين بين مطلق (دست باز) و خنصر فاصله چهارم يعني نسبت چهار به سه (4/3) است. سپس طول سيم را به نه قسمت تقسيم کرده و يک نهم آنرا از انف جدا کرده پرده اي مي بنديم که سبابه مي ناميم و بن مطلق و سبابه که معادل هشت به نه است را فاصله طنيني (يک پرده) گوييم ..."

آثار ابوعلي سينا

مهمترين فهرستي كه در سالهاي اخير درباره آثار ابوعلي سينا ، تدوين شده ، كتابي است كه دكتر يحيي مهدوي استاد دانشگاه تهران در سال 1954 به فارسي منتشر كرده است .اين اثر ، كتابشناسي انتقادي است و در كتب و رسالات اصيل ابوعلي سينا ازآنهايي كه به او نسبت داده شده تفكيك شده است .
در يادداشتهاي جوزجاني نام حدود 60 كتاب و رساله برده شده و اين تنها طبقه بندي است كه زمان نوشتن آنها را , دست كم در مورد آثار مهم , تعيين مي كند , زيرا از اشعار وتعدادي از رسالات به طور دسته جمعي نام برده شده است .
در اينجا بي مناسبت نيست به طور خلاصه مهمترين آثار طبيب و فيلسوف بزرگ را به ترتيب تاريخ نگارش نام ببريم :

1- الحكمه العروضيه :

اين كتاب نخستين اثر فلسفي ابوعلي سينا ست كه او در بيست و يكسالگي براي ابوالحسين عروضي نگاشته است . از اين كتاب فقط يك نسخه باقي مانده كه در كتابخانه شهر اوپسالاي سو‌‌‌‌ئد نگاهداري مي شود .

2- القانون في الطب :

فشرده ترين اثر ابوعلي سينا در رشته پزشكي است كه مورد استفاده چند نسل از دانشمندان قرار گرفته و در آن كليه معلومات وتجربياتي را كه تا آن زمان به دست آمده بود جمع آوري كرده است . بدين سان اين دايره المعارف طي چند قرن يكي از كتب مرجع دانشجويان پزشكي بوده است . نسخه هاي خطي متعدد اين كتاب و تفسيرها و ترجمه هاي بيشماري كه به زبانهاي مختلف از آن به عمل آمده است ، اهميت و ارزش قانون را نشان مي دهد .

3- الحكمه المشرقيين :

اين كتاب كه فقط بخشي از آن درباره منطق باقي مانده است ، يكي از مشخص ترين آثار ابوعلي سينا بشمار مي رود . وي ضمن نگارش آن مي خواسته فلسفه سنتي ارسطويي را رد كرد تا بتواند نظرات خودش و ساير نظريه هاي فلسفي را بيان نمايد . بخش كوچكي از منطق آن كه باقي مانده اصالت مجموعه مفقود را نشان مي دهد . در سال 420 هجري كه سلطان مسعود پسر محمود غزنوي اصفهان را گرفت و غارت كرد ، اين كتاب ساير كتب كتابخانه سلطنتي امراي آل بويه به غزنه حمل شد و در سال 546 هجري در حين اشغال اين شهر به دست علاالدين غوري با تمامي كتابهاي موجود دركتابهاي موجود در كتابخانه سوزانده شد .

4-النجاه ( نجات ) :

اين كتاب شامل چهار بخش به شرح زير است :
منطق , علوم طبيعي , علوم رياضي و مابعدالطبيه . بر خلاف تصور همگان اين كتاب خلاصه أي از شفا نيست .

5-الشفا‌‌‌ ( شفا ) :

اين دايره المعارف همان مقامي را در زمينه فلسفي دارد كه قانون در زمينه پزشكي .

شاخه بندي کتابهاي او

فلسفه

شفا /نجات /الاشارات والتنبيهات

رياضيات

زاويه /اقليدس /الارتماطيقي /علم هيئت /المجسطي /جامع البدايع

طبيعي

ابطال احکام النجوم /الاجرام العلوية واسباب البرق والرعد /فضا /النبات والحيوان

پزشکي

قانون /الادوية القلبيه /دفع المضار الکليه عن الابدان الانسانيه /قولنج /سياسة البدن وفضائل الشراب (احتمالا بلکه مظنونا منظور خمر حرام نيست.به مقاله? دوم کتاب فيلسوف شهيد شيعه ابوعلي سيناي خراساني رجوع شود) /تشريح الاعضا /الفصد /الاغذيه والادويه

منابع :

شيخ الرئيس ، ابوعلي سينا ، حسين بن عبدالله حسن بن علي بن سينا http://www.mashaheer.net
اثار ابو علي سينا http://hamadani.blogfa.com
زندگي نامه ي ابو علي سينا .... http://engmehrshad.blogfa.com
ابوعلي سينا http://daneshnameh.roshd.ir
ابوعلي سينا http://fa.wikipedia.org
موسيقي در آثار ابوعلي سينا http://www.honar.110mb.com
ابوعلي سينا که بود؟ http://forum.mihandownload.com

Add Comments
Name:
Email:
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image