ديده ميشود که بسياري از پرندگان، مانند گنجشک يا کبوتر، در زمستان هنگامي که هوا سرد ميشود بههنگامِ استراحت پرهاي خود را بهحالتِ پُف کرده بر روي بدنِ خود حجيم ميکنند. روشن است که اين امر بهخاطرِ رهايي از سرمايِ هواست، اما ميخواهيم علتِ فيزيکي اين موضوع را که اين کار چگونه باعثِ گرم شدنِ بدن آنها ميشود بررسي کنيم.
پرنده با پُف کردنِ پرهاي خود درواقع اجازه ميدهد حجمي از هوا در لابهلاي پرهاي او در مجاورت با پوست بدنش محبوس شود و بهراحتي توسط جريانِ هواي بيرون جابجا و از مجاورت پوست دور نشود. اين حجم هواي گيرافتاده در لابهلاي پرهاي پرنده بر اثر گرماي بدن پرنده گرم ميشود و چون به راحتي از کنار بدن پرنده دور نميشود بدن او را در گرماي خود نگاه ميدارد و به اين وسيله بدن پرنده گرم ميمانَد. اين کار درست مثل کاري است که ما در زمستان با کشيدن پتو بر روي خود يا با پوشيدن لباس انجام ميدهيم، با با درآغوش گرفتنِ يکديگر باعث ميشويم گرماي بدنِ ديگري ما را گرم نگاه دارد.

در بعضي از کتابهاي متن فيزيک گفته ميشود که علت فيزيکي گرم نگاه داشته شدنِ پرنده با پُف کردنِ پرهايش اين است که هواي گيرافتاده در پرهاي پرنده نقش يک عايق گرمايي براي جلوگيري از خروج گرماي بدن پرنده به هواي محيط را بازي ميکند. اين استدلال ظاهراً به اين علت به ذهنِ طراح آن خطور کرده است که هوا همچون خلأ يک عايق حرارتي است، و علت آن هم اين است که چون چگالي مولکولهاي آن در مقايسه با چگالي مولکولهاي يک جسم جامد بسيار کمتر است بالنسبه حرارت يا جنبشِ مولکوليِ کمتري را ميتواند از درون جامد به بيرون از جامد منتقل کند همانگونه که در حالت ايدهآل يک خلأ اصلاً اين کار را نميتواند انجام دهد چون اصلاً مولکولي ندارد. نمونهي اين وضعيت در شيشههاي دوجدارهي ساختمانها ديده ميشود که براي جلوگيري از تبادل گرما بين هواي درون و بيرون ساختمان طراحي شدهاند. در اين حال دماي شيشهي روبهبيرون متفاوت از دماي شيشهي روبهدرون است و لايه هواي بين دو شيشه که چگاليِ مولکولي بسيار کمتري از شيشه دارد عملاً نقش چنداني در انتقال گرمايي قابل توجه از شيشهي با دماي بالا به شيشهي با دماي پايين ندارد.
پس بايد به اين موضوع توجه داشت که نقشِ عايق حرارت بودنِ هوا بهدليلِ گفته شده در بالا، تنها بين دو جسم متکاثر (جامد يا مايع) بارز است نه بين يک جسم متکاثر و يک گاز (مثلاً خودِ هوا). ازاينرو اين سؤال به ذهن يک کنکاشگر خطور ميکند که اگر هواي گيرافتاده بين پرهاي پرندهي پُفکرده به دليل عايق حرارت بودن مانع انتقال گرماي بدن پرنده به هواي محيط ميشود چرا اصولاً لازم است پرنده پر داشته باشد و پرهايش را پف کند تا هوايي را در مجاورت پوستش گيراندازد، و اگر پرندهاي بدونِ پر را تصور کنيم باز بايد با اين استدلال بنوانيم بگوييم که لايهاي از هواي مجاور پوست لُخت پرنده را ميتوان بهعنوانِ عايق براي انتقالِ حرارت بدن پرنده به بقيهي هواي محيط تلقي کرد درحالکه بهروشني چنين امري ممکن نيست.
/ن