جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
زکرياي رازي
-(16 Body) 
زکرياي رازي
Visitor 746
Category: دنياي فن آوري
ابوبكر محمد پسر زكرياي رازي فيلسوف و عالم طبيعي و شيمي دان و پزشك بزرگ ايران عالم اسلامي و ملقب به جالينوس المسلمين از مفاخر مشاهير جهان و يكي از نوابغ روزگار قديم است. تولد او در اوايل شعبان سال 251 هجري در ري اتفاق افتاد و در همين شهر به تحصيلات خود در فلسفه و رياضيات و نجوم و ادبيات مبادرت كرد و بعيد نيست كه توجه او به تحصيل علم كيميا نيز در ايام جواني جلب شده باشد.
توجه و اشتغال وي به علم طب بعد از سنين جواني و بنابر قول ابوريحان بيروني پس از مطالعات و تجارب آن استاد در كيميا جلب و عملي شده و نتيجه عارضه پي بوده كه در چشم وي از تجارب كيميا وي پديد آمده بود نوشته اند:
رازي در سي سالگي به بغداد رفت و چون بر بيمارستان مقتدر گذر كرد به طب دلبستگي يافت و به تحصيل اين علم پرداخت و چون در آن چيره دست شد، به ري بازگشت و به خدمت منصوربن اسحاق حاكم ري در آمد و سرپرست بيمارستان ري شد. بعدها به بغداد رفت و رياست بيمارستان مقتدر را بر عهده گرفت و شهرت وي در بغداد به جايي رسيد كه سابقه نداشت.
محل و تاريخ وفات محمد رازي به درستي مشخص نيست، بيروني وفات او را در ماه شعبان سال 313 هجري نوشته و تعداد تأليف هاي وي را بيش از پنجاه و شش كتاب و رساله دانسته است.
از مهمترين آثار او يكي «الحاوي» است كه به نظر از «قانون» ابن سينا مهمتر است. اين كتاب چند قرن مورد مطالعه و مراجعه، بلكه تنها كتاب اصلي درسي طب به شمار مي رفته است. الحاوي دائره المعارفي بوده كه اكنون تمام آن در دست نيست.
محمد رازي اين كتاب را به صورت يادداشتهاي متعددي تهيه كرده بود و بعد از مرگ وي به دستور ابن عميد از روي يادداشتهاي او كتاب را استنساخ و تنظيم كردند. مقدار زيادي از نتايج آزمايشها و مطالعات رازي در اين كتاب جمع است.
اثر ديگر رازي «طب المنصوري» است كه به نام منصور بن اسحاق حاكم ري تأليف و تنظيم شده است. طب المنصوري و برخي از رساله هاي طبي ديگر محمد رازي به زبان لاتيني ترجمه و چاپ شده و مورد استفاده اروپاييان بوده است.
كتاب «من لا يحضره الطبيب» اثر ديگر وي شامل دستورهاي ساده براي معالجات گوناگون است. كتاب ديگر او «برء الساعه» است.
در علم كيميا بايد رازي را سرآمد دانشمندان اسلامي دانست. از كارهاي مهم او كه متكي به آزمايشهاي متعدد بوده، كشف جوهر گوگرد (اسيد سولفوريك) و الكل است.
محمد رازي كتابهاي متعدد در كيميا به رشته تحرير در آورده است كه از آن جمله «كتاب الاكسير» و «كتاب التدبير» را بايد نام برد.
اين فيلسوف و پزشك نامي ايران علاوه بر علم وسيع كيميا و پزشكي جهانگير، در فلسفه نيز داراي تحقيقات عميقي است كه مورد توجه و اهميت مي باشد. از كتابها و آثار فلسفي او اكنون جز تعداد معدودي در دست نيست، ولي آن چه از فهرست بيروني و ساير مأخذ بر مي آيد. وي كتابهاي متعدد در كليات مسايل طبيعي و منطقيات و ما بعدالطبيعيه داشته است و آنها عبارتند از كتابهاي: سمع الكيان الهيولي الصغير و الهيولي الكبير. (ابن نديم: كتاب الهيولي المطلقه و للجسم محركا من ذاته طبعا – في العاده – المدخل الي المنطق – كتاب البرهان – كيفيه الاستدلال – العلم الالهي علي راي سقراط العلم الالهي الكبير في الفلسفه القديمه – رساله در انتقاد اهل اعتزال – قصيده الهيه – الحاصل في العلم اللهي – الشكوك علي ابرقلس – ردنامه فرفوريس به انابون المصري – النفس الصغير – النفس الكبير – الطب الروحاني - في السيره الغلسفيه – امارات الاقبال الدوله و چند رساله ديگر فلسفي كه در رد بر مخالفان خود در مسئله قدم هيولي و لذت و معاد و ناقدان خود بر علم الهي ورد بر سيس ثنوي نگاشت.
كتاب ديگري نيز در رد نبوات و در نقض اديان داشت به نام «في النبوات» و شايد براي تكميل اقوال خود در همين كتاب، كتاب معروف ديگر خود را به نام «حيل المتنبين» مشهور به «مخاريق الانبياء » نگاشته بوده است.
محمد رازي علاوه بر تاليف هاي فلسفي، شروح و جوامعي هم از آثار متقدمين مانند ارسطو و افلاطون داشت. از افلاطيون رساله طيماوس را شرح كرد و از ارسطو جوامعي در منطق چون جوامع قاطيفورياس و باري ارمينياس و انالوطيقا ترتيب داد و نيز كتابي در منطق به روش و با اصطلاحات متكلمين اسلام تدوين كرد. دائره المعارف دانشمندان علم و صنعت درباره محمد بن زكرياي رازي آمده است.
محمد رازي نه فقط در طب به تجربه دست مي زد بلكه آزمايش را در كليه مباحث علوم طبيعي ضروري مي دانست. وي آزمايشهاي شيميايي خود را با چنان دقتي تشريح و توصيف كرده كه امروزه هم هر شيمي داني مي تواند عيناً آن را مجددا به معرض آزمايش درآورد. رازي مواد شيميايي را طبقه بندي كرد، در بابي وزن مخصوص تحقيقاتي به عمل آورد و به اكتشافات مهمي از قبيل اكتشاف الكل و اسيد سولفوريك نايل آمد. وي نخستين كسي است كه كليه اشياي عالم را به سه طبقه حيوانات، نباتات، جامدات تقسيم كرده است.
مسعودي در كتاب التنبيه و الاشراف گفته است كه: رازي در سال 310 هجري كتابي در سه مقاله راجع به فلسفه فيثاغوري نگاشت و بعيد نيست اين توجه به فلسفه فيثاغوري جديد نتيجه تعلم رازي نزد ابوزيد بلخي بوده باشد كه از شاگردان كندي و متوجه فلسفه فيثاغوري جديد بود.
محمد رازي در پايان عمر به سبب كثرت كار و مطالعه نابينا شد.

در مورد تاريخ تولد و مرگ رازي

مهم‌ترين سند تاريخي درباره? تولد و مرگ رازي کتاب «فهرست کتب رازي» نوشته? ابوريحان بيروني است. در اين کتاب تولد رازي در غره? شعبان 251 (قمري) ه.ق و درگذشت‌ او در پنجم شعبان 313 ه.ق. ثبت شده‌است. ضمنا «در اين رساله ابوريحان علاوه بر آن که صريحاً تاريخ تولد و وفات رازي را متذکر شده، مدت عمر او را به سال قمري شصت و دو سال و پنج روز و به شمسي شصت سال و دو ماه و يک روز بطور دقيق آورده‌است.» اما در منابع مختلف تاريخ‌هاي متفاوتي در مورد تولد و مرگ رازي آمده‌است.
تولد:
حدود 240 (قمري) ه.ق.
251 (قمري) ه.ق.
250 (قمري) ه.ق.
249 (قمري) ه.ق.، فرهنگ تاريخ و جغرافيا تاليف بويه و در لاروس بزرگ تاريخ تولد رازي 850 ميلادي آورده شده‌است.
مرگ:
در مورد تاريخ درگذشت رازي نيز اختلاف زيادي وجود دارد در فرهنگ معين پس از ذکر 313 ه.ق نوشته شده‌است:«و به قولي 323 ه.ق.» و در لغت‌نامه? دهخدا نيز پس از ذکر همان 313 ه.ق در مورد درگذشت رازي آمده‌است:«زرکلي از ابن‌النديم و مولف نکت الهميان و وفيات مرگ او را در 311 ه.ق. نوشته‌است»
«در اين باب نيز بين مورخان اختلاف نظر است، مثلاً قفطي و ابن‌صاعد اندلسي و ابوالفرج ملطي در مختصر الدول و جرجي زيدان در کتاب تاريخ آداب اللغه العربيه وفات رازي را سال 320 هجري ذکر کرده‌اند. ابن ابي اصيبه از قول ابوالخير حسن بن سوار بن بابا (که تقريباً هم‌زمان با رازي بوده‌است) وفات رازي را سال 290 و اندي و يا 300 و کسري و به اعتبار ديگر 320 آورده‌است.»

استادان و شاگردان

درباره استادان و پيش‌کسوت‌هاي رازي ميان کارشناسان و تاريخ‌نويسان اتفاق نظر وجود ندارد. گروهي او را شاگرد علي‌بن ربن طبري و ابوزيد بلخي مي‌دانند اما عده‌اي ديگر بنا بر شواهد و دلايلي اين موضوع را رد مي‌کنند. ناصرخسرو در زادالمسافرين صفحه? 98 از شخصي به‌نام ايرانشهري به‌عنوان «استاد و مقدم» محمد زکريا نام مي‌برد اما هيچ نشاني از اين شخص به‌دست نيامده‌است. از اين نام‌ها به عنوان شاگردان رازي ياد شده‌است: يحيي بن عدي، ابوالقاسم مقانعي، ابن قارن رازي، ابوغانم طبيب، يوسف‌بن يعقوب، محمدبن يونس و ابوالحسن طبري.

اخلاق و صفات رازي

رازي مردي خوش‌خو و در تحصيل کوشا بود. وي به بيماران توجه خاصي داشت و تا زمان تشخيص بيماري دست از آن‌ها برنمي‌داشت و نسبت به فقرا و بينوايان بسيار رئوف بود. رازي برخلاف بسياري از پزشکان که بيشتر مايل به درمان پادشاهان و امراء و بزرگان بودند، با مردم عادي بيشتر سروکار داشته‌است. ابن‌النديم در کتاب الفهرست خود مي‌گويد: «تفقد و مهرباني به همه کس، به ويژه فقراء و بيماران داشته، از حالشان جويا، و به عيادتشان مي‌رفت و مقرري‌هاي کلاني براي آن‌ها گذاشته بود.». رازي در کتابي به نام صفات بيمارستان اين عقيده را ابراز مي‌دارد که هر کس لايق طبابت نيست و طبيب بايد داراي صفات و مشخصه‌هاي ويژه‌اي باشد. رازي درباره جاهل عالم‌نما افشاگري‌هاي متعددي صورت داده‌است و با افراد کم‌سواد که خود را طبيب مي‌ناميدند و اطرافيان بيمار که در طبابت دخالت مي‌کردند به شدت مخالفت مي‌کرد و به همين سبب مخالفاني داشت

پزشکي

رازي طبيبي حاذق و پزشکي عالي‌قدر بود و در زمان خود شهرت به‌سزايي داشت. رازي از زمره? پزشکاني است که بعضي از عقايد وي در درمان طب امروزي نيز به‌کار مي‌رود، مخصوصا در درمان بيماران با مايعات و غذا. پزشکان و محققين از کتاب‌ها و رسالات رازي در سده‌هاي متمادي بهره برده‌اند. ابن‌سينا رازي را در طب بسيار عالي‌مقام مي‌داند و مي‌توان گفت براي تاليف قانون از حاوي رازي استفاده فراوان کرده‌است.

آبله و سرخک

رازي اولين کسي است که تشخيص تفکيکي بين آبله و سرخک را بيان داشته‌است. وي در کتاب آبله و سرخک خود به علت بروز آبله پرداخته و سبب انتقال آن را عامل مخمر از راه خون دانسته‌است و ضمن معرفي آبله و سرخک به‌عنوان بيماري‌هاي حاد، نشانه‌هايي از بي‌خطر يا کشنده بودن آن‌ها را بيان مي‌دارد و براي مراقبت از بيمار مبتلا به اين بيماري‌ها روش‌هايي را توصيه مي‌کند از جمله به عنوان اولين طبيب استفاده از پنبه را در طب آورده و به منظور زخم نشدن بدن بيماران آبله‌اي از آن بهره مي‌برده و در مراقبت از چشم‌ها و پلک و گلو و بيني اين بيماران توصيه فراوان کرده‌است. در کتاب آبله و سرخک رازي در مورد آبله و سرخک چه قبل از ظهور بيماري و چه بعد از آن و جلوگيري از عوارض بيماري به اندام‌هاي بدن تدابيري آورده شده‌است.

تشريح

در دوران رازي تشريح جسد انسان رواج نداشت و اين کار را ناپسند و خلاف آموزه‌هاي ديني مي‌دانستند و عموماً به تشريح ميمون مي‌پرداختند. رازي در کتاب‌هاي خود از جمله کتاب الکناش المنصوري از تشريح استخوان‌هاي و عضلات ، مغز، چشم، گوش، ريه، قلب، معده و کيسه صفرا و... سخن گفته‌است و طرز قرار گرفتن ستون فقرات و سوراخ‌ها و زائده‌هاي آن و نخاع شوکي را به خوبي شرح داده‌است. رازي اولين پزشکي است که بعضي از شعب اعصاب را در سر و گردن شناخته و راجع به آن‌ها توضيحاتي داده‌است.

درمان بيماري‌هاي داخلي

رازي اسراف در دارو را بسيار مضر مي‌داند، وي معتقد بوده‌است تا ممکن است مداوا با غذا و در غير اين‌صورت با داروي منفرد و ساده وگرنه با داروي مرکب به عمل آيد. رازي مي‌گويد: «هرگاه طبيب موفق شود بيماري‌ها را با غذا درمان کند، به سعادت رسيده‌است» وي بسياري از داروها را روي حيوانات امتحان کرده و اثرات آن‌ها را ثبت و تشريح کرده‌است و سپس براي بيماران تجويز مي‌کرده‌است.

جراحي

گرچه رازي به عنوان پزشک مشهور است اما بعضي از مورخان او را به نام جراح مي‌شناسند. از مطالعه? آثار وي چنين برمي‌آيد که در جراحي صاحب‌نظر بوده‌است. وي درباره «سنگ کليه‌ها و مثانه» کتابي نگاشته و درآن تاکيد کرده‌است در صورتي که درمان سنگ مثانه با راه‌هاي طبي مقدور نباشد، بايد به عمل جراحي پرداخت و در اين کتاب از اسبابي که با آن عمل سنگ مثانه را انجام مي‌داده، نام مي‌برد. رازي اولين طبيبي است که در عالم طب از سل مفصلي انگشتان صحبت کرده‌است. در شکسته‌بندي و دررفتگي‌ها قدم‌هايي برداشته و آثاري از خود به جا گذاشته‌است.

تغذيه

رازي از اولين افرادي است که بر نقش تغذيه در سلامتي و درمان تاکيد بسيار دارد. رازي کتابي درباره تغذيه دارد به نام «منافع‌الاغذيه و مضارها» که يک دوره کامل بهداشت غذايي است و در آن از خواص گندم و ساير ‌حبوبات و خواص و ضررهاي انواع آب‌ها و شراب‌ها و مشروبات غيرالکلي و گوشت‌هاي تازه و خشک و ماهي‌ها و... سخن گفته‌است و فصلي در باب علل و جهات اشتها و هضم غذا و ورزش و غذاهاي گوارا و پرهيزهاي غذايي و مسموميت‌ها دارد.

شيمي و دارو سازي

رازي تحصيل شيمي را قبل از پزشکي شروع کرده‌است و در آن آثاري چشم‌گير از خود برجا گذاشته‌است.عمده? تأثير رازي در شيمي طبقه‌بندي او از مواد است. او نخستين کسي بود که اجسام را به سه گروه جمادي، نباتي و حيواني تقسيم کرد. وي پايه‌گذار شيمي‌ نوين است، با وجود آن‌که کيمياگري را باور دارد.«هر چند که بعضي از کيمياگران معاصر در ايران نوعي از تبدل ناقص فلزات را به طلا «تبدل رازي» مي‌نامند. ولي چون رازي از ديدگاه مراحل بعدي علم در نظر گرفته شود، بايد او را يکي از بنيانگذاران علم شيمي بدانيم.»[18] در کتاب «سرالاسرار» او مي‌خوانيم که مواد را به دو دسته فلز و شبه فلز (به گفته او جسد و روح) تقسيم مي‌کند و اگر در اين زمينه اشتباهاتي‌ مي‌کند، چندان گريزي از آن ندارد. براي نمونه جيوه را شبه فلز مي‌خواند در صورتي که فلز بودن جيوه اکنون آشکار است.
کشف‌هاي بسيار به رازي نسبت داده مي‌شود از جمله:
رازي کاشف الکل است.
از تأثير محيط قليايي بر کانه پيليت، اسيد سولفوريک فراهم کرد و با داشتن اسيد سولفوريک بدست آوردن ديگر اسيدها آسان بود
از تأثير آب‌آهک بر نوشادور (کلريد آمونيوم)، اسيد کلريدريک بدست آورد.
با اثر دادن سرکه با مس، استات مس يا زنگار تهيه کرد که با آن‌ها را زخم را شستشو مي‌دادند
از سوزاندن زرنيخ، اکسيد آرسنيک يا مرگ موش فراهم کرد
براي نخستين بار از نارنج اسيد سيتريک تهيه کرد.
او نخستين پزشکي است که داروهاي سمي‌ آلکالوئيدي ساخت و از آن‌ها براي درمان بيمارانش بهره گرفت.

فلسفه

رازي از تفکرات فلسفي رايج عصر خود که فلسفه ارسطويي‌- افلاطوني بود، پيروي نمي‌کرد و عقايد خاص خود را داشت که در نتيجه مورد بدگويي اهل فلسفه هم‌عصر و پس از خود قرار گرفت. .هم‌چنين عقايدي که درباره اديان ابراز داشت سبب شد موجب تکفير اهل مذهب واقع شود و از اين‌رو بيشتر آثار وي در اين زمينه از بين رفته‌است. رازي را مي‌توان برجسته‌ترين چهره خردگرايي و تجربه‌گرايي در فرهنگ ايراني‌ و اسلامي‌ ناميد. وي در فلسفه به سقراط و افلاطون متمايل بود و تأثيراتي از افکار هندي و مانوي در فلسفه وي به چشم مي‌خورد. با اين وجود هرگز تسليم افکار مشاهير نمي‌شد بلکه اطلاعاتي را که از پيشينيان بدست آورده بود مورد مشاهده و تجربه قرار مي‌داد و سپس نظر و قضاوت خود را بيان مي‌دارد و اين را حق خود مي‌داند که نظرات ديگران را تغيير دهد و يا تکميل کند. از آراء رازي اطلاع دقيقي در دست نيست جز در مواردي که در نوشته‌هاي مخالفان آمده‌است. در نظر رازي جهان جايگاه شر و رنج است اما تنها راه نجات، عقل و فلسفه‌است و روان‌ها از تيرگي اين عالم پاک نمي‌شود و نفس‌ها از اين رنج رها نمي‌شوند مگر از طريق فلسفه... در فلسفه اخلاق رازي مساله لذت و رنج اهميت زيادي دارد. از ديد وي لذت امري وجودي نيست، يعني راحتي از رنج است و رنج يعني خروج از حالت طبيعي به‌وسيله امري اثرگذار و اگر امري ضد آن تأثير کند و سبب خلاص شدن از رنج و بازگشت به حالت طبيعي شود، ايجاد لذت مي‌کند. رازي فلسفه را چنين‌ تعريف مي‌کند که چون «فلسفه تشبه به خداوند عزوجل است به قدر طاقت انساني» و چون آفريدگار بزرگ در نهايت علم و عدل و رحمت است پس نزديکترين کسان به خالق، داناترين و عادل‌ترين و رحيم‌ترين ايشان است. رازي با وجود آن‌که به خدا و ماوراء الطبيعه اعتقاد داشت، نبوت و وحي را نفي مي‌کرد و ضرورت آن را نمي‌پذيرفت و در دو کتاب «في‌النبوات‌» و «في حيل المتنبين» به نفي نبوت پرداخته‌است. «از تعليمات او اين بود که همه آدميان سهمي ا ز خرد دارند که بتوانند نظرهاي صحيح درباره مطالب عملي و نظري به‌دست آورند، آدميان براي هدايت شدن به رهبران ديني نياز ندارند، در حقيقت دين زيان‌آورد است و مسبب کينه و جنگ. نسبت به همه مقامات همه سرزمين‌ها شک داشت.» اين تفکرات رازي موجب خشم علماي اسلامي بر عليه او شد و او را ملحد و نادان و غافل خواندند و آثار او را رد کردند.
ويژگي رازي در اين بود که بناي فلسفه اش را نه بر مبناي دو فرهنگ مسلط يوناني و اسلامي، که بر مبناي فلسفه ايراني و بابلي و هندي پايه گذاري کرده بود. مهم ترين سؤال فلسفي او اين بود: «اگر خداوند خالق جهان است، چرا پيش از خلق جهان جهان را خلق نکرد؟». در ماوراءالطبيعه رازي پنج اصل وجود دارند که قديم هستند و همين موجب شد که مسلمانان او را «دهري» بدانند: خالق، نفس کلي، هيولي اولي (ماده اوليه)، مکان مطلق، و زمان مطلق يا دهر.

آثار رازي

پزشکي

الحاوي، يک دوره کامل علم طب تا دوران رازي است.
الکناش المنصوري، که الطب المنصوري نيز خوانده مي‌شود.
المرشد، که الفصول في الطب نيز ناميده مي‌شود.
من لايحضره الطبيب، نام ديگر کتاب طب الفقراء است.
المدخل الي الطب، پيش‌درآمد و مقدمه علم طب
الرد علي الجاحظ في مناقضةالطب، که در آن رازي نظر جاحظ معروف را که نقض علم طب را رد مي‌کرده، را رد کرده‌است..
الطب الملوکي، اين کتاب يک دوره بيماري‌شناسي است.
القراباذين الکبير
القراباذين الصغير
کتاب الجدري و الحصبه که برجسته‌ترين اثر خدمت فرهنگ اسلامي به علم پزشکي بشمار مي‌رود.
التقسيم و التشجير، که رازي در اين کتاب تقسيمات امراض و علت‌هاي آن‌ها را با شرح و بيان به طريق طبقه‌بندي آورده‌است.
الحصي في الکلي و المثانه، در باب سنگ کليه‌ها و مثانه‌است.
القولنج، در اين کتاب از اقسام و انواع قولنج‌ها بحث مي‌شود.
اوجاع المفاصل (دردبندها)
سکنجبين، در باب خواص سکنجبين و موارد مصرف و تجويز آن است.
دفع مضار الاغذيه، درباره پيش‌گيري از ضررهاي غذاها است.
تقديم الفاکهه قبل الطعام و تاخير هامنه، درمورد خوردن ميوه قبل و بعد از غذا است.
الابدال، کتابي است مختصر درباب بدل و جانشين داروها.
الادويه الموجوده بکل مکان، درباره داروهايي که آسان درهرجا يافت مي‌شود، است.

الابنه و علاج‌ها

في هيئه القلب (تشريح قلب)
في هيئه الانثين (تشريح خصيه‌ها يا خايه‌ها)
في هيئه الصماخ (تشريح پرده گوش)
في هيئه العين (‌تشريح چشم)
في هيئه الکبد (تشريح کبد)
الرد علي الناشي في نقضه الطب، در باب رد رازي بر نقض ناشي است که علم طب را نقض کرده‌است.
في المحنه الطبيب و کيف ينبغي ان يکون حاله في نفسه و بدنه و شربه، درباره امتحان طبيب و اين‌که بايد چگونه باشد.
فيماجري بينه و بين جري الطبيب في التوت عقيب البطيخ، مباحثه و گفتگو بين رازي و جرير در باب خوردن توت پس از خربزه
في العله التي تحدث الورم و ازکام في روس بعض الناس وقت الورد، در سبب آن‌که ورم و زکام در سر بعضي از مردمان وقت گل سرخ عارض مي‌شود.
في الستفراغ المحمومين قبل النضج، در اينکه استفراغ قبل از بهبود لازم است.
في تبريد الماء عيل الثلج و تبريد الماء يقع الثلج فيه،درباره آبي که با برف سرد شده باشد و آبي که بر برف گذارده و سرد شده باشد.
في العله التي لها بزعم بعض الجهال الاطباء ان الثلج يعطش، در علت آن‌که بعضي از پزشکان نادان تصور مي‌کنند که برف تشنگي مي‌آورد.
العلل القاتله، درباره بيماري‌هاي کشنده‌است
في علة الموت الحوي من السموم، درباره علت مرگ سريع ز سموم است
اطمعه المرضي، درباب غذاي بيماران است.

الفالج

اللقوه، عبارت است از فالج عصب صورت و نتيجه حاصل از آن کجي دهان مي‌باشد
في ان الحميه المفرطه تضر بالا بدان، در اينکه پرهيز مفرط براي بدن انسان مضر است.
في ان الطين المتنقل
في علة تعيش السمک، درآن‌که ماهي تشنگي آورد.
في العله التي لها صار الخريف ممرضا، در سبب آن‌که پائيز بيماري‌زا است.
في ان الطبيب الحاذق لبيس هومن قدر علي ابراء جميع العلل و ان ذلک ليس في الوسع، در اينکه طبيب حاذق قادر به درمان همه بيماري‌ها نيست و اين امر در وسع انسان نمي‌باشد
في التلطف في ايصال العليل الي بعض شهواته، در لطف ورزيدن طبيب براي برخي بيماران دربعضي ازاميال آن‌ها
في العلع التي يذم لها بعض الناس و عوامها الطبيب و ان کان حاذقا، در سبب آن‌که بعضي از مردم و عوام‌الناس طبيب را رها مي‌کنند هر قدر هم که حاذق باشد.
في العله التي لها ينجح جهال الاطباء و العوام و النساء اکثر من العلماء، در علت آن‌که پزشکان نادان و عوام و زنان بيش از پزشکان دانشمند توفيق مي‌يابند.
خطاء غرض الطبيب، درباره خطا و اشتباهات طبيب
اختصار کتاب النبض الکبير لجالينوس
اختصار کتاب حيله البرء‌لجالينوس
تلخيصه لکتاب العلل و الاعراض لجالينوس
تلخيصه لکتاب العلل المواضع الالمه لجالينوس
تلخيص کتاب فصول بقراط
فيما لايلصق مما يقطع من البدن، درکتاب آمده‌است که بعضي از قسمت‌هاي بدن انسان ولو آن‌که کوچک باشد نمي‌توان آن‌ها را پيوند زد.
في العله التي لها لا يوجد شراب يفعل فعل الشراب الصحيح بالبدن، اثري را که مشروب سکر و غير سکر در بدن مي‌گذارد که بيان مي‌دارد.
کيفيه الاغتذاء، در باب کيفيت تغذيه‌است
في الاغراض المميله لقلوب کثير من الناس عن افاضل الاطباء الي اخسائهم، از عنوان کتاب بر مي‌آيد که نظرهاي مردم از طبيب حاذق به پزشکان پائين‌تر متمايل مي‌گردد.
في الجبر، درباره شکسته‌بندي است
في ان العله اليسيره بعضها اعسر تعرفا و علاجا من الغليظه، در آن‌که بعضي از بيماري‌هاي آسان و پيش‌پا افتاده علاجشان مشکل‌تر از بيماري‌هاي شديد است
تقسيم الامرض و اسبابها و علاجاتها علي الشرح، در طبقه‌بندي مشروح و علت‌ها و درمان‌هاي بيماري‌ها
المشجر في الطب علي طريق کناش
في العلل المشکله،در بيماري‌هاي صعب و مشکل
کتاب الباه، از ضررها و اسراف وموقع و نافع امر باه و مواد مولد مني و تکثير و رقت آن و غذاها و داروهاي مولد و رفع‌کننده باه بحث مي‌کند.

في السکر

في التعري و التدثر، در علت آن‌که حرارت گاهي با برهنه‌شدن و زماني با پوشيده شدن برطرف مي‌گردد.
مايعرض في صناغه الطب
کتاب النقرس و عرق المديني،درباره بيماري نقرس و پيوک
کتاب الصدينه، درباره داروسازي است
في معرفه تطريف الاجفان، در شناسايي به‌هم زدن پلک‌هاي چشم
في شرف العين، در فضيلت و برتري چشم بر ساير حواس
في العمل بالحديد و الجبر، در اعمال جراحي با چاقو و شکسته‌بندي
کتابه الکبير في العطر و الانجبات و الادهان، کتاب بزرگ رازي در عطر و انبه‌ها
اثبات الطب، در اثبات علم طب
کتابان في التجارب
في الفصد، درباره رگ زدن و خون گرفتن

في النقرس

في العله التي صار النائم يعرق اکثر من اليقظان، در علت آن‌که افراد در خواب بيشتر از بيداران عرق مي‌کنند.
کتاب الفاخر
في صناعه الطب و وضعها و تمييزها
برء الساء (درمان فوري)
في علاج العين بالحديد، در درمان چشم با چاقو
في الادويه العين و علاجها و مداواتها و ترکيب الادويه لما يحتاج اليه من ذلک، در داروها و درمان بيماري‌هاي چشم و ترکيب داروهاي محتاج اليه
کتاب سر الطب
منافع الاعضاء (فيزيولوژي)
کتاب صفات البيمارستان، در باب صفات بيمارستان
في الثقال الادويه المرکبه‌، درباب سنگيني داروهاي مرکب
کلام الفروق بين الامراض، در صفات و فرق بين بيماري‌ها
کتاب الکافي في الطب
الاغذيه المختصره
مقاله فيما سئل عنه في انه لم صارمن قل جماعه من الانسان طال عمره
تذکره مفيده
في اختلاف الدم، درباب اختلاف خون آدمي‌ است
اتخاذ ماء الجبن، درباره خواص آب‌پنير است
من کتاب الالبان في منافع ماء الجبن، درباره خواص آب پنير و شير است
مفيد الخاص
الخواص
رساله لابي‌بکر محمد بن زکريا الرازي اليبعض تلامذته و قداختصه بعض الملوک
الاکليل (کتاب تاج)

کيميا ( شيمي )

در مورد کتاب‌هاي کيمياوي رازي منابع مختلف آثار گوناگوني را نقل کرده‌اند فهرستي که در اينجا آمده‌است از رساله? فهرست کتاب‌هاي تاليفي رازي اثر ابوريحان بيروني در بخش کيميائيات نقل مي‌شود.
المدخل التعليمي
علل المعادن و هوالمدخل البرهاني
اثبات الصناعه
کتاب الحجر
کتاب التدبير
کتاب الاکسير و يوجد علي نسختين
کتاب شرف الصناعه
کتاب الترتيب و هو الراحه
کتاب التدابير
کتاب الشواهد
کتاب محن الذهب و الفضه
کتاب سرالحکماء
کتاب سر
کتاب سرالسر
کتابان في التجارب
رساله الي فاين
منيه المتمني
رساله الي الوزير القاسم بي عبيدالله
کتاب التبويب
الرد علي الکندي في رده علي الکيمياء
في الرد علي محمد بن الليث الرسائلي في رده علي الکيميائيين

فيزيک

سمع الکيان (سماع طبيعي)الهيولي الصغير.
الهيولي الکبير.
في الزمان و المکان.
في الفرق بين ابتداء المدة و بين ابتداء الحرکات.
في اللذة.
في البحث عن الارض اهي حجريه اوطينية.
في علة جذب المغناطيس الحديد.

منطق

المدخل الي المنطق.
في المنطق بالفاظ متکلمي الاسلام.
کتاب البرهان.
کيفية الاستدلال.
رياضيات

في الهيئة.

في علة قيام الارض وسط الفلک.
في مقدار مايمکن ان يستدرک من النجوم.
في کيفية الابصار.
في ان الکواکب علي غاية الاستدارة ليس فيها نتوء واعوار

فلسفه

ميدان العقل .
العلم الالهي الصغير علي راي سقراط.
العلم الالهي الکبير.
في الفلسفة القديمة.
نقض کتاب فرفوريوس الي انابو المصري

متافيزيک

النفس الصغير.
النفس الکبير.
في ان جواهرالاجسام .
في ان الحرکة معلومة غير مرئيه

شيوه‌ي رازي در پزشكي

رازي در پزشكي بسيار نوآور بود و پيروي كوركورانه از پزشكان پيش از خود را روا نمي‌دانست. او كتابي به نام شكوك نوشته و نظريه‌ها و روش‌هاي درماني نادرست جالينوس را بر شمرده است. او بر اين باور بود كه "تجربه بهتر از علم طب است" و منظور او از علم طب، نوشته‌هاي پيشينيان است. يادداشت‌ها او كه در آن‌ها به دقت فراوان چگونگي وضعيت بيماران و بهبودي آن‌ها را توصيف كرده است، او را يكي از برجسته‌ترين پزشكان باليني همه‌ي دوران‌ها ساخته است. يكي از آن ياداشت‌ها اين گونه است:
"عبدالله بن سواده دچار تب‌هاي نامنظمي بود كه گاه هر روز به وي عارض مي‌گشت و زماني يك روز در ميان و گاهي هر چهار روز و شش روز. و پيش از عارض شدن تب، لرز مختصري به او دست مي‌داد و به دفعات بسيار بول مي‌كرد. من اين نظر را ابراز داشتم كه اين تب‌ها مي‌خواهد به تب ربع مبدل شود و يا اين است كه بيمار زخمي در كليه دارد. پس از اندكي در بول بيمار چرك ظاهر شد. من به او خبر دادم كه ديگر تب باز نخواهد گشت و چنين شد.
تنها چيزي كه مانع آن بود كه در نخستين بار نظر خود را درباره‌ي اين كه بيمار زخم كليه دارد، ابراز كنم اين بود كه پيش از آن به تب غب و تب‌هاي ديگر مبتلا بود و گمان مي‌رفت كه اين تب‌هاي نامنظم از التهاباتي باشد كه چون نيرو گيرد به تب ربع مبدل خواهد شد. به علاوه، بيمار به من شكايت نكرده بود كه در ناحيه‌ي گرده‌اش سنگيني مانندي دارد كه چون بر مي‌خيزد آن را احساس مي‌كند و من نيز فراموش كرده بودم كه دراين باره چيزي از او بپرسم. در واقع مي‌بايستي بسياري بول گمان مرا در زخم كليه‌ي وي قويتر كند، منتها نمي‌دانستم كه پدرش نيز سستي مثانه دارد و از چنين دردي شكايت مي‌كند ..."
زماني كه در بيمارستان ري پزشك مسوول بود، در حالي كه شاگردانش و شاگردان شاگردانش پيرامون او را گرفته بودند، به كار بيمارستان رسيدگي مي‌كرد. هر بيماري كه به بيمارستان وارد مي‌شد، نخست در نزد شاگردان شاگردان معاينه مي شد و اگر مساله‌اي براي آن‌ها دشوار مي‌آمد، با شاگردان اصلي رازي عرضه مي‌شد و اگر آن‌ها نيز در تشخيص بيماري در مي‌ماندند، به خود رازي مراجعه مي‌كردند. اين شيوه‌ي سازمان‌دهي پزشكان از يادگارهاي رازي است كه هنوز هم در بيمارستان هاي آموزشي جهان رعايت مي‌شود.
هنگامي كه مي‌خواستند بيمارستان معتضدي بغداد را بسازند، با او براي جاي مناسب بيمارستان مشورت كردند. رازي فرمان داد قطعه‌هاي مساوي از گوشت را در محله‌هاي گوناگون شهر بياويزند و آن جايي را برگزينند كه قطعه‌ي گوشتن در آن‌جا ديرتر از جاهاي ديگر فاسد شده است. رازي در آن بيمارستان بخش ويژه‌ي بيماران رواني بنيان‌ گذاشت و براي هر گروه از بيماران رژيم غذايي مناسب آن‌ها را تعيين كرد.

نوشته‌هاي رازي

رازي پژوهشگر و نويسنده‌ي پركاري بوده و خود در اين باره در كتاب السيره الفلسفيه چنين نوشته است:"كوشش و پشتكار من در فراگيري دانش به اندازه‌اي بود كه به خط تعويذ(خط ريز) بيش از 20 هزار ورقه چيز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز در تاليف جامع كبير(همان حاوي) صرف كردم و بر اثر همين كار در نيروي بينايي من سستي پديد آمده و عضله‌ي دستم گرفتار سستي شده و من را از نوشتن محروم ساخته است. با اين همه، از جست و جوي دانش باز نمانده‌ام و پيوسته به ياري اين و آن مي‌خوانم و بر دست ايشان مي‌نويسم."
نخستين فهرست از نوشته‌هاي رازي را خود او فراهم كرده كه ابن‌‌نديم آن را در الفهرست آورده است. ابن قفطي نيز در كتاب خود با نام اخبار الحكماء، آن فهرست را به نقل از ابن‌نديم آورده است. سپس، ابوريحان بيروني كتابي پيرامون نوشته‌هاي رازي نوشت كه پول كراوس، خاورشناس فرانسوي، در سال 1936 آن را با عنوان "رساله ابي‌ريحان في فهرست كتب محمد بن زكرياي رازي" به چاپ رساند. البته، بيروني فهرست كتاب‌هاي خود را تا سال 427 قمري، كه در آن هنگام 65 سال داشت، نيز در اين رساله آورده است.
بر پايه‌ي فهرست بيروني، رازي 184 كتاب در موضوع‌هاي گوناگون نوشته است: پزشكي، 56 كتاب؛ طبيعيات، 33 كتاب؛ منطق، 7 كتاب؛ رياضيات و اخترشناسي، 10 كتاب؛ تفسير و تخليص كتاب‌هاي فلسفي و پزشكي ديگران، 7 كتاب؛ علوم فلسفي و تخميني، 17 كتاب؛ ماوراءالطبيعه، 6 كتاب؛ الهيات، 14 كتاب؛ كيميا، 22 كتاب؛ كفريات، 2 كتاب و فنون مختلفه، 10 كتاب.
ابن‌ابي اصيبعه، از پزشكان سده‌ي هفتم هجري، در كتاب عيون الانباء في طبقات الاطباء، 238 كتاب براي رازي فهرست كرده است. محمود نجم‌آبادي، پژوهشگر تاريخ علم، با برابر نهادن فهرست بيروني، ابن‌قفطي، ابن‌ابي اصيبعه و ابن‌نديم، كتابي به نام مولفات و مصنفات ابوبكر محمد بن زكرياي رازي، فراهم آورده است كه در سال 1339 از سوي انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد. او دراين كتاب 271 كتاب براي رازي برشمرده است. در اين جا برخي از مهم‌ترين آثار رازي معرفي مي‌شود.

در پزشكي

1. الحاوي يا الجامع الكبير
الحاوي بزرگ‌ترين دانش‌نامه‌ي پزشكي است كه در آن نظريه‌هاي پزشكان پيش از رازي گردآوري شده است. او در اين كتاب نظر پزشكان را بي آن كه در آن‌ها تغييري دهد، آورده و هر مطلبي را از هر كجا گرفته، منبع آن را نوشته است. همان گونه كه پيش از اين گفته شد، رازي براي اين كار بزرگ بيش از 15 سال از عمر خود را صرف كرد تا اين كه بينايي و توان نوشتن را از دست داد و از شاگردانش كمك گرفت. با اين همه، سازمان‌دهي نهايي كتاب به دست شاگردان رازي و پس از مرگ استاد انجام شد.
كتاب حاوي در سال 1297 ميلادي به درخواست شارل انجو، شاه سيسيل، به كوشش فرج بن سالم به لاتيني ترجمه شد. نخستين چاپ متن لاتين آن در سال 1486 در شهر برسكيا انجام شد و سپس در سال‌هاي 1505، 1506، 1509 و 1542 در شهر ونيز بار ديگر به چاپ رسيد. حاوي يكي از 9 كتابي بود كه كتابخانه‌ي دانشكده‌ي پزشكي پاريس در سال 1395 ميلادي در خود داشت.
2. الكناش المنصوري
اين كتاب پس از الحاوي مهم‌ترين اثر پزشكي رازي به شمار مي‌آيد. رازي اين كتاب را به نام ابوصالح منصور بن اسحاق بن احمد بن اسد، والي ري، نام نهاده است. او در اين كتاب، كه به طب منصوري پرآوازه شده، مفاهيم پايه‌ي پزشكي را در ده مقاله آورده است. مقاله‌ي نهم اين كتاب، با عنوان"درباره‌ي درمان همه‌ي بيماري‌ها از فرق سر تا نوك پا" بيش‌تر مورد توجه بوده و در اروپا به صورت جداگانه نيز به چاپ رسيده و شرح‌هاي گوناگوني بر آن نوشته شده است.
طب منصوري را جرارد كرمونيايي در سال 1481 به لاتين ترجمه كرد. ترجمه‌ي لاتيني آن نخست در سال 1484 به چاپ رسيد و سپس تا سال 1519، شش بار ديگر در ونيز چاپ شد. چاپ‌هاي ديگري از آن نيز در سال‌هاي 1533، 1544 و 1551 در سوئيس و 1674 در اولم فراهم آمد. اين كتاب تا پايان سده‌ي نوزدهم ميلادي بخشي از برنامه‌ي درسي دانشگاه توبينگن آلمان بود و رياست دانشگاه مون‌پوليه، در فرانسه، تا سال 1558 هنوز درس خود را از روي اين كتاب مي‌گفته است.
3. كتاب الجدري و الحصبه
اين كتاب كهن‌ترين و مهم‌ترين كتابي است كه پيرامون آبله و سرخك نوشته شده است. رازي نخستين پزشكي است كه اين دو بيماري را دو بيماري جداگانه دانسته و شيوه‌ي نگارش آن به اندازه‌ي با اصول علمي امروزي هم‌خواني دارد كه برخي از پژوهشگران تاريخ پزشكي، از جمله نوبرگر در كتاب تاريخ پزشكي خود، آن را برجسته‌ترين خدمت فرهنگ اسلامي به علم پزشكي دانسته‌اند.
ترجمه‌ي لاتين كتاب آبله و سرخك رازي در سال 1548 در پاريس منتشر شد و ترجمه‌هاي لاتيني ديگري از‌ آن در سال‌هاي 1498 و 1555 در ونيز، در سال‌هاي 1529 و 1544 در سوئيس، در سال 1549 در استراسبورگ، در سال 1749 در لندن و در 1781 در گوتينگن چاپ شد. ترجمه‌ي فرانسوي آن در سال 1762 در پاريس منتشر شد. ترجمه‌ي انگليسي آن در سال 1747 در لندن انجام شد، اما در سال 1848 منتشر شد. محمود نجم‌آبادي آن را به فارسي ترجمه كرده است.
4. تقاسيم العلل
كتاب تقسيم‌هاي بيماري‌ها، گونه‌اي فرهنگ پزشكي است كه بيماري‌ها و چگونگي درمان آن‌ها چكيده‌وار در آن آمده است. اين كتاب را نيز جرالد كرمونيايي به لاتين ترجمه كرده است.
5. من لايحضره الطبيب
چنان‌كه از نام اين كتاب بر مي‌آيد، براي كسي نوشته شده است كه به پزشك دسترسي ندارد. شيخ صدوق كه عنوان اين كتاب را پسنديده بود، كتابي با نام من لايحضره الفقيه در فقه شيعي نوشته است.
6. دفع مضار الاغذيه
اين كتاب درباره‌ي جلوگيري از زيان غذاهاست و عبدالعلي نائيني آن را به فارسي ترجمه و با عنوان بهداشت غذايي منتشر كرده است.
7. في محنه الطبيب و كيف ينبغي ان يكون
كتابي در چگونكي آزمايش كردن پزشكان و اين كه يك پزشك چگونه بايد باشد.
8. المرشد
كتاب راهنما كه با نام الفصول نيز شناخته مي‌شود، چكيده‌ي دانش پزشكي است.
9. الادويه المسهله الموجود في كل مكان
اين كتاب پيرامون داروهاي آسان‌يافتني است كه در هر جايي وجود دارند.
10. القرابازين
رازي دو كتاب با اين نام دارد كه يكي كبير(بزرگ) و ديگري صغير(كوچك) ناميده مي‌شود. اين كتاب‌ها پيرامون داروهايي هستندكه پزشكان بايد با آن‌ها آشنا باشند.
ديگر كتاب‌هاي برجسته‌ي رازي در پزشكي عبارتند از: اطمعه المرضي(غذاي بيماران)، برء‌الساعه(فوريت‌هاي پزشكي)؛ كتابه في تولد الحصاه(كتاب او در پديد آمدن سنگ‌‌ريزه)، كتابه في القولنج(كتاب او در درد رودكان)، كتابه في النقرس و اوجاع المفاصل(كتاب او در درد پا و مفصل‌ها)، الطب الملوكي(پزشكي شاهانه)، في العله التي صارالخريف ممرضا(در چرايي آن‌كه پاييز بيماري‌آور است)، في العله التي تحدث الورم و الزكام في رووس الناس وقت الورد(در علت آن كه ورم و زكام در سر مردم هنگام گل سرخ عارض مي‌گردد)، تقديم الفاكهه قبل الطعام و تاخير منه(خوردن ميوه پيش از غذا و پس از آن)، في عله التي لها ينجح جهال الاطباء و العوام و انساء اكثر من العلماء(در علت آن كه طبيبان نادان و عامه‌ي مردم و زنان، بيش از طبيبان دانشمند توفيق مي‌يابند) و ... .

دستاوردهاي علمي رازي

بحث علمي پيرامون ايمني اكتسابي

در سال 1797 ميلادي، ادوارد جنر، پزشك انگليسي، دريافت دختراني كه شيرگاوهاي مبتلا به آبله‌ي گاوي را مي‌دوشند، نسبت به آبله انساني(آبله مرغان) ايمن هستند. جنر بر پايه‌ي اين مشاهده و چند آزمايشي كه انجام داد، مفهوم ايمني اكتسابي(به دست آوردني) را مطرح كرد. اما نزديك 900 سال پيش از جنر، محمد زكرياي رازي، براي نخستين بار آبله مرغان را به صورت علمي توصيف كرد. او در كتاب الجدري و الحصبه خود نوشته است كه اين بيماري از فردي به فرد ديگر منتقل مي‌شود، اما اگر كسي از اين بيماري جان سالم به در برد، بار ديگر به اين بيماري دچار نمي‌شود.

مکتب کيميا :

رازي مکتب جديدي در علم کيميا تأسيس کرده که آن را مي‌توان مکتب کيمياي تجربي و علمي ناميد. ژوليوس روسکا دانشمند برجسته‌اي که در شناسايي کيميا (شيمي) رازي به دنياي علم بيشتر سهم و جهد مبذول داشته، رازي را پدر شيمي علمي و باني مکتب جديدي در علم دانسته، شايان توجه و اهميت است که قبلا اين لقب را به دانشمند بلند پايه فرانسوي لاوازيه داده بودند. به هر حال آنچه مسلم است تأثير فرهنگ ايراني دوران ساساني در پيشرفت علوم دوران اسلامي و از جمله کيمياست که در نتيجه موجب پيشرفت علم شيمي امروزه شده است.

نظريه اتمي و رازي :

در فرآيند دانش کيميا به علم شيمي توسط رازي، نکته‌اي که از نظر محققان و مورخان علم، ثابت گشته، نگرش "ذره يابي" رازي است. کيمياگران، قائل به تبديل عناصر به يکديگر بوده‌اند و اين نگرش موافق با نظريه ارسطويي است که عناصر را تغييرپذير يعني قابل تبديل به يکديگر مي‌داند. ليکن از نظر ذره گرايان عناصر غير قابل تبديل به يکديگرند و نظر رازي هم مبتني بر تبديل ناپذيري آنهاست و همين علت کلي در روند تحول کيميايي کهن به شيمي نوين بوده است. به تعبير تاريخي زکريا، "کيميا" ارسطويي بوده است و "شيمي" دموکريتي است. به عبارت ديگر، شيمي علمي رازي، مرهون نگرش ذره‌گرايي است، چنانچه همين نظريه را بيروني در علم "فيزيک" کار است و بسط داد.
در اروپا فرضيه اتمي را "دانيل سرت" در سال 1619 از فلاسفه يوناني گرفت که بعدها "روبرت بويل" آن را در نظريه خود راجع به عنصرها گنجاند. با آنکه نظريه بويل با ديدگاه‌هاي کيمياگران قديم تفاوت آشکار دارد نبايد گذشت که از زمان فيلسوفان کهن تا زمان او، تنها رازي قائل به اتمي بودن ماده و بقاء و قدمت آن بوده است و با ان که نظريه رازي با مال بويل و يا نگرش نوين تفاوت دارد، ليکن به نظريات دانشمندان شيمي و فيزيک امروزي نزديک است.

ارتباط رازي با ديگر دانش‌ها

رازي در علوم طبيعي و از جمله فيزيک تبحر داشته است. ابوريحان بيروني و عمر خيام نيشابوري، بررسي‌ها و پژوهش‌هاي خود را از جمله در چگال‌سنجي زر و سيم مرهون دانش "رازي" هستند. رازي در علوم فيزيولوژي و کالبدشکافي، جانورشناسي، گياه شناسي، کاني‌شناسي، زمين شناسي، هواشناسي و نورشناسي دست داشته است.

منابع :

رازي http://www2.irib.ir
محمد زکرياي رازي http://fa.wikipedia.org
فهرست آثار محمد زکرياي رازي http://fa.wikipedia.org
محمد زکرياي رازي http://243.blogfa.com
زندگي نامه محمد زکرياي رازي http://www.aarezoha.blogfa.com
زندگي نامه محمد زکرياي رازي http://behdad-vasegh.blogfa.com
محمد بن زکرياي رازي http://natali123.persianblog.ir

Add Comments
Name:
Email:
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image