محيط فيزيکي:
شايد تصور اين نکته کمي دشوار باشد، اما معماري خانه، درختان، اسباب بازي ها، و ديگر چيزهايي که کودکان با آن در ارتباط مستقيم اند، تاثيري چشمگير بر روند يادگيري زبان دارد.
محيط اجتماعي:
زبان آموزيِ کودکي که مادر خانه دار دارد و کودکي که مادرش کارمند است، زبان آموزيِ کودکي که يکي يک دانه است و کودکي که خواهر و برادر دارد، زبان آموزيِ کودکي که اقوام او علاقمند به سرو کله زدن با بچه ها هستند و کودکي که خانواده اي خشک يا به قول دوستان ”با کلاس“ دارد، بسيار بسيار متفاوت است. البته تاثير هر يک از عوامل يادشده، در يک دوره ي سني بيشتر است. براي نمونه آنقدر که مادر در دوران نوزادي بر زبان آموزي کودک خويش تاثير مي گذارد، هيچ عامل ديگري تاثيرگذار نيست. ...
اقتصاد:
خانواده اي که از فقر اقتصادي رنج مي برد، نمي تواند همان محيط فيزيکي را براي کودک خود فراهم آورد که يک خانواده معمولي مي تواند. شايد دغدغه مالي، حتي باعث شود که پدر و مادر از توجه به زبان آموزي کودک خويش غافل شوند.
از راست به چپ : 1) مادري که وقت ندارد با کودک خود سروکله بزند؛ بچه داري و کار طاقت فرسا دشوار و دردسرآفرين است. 2-کودکي که در ارتباط با ديگران است و احتمالا در خانواده اي پر رفت و آمد زندگي مي کند. 3) کودکي که نه تنها رنج اقتصادي را حس نمي کند و نه تنها اعضاي خانواده با او سر و کله مي زنند، بلکه بستگاني دارد (مثلا مادربزرگ) که با او در ارتباط اند و با او بازي مي کنند.
نيازهاي دورني:
نياز به خوراک، نياز به سرپناه، نياز به محبت، و... چيزهايي است که براي زبان آموزيِ کودک، حکم ”انگيزه“ را دارد.
بهداشت روحي و جسمي:
;بحث پيرامون تاثير بهداشت روحي و جسمي بر روند يادگيري زبان در کودکان، جستاري است که به ده ها صفحه جا نياز دارد و در اين محدوده نمي گنجد. در اينجا تنها به اين نکته بسنده مي کنم که اگر همه عوامل يادشده در بالا در اندازه هاي ايده آل فراهم شود، يک شوک روحي به کودک و يا يک ضربه به بخشي از سر وي کافي است تا همه اين عوامل را بي اثر کند.
منبع: http://forum.parsigold.com/خ