جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
اسلحه ، قاتل کوچک
-(42 Body) 
اسلحه ، قاتل کوچک
Visitor 20245
Category: دنياي فن آوري

تاريحچه تفنگ و انواع آن

اگر از تعريف تفنگ که عموما با آن آشنايي دارند بگذريم، بايد گفت که بطور کلي دو نوع تفنگ شکاري وجود دارد: تفنگ گلوله زني (Rifle) و تفنگ ساچمه زني (Shotgun). تفنگهاي گلوله زني براي پرتاب يک عدد گلوله(Bullet) سربي که عمدتا داراي روکش برنجي يا مسي هستند به کار مي رود و تفنگهاي ساچمه زني براي پرتاب تعدادي ساچمه (Shot) سربي بکار گرفته مي شوند. بدين ترتيب سلاحهاي گلوله زني دقيق و در عين حال مخربتر از تفنگهاي ساچمه زني هستند. از طرف ديگر تفنگهاي ساچمه زني نياز به هدف گيري دقيق ندارند و لذا با اين نوع تفنگها مي توان اهداف متحرک را بهتر مورد هدف قرار داد، با اين حال برد مفيد اين سلاحها بسيار کمتر از سلاحهاي گلوله زني هستند.
ذکر اين نکته ضروري است که بعضي از افراد تفنگهاي بادي را تفنگ ساچمه زني مي نامند. در واقع اين دو از يکديگر متمايز هستند. اگرچه تفنگهاي بادي هم نوعي ساچمه سربي پرتاب مي کنند اما از آنجا که انرژي آنها از هواي فشرده تامين مي شود لذا به آنها تفنگ بادي گفته مي شود (Air Rifle).

کاليبر و نمره در سلاحهاي گلوله زني و ساچمه زني

قطر داخلي لوله در تفنگهاي گلوله زني و ساچمه زني داراي تنوع زيادي است.
قطر داخلي لوله در تفنگهاي گلوله زني را کاليبر (Caliber) مي گويند که برحسب ميليمتر يا اينچ بيان مي شود. تنوع کاليبر در تفنگهاي گلوله زني بسيار زياد است. البته عدد يک کاليبر صرفا به قطر داخلي لوله تفنگ اشاره نمي کند بلکه فشنگ مورد استفاده در هر کاليبري از نظر ويژگيها و اندازه هاي پوکه، منحصر به فرد است.
قطر داخلي لوله تفنگهاي ساچمه زني را نمره يا مقياس (Gauge) مي گويند و واحد خاصي ندارد. لوله تفنگهاي ساچمه زني در نمره هاي مختلف از قبيل 10، 12، 16، 20، 28، و 410 عرضه مي شود. اين مقياس داراي تعريف خاصي است. بنابراين تعريف، قطر داخلي لوله تفنگ ساچمه زني در يک مقياس معين برابر است با قطر همان تعداد گلوله سربي به نحوي که وزن آن تعداد گلوله سربي معادل يک پوند باشد.
مثلا قطر داخلي لوله تفنگ نمره 12 معادل قطر يک عدد گلوله سربي است که وزني معادل يک دوازدهم پوند داشته باشد (هر پوند معادل 453گرم است). اين قاعده در مورد تفنگ ساچمه زني نمره 410 صادق نبوده و قطر داخلي لوله اين تفنگ 410 هزارم اينچ است. بنابراين هر چه نمره يک تفنگ کوچکتر مي شود، قطر داخلي لوله آن بزرگتر مي شود. يعني نمره 10 بزرگتر از نمره 12 است. متداولترين نمره در تفنگهاي ساچمه زني نمره 12 است.
برعکس تفنگهاي گلوله زني، در تفنگهاي ساچمه زني تنوع زيادي از نظر طول فشنگ مشاهده نمي شود. معمولا پوکه اين فشنگها در سه اندازه 70 ميليمتر (دو و سه چهارم اينچ)، 76 ميليمتر (سه اينچ) و 89 ميليمتر (سه و نيم اينچ) وجود دارد. در پوکه هاي 76 و 89 ميليمتري مقدار وزني بيشتري ساچمه وجود دارد که به اين نوع فشنگها اصطلاحا مگنوم (Magnum) مي گويند.

انواع سلاحها از نظر مکانيزم فشنگ گذاري و مسلح شدن
کمرشکن:

تفنگهاي تک لول و دولولي هستند که براي فشنگ گذاري بايد آنها را تا کرد.

چخماقي (Hammer):

با بازکردن تفنگ، فشنگ گذاري مي شود و براي مسلح کردن بايد چخماق را عقب کشيد.

کوسه (Hammerless):

چکش(ها) در داخل اسلحه جاسازي شده و از بيرون مشاهده نمي شود. با باز کردن سلاح، مسلح مي شود.

گلنگدني (Bolt Action):

با زدن گلنگدن يک فشنگ از خزانه داخل لوله شده و همزمان تفنگ مسلح مي شود.

دستکش يا پمپي (Pomp Action):

با کشيدن دسته اي که زير لوله سلاح قرار دارد، يک فشنگ از خزانه داخل لوله شده و همزمان تفنگ مسلح مي شود.

اهرمي (Lever Action):

با کشيدن اهرمي که زير اسلحه و نزديک ماشه قرار دارد، يک فشنگ از خزانه داخل لوله شده و همزمان تفنگ مسلح مي شود.

نيمه خودکار (Semi Automatic):

فقط يکبار گلنگدن کشيده شده و بدين ترتيب يک فشنگ داخل لوله مي شود و همزمان تفنگ مسلح مي شود. بعد از هربار شليک پوکه خالي به بيرون پرتاب شده و يک فشنگ ديگر در لوله قرار مي گيرد و همزمان تفنگ مسلح شده و آماده شليک بعدي مي شود. تفاوت آن با تفنگهاي خودکار (Automatic) اين است که لازم است براي هر شليک يک بار ماشه را چکاند و سلاح بصورت مسلسل عمل نمي کند. اصولا در شکار، از سلاحهاي خودکار (مسلسل) استفاده نمي شود.

انواع سلاحها از نظر خزانه فشنگ

بدون خزانه فشنگ:
فشنگ مستقيما داخل لوله سلاح قرار داده مي شود. در تفنگهاي کمرشکن.
با خزانه فشنگ ثابت:
عمدتا در تفنگهاي گلنگدني. مخزن فشنگ در زير گلنگدن کار گذاشته شده و از بالا فشنگ داخل خزانه مي شود.
با خزانه فشنگ متحرک (خشاب) (Magazine):
عمدتا در تفنگهاي گلوله زني بخصوص نوع خفيف. تعدادي فشنگ در خشاب قرار داده شده و سپس خشاب از زير تفنگ داخل مي شود.
خزانه فشنگ لوله اي (Tube Magazine):
در برخي از کاليبرهاي تفنگهاي گلوله زني مثل خفيف و در تعدادي از تفنگهاي ساچمه زني بخصوص از نوع دستکش و اهرمي. فشنگ گذاري معمولا از زير تفنگ به داخل لوله اي که حکم خزانه فشنگ را دارد و در زير لوله و به موازات آن کار گذاشته شده است، انجام مي گيرد.

انواع سلاحها از نظر تعداد لوله

تک لول (Single Barrel):
عمده سلاحهاي گلوله زني و تعدادي از سلاحهاي ساچمه زني داراي يک لوله هستند.
دولول (Double Barrel):
معدودي از سلاحهاي گلوله زني و بسياري از سلاحهاي ساچمه زني داراي دو لوله هستند. در برخي از تفنگها يکي از لوله ها گلوله زني و يکي ديگر ساچمه زني است. سلاحهاي دولول در دو شکل دولول کنارهم (Side by Side) و دولول روي هم (Over/Under) وجود دارند.
چندلول:
عمدتا سه لول و در مواردي چهار لول هم مشاهده مي شود. البته بيشتر در سلاحهاي قديمي ديده مي شود. عمدتا ترکيبي از گلوله زني و ساچمه زني هستند.

انواع سلاحها از نظر ظرفيت تعداد شليک

تک گلوله در تفنگهاي تک لول (Single Shot)
چند گلوله متناسب با تعداد لوله هاي تفنگ
چند گلوله در تفنگهاي تک لول با توجه به ظرفيت خزانه فشنگ

انواع مختلف اسلحه

تفنگ سرپر
• تفنگ فتيله‌اي
• تفنگ چرخدنده‌اي
• تفنگ چخماقي
• تفنگ چاشني‌دار
• تفنگ سرپر کوسه

سلاح هاي تک تيراندازي

• قناسه (دراگانوف)
تفنگ تک تير انداز SVD يکي از شناخته شده ترين سلاح هاي تک تيراندازي در جهان است که بر پايه اسلحه کلاشنيکف طراحي شده است. بنابراين ساختار کلي و مکانيزم گلنگدن SVD مشابه AK-47 و برگه ناظم آتش آن داراي دو وضعيت ضامن و نيمه خودکار است.
دراگانوف يا سيمينوف SVD سلاح سازماني تک تيراندازان ايران نيز مي باشد.
ايووژني فدروويچ دراگانوف متولد 1920 در ايوسک روسيه بود. او از دوران نوجواني در کارگاه هاي فلزکاري کار مي کرد و در ابتداي جنگ دوم جهاني نيز به عنوان سرباز وارد ارتش سرخ شد و در گارگاه فلزکاري اسلحه هنگ مشغول خدمت شد.
• سلاح دورزن تروولو (Truvelo)
• سلاح دور زنHecate
• KSVK12.7

تفنگ گلوله‌زني

• برنو
• کلاشنيکف
• ام-16
• ژ-3
• وينچستر 270
• لبل
• موزين ناگان (پنج‌تير روسي)
• آريساکا
• ورندل
• لينفيلد (ده‌تير انگليسي)
• کارکانو (شش‌تير ايتاليايي)
• ام1
• موزر (کارابين 98)

تفنگ ساچمه‌اي
• پنج‌تير پران

پنج‌تير پران تفنگ ساچمه‌زني است که توان شليک پنج تير فشنگ به صورت نيمه خودکار را دارا ميباشد. کاليبر آن معمولاً 12 ميليمتر است.
شات گان يا تفنگ ساچمه‌زني که فشنگ‌هاي ان پشت سر هم ودر خشاب لوله‌اي شکلي در زير لوله واقع شده با فشار مستقيم گاز باروت (واکنش نيروي شليک تير به سمت عقب) گلنگدن را حرکت داده و پوکه‌کش متصل به گلنگدن پوکه رابه بيرون پرتاب مي کند وگلنگدن در برگشت تير ديگري را از خشاب به جان لوله منتقل مي نمايد.
در ايران در اصطلاح شکارچيان دو نوع پنج تير وجود دارد: پران و دستکش. پران که همان نوع اتوماتيک باشد و دستکش به اصطلاح به نوع و مکانيسم Pistone Action گفته مي شود که گلنگدن (که در زير لوله واقع شده) با دست تيرانداز حرکت داده مي شود. البته هردو نمونه پوکه را پرت مي‌کنند و اصطلاح پران (پرت کننده) در مورد دولول‌هايي که داراي اين سيستم مي باشند هم ذکر ميگردد.
واژه پران هيچ چيز را غير از پرتاب پوکه به بيرون بدون دخالت دست تيرانداز را گواهي نمي دهد. بهترين سازندگان Benelli, Browning, Remington, Winchester, Bretta, Franchi هستند. معروف ترين پران ها در ايران ، نوع بلژيکي مي باشد.تفنگ 5 تير پران بلژيک ساخت کمپاني F.N بوده و از روي مدل مشهور Browning Auto-5 الگو برداري شده است. در ايران قيمت تفنگ پران از 25 ميليون تا 7 ميليون تومان است. ترکيه نيز تفنگ هاي زيادي به بازار ارايه کرده ولي بيشتر آنها نامرغوب مي باشند. بيشتر پران ها ته‌پر مي باشند. پران ها به چند دسته تقسيم مي‌شوند: دوتير پران، پنج‌تير پران، هفت‌تير پران، هشت‌تير پران، ده‌تير پران. معروف ترين پران دستکش مربوط به کارخانه وينچستر مي باشد. تفنگ پران براي افرادي که سريع تير اندازي مي کنند بسيار ايدال مي باشد ولي براي افراد تازه کار مفيد نيست زيرا امنيت بالايي ندارد. تفنگ پران تمام خودکار زياد وارد بازار ايران نشده و قيمت بسيار بالايي دارد.

• براونينگ

نام کارخانه سازنده براي اشاره به سلاح کمري نيمه خودکار کاليبر 9ميليمتر اين کارخانه.

• نخجير

اين اسلحه در دو نوع نخجير 1 (تک لول) و نخجير2 (دولول بغل هم) وجود دارد. ساخت کشور ايران است و قيمت آن بين 800 هزارتومان تا دو ميليون تومان است. در کل اسلحه? سنگيني نسبت به بقيه? تفنگ‌هاي ساچمه زني است. اخيرن سه نوع گلوله زني با کاليبر هاي (270و8/57و308) توليد مي شود که اسله هاي نسبتن خوبي به شمار مي ايند.

• بنلي M1

بنلي ام‌1 (سوپر 90) (Benelli M1 (Super 90)) يک سلاح نيمه‌خودکار است. سازنده? اين سلاح شرکت ايتاليايي بنلي آرمي اسكپي.اي. (Benelli Armi S.P.A.) مي‌باشد.
بنلي ام‌1 در گونه‌هاي مختلف شهري، انتظامي و نظامي ساخته شده‌است.

تفنگ بادي

• تفنگ بادي وايرخ
• ديانا
• تفنگ ويبلي هاواك محصول كشور انگلستان.
• تفنگ بادي شادو 1000 سـاخت کمپاني Gamo اسپانيا

ساچمه تفنگ بادي
• انواع ساچمه‌هاي تفنگ بادي

تفنگ الکتروني
ماهيت فيزيکي

اجسام معمولي هنگام برخورد با يکديگر گرم مي‌شوند و گاهي گرماي توليد شده به قدري است که به آساني مي‌توان آن را حس نمود. الکترونها نيز هنگام برخورد با مواد ، گرما توليد مي‌کنند و انرژي جنبشي آنها در هنگام تبديل به انرژي گرمايي شده و دماي جسم افزايش مي‌يابد. براي آنکه اين انرژي سبب ذوب يا تبخير مواد شود، الکترونها بايد انرژي لازم براي اين کار را داشته باشند. در اينجا درباره چگونگي توليد الکترونها ، افزايش انرژي آنها ، نحوه حرکت و چگونگي متمرکز ساختن آنها بر روي ماده مورد نظر ، ضمن تشريح اجزاي تفنگ الکتروني بحث مي‌شود.

ساختمان تفنگ الکتروني

يک تفنگ الکتروني از يک چشمه توليد الکترون ، يک ميدان الکتريکي مناسب و بوته نگهداري ماده تبخير شونده تشکيل شده است. چشمه توليد الکترون ، يک سيم داغ از جنس تنگستن مي‌باشد. فلزات بر اثر گرم شدن از خود ، الکترون آزاد مي‌کنند. اثر اديسون و ميزان الکترونهاي توليد شده از رابطه ريچاردسون داشمن بدست مي‌آيد:
I = C A T2 e-?/KT
در اين معادله عدد ثابتي است که بستگي به فلز دارد، A مساحت کل سطح بيروني سيم است. T دماي سيم ، ? تابع کار (مقدار انرژي لازم براي جدا شدن سست‌ترين الکترون از سطح فلز) و K ثابت بولتزمن ، برابر 1.38x10-23 مي‌باشد.

مکانيزم تفنگ الکتروني

وقتي از يک سيم تنگستن جريان چند آمپري عبور مي‌کند، سيم داغ شده و بنا بر آنچه بيان شد الکترونها آزاد مي‌شوند و الکترونهاي توليد شده در اطراف سيم سرگردان مي‌مانند مگر بوسيله يک اختلاف پتانسيل چند هزار ولتي به آنها انرژي داده شود تا به سمت يک هدف معين (ماده تبخير شونده) شتاب بگيرند. اگر اين ولتاژ را V بناميم انرژي هر الکترون eV داده خواهد بود که از نوع انرژي پتانسيل است و سبب حرکت آن به سمت آند شده و تبديل به انرژي جنبشي مي‌شود. هنگام برخورد با آند تبديل به انرژي گرمايي مي‌شود. حرکت اين الکترونها به سمت آند ايجاد جريان الکتريکي مي‌نمايد که از معادله چايد لانلمير بدست مي‌آيد:
I = PV1/2
P مقدار ثابتي است که بستگي به پارامترهاي مختلف از جمله ابعاد ثابتي است که بستگي به پارامترهاي مختلف از جمله ابعاد هندسي تفنگ الکتروني دارد. V همان ولتاژ آند است که در حدود چند هزار ولت مي‌باشد. تفنگ الکتروني با توان بالا قابليت تبخير اجسام ديرگداز را دارد. تنگستن که در حدود 3400 ?C ذوب مي‌شود بوسيله يک تفنگ الکتروني 2KW قابل تبخير است.

انواع تفنگ الکتروني

تفنگهاي الکتروني با توانهاي بالاتر نيز ساخته شده‌اند. تقريبا تمام تفنگهاي الکتروني نياز به يک سيستم چرخان آب براي سرد کردن بوته حاوي ماده تبخير شونده دارد زيرا در غير اينصورت بوته نيز بر اثر گرماي زياد ذوب مي‌شود. براي آنکه پرتوهاي الکتروني پرانرژي با سطوح جانبي بوته و سرد کردن برخورد نکنند و انرژي آنها هدر نرود از سيستم‌هاي مختلف براي متمرکز کردن آنها روي ماده تبخير شونده استفاده مي‌شود.
يک سيستم ساده استفاده از محافظ الکتريسيته ساکن است که بطور ساده از يک توري استوانه‌اي تشکيل شده و بوته را احاطه مي‌کند. اين محافظ الکترونهاي اوليه پرتاب شده را جذب کرده و ولتاژ منفي بالايي پيدا مي‌کند بطوري که بقيه الکترونها را از خود دفع کرده و در محل بوته متمرکز مي‌کند و به اين ترتيب طرح تفنگ الکتروني مفيدتر و سبب افزايش کارايي سيستم مي‌شود.

کاربرد تفنگ الکتروني

تفنگهاي الکتروني در توان‌هاي مختلف ساخته مي‌شوند. سپس مواد ديرگدازي که ، به روشهاي ديگر قابل تبخير نيستند با تفنگهاي الکتروني توان بالا ، قابل تبخير مي‌باشند. زيرا ماده بطور مستقيم بوسيله پرتو الکتروني گرم مي‌شود و نياز به بوته ديرگداز نيست علاوه بر آن بوته با آب خنک مي‌شود.
همين مطلب يعني گرمايش مستقيم بوسيله الکترون‌ها سبب مي‌شود لايه‌هاي نازک ايجاد شده عاري از هر نوع آلودگي باشند که در کارهاي حساس اپتيکي و فيلترهاي اپتيکي از تفنگ الکتروني براي تبخير مواد استفاده مي‌شود. ادوات الکترونيک ، حافظه مغناطيسي و اپتيکي استفاده مي‌شود. اين روش يکي از متداولترين روش‌هاي نشاندن لايه‌هاي رسانا و دي‌الکتريک در محصولات الکترونيکي مانند مدارات مجتمع MCM , VLSI است.

انواع سلاح کمري

در زبان فارسي نام‌هاي ديگري نيز براي اشاره به انواع سلاح کمري بکار برده مي‌شود. اين نام‌ها گاه از نوع خاص سلاح گرفته شده و گاه از نام کارخانه سازنده يا حتي نام شهري که کارخانه در آن واقع است. در مواردي هم نام مدل سلاح بجاي سلاح کمري بکار مي‌رود. برخي از اين نام‌ها با توضيحاتي در زير آورده شده :
? اتوماتيک
نامي براي اشاره به سلاح‌هاي کمري نيمه خودکار مانند کلت و براونينگ.
? اسپرينگ‌فيلد
براي اشاره به رولور کاليبر ‎0/38 اسميت و وسون. از نام شهري که کارخانه اسميت و وسون در آن قرار دارد.
? اسلحه کمري
جمع عربي اصطلاح «سلاح کمري» که بسيار رايج است.
? براونينگ
نام کارخانه سازنده براي اشاره به سلاح کمري نيمه خودکار کاليبر 9ميليمتر اين کارخانه.
? پارابلوم
نام سلاح کمري آلماني لوگر که در ارتش آلمان نازي رايج بود.
? پيشتو
همريشه با واژه پيستول در زبان‌هاي اروپايي، به معناي سلاح کمري.
? پيشتاب
تلفظ ديگري از نام قبلي.
? تپانچه
احتمالاً از «ته پنجه»، در اصل به معني سيلي و ضربه با دست و لي يعدها براي اشاره به هر نوع سلاح کمري. طپانچه هم نوشته شده است.
? ده‌تير
سلاح کمري ماوزر آلماني که خزانه آن ده فشنگ گنجايش دارد.
? ده‌تير آلماني
? رولور
نوعي اسلحه کمري که فشنگ‌هاي آن در يک گردونه قرار دارند. از Revolver نام فرانسوي اين گونه.
? ششلول
نام ديگر رولور
? کلت
اصلاً براي اشاره به سلاح کمري کلت کاليبر ‎0/45 از کارخانه کلت آمريکا و بعدها به هر سلاح نيمه خودکار که کمابش شبيه آن باشد گفته شده است.
? کمري
کوتاه شده اصطلاح «سلاح کمري».
? نوغان
نام رولور ساخت کارخانه موزين-ناگان روسيه. ناغان هم گفته شده است.
? هفت‌تير
منشا اين نام روشن نيست، احتمالاً از سلاح کمري که هفت فشنگ گنجايش داشته گرفته شده است.
? والتر
نام کارخانه اسلحه‌سازي آلماني، براي اشاره به سلاح کمري نيمه خودکار ساخت اين کارخانه که در جنگ جهاني دوم رايج بود.
? موزر
همان ده تير آلماني.

انواع تفنگ گلوله زني
تفنگ برنو

بـِرنو نوعي تفنگي تک تير و بسيار قوي با برد زياد (1500 متر) و کاليبر 92/7 ميليمتر است که نخستين بار در شهر برنو در کشور چکسلواکي ساخته شد.
امتياز ساخت آن به ايران داده شده‌است. برنو را چکسلواکي از تفنگي بنام ماوزر 98ک (mauser98k) ساخت آلمان اقتباس کرده‌است اولين بار در سال 1309 شمسي با فرمان رضا شاه به ايران آورده شد.
تفنگ برنو در سه مدل کوتاه و بلند و متوسط ساخته مي‌شود. به تازگي در ايران جايگزين سلاح‌هاي شکاري گرديده‌است و به‌عنوان رايج ترين تفنگ شکاري گلوله زني استفاده مي‌شود. قيمت يک مدل کوتاه آلماني آن به 2 ميليون تومان مي‌رسد.تفنگ برنو پس از ورود به ايران در رديف سلاح‌هاي سازماني ارتش قرار گرفت امابا ورود تفنگ ام 1 جاي خود را به اين تفنگ نيمه خودکار داد.اما همچنان جايگاه خود را در بين مردم و بخصوص عشاير لر حفظ نمود چرا که به عقيده آنها برنو بهترين بوده و هست.
برنوهاي ساخت 1309 و 1317 از اهميت و قابليت‌هاي بالاتري برخوردار هستند اما مدلي قديمي تر از اين اسلحه وجود دارد که نقش شاهيني در حال پرواز را برخود دارد که ورود آن را به سال 1298 و توسط ميرزا کوچک خان نسبت مي‌دهند.

کلاشينکوف

کلاشنيکف آ-کا-47 (به روسي: ??????????? AK-47) که در ايران به لفظ عامه گاهي آن را کلاشينکف و يا به طور خلاصه کلاش نيز مي‌نامند، اسلحه‌اي انفرادي است که به حالت تمام اتوماتيک يا نيمه اتوماتيک مي‌تواند تيراندازي کند. اين اسلحه داراي خشاب‌هاي 30، 40 و 75 فشنگي (قابلمه‌اي) مي‌باشد.
اين سلاح به روش غيرمستقيم و با فشار گاز ناشي از انفجار باروت مسلح مي‌شود و سيستم قفل گلنگدن آن از نوع چرخشي است. اين سلاح در سه نوع با قنداق ثابت، تاشو از زير، و تاشو از بغل ساخته مي‌شود که نوع تاشو آن به دليل اشغال کردن فضاي کمتر و حمل آسانتر مورد توجه قرار گرفته‌است. به خاطر کوچکي و سبک بودن نسبي در جنگ‌هاي چريکي (پارتيزاني) کارايي دارد. کاليبر اصلي آن 7?62 است ولي در کاليبرهاي ديگر نيز ساخته شده‌است.کشورهاي مختلفي (بيشتر از بلوک شرق) و از جمله ايران، اين سلاح را در انواع مختلف به توليد رسانده‌اند و هم اکنون اين اسلحه به دليل کارايي بالاي خود در سازمان رزم نيروهاي مسلح ايران قرار دارد.
نام اين اسلحه در زبان روسي ??????? ??????????? ??????? 1947 ???? و در انگليسي Automatic Kalashnikov rifle 1947 model است.
اسلحه کلاشنيکف در سال 1947 توسط ميخائيل کلاشنيکف در روسيه طراحي شد و در دوران جنگ سرد توسط بسياري از کشورهاي جهان به ويژه بلوک شرق استفاده گرديد. در سال 1951 رسماً وارد ارتش روسيه گرديد. بدنه ان از فولاد نرم ساخته شده وبقيه قسمتها پرسکاري شده‌است. درحدودسال 1959 نوع AKM (افتامات کلاشينکف مدرن) درخط توليد قرارگرفت که بر خلاف مدل آ-کا-47 بدنه اين سلاح ورقه پرسکاري است و در قسمتهاي ديگر تغييراتي نيز داده شده‌است. قابل توجه‌است که درارتش روسيه مدل (AKM) در حال خارج شدن از رده‌است و مدل ديگري از اين سلاح بنام SKS-47 که از نظر ظاهر و مکانيسم مشابه اين سلاح بوده وکاليبر ان کمتر است (39*45/5) جانشين ان مي‌گردد.

مدل‌ها

AK47
AK47 (SAR1
AK47S
AKM
AK74U
AK74
AK74S
AKS-74N
AK101
AK102
AK103
AK104
AK105
AK107
AK108
MODEL OF SSR-85B
NORINCO AK47
AKSN

تفنگ ژ3

در طول دهه پنجاه ارتش آلملن غربي همانند ساير ارتش هاي کشورهاي عضو ناتو نياز به يک سلاح انفرادي با قابليت شليک فشنگهاي51* 62/7 ناتو را احساس مي کرد.در ابتدا آلمان ها سلاح اف ان فال FN FAL ساخت بلژيک را براي اين منظور انتخاب کردند.در سال 1956 با ايجاد تغييراتي در سلاح سيرکا شوروي ارتش آلمان سلاحي تحت نام G1 ا توليد نمود.( لازم به ذکر است که سلاح سيرکا مادر دو سلاح معروف کلاشينکف و CEMTE که خود مدل ابتدايي سلاح ژ3 است ، مي باشد اين سلاح شاهد تحولاتي با دو نگرش متفاوت در طول تغييرات خود بوده است که يکي نگرش روسها و آقاي کلاش نيکف بوده و ديگري نگاه اروپاي غربي و مهندسان شرکت CEMTE اسپانيا و نهايتا شرکت هکلرو کخ آلمان بوده است) بنا به دلايل واضحي آلمان ها خاستار به دست آوردن خودکفايي و توليد اين رده از سلاح ها بودند.در ابتدا تقاضاي ساخت اسلحه fal بلژيکي در آلمان مطرح شد که اين امر از سوي کشور بلژيک به دليل مشکلاتي که ارتش آلمان در هنگام اشغال آن کشور در زمان جنگ جهاني دوم براي آنها ايجاد کرده بودند با مخالفت روبرو شد.در نتيجه آلمان ها متمايل به کارخانه اسلحه سازي Cemt e شدند.يک مدل از سلاح هاي ساخت کارخانه مذکور با نام مدل A مورد پسند ارتش آلمان واقع گرديد و آنها توانستند امتياز توليد آن را از کارخانه اسپانيايي خريداري نموده و خط توليد آنرا به آلمان و کارخانه هکلروکخ در شهر اوبرندورف ( هم اينک کارخانه هکلروکخ در اين شهر مي باشد ) انتقال دهند.در سال 1959 ارتش آلمان غربي با تکميل و بهينه سازي طرح نهايي سلاح Cemt e مدل A ، اسلحه ژ3 را به جهانيان معرفي کرد از آن زمان تاکنون اسلحه ژ3 در بسياري کشورها ( نزديک به 50 کشور جهان ) بکار گرفته شده اين سلاح در مدل هاي پيشرفته تر مانندآ3 که سلاح سازماني ارتش ايران است ساخته شده و بهترين مدل ژ3 به شمار مي آيد چندين کشور هم اينک در حال توليد اين سلاح تحت ليسانس کارخانه هکلروکخ آلمان مي باشند.کشورهاي ايران يونان ، پاکستان ، ترکيه و پرتغال از اين جمله اند.

مشخصات:

1)جنگ افزاري است خودكار كه بوسيله ناظم آتش بصورت خودكار و به ضامن در مي آيد.
2)تنها اسلحه انفرادي در جهان که داغ نمي کند و لوله آن انحراف پيدا نمي کند.
3)با فشار مستقيم گاز باروت مسلح مي شود.
4)با خشاب 20تيري تغذيه ميشود .
5)بوسيله نفر حمل ميشود.
6)دستگاه نشان روي آن بسادگي قابل تغيير و تنظيم است

مختصات :

1)كاليبر 62/7ميليمتر (30/0اينچ)
2)وزن بدون خشاب 100/4كيلوگرم
3)طول سلاح بدون سرنيزه 5/102سانتيمتر
4)سرعت ابتدايي گلوله در ثانيه اول 1200متر بر ثانيه
5)نواخت تير بطور علمي 700الي750تيردر دقيقه
6)نواخت تير بطور عملي 200الي 250تير در دقيقه
7)تعداد خان 4 عدد
8)گردش خان از چپ به راست
9)برد مفيد 1000متر
10) برد موثر4000متر
11)برد نهايي 7000 متر

سازمان وخدمه :

جنگ افزار ژ-3 سلاحي است انفرادي ،داراي يك نفر خدمه در كليه رسته ها.

انواع قنداق:

چوبي-پلاستيکي- کاچويي- و فلزي کشويي

مقدورات:

1.قدرت زياد نسبت به تفنگهاي مشابه با اندازه طول فشنگ ومرمي.
2.دقت تير به خاطر طول مناسب لوله.
3.مجهز به دوربين براي استفاده در مسافتهاي بيشتر از 1000متر .
4.لگد کم نسبت به سلاح ام16.
5. موارد گير نسبت به ديگر سلاح هاي انفرادي بسيار کمتر است.

گير و رفع گير

1)بدنه خشاب فرورفتگي دارد يا خشاب قر شده است.
رفع گير :خشاب را عوض كنيد
2)فشنگ كثيف يا معيوب است .
رفع گير :فشنگ را عوض كنيد.
3)عدم چفت شدن (غلطكها در مقر مربوطه قرار نمي گيرد. )
4)دستگيره آتش محكم به جلو رها نشده است.
رفع گير :مجددا دستگيره ها را به عقب بكشيدو رها كنيد.

انواع مهمات ژ-3

جنگي- رسام- آتش زا- ثاقب- جنگي واترپروف(ضد آب)- آموزشي- گازي- گازي مخصوص پرتاب نارنجک تفنگي- جنگي ثاقب آتش زا- پلاستيکي

برگه ناظم:

سه وضعيتي" ضامن (پايين)- تک تير(وسط)- رگبار(بالا) جديدا ارتش ايران ژ3رو با برگه ناظم 4 وضعيتي توليد مي کند که حالت سه تير(با هر بار گذاشتن انگشت هر بار بر روي ماشه سه تير شليک مي شود)بين رگبار و تک تير قرار مي گيرد.

قدرت نفوذ در بدن:

سلاح ژ3 در برد موثر خود که 4000متر است بعد از اصابت گلوله به بدن شخص در هنگام خروج از بدن شخص شعاعي به اندازه 1 متر ايجاد مي کند .گلوله اين سلاح مي تواند با ايجاد شعاعي به اندازه يک متر از بدن 30 رنجر عبور کن دبه همين دليل سلاح ژ3 به کشنده ترين سلاح انفرادي در جهان معروف است.در زمان جنگ تحميلي 20درصد موفقيت ايران مديون سلاح ژ3 است به همين دلايل در زمان جنگ تحميلي عراقي ها به ژ3 توپ ايراني مي گفتند.

متعلقات سلاح ژ3:

1)سرنيزه
2) لوله رابط مخصوص رتاب نارنجک تفنگي
3) جعبه تنظيف(اين سلاح در بسياري از موارد نياز به نظافت ندارد)
4) دوربين(از اين سلاح مي توان به عنوان يک سلاح تک تيرانداز استفاده کرد)
5)دستگاه نشانه روي کار در شب
6) انواع فشنگ ها

مختصات سلاح ژ3

خشاب ها 20 و 40 و 101 و 300 تيري
کاليبر 62/7*51 ميليمتر
نواخت تير 750 تا 700 تير در دقيقه
انرژي دهانه 290 - 300 کيلو پوند متر
برد موثر 4000متر
برد مفيد 1000متر
برد نهايي 7000متر
تعداد خان 4 راستگرد
طول سلاح 1020 ميلي متر
طول لوله 450 ميلي متر
سرعت دهانه 1000- 1200 متر در ثانيه
وزن سلاح بدون خشاب 100/4 کيلو گرم
وزن خشاب خالي 284 گرم
وزن فشنگ 24 گرم
شعاع ديد 572 ميلي متر

ام16

ام16 (در انگليسي: M16 و يا Caliber 5.56 mm) نام سلسله مسلسل‌هاي جنگي مجهز ساخت شرکت کلت و تحت امتياز ارتش ايالات متحده آمريکا است. مسلسل ام16 داراي چند نسل مختلف ميباشد که مدلهاي ام16/آ1، ام16/آ2، ام16/آ3، ام16/آ4 را شامل مي‌شوند. بيشترين کاربرد مسلسل‌هاي ام16 در نيروي زميني است و از دهه 1960 تاکنون در ارتش ايالات متحده آمريکا مورد استفاده قرار دارد. سلسله مسلسل‌هاي ام16 مورد استفاده بيش از 15 کشور عضو پيمان ناتو و بسياري ديگر از کشورهاي جهان است. مسلسل ام16 در سال 1964 ميلادي و براي اولين بار به عنوان اسلحه سازماني در ارتش آمريکا مورد استفاده قرار گرفت.
دقت و نواخت تير (تعداد شليک در دقيقه) ام16، بالاتر از تيربارهاي ژ3 و کلاشينکف است. کاليبر مسلسل ام16، 5?56 است و به روش غير مستقيم توسط گاز باروت حاصل از شليک مسلح مي‌شود وسيستم قفل گلنگدن آن بصورت چرخدنده‌اي طراحي شده است.

وينچستر

اين سلاح ساخت کارخانه «ترايسل» بوده و نحوه کارکرد آن ، مانند تفنگ هاي غرب وحشي و لوله تفنگ هشت خاني است که به راستي يک تفنگ کابوي مي باشد. مدل 94 اين سلاح ، با قنداقي از چوب گردوي آمريکايي بسيار راحت و خوش دست ساخته شده است. طول آن 20 اينچ و شکل آن به صورت 8 ضلعي مي باشد. کاليبرهاي 375/0 مگنوم ، 44/0 رمينگتون مگنوم و 0/45 کلت در اختيار شما قرار دارند و انتخاب هر يک از آنها به عهده شماست. قنداق با طراحي عالي و دستگيره خوش دست به همراه طرح کلاسيک آن به جذابيت اين سلاح مي افزايد. خشاب آن ظرفيت 11 فشنگ را دارد و روزنه ديد عقب آن قابل تنظيم مي باشد.
سلاح «وينچستر 94 اکتاگون» ، بهترين انتخاب براي آناني است که خواهان اسلحه اي راحت و خوش دست با طرحي سنتي هستند.

تفنگ لبل

تفنگ لُبل مدل 1886 نخستين تفنگ گلوله‌زني بود که از فشنگ‌هايي با باروت بي‌دود استفاده مي‌کرد.
لبل سلاح سازماني ارتش فرانسه از 1886 تا 1916 بود. توليد اين سلاح زير نظر سرهنگ نيکولا لبل انجام مي‌شد و از آنجا با نام غير رسمي لبل معروف شد.
کاليبر اين تفنک 8 ميليمتر بود و هشت فشنگ در خزانه آن جا مي‌گرفت.
در عکس‌هاي دوران مشروطه، تفنگ لبل در دست برخي از مجاهدان مشروطه ديده مي‌شود.

آريساکا

ارتش ژاپن در سال 1894 شروع به تحقيقاتي براي ساختن اسلحه اي با کايبر کوچکتر کرد تا آن را جايگزين اسلحه هاي موراتا سازد . بدين منظور ارتش امپراطوري گروهي را به رهبري سرهنگ نارياکي آريساکا (Colonel Nariake Arisaka) مسئول رسيدگي به اين امر نمود . اولين نمونه اي که از اسلحه هاي آريساکا ساخته شد مدل آريساکا 30 بود که در حقيقت به مناسبت سي امين سال امپراطوري مئي جي ، چنين نامي به خود گرفت که مصادف بود با سال 1897 ميلادي . اين اسلحه در سال 1905 ميلادي در جنگ بين ژاپن و روسيه نقصهايي را از خود بروز داد که موجب شد مدل ارتقاء يافته اين اسلحه در همان سال 1905 ميلادي با نام آريساکا 38 ساخته شود . عدد 38 نيز در نام اين مدل به سي و هشتمين سال امپراطوري مئي جي بازمي گردد . اين سلاح در مدلهاي مختلف من جمله نوع بلند و نوع کاربين توسط حکومتهاي مختلفي ساخته شد و تعداد توليد شده آن بيش از سي ميليون تخمين زده مي شود . اين سلاح از سال 1898 ميلادي تا پايان جنگ جهاني دوم يعني 1945 ميلادي ساخته مي شد . هر چند که مدلهايي ديگري از اين سلاح بعد از آن توليد شدند ولي تا پايان جنگ ساخت مدل 38 متوقف نشد .
بين مدل 30 و 38 مدل ديگري نيز با نام آريساکا 35 در سال 1892 ميلادي براي نيروي دريايي ژاپن طراحي و ساخته شد که بعد از آمدن مدل 38 ، اين مدل جايگزين دو مدل قبلي گرديد . اين اسلحه با عملکرد گلنگدن است يعني بعد از هر شليک بايد گلنگدن کشيده شود .

توضيحات در مورد سلاح

Name: Arisaka Type 38
کاليبر : 50 × 6.5 ميلي متر
Caliber: 6.5x50SR
کشور سازنده : ژاپن
Country of origin: Japan
وزن : 4.12 کيلو گرم
Weight: 4.12 kg
طول اسلحه : 1275 ميلي متر
Overall length: 1275 mm
طول لوله : 800 ميلي متر
Barrel length: 800 mm
ظرفيت خشاب : 5 فشنگ
Magazine capacity: 5 rounds

نخجير 3

270 ايراني يا نخجير3. که اخرين محصول کارخانه ساصد مي باشد ترکيبي از کپ و گلنگدن برنو ويک لول کاليبر 270 وينچستر مي باشد.لوله اين سلاح به گفته مسئولان در تعداد محدودي از سري اول توليدات اتريشي بوده و ما بقي
توسط خود کارخانه با ماشينهاي ساخت لول وخان کشي ساختRWS ساخته وخان کوبي ميشوند.روش خان کوبي لوله اين سلاح به شيوه ماشين کاري بوده و داراي خانهاي ظريف نيمه پهن مي باشد.در لوله هاي توليدي داخل به خصوص در سري هاي اخر فاصله پرش گلوله(فاصله اي که بايد بين لبهً اخر پوکه وخان وجود داشته باشد)بسيار کم شده که موجب مي شود تا گلنگدن پشت فشنگهايي که مرمي انها بلندتر و سنگين تر است بسته نشود.مثلاً فشنگ 140 گرين يا 130 گرين رمينگتون در اين لوله ها گير کرده چون گلوله ان با خان لوله درگير مي شود و از بسته شدن گلنگدن جلو گيري ميکندولي اگر شما از فشنگ 110 يا 100 گرين همين کارخانه(رمينگتون)استفاده کنيد ديگر با چنين مشکلي برخورد نمي کنيد و اين منطقي نيست چون سرگلوله هاي 130 و140 ويا150 بهترين جواب را براي شکارگاههاي ايران دارا هستند و همچنين فشنگهايي با مرمي130و140 در بازار اسلحه فروشي هاي ايران فراوان تر است تا فشنگهايي با مرمي هاي سبک و وارمينت(سر گلوله هاي سبک با وزن 110به پايين که براي حيوانات کوچک و موزي مانند روباه به کار ميروند)....واين در حالي است که در سري هاي پايين تر همين سلاح فاصله پرش به قدري زياد است که شما مي توانيد به راحتي از سرگلوله هاي 150تا180را در ان استفاده کنيد بدون اينکه گلوله فشنگ شما با خان سلاح در گير شود.تمامي سلاحهايي که داري مشکل کوتاه بودن فاصله پرش هستند بايد به کارخانه ارجاع شده تا اين مشکل توسط مهندسين مربوطه رفع شود. يکي ديگر از مشکلات اين سلاح نداشتن قنداق خوب و ارگونوميک است.... جاسازي هاي قنداق خوب نبوده و اغلب قطعات پاييني کپ سلاح با چوب درگير نيستند که اين خود باعث پايين امدن دقت تير در سلاح ميگردد.پايه دوربين آن از روي پايه لئوپلد کپي شده ولي از الياژ مرغوبي در ان استفاده نشده است که اين باعث مي شود که رينگ هاي دوربين بعد از دو يا سه بار باز وبسته شدن لق شوند.خشاب سلاح ودريچه تغذيه کپ براي فشنگهاي برنو با طول حداکثر 80 ميليمتر طراحي شده و فشنگهاي270با طول حداقل 82 ميليمتر و بيشتر در خشاب سلاح جا نرفته و گير مي کنند و خريداران بايد قبل از همه اين مشکل را توسط اسلحه سازان مجاز و خبره حل کنندواين در صورتي است که خود کارخانه بايد اين نقص را حل کند.ماشه اين سلاح همان ماشه جنگي برنو است که براي شليک فشنگهاي دقتي و حتي شکاري مناسب نيست و بعضي از شکارچيان عزيز براي نرم شدن ماشه خودشان اقدام به دست کاري سلاح کرده که اين دست کاريها در بسياري از مواقع خطر افرين بوده و باعث شليک خود به خود سلاح ميشود(قابل توجه دارنده گان سلاح برنو).در سلاحهاي گلوله زن ماشه خوب و داراي کشش مناسب يکي از ارکان اصلي در دقت تيراندازي سلاح است وماشه قلب سلاح حساب ميشود که بايد با قلب تير انداز هماهنگي کامل را در زمان شليک داشته باشد تا بهترين دقت لازم در تير اندازي به وجود ايد.
عيب اين نکته بگفتي هنرش نيز بگو
از معايب اين سلاح که تماما قابل رفع ميباشند بگذريم نوبت به محاسن ان ميرسد از محاسن اين سلاح استفاده از کپ و گلنگدن موزر98 ميباشد.از نظر قدرت و استقامت اين سيستم هنوز حرف اول را در دنيا ميزند و در سلاحهاي داراي کاليبر هاي استاندارد توانايي شليک پر قدرت ترين مهمات را دارد.پوکه کش و پوکه پران در اين سيستم به بهترين شکل ممکن کار مي کنند.استپ گلنگدن بسيار محکم و با يک فنر تخت قوي پشتيباني ميشود که انگشت پوکه پران نيز داخل ان قرار دارد. ضامن اين سلاح در نوع خود مطمئن ترين ضامن است چون در هنگامي که سلاح مسلح است سوزن و پايه اتش گلنگدن که به سوزن متصل است را به عقب اورده و سوزن سلاح در حالت اول صامن قلف و ماشه ازادشده واز پايه اتش جدا ميشود و در حالت دوم به همراه اين مراحل گلنگدن نيز قفل شده و بالا نمي ايد.لازم به ذکر است
که زماني که دوربين روي سلاح نصب باشد ضامن به دوربين گير کرده و کار نمي کند و شخص تير انداز براي ضامن کردن سلاح و اطمينان خاطر بايد گلنگدن سلاح را پشت فشنگ تا زمان شليک نخواباند و زماني که تصميم قاطع به تيراندازي گرفت انگاه گلنگدن سلاح را ببنددوسلاح اماده شليک شود.

مشخصات فني G36[/b]

گلنگدن و مکانيزم گاز G36 بسيار شبيه به AR-18 بوده که البته نسبت به آن مورد بهينه سازي و اصلاح قرار گرفته است.در نتيجه ي اين پيشرفت نسبي در يک تست بعد از شليک هزار تير در بررسي هايي که به عمل آمد هنوز هم مکانيزم کاملا تميز بود.تميز کردن اسلحه نيز به سادگي با يک پرس نرم و حلال رقيق و سپس با روغن کاري انجام مي گيرد.
G36 سلاحي با مکانيزم گازي است که قفل گلنگدن آن چرخشي از نوع استونر(يوجين استونر طراح M16) است.اين مکانيزم يک سنت شکني از طرف((هکلرکوخ))محسوب مي شود که تاکنون در سلاح هاي بزرگ حود از سيستم قفل تاخيري مکشي استفاده مي کرده است.
تمام سيستم هاي متحرک سلاح اعم از گلنگدن و حامل گلنگدن فنرها و قطعات رابط کوچک از پليمرهاي تقويت شده با فيبرکربن ساخته شده اند که اين موجب کاهش وزن و سادگي در نگهداري همچنين افزايش قابليت اطمينان شده است.
G36K مدل کارابين اين سلاح بوده که تنها تفاوت آن با مدل اصلي در لوله و محافظ دست کوتاه شده آن است.همچنين MG36 مدلي به عنوان تيربار مورد استفاده قرار مي گيردد داراي لوله قوي تر و دو پايه و همچنين خشاب کاسه اي با ظرفيت 100 تير است.G36C نيز به گونه اي طراحي شده با لوله ي کوتاه تر براي استفاده يگان نيروهاي مخصوص است که به تعبيري حتي از آن به عنوان يک SMG با کاليبر بزرگ نيز مي توان نام برد.
G36 پايه از يک خشاب 30 تير با جنس شفاف تغذيه مي شود که در کنار داراي گيره هايي براي متصل کردن دو يا سه خشاب جهت سرعت عمل در تعويض آن است.ناگفته نماند اين سلاح به صورت مدولي ساخته شده است و با ابزار ساده اي مي توان حتي در مناطق درگيري آنرا تبديل به گونه ي ديگري از G36 کرد.
در اهرم انتخاب آتش سلاح حالت هاي ضامن تک تير شليک دو تير يا سه تيره و مسلسل تعبيه شده است و حالت فقط تک تير براي کاربران غير نظامي و پليس در حال ساخت است.
G36 ارتش آلمان مجهز به دوربين چشمي با بزرگنمايي 5/3 برابر بوده که به صورت استاندارد داراي يک سايت نشانه گذاري نقطه قرمز تابشي نيز است.سايت چشمي از 200 تا 800 متر علامتگذاري شده و از قسمت بغل داراي بخشي است که در نشانه گيري اهدافي با سرعت 15 کيلومتر بر ساعت در مسافت 200 متري از هر دو طرف چپ و راست پيشگامي ايجاد مي کند.

G-36

پس از لغو پروژه ي G11((هکلرکوخ)) در پايان جنگ سرد سه گزينه بعنوان سلاح سازماني ارتش آلمان مطرح شد.اول در ادامه دادن به استفاده از سلاح قديمي G3 دوم استفاده از هزاران قبضه کلاشينکف AK-47 موجود در انبارها باقيمانده از ارتش آلمان شرقي(بعد از اتحاد دو آلمان) و در نهايت طراحي و ساخت يک سلاح مدرن و جديد که گزينه اخير پس از بحث و تبادل نظرهاي بسيار مورد قبول واقع شده و کمپاني معظم((هکلرکوخ))مسئول ساخت اين سلاح گرديد.
قابل ذکر است که تفنگ تفنگ تهاجمي سلاح اصلي سرباز پياده نظام است.علي رغم پيچدگي فوق العاده ميدان هاي نبرد الکترونيکي امروز هنوز پيروزي در جنگ با طرفي است که سربازان تفنگ بدست خود را جهت اشغال کردن و گرفتن زمين به جلو مي فرستد.
براي انجام چنين عملي سربازان پياده نظام به سلاحي نياز دارند که قابل اعتماد بوده وزن کمي داشته حساس به نوع مهمات مورد استفاده نبوده شرايط سخت محيطي را بخوبي تحمل کرده به سادگي قابل تعمير نگهداري و سرويس کردن و از دقت و برد قابل قبولي برخوردار بوده و در نهايت کار کردن با آن(فاکتورهاي ارگونومي لوازم جانبي مونتاژ و سايت هدفگيري) آسان و بدون مشکل باشد.اين چنين مشخصاتي پيش فرض فلسفه ساخت تفنگ تهاجمي سازماني ارتش آلمان G36(GEWEHR 36 را تشکيل مي دهند.
G36 در سال 1990 از پروژه HK-50 ارتش آلمان(BUNDESWEHR) بوجود آمد که شامل يک سري سلاح در کلاس هاي متفاوت با مشخصات يکسان بوده.G36 پيش از اينکه يک طرح انقلابي باشد در نتيجه تکامل طرح هاي ديگر بوجود آمده است و با وجود اينکه حداکثر تکلولوژي روز در آن مورد استفاده قرار گرفته در واقع تکلولژي فوق العاده اي در آن به چشم نمي خورد.
ناگفته نماند هسته مرکزي G36 با اندکي تغييرات در ايالات متحده تبديل به دو سلاح XM-8 و مدول انرژي جنبشي XM-29 شده است که اين نشان از بي عيب و نقص بودن طرح G36 دارد.
برتا 70» ، اسلحه اي ارتقاء يافته بر اساس نيازها » [سلاح هاي سبك]
اين سلاح ، امتحان خود را در بسياري از عملياتهاي خارجي پس داده است. اطمينان از عملکرد و کيفيت بالاي آن ستوده شده و در سه مدل متفاوت ، به منظور تطابق با نيازهاي ناتو ، ساخته شده است:
مدل «آ آر 90/70» براي پياده نظام
مدل «آ آر 90/70 اس» براي شليک به صورت تک تير
مدل «اس سي 90/70» براي نيروهاي ويژه
مدل «اس سي پي 90/70» براي نيروهاي هوابرد و زرهي
مدل هاي «آ آر» و «اس سي» ، در قنداق متفاوتند.
مدل «آ آر» با قنداق پليمري و قبضه پلاستيکي عرضه شده اند. مدل «اس سي» با قبضه پلاستيکي و قنداقي از جنس آلياژ سبک و تاشو عرضه شده که باعث کاهش طول سلاح مي شود. طراحي قنداق تاشو به گونه اي دقيق است که حتي هنگام بسته بودن ، امکان استفاده از ضامن و اجزاي سلاح را که در سمت راست جاي دارند ممکن مي سازد.
مدل «آ آر 90/70 اس» بر مبناي مدل ارتشي «آ آر 90/70» و تنها براي شليک نيمه خودکار و به صورت تک تير طراحي شده است. لوله سلاح ، براي بدست آوردن دقت بيشتر ، ضخيم تر و بلندتر شده است. قنداق آن پليمري و ثابت و خشاب آن 5 تايي مي باشد. همچنين برگه ناظم آتش آن ، داراي دو حات تک تير و ضامن است.
مدل «اس سي پي» که هدف از ساختن آن ، کم کردن طول سلاح بوده است ، داراي همان قنداق تاشو از جنس فلز آلياژي سبک مي باشد.
نگهدارنده سرنيزه در آن بگونه اي است که مي توان آن را سريعآ با دستگاه پرتاب نارنجک تفنگي تعويض کرد.
نياز به ابزار خاصي براي باز کردن سلاح در صحنه نبرد نمي باشد و با آزاد کردن يک پين ، سلاح به صورت کمرشکن باز مي شود.

تپانچه Desert Eagle »

اين تپانچه پرقدرت توسط كارخانه Magnum Research طراحي و توسط رژيم اشغالگر اسرائيل ، بهينه سازي شده است. اين سلاح كمري علاوه بر داشتن قدرتي فوق العاده ، از مكانيزم منحصر به فردي بهره مي گيرد. عمده سلاح هاي كمري ، از گلنگدن مورس كوتاه استفاده مي كنند. درحالي كه عملكرد گلنگدن اين سلاح ، توسط فشار گاز باروت صورت مي گيرد. درواقع مكانيزم گلنگدن اين سلاح ، از تفنگ M-16 اقتباس شده است. مزيت اين نوع گلنگدن در اين است كه مي توان از فشنگ هاي بسيار قدرتمندي استفاده كرد كه قبلآ تنها توسط رولورها قابل شليك بودند.
اين سلاح ، در سه مدل ساخته شده است كه عبارتند از:
Mark I : توليد اين مدل متوقف شده است.اين مدل داراي قاب آلومينيومي بوده و قادر به شليك گلوله هاي كاليبر 375/0 مگنوم و 44/0 است.
Mark VII : توليد اين مدل نيز متوقف شده است. اين مدل داراي لوله 6 يا 10 اينچي (152 يا 254 ميليمتري) بوده و قادر به شليك گلوله هاي 44/0 مگنوم مي باشد.
Mark XIX : اين مدل قادر به شليك گلوله هاي كاليبر 375/0 مگنوم ، 44/0 مگنوم و 50/0 مي باشد. كارخانه سازنده اين سلاح ، كاليبر 44/0 مخصوص Cor-Bon و 50/0 AE را نيز براي آن درنظر گرفته است. ولي تاكنون هيچ تپانچه اي را با دو كاليبر ذكر شده در آخر توليد نكرده است. براي تعويض كاليبر سلاح ، كافي است لوله و مكانيزم تغذيه ان را با نوع مورد نظر تعويض كنيد. طبق يك نظرسنجي ، محبوب ترين لوله هاي مورد استفاده در اين سلاح ، انواع 6 اينچي هستند. تمامي اين لوله ها ، مجهز به زائده اي مي باشند كه براي نصب دوربين درنظر گرفته شده است.
به علت استفاده از گلوله هاي حجيم و پرقدرت در اين سلاح ، ظرفيت خشاب آن كمي كاهش پيدا كرده است. ظرفيت خشاب اين سلاح در كاليبر 375/0 مگنوم 9 تير ، در كاليبر 44/0 مگنوم 8 تير و در كاليبر 50/0 AE معادل 7 تير مي باشد. براي مقايسه ، بد نيست بدانيد ظرفيت خشاب سلاح كمري SIG-Sauer P226 ، معادل 16 تير است. صنايع اسلحه سازي اسرائيل (IMI) ، گونه مشابه اين سلاح را با نام Jericho 941 طراحي كرده است كه البته تنها در ظاهر به Desert Eagle شباهت دارد. گلنگدن اين مدل ، از نوع مورس كوتاه و ماشه آن دوزمانه مي باشد. شباهت ديگر اين بچه عقاب (!!!) با نمونه هاي اصلي ، گلوله هاي بكار رفته در آن با كاليبر 41/0 يا 41/0 AE است. همچنين مي توان گلوله هاي 9 ميليمتري Luger را در آن به كار گرفت كه براي اين كار ، تنها تغيير مورد نياز ، تعوض لوله سلاح است. دليل اين امر اين است كه گلوله هاي 41/0 AE ، همان گلوله هاي كوتاه شده 41/0 مگنوم هستند. همچنين مكانيزم گلنگدن و خزانه اين سلاح ، بر مبناي پوكه گلوله هاي 9 ميليمتري Luger ساخته شده كه كاربرد هر دو كاليبر را تنها با تعويض لوله ممكن مي سازد.
درخصوص كاليبرهاي 44/0 مگنوم و 50/0 AE نيز همين مسئله صدق مي كند. تعويض اين دو كاليبر ، تنها به تعويض لوله و خشاب نياز دارد. البته به علت به كارگيري مكانيزم گلنگدن مسلح شونده با گاز باروت ، لوله اين سلاح از جنس بسيار مخصوص و گرانقيمتي ساخته مي شود كه همين امر ، تعويض كاليبر را به يك گزينه پرهزينه تبديل مي كند.

تپانچه برونينگ مدل HP-35 ساخت بلژيك »

تپانچه High Power كه به اختصار HP گفته مي شود ، يكي از شاهكارهاي آقاي برونينگ محسوب مي شود. اين تپانچه ، در سال 1925 طراحي و در سال 1927 ، به ثبت رسيده است.طرح اين سلاح ، توسط كارخانه FN Herstal خريداري شده و براي اعمال چند بهينه سازي جزئي ،‌ به طراح بلژيكي آقاي دودن سايو سپرده شد. طرح نهايي اين سلاح در سال 1935 تكميل و به عنوان اسلحه سازماني نيروهاي مسلح بلژيك پذيرفته شد. اين مدل به «مدل 1935» معروف شد. همچنين پليس كشورهاي كانادا ، استراليا و انگليس نيز اين تپانچه را به عنوان اسلحه سازماني خود پذيرفتند. سلاح كمري HP برونينگ ، تنها سلاحي است كه توسط هر دو طرف درگير در جنگ جهاني دوم به كار گرفته شد. آلمانها ، از برونينگ هاي HP توليد شده در بلژيك اشغالي و متفقين از برونينگ توليد شده در كانادا استفاده مي كردند. پليس و ارتش بلژيك ، كماكان از اين سلاح استفاده مي كنند كه اين امر ، آن را به مسن ترين سلاح كمري (بعد از كلت 45/0) تبديل كرده است. ماشه اين سلاح همانند كلت 45/0 ، از نوع يك حالته و مكانيزم گلنگدن آن از نوع مسلح شونده با فشار مستقيم گاز باروت است.
اسلايد گلنگدن اين سلاح ، در هنگام عقب آمدن با لوله درگير شده و پس از عقب كشيدن لوله ، آن را قفل مي كند. چخماق اين سلاح ، به صورت يك تكه ساخته شده است. مكانيزم ايمني اين سلاح كه در سمت چپ بدنه آن تعبيه شده ، ماشه و چخماق را قفل مي كند. مدل هاي قديمي ، داراي مگسك جلويي ثابت و شكاف درجه عقبي تنظيم شونده از 50 تا 100 متر بودند. بعضي از مدل هاي پيشين به زائده هايي مجهزند كه بر روي قبضه و بدنه سلاح تعبيه شده و براي نصب يك قنداق جدا شونده و يدكي پيش بيني شده است. برونينگ HP ، اولين سلاح كمري ارتشي با ظرفيت خشاب بالا (1+13) محسوب مي شود.

سلاح ساچمه زني Jakhammer MK3A1 »

اين سلاح در سال1984 توسط مبتكر سوئدي تبار ساكن امريكا ، يعني آقاي جان اندرسن طراحي و ساخته شد. اين سلاح بين سال هاي 1984 تا 1990 ، مورد بازنگري ها و بهينه سازي هاي متعددي قرار گرفت. ولي هيچ گروه خاصي تاكنون خواهان خريداري اين سلاح در مقياس انبوه نبوده است. تنها تعداد كمي از اين سلاح ، آن هم به صورت مدل هاي اوليه ساخته شده كه از اين تعداد كم ، 2 قبضه به صورت تمام اتوماتيك هستند. اين سلاح داراي جلوه خاصي است كه هر شخص علاقمند به سلاح را به سوي خود جذب مي كند. اين سلاح ساچمه زني ، تنها سلاح ساچمه زني تمام اتوماتيك موجود در جهان است. عملكرد اين سلاح نيز همانند نام آن عجيب و البته جالب است.
مكانيزم گاز اين سلاح ، از دو قسمت اصلي تشكيل شده است. سيلندر گاز كه درواقع دور لوله قرار گرفته و پيستون گاز كه دقيقآ جلوي دريچه خروج گاز قرار گرفته است. وقتي سلاح شليك مي شود ، گاز باروت وارد سيلندر شده و لوله سلاح و پيستون گاز را به جلو هل مي دهد. اين حركت خلاف حركت فنر ارتجاع است كه دور لوله و جلوي پيستون گاز قرار گرفته است. وقتي لوله سلاح به جلو رانده مي شود ، ابتدا تماس خود با توپي و گلوله شليك شده را از دست داده و سپس خاري را كه لوله و سيستم تغذيه و آتش را به هم وصل مي كند فعال مي شود. اين خار ، با سطح بيروني توپي چرخنده كه به شكل دندانه دار در آمده در تماس است و هرگاه كه به جلو رانده مي شود ، باعث چرخش 12 درجه اي توپي در جهت عقربه هاي ساعت مي گردد. خار در هنگام بازگشت به جاي خود ، باعث يك چرخش 12 درجه اي ديگر مي شود كه اين كار به نوبه خود ، باعث قرار گرفتن فشنگ جديد در امتداد لوله مي شود.
در آخرين مرحله از اين فرايند ، لوله سلاح به عقب برگشته و با فشنگ جديد در انتها چفت مي شود. در اين لحظه ، خار ذكر شده كه وظيفه چرخاندن توپي را دارد ، در جاي خود آماده چرخاندن مجدد توپي در صورت شليك مجدد سلاح است و چنانچه ماشه سلاح در حالت كشيده نگه داشته شود ، اين رويه ادامه پيدا خواهد كرد و سلاح به صورت اتوماتيك ، تا آخرين گلوله شليك خواهد كرد. گونه اي از اين توپي را مي توان بدون قرار دادن فشنگ پر كرد. بدين صورت كه سوراخ هاي قرارگيري فشنگ را پس از مسدود كردن انتهاي آن ، از باروت پر كرده و گلوله مورد نظر را درون آن قرار مي دهند. سپس قسمت جلويي سوراخ را با پلاستيك مخصوص ، مهر و موم مي كنند.
براي مسلح كردن اين سلاح بايد روپوش لوله ان را اول به جلو و سپس به عقب حركت دهيد. (برخلاف شاتگان هاي متد اول) براي درآوردن خشاب سلاح ، كافيست ماشه را تا نيمه به عقب كشيده و روپوش لوله را به جلو هل دهيد. اين كار باعث آزاد شدن ضامن خشاب و درآمدن آن خواهد شد. سوزن آتش سلاح ، در قنداق آن جاسازي شده و مي توان آن را به صورت دستي ، فعال يا غيرفعال كرد. لوله اين سلاح ، براحتي تعويض مي شود. براي اين كار ، روپوش لوله و فنر ارتجاع را در آورده و لوله سلاح را 90 درجه بچرخانيد تا از خار مخصوص خلاص شود. سپس آن را بيرون بكشيد. لوله جديد را در محل خود وارد كرده و 90 درجه بچرخانيد تا با خار مخصوص درگير شود و سپس روپوش لوله و فنر ارتجاع را در جاي خود نصب كنيد. مگسك سلاح ، درون دستگيره حمل سلاح جاسازي شده است.
در مورد نام اين سلاح جالب است بدانيد Jakhammer ، نوعي چكش مستعمل در قرون وسطي بوده كه سر جادوگران و كافران را با آن خرد مي كردند!!!

تفنگ ساچمه زني Sayga-12 ساخت روسيه »

اين سلاح ساچمه زني ، توسط كارخانه ايزماش روسيه ساخته شده و در طراحي آن ، از شكل كلي AK-47 استفاده شده است. مكانيزم اين سلاح از نوع پيستون گازي كورس بلند و گلنگدن چرخشي با دو زبانه است. خانواده سلاح هاي ساچمه زني Sayga ، شامل انواع كاليبرهاي 410 ، 20 و 12 مگنوم مي شود. هركدام از اين سلاح ها ، در سه نوع لوله بلند و قنداق ثابت ، لوله بلند و قنداق تاشو ، قنداق پلاستيكي مدل AK-74M و مدل AK-74M با قنداق تاشو و لوله كوتاه ساخته مي شوند. مدل هاي كاليبر 410 و 20 اين سلاح ، بيشتر به عنوان سلاح دفاع شخصي درون شهري بكار مي روند. مدل K-410 اين سلاح با داشتن مگسك ، روپوش لوله ، قنداق و شعله پوش مخصوص ، ظاهري كاملآ مشابه سلاح AK-74M دارد.
برگه ناظم آتش اين سلاح ، داراي دو حالت ضامن و تك تير مي باشد. همچنين بدنه و لوله سلاح ، با گلوله هاي كاليبر 12 و بزرگتر هماهنگ شده اند. ظرفيت خشاب پلاستيكي اين سلاح ، 5 تا 8 گلوله است. رگولاتور گاز (تنظيم كننده ميزان بازگشت گاز باروت براي مسلح شدن مجدد سلاح) اين سلاح ، قابليت تنظيم براي شليك كاليبرهاي استاندارد و مگنوم را دارد. اين امر باعث شده تا سلاح قادر به شليك گلوله هاي 3 اينچي مگنوم و 4/23 استاندارد باشد. مگسك جلويي مدل AK-47 ، جاي خود را به شيار مخصوصي داده كه بالاي روپوش سلاح جاسازي شده است. همچنين مي توان دوربين هاي مختلف يا دستگاه نشانه روي ليزري را روي آن نصب كرد. سر لوله سلاح ، طوري رزوه شده است تا بتوان انواع جك را به آن وصل كرد. روپوش لوله ، قبضه تپانچه اي و قنداق تاشوي اين سلاح ، از جنس پلاستيك سياه ساخته شده است. مدل هاي درون شهري اين سلاح ، به زائده اي مجهز شده اند كه در هنگام تاشدن قنداق ، مكانيزم آتش را قفل مي كند. عملكرد اين سلاح ، در حد قابل قبولي است.

مشخصات فني:

كاليبر: 12 ساچمه زني
طول مخزن: 76 ميليمتر
طول سلاح: با قنداق باز 910 ميليمتر ، با قنداق بسته 670 ميليمتر
طول لوله: 430 ميليمتر
وزن:5/3 كيلوگرم
ظرفين خشاب: 5 و 8 تير

خطرناك ترين و مرگبارترين اسلحه دنيا »

هيچ سپري در مقابلش توان مقاومت ندارد. در هر وسيله اي براحتي نفوذ مي كند ، حتي پناهگاه هاي زيرزميني نيز از آن مصون نيستند. هيچ راهي براي فرار از آن نيست. تشعشعات و موج هاي دائمي آن مي تواند به هر جايي كه فكر مي كنيد برود. مرگ را تنها در يك لحظه تحميل مي كند. سلاحي اعجاب انگيز است. تمامي سيستم عصبي را مختل مي كند. علاوه بر سلول هاي زنده بدن ، هرنوع جرم ، باكتري و يا ميكرب در داخل بدن را از بين مي برد. جسدي كه با اين اسلحه مرگبار كشته شده است ، 30 الي 45 روز (به دليل عدم وجود هرگونه باكتري) مانند موميايي مي ماند و متلاشي نمي شود. چندين نمونه از اين اجساد را در افغانستان يافتند و در ابتدا همه فكر مي كردند كه اين نوع مرگ ، فقط با استفاده از بمب هاي شيميايي بسيار قوي يا گازهاي سمي مهلك به وجود مي آيد. درصورتي كه اين مرگ ، تنها در اثر مواجهه با اسلحه وحشتناك پرتوي ذرات پرانرژي بود ؛ سلاحي كه براحتي حمل مي شود. البته در مورد ساخت و تهيه اين سلاح ، ابهامات بسياري وجود دارد. ولي ما از تاريخچه يك كشف علمي و بزرگ تا اختراع يك وسيله مرگبار را براي شما مي گوييم.
هيچ سپري در مقابلش توان مقاومت ندارد. در هر وسيله اي براحتي نفوذ مي كند ، حتي پناهگاه هاي زيرزميني نيز از آن مصون نيستند. هيچ راهي براي فرار از آن نيست. تشعشعات و موج هاي دائمي آن مي تواند به هر جايي كه فكر مي كنيد برود. مرگ را تنها در يك لحظه تحميل مي كند. سلاحي اعجاب انگيز است. تمامي سيستم عصبي را مختل مي كند. علاوه بر سلول هاي زنده بدن ، هرنوع جرم ، باكتري و يا ميكرب در داخل بدن را از بين مي برد. جسدي كه با اين اسلحه مرگبار كشته شده است ، 30 الي 45 روز (به دليل عدم وجود هرگونه باكتري) مانند موميايي مي ماند و متلاشي نمي شود. چندين نمونه از اين اجساد را در افغانستان يافتند و در ابتدا همه فكر مي كردند كه اين نوع مرگ ، فقط با استفاده از بمب هاي شيميايي بسيار قوي يا گازهاي سمي مهلك به وجود مي آيد. درصورتي كه اين مرگ ، تنها در اثر مواجهه با اسلحه وحشتناك پرتوي ذرات پرانري بود ؛ سلاحي كه براحتي حمل مي شود. البته در مورد ساخت و تهيه اين سلاح ، ابهامات بسياري وجود دارد. ولي ما از تاريخچه يك كشف علمي و بزرگ تا اختراع يك وسيله مرگبار را براي شما مي گوييم. از كشف ميدان مغناطيسي توسط نيكولا تسلا تا اختراع يك اسلحه مغناطيسي توسط روسيه و امريكا.
نيكولا تسلا (1857-1943) در شهر اسميت جان (كيلا) كه هم اكنون بخشي از كشور يوگسلاوي است ، به دنيا آمد. در 27 سالگي به امريكا سفر كرد و تبعه آن كشور شد. ابتدا كارش را در اديسون پلنت شروع كرد و چندي بعد با جورج وستينگهاوس آشنا شد. در همان سال ها ، تسلا قوانين ميدان مغناطيسي را كشف كرد و توانست به وسيله ميدان مغناطيسي ، يك موتور القايي بسازد. اين كار ، پايه ايجاد موتورهاي الكتريكي شد كه هم اكنون در سرتاسر جهان استفاده مي شود. بعد از تمامي اين اختراعات و اكتشافات در سال 1899 ميلادي ، دست به تأسيس يك آزمايشگاه در كلورادو زد. او بي درنگ شروع به تحقيق درمورد چگونگي انتقال نيرو بدون استفاده از وسيله اي مانند سيم يا به اصطلاح بي سيم (Wireless) كرد و بدين طريق دريافت كه چگونه مي توان نيروي مغناطيسي را در فضا پخش و جذب كرد. تسلا در آزمايشگاهش ، احتمالآ اكتشافات بسياري داشت كه اغلب به صورت مفهومي (Concep) يا به صورت يك ايده و تئوري بوده است كه بعدها به دست دانشمندان شوروي افتاده كه با ارتقاي آن تئوري ها ، سلاحي قدرتمند را ساختند.
نيكولا تسلا در سال 1900 ، مقاله اي را با عنوان «مشكلات ازدياد انرژي انساني» در مجله قرن (Cenry) به چاپ رساند كه در آن مقاله ، به حملات احتمالي اتحاد جماهير شوروي عليه امريكا اشاره كرد و اين نشان دهنده آن است كه تسلا مي دانست شوروي در ارتقاي اين دانش ، بيشتر از امريكا تلاش كرده است. او نوشت: ايستگاه هاي مغناطيسي روي كره زمين ، ما را قادر مي سازد كه كارهايي را كه تاكنون غيرممكن بود ممكن سازيم. با استفاده از آنها مي توانيم علائم و سيگنال هاي خود را به هر نقطه اي از زمين برسانيم. ما مي توانيم موجي را روي زمين رها كنيم كه با سرعت نور انتشار مي يابد و اين آرزوي بشر است. در ماه ژوئن سال 1976 (بعد از مرگ تسلا) مجله راديوالكترونيكي ، مقاله اي را با عنوان «12 ميليون تن» به چاپ رساند كه در آن به دستيابي نيكولا تسلا به دستگاهي براي ايجاد شكاف هسته اي (اتمي) اشاره شده بود.
دانشمندان اتحاد جماهير شوروي ، با نظري بر تئوري هاي تسلا در رابطه با ميدان مغناطيس و پس از استفاده آن در بمباران هسته اي يا شكاف اتم ، دست به تحقيقاتي براي ايجاد يك سلاح شگفت انگيز و وحشتناك به نام اسلحه پرتو ذره اي مرگ (Deah Ray Weapon) زدند. در همان زمان جورج كيگان ، ژنرال بازنشسته اطلاعات نيروي هوايي امريكا ، به سرعت به پنتاگون اطلاع داد و ابراز نگراني كرد كه اگر چنين اسلحه اي ساخته شود ، وضعيت امنيتي امريكا دچار مشكل خواهد شد. احتمالآ پس از آن ، اين اسلحه ساخته شد. جزئيات و مشخصات نسبي آن در تاريخ 2 مي سال 1977 ، در مجله تكنولوژي فضا و هوانوردي امريكا توضيح داده شد. يكي از جنبه هاي جالب اين سلاح و نگران كننده براي امريكايي ها اين بود كه اسحله مرگ ، مي توانست تمامي موشك هاي بالستيك امريكا را منهدم سازد.
در كتاب «روشنايي در دستان» نوشته اينس هانت و وانتا دراپر علاوه بر توضيح زندگي نيكولا تسلا ، به صورتي ناواضح در مورد نظريات تسلا نسبت به استفاده هاي غيرانساني از نيروي مغناطيسي اشاره شده و حتي نامي هم از اسلحه مرگ برده شده است كه تقريبآ مشابه همان سلاح شوروي مي باشد. از نكات مورد اهميت اين كتاب ، نظريات خود نيكولا تسلا است.تسلا چندين بار گفته است كه با استفاده از اين نيروي مغناطيسي ، مي تواند اسلحه اي بسازد كه برپايه فيزيك نوين است و توانايي انهدام 10 هزار هواپيما را حتي در فاصله 2 هزار و 500 مايلي دارد. تسلا مي گويد: با وجود اين اسلحه ، امريكا در مقابل تمامي دشمنانش ايمن است. اين تشعشع مي تواند هر موتوري را ذوب كند و هيچ قدرتي در مقابلش نمي تواند ايستادگي كند و در يك لحظه مي تواند ميليون ها نفر را در يك چشم به هم زدن از بين ببرد. چنين سلاح مخربي ، احتياج به 50 ميليون ولت برق دارد. اين سلاح فرضي از طرف نيكولا تسلا ، تلفورس (Teleforce) لقب گرفت.
مطلب ديگر درباره استفاده شوروي از تكنيك ها و تئوري هاي نيكولا تسلا را مي توان در تاريخ 23 سپتامبر سال 1977 در روزنامه واشنگتن پست خواند. اين روزنامه گزارش داد كه يك وسيله عجيب مانند توپي از نورهاي ستارگان ، بر فراز آسمان شهر پتروزاودچ گسترده شده بود. اين موضوع شاهدان زيادي دارد ، حتي خبرگزاري تاس (Tass) شوروي هم چنين چيزي را گزارش كرده بود. ولي اين واقعه ، اين بار در شهر هلسينكي (پايتخت كشور فنلاند) ديده شد كه در حدود چندين دقيقه آسمان نوراني شده بود. چندي بعد در مجله تحقيقات ژئوفيزيكي امريكا ، دكتر توروآن مقاله اي نوشت كه در آن گفته شده بود: ماهواره هاي جاسوسي - نظامي امريكا ، تشعشعات بسيار قوي را در روسيه رديابي كرده اند كه براي ايجاد آنها احتياج به ايجاد 10 تريليون وات نيرو يا يك ميليارد ول انرژي است. هنوز وجود چنين سلاحي از طرف هيچ كشوري تأييد نشده است و ما تنها مي توانيم اميدوار باشيم كه اين كشورهاي ابرقدرت ، همواره صادق و راستگو باشند! ولي متأسفانه اين امر ، غيرممكن است.
منابع :
انواع تفنگ ها http://basijeshghekhodayi.blogtak.com
انواع سلاح کمري http://aftab.ir
تاريخچه جهاني ژ3 http://guniran.blogfa.com
سلاح قناسه http://basiji.co.cc
انواع سلاحهاي خارجي ساچمه زني http://basijeshghekhodayi.blogtak.com
انواع سلاح کمري http://www.pc-download.blogsky.com
تفنگ الکتروني http://daneshnameh.roshd.ir

Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image