جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
ضرورت طراحي و نصب سيستم هيدروليک براي " دور کمکي" کوره هاي واحد اول و دوم
-(1 Body) 
ضرورت طراحي و نصب سيستم هيدروليک براي " دور کمکي" کوره هاي واحد اول و دوم
Visitor 433
Category: دنياي فن آوري

مقدمه :

در حال حاضر جهت راه اندازي کوره ها با دور کم از يک الکترموتور ELIN و يک گيربکس FELENDER استفاده مي شود که بنا به دلايل فني و مشکلاتي که ممکن است در اثر اختلالات برقي بوجود آيد ، احتمال عدم توانايي در راه اندازي کوره را قوت مي بخشد. مي توان با جايگزيني يک سيستم " ديزل – هيدروليک " بجاي تجهيزات فعلي ، ريسک استارت نشدن موتور برقي را حذف ، و زمان توقف را کاهش داد.
به منظور روشن شدن ضرورت جايگزيني سيستم فوق با سيستم فعلي بايستي وضعّيت موجود ، تشريح و معايب و محسنّات هر دو سيستم از ديدگاه فني و اقتصادي مورد مقايسه قرار گيرد تا پشتوانه مناسبي براي اجراي پروژه ، مستدل گردد.

وظيفه سيستم دور کمکي :

استارت کوره ها با دور کمکي توسط الکتروموتور و يا موتور ديزل و يا هيدروموتور و يا ترکيبي از آنها رايج است که هرکدام داري معايب و محسناتي مي باشند که چنانچه در طراحي آن دقت نظرهاي لازم صورت گيرد مي تواند به بهترين روش و با کمترين ريسک منجر شود.
کوره هاي واحد و اول و دوم سيمان آبيک مجهز به 2 الکتروموتور و 2 گيربکس مي باشند که در طرفين گيربکس و موتور اصلي کوره قرار مي گيرند.
قبل از راه اندازي کوره با دور اصلي ، موتور کمکي استارت و گشتاور مورد نياز از طريق گيربکس کمکي به گيربکس اصلي منتقل مي گردد ، و گاهي نيز در طول توقفات کوتاه مدت کوره ، مشعل کوره خاموش نمي گردد و در صورتي که کوره در موضع ثابت باقي بماند ، آستر نسوز ، بدنه کوره ، رينگها و غلطکها وهم چنين فعل وانفعالات شيميايي مواد داخل کوره نيز بطور جدي صدمه مي بينند . لذا جهت جلوگيري از صدمات فوق که با ده ها ميليون تومان خسارات مالي همراه است ، بايستي کوره را با دور کمکي به گردش در آورد. با استارت الکتروموتور کمکي ، گيربکس کمکي شروع به کار مي کند و محور خروجي گيربکس ، محرک محور ورودي گيربکس اصلي مي گردد و بدين ترتيب کوره با دور کم به چرخش در مي آيد. يکي از الزام آورترين خصوصيات اين نوع کوره ها اينست که يراي به گردش درآوردن کوره از 2 الکتروموتور و 2 گيربکس در طرفين محور کوره استفاده شده است ، در نتيجه سنکرون بودن موتورها و گيربکسهاي دو طرف ، اصلي ترين فاکتور بهره برداري از سيستم درايو کوره است و چنانچه همزماني دوران گيربکس مورد توجه قرار نگيرد ، تخريب و خسارت بر تجهيزات مختلف کوره ، حتمي خواهد بود. و همين زوج بودن محرک باعث گرديده که نتوان کوره هاي سيمان آبيک را نيز مانند بعضي از کارخانجاتي که کوره سبکتري دارند واز موتورهاي بنزيني - هوا خنک ( فولکس) استفاده مي کنند ، فقط با يک محرک به چرخش درآورد. بعنوان مثال اگر سعي شود که فقط با سيستم دور کمکي يکي از طرفين ، کوره را به چرخش درآورد بدليل اينرسي زياد کوره ، فشار بيش از حدي به موتور و گيربکس کمکي و همچنين پايه هاي بتني غلطکها وارد شده و حتي امکان چرخش دنده گيربکس اصلي حول محور خود را بوجود خواهد آورد و هزينه توقف توليد و بازسازي و تعميرات به چند ده ميليون تومان خواهد رسيد.از طرفي نيز اگر بخواهيم از 2 موتور بنزيني و يک گيربکس سنکرون استفاده کنيم ، شايد از نظر فني قابل قبول باشد اما ، هزينه انتخاب ، طراحي و نصب چنين گيربکسي ، اندک نخواهد بود. و نکته مهمتر ايتست که ، تنها مسئله بچرخش در آمدن کوره کافي نيست بلکه ، کنترل و راهبري سيستم کمکي نيز بايد مدّ نظر قرار گيرد تا در صورت لزوم بتوان کوره را در موضع و موقعيت هاي مختلف با توجه به اينرسي فوق العاده آن به هنگام راه اندازي و همينطور در هنگام ترمز در زمان چرخش بطور دقيق کنترل و متوقف نمود.

ضرورت جايگزيني سيستم جديد :

در سيستم محرک دور کمکي فعلي ، نيروي برق تنها منبع انرژي مورد استفاده است که در صورت نقص ، کار سيستم را مختل مي نمايد و اگر سوابق توقف ماشين آلات بدليل اشکال برقي ، مورد بررسي قرار گيرد ، بالا بودن ريسک وايستگي کامل به نيروي برق ، کاملا ملموس و قابل درک خواهد بود. بطور مثال گاهي هنگام توقف کوره براي جلوگيري از آسيب به عايق نسوز ، الکترو موتور استارت نشده و کوره چندين ساعت در يک موقعيت ثابت مانده است و يا قطع بودن برق کارخانه اجازه استارت به الکتروموتور را نداده است و حتي يکبار نيز هنگام قطع سراسري برق کارخانه که کوره بطور ناگهاني متوقف گرديد ، ديزل ژنراتور کارخانه نيز استارت نشد و باعث موزي شدن کوره گرديد که اگر کوره به سيستم ديزل اختصاصي مجهز بود ، احتمال آسيب ديدن کوره تا حد صفر کاهش مي يافت .

مشخصات سيستم فعلي:

گيربکس
کمکي
FELENDER تعداد :
براي هر کوره = 2 توان:
63 KW گشتاور:
422NM N1 :
1450 rpm N2 :
65 rpm
الکتروموتور
کمکي
ELIN تعداد :
براي هر کوره = 2 توان:
66 KW V= 380
A= 120
Cos f = 0.9 N :
1450 rpm
مشخصات فوق براي هر دو کوره واحد اول و دوم تقريبا مشابه است و لذا مي توان يک طرح را براي هر دو تعميم داد.نکته حائز اهميت در اينجا ، ميزان گشتاور مورد نياز براي به چرخش دراوردن کوره ها در لحظه استارت مي باشد که احتمالا مقدار فعلي (NM422) با توجه به افزايش ظرفيت کوره ها در برنامه توسعه کارخانه تا حد 470 نيوتن متر افزايش خواهد يافت.

سيستم هاي هيدروليک:

براي آشنايي با سيستم هاي هيدروليک مورد استفاده در دور کمکي کوره هاي سيمان ، از کارخانه سيمان تهران بازديد شد و اطلاعات بسيار ارزشمندي در قالب فيلم و عکس تهيه گرديد که در آرشيو خدمات مهندسي کارخانه موجود مي باشد .
1- محل بازديد: کارخانه سيمان تهران- کوره 4000 تني واحد ششم.
طراح : POLIYSIUS
محرک دور کمکي : هيدروموتور
يک موتور ديزل 6 سيلندر در اطاقک زير کوره نصب گرديده که در مواقع نياز به دور کمکي ، توسط مدار فرمان برقي استارت مي گردد و سيستم هيدروليک را که متشکل از هيدروپمپ FILLER براي تغذيه سريع مسير هيدروليک ،
هيدروپمپ اصلي به منظور ايجاد دبي مورد نياز ،
شير کنترل فشار ، بعنوان SAFTY VALVE SYSTEM ،
شير اصلي کنترل مسير بعنوان MASTER DIRECTIONAL VALVE ،
و شير هاي کنترل دبي به منظور تنظيم دبي مورد نياز مي باشد که از طراحي وترکيب اين عناصر ، سيستم هيدروليک بشکل يک POWER UNIT درآمده و بوسيله هدايت کننده ها ( لوله ها ، شيلنگها ، اتصالات ) از طريق مجاري سقف اطاق ديزل به هيدروموتورهاي کوپل شده به گيربکس کمکي ، روغن را با دبي و فشار قابل کنترل ميرسانند که هيدروموتورهاي سمت چپ و سمت راست کوره بتوانند گشتاور مورد نياز براي بچرخش درآوردن کوره را ايجاد نمايند.
يک سيستم شارژباطري نيز براي موقع قطع برق در کنار مدار فرمان استارت ، طراحي شده و درصورت لزوم ، مي تواند منبع تغذيه استارتر باشد.
2- محل بازديد: کارخانه سيمان تهران- کوره 2100 تني واحد چهارم.
طراح : FLSHMIDTH
يک موتور ديزل که شفت خروجي آن بوسيله يک اهرم دستي به يک کوپلينگ متصل شده و توسط کوپلينگ به يک مبدل گشتاور که مي تواند گشتاور موتورديزل را بصورت سنکرون در 2 جهت چپ و راست منتقل نمايد متصل شده است که گشتاور مورد نياز را براي بحرکت درآوردن 2 دستگاه هيدرو پمپ که بصورت موازي در طرفين چپ و راست سيستم راه انداز ، نصب شده اند ، تامين مي کند.
در اين سيستم نيز همانند کليه سيستم هاي هيدروليک از شيرهاي کنترل فشار ، دبي ، مسير و هدايت کننده ها استفاده شده است که درنهايت روغن را به هيدروموتور منتقل و چرخش کوره با دور کمکي را باعث مي شوند.
در سمت مقابل موتور ديزل نيز يک الکتروموتور با تواني برابر با موتور ديزل نصب گرديده که در مواقع عادي که برق وجود دارد مي تواند بعنوان محرک سيستم هيدروليک ، فعال شود. بنابراين در شرايط نرمال ، سيستم راه اندازي دور کمکي بصورت برقي و با الکتروموتور ، و در شرايط اضطراري توسط موتور ديزل ، استارت مي گردد.
جدول 1 - مقايسه سيستم هاي مورد استفاده در واحد چهارم و ششم کارخانه سيمان تهران:

سيستم چرخش دور کمکي کوره 4000 تني :

POLIYSIUS)) سيستم چرخش دور کمکي کوره 2100 تني :
(FLSHMIDTH )

معايب:

1-نگهداري و تعمير موتور ديزل
2-نگهداري و تعمير سيستم هيدروليک
3-استارت دور کمکي فقط توسط ديزل

محاسن :

1-عدم وابستگي به جريان برق
2-چرخش سنکرون

معايب:

1-نگهداري و تعمير موتور ديزل
2-نگهداري و تعمير سيستم هيدروليک

محاسن :

1-عدم وابستگي به جريان برق
2-چرخش سنکرون
3-بهره برداري از سيستم هيدروليک بوسيله الکتروموتور
4-استفاده از مبدل گشتاور براي هماهنگي سيستم هيدروليک
5-طراحي ساده و استفاده از کمترين تجهيزات
جدول 2 – مقايسه سيستم هاي صرفا برقي و سيستم هاي صرفا ديزل:

فقط برقي: فقط ديزلي / بنزيني

معايب:

1- وابستگي کامل به جريان برق
2- ريسک بالا بدليل احتمال زياد قطع برق

محاسن:

1- سنکرونيزاسيون بهتر
2- بهره برداري راحت تر
3- سادگي طراحي معايب:
1- مشکل بودن سنکرون نمودن موتورها در کوره هايي که بايستي با 2 موتور مورد استفاده قرار گيرند.
2- در صورت استفاده از مبدل گشتاور ( ديفرانسيل ) ، ابعاد تجهيزات بسيار بزرگ و حجيم خواهند بود.
مشکلات مربوط به سيستم هاي صرفا برقي کاملا مشخص است و تجربه موزي شکل شدن کوره واحد دوم نمونه بارز ناکافي بودن اين سيستم ها مي باشد ، که نهايتا منجر به چاره انديشي و استفاده از يک سيستم تلفيقي " ديزلي – هيدروليکي " براي دور کمکي کوره ها گرديده است.
در بعضي از کوره هاي سبک از يک موتور بنزيني فولکس جهت چرخش با دور کمکي استفاده شده است . استفاده از يک موتور مکانيکي فقط در کوره هاي سبک امکان پذير مي باشد و در کوره هايي که به منظور جلوگيري از " بار جانبي " ( (Side Load بايد از 2 موتور استفاده شود ، احتمال سنکرونيزاسيون موتورها بدون استفاده از تمهيدات و تجهيزات بسيار گرانقيمت امکان ندارد.
در سيستم هاي تلفيقي ( برقي- هيدروليکي – ديزلي ) فقط در شرايطي که مشکل برقي وجود داشته باشد از موتور ديزل استفاده مي شود و ريسک عدم موفقيت استارت کوره بستگي به شرايط نگهداري و تعميرات موتور ديزل کوپل شده به سيستم هيدروليک دارد و از طرفي نيز هواي سرد باعث افزايش ريسک عدم استارت ديزل را افزايش مي دهد که در هر دو صورت چنانچه برنامه مدوني براي نگهداري موتور ديزل و تامين محل مناسب با دماي کنترل شده ، وجود داشته باشد ، بهترين گزينه براي جلوگيري از صدمات ناشي از توقف کوره گرم را خواهيم داشت.
جدول 3 – مقايسه موتور ديزل و بنزيني براي سيستم هاي تلفيقي هيدروليک- ديزلي/بنزيني

بنزيني ديزلي

معايب:

1- مصرف سوخت بيشتر
2- توان محدود
3- محدوديت خدمات و لوازم يدکي

محاسن:

1- استارت راحت تر در هواي سرد معايب:
1- آلودگي بيشتر
2- نياز به محيط گرم در فصل سرما

محاسن:

1- نياز به محيط گرم در فصل سرما
2- مصرف سوخت کمتر
3- توان بيشتر
با تجزيه و تحليل مقايسه اي مزايا و معايب هر يک از روشهاي فوق ، روش استفاده از سيستم "موتورديزل – هيدروليک – الکتروموتور " ، کاملا بهينه و منطقي بنظر مي رسد.
درحال حاضر جهت راه اندازي سيستم مورد نظر مي بايست نکاتي را در نحوه انتخاب تجهيزات و قطعات مورد توجه قرار داد که درصورت نياز به طراحي داخلي ، اگاهي ازاين نکات الزامي خواهد بود.
سيستم هيدروليك دور کمکي کوره ، نيروي خود را از دوران يك هيدروپمپ به دست مي آورد. اين دوران زماني ايجاد ميشود كه يك سيال تحت فشار وارد محفظه هيدروموتور شود. وضعيت سيال توسط پمپ و شيرهائي جهت افزايش، كاهش و يا حفظ فشار به صورت مورد نياز درآمده و ميتواند نيروي لازم براي به حركت درآوردن محور خروجي هيدروموتور را فراهم كند. بنابراين نيروي موجود درسيستم هيدروليك با حداكثر فشار موجود در هيدرو موتور تعيين مي شود.
دور کمکي هيدروليك قادر است گشتاور كامل خود را در هر وضعيتي از دوران هيدرو موتور به گيربکس اصلي اعمال نمايد. همچنين ميزان دوران را ميتوان در هر حدي از مسير چرخش محدود ساخت. اين در حالي است كه در سيستم هاي برقي يا مكانيكي ، توقف كامل را تنها در انتهاي مسير دوران پس از ترمز ميتوان كسب نمود.
ويژگيهاي سيستم هيدروليك کوره را به صورت زير ميتوان خلاصه نمود:
1- تغيير و تنظيم سرعت دوران در حالت ايجاد نيروي ثابت
2- تنظيم نيروي وارده به ميزان مورد نياز
3- قابليت اندازه گيري و كنترل الكترونيكي نيروي وارده طي دوران کوره
نکات قابل توجه در طراحي سيستم هيدروليک کوره :

تعيين فشار كاري سيستم

براي تعيين سطح فشار در يك سيستم هيدروليك بايد در نظر داشت كه با بالا بردن فشار ميتوان از المانهاي هيدروليكي كوچكتري براي رسيدن به تناژ مورد نظر، استفاده نمود. همچنين قطر لوله ها را ميتوان كوچكتر انتخاب نمود. در نتيجه، هزينه ساخت سيستم هدروليکي کوره كاهش مي يابد. اما از طرف ديگر با افزايش فشار، روغن در سيستم زودتر داغ ميكند، نشتي ها بيشتر و اصطكاك و سايش نيز افزايش مي يابد. در نتيجه فاصله انجام سرويس ها بايد كوتاهتر شود. همچنين نويز و پيكهاي فشاري نيز افزايش يافته و خواص مطلوب ديناميكي سيستم كاهش مي يابد. بنا براين ساخت چنين سيستمي نياز به اطلاعات فني و تجربه کافي دارد که در اين زمينه با شرکتهاي متخصص و کارشناسان مجربي گفتگو شده است .
اجزاء اصلي سيستم هيدروليك دور کمکي کوره
تجهيزات و عناصر مورد نياز براي طراحي و ساخت / خريد داخلي / خريد خارجي ، براي هريک از کوره ها بشرح زير مي باشد:
1- موتور ديزل - 1 دستگاه
2- هيدروپمپ - 2 دستگاه
3- هيدروموتور- 3 دستگاه
4- شيرهاي کنترل مسير ، کنترل فشار ، کنترل دبي، مقسم جريان
5- هدايت کننده
6- پاور يونيت
در صورتي که قرار بر طراحي و ساخت داخلي باشد ، مي توان با تهيه تجهيزات اينکار را انجام داد ولي بايستي قبل از شروع کار ، نکاتي را در رابطه با طراحي ، مد نظر قرار گيرد.
بطور مثال در سا يزينگ پمپ ها حدود ده درصد به دبي تعيين شده از طريق محاسبات تئوريك اضافه مينمايند.
در انتخاب شير اطمينان (فشار شكن)، فشار تنظيمي بايد ده درصد بيشتر از فشار كاري سيستم باشد.
براي انتخاب يک هيدروموتور حداقل موارد زير بايد مشخص گردد:

تعيين گشتاور و سايز هيدروموتور :

T(N.m) = 0.016 X ?P (bar) X Vg(cm3)
• حجم جابجايي روغن بر حسب cm3
• حداکثر دبي مجاز عبوري از موتور و حداکثر سرعت
ثابت گشتاور برحسب Nm/bar . توسط اين ثابت ميتوان مقدار گشتاور موتور را در فشار هاي کاري مختلف محاسبه نمود.
حداکثر گشتاور موتور در اختلاف فشار ماکزيمم بر حسب Nm
در صورتي که بخواهيم طراحي و ساخت توسط شرکتهاي داخلي ، انجام شود بايستي با شرکتهاي موجود تماس گرفته شود که در اين راستا فعاليتهايي انجام گرفته است.

نحوه انتخاب پمپهاي هيدروليك

اولين مرحله در انتخاب مدار تغذيه و تعيين پمپ مناسب براي يك كاربرد معين در سيستمهاي هيدروليك، بررسي تقاضاهاي فشار/جريان در مدار است. ابتدا منحني هاي جريان و فشار در يك سيكل زماني بايد بررسي شود. سپس همزماني مصرف درالمانهاي مختلف تعيين گردد. بدين نحو حداكثر جريان مورد نياز مشخص ميگردد. براي تعيين يك مدار تغذيه مناسب به موارد ذيل بايد توجه نمود:
1- در سايزينگ پمپ ها در عمل بايد (10 % ) به دبي تعيين شده از طريق محاسبات تئوريك اضافه نمود.
2- در انتخاب شير اطمينان (فشار شكن)، فشار تنظيمي بايد (10 % ) بيشتر از فشار كاري سيستم باشد.
هر دو مورد (1) و (2) باعث ميشود توان بيشتري در سيستم هيدروليك تزريق شود.
3- اگر دبي پمپ در يك دور مشخص ( مثلا 1500 rpm ) ارائه شده باشد، براي بدست آوردن دبي پمپ در دور كاري (مثلا 1440 rpm ) از رابطه زير ميتوان استفاده نمود:
كه در آن :
n1: دور تئوريك دوران پمپ (rpm )
n2 : دور كاري ( rpm)
: دبي پمپ در دور تئوريك ( lit/min )
: دبي پمپ در دور كاري ( lit/min )
فشار كاري در خروجي پمپ
اين مشخصه تحت عنوان Operating Pressure-Outlet و با واحد bar ارائه مي شود و نشانگر ماكزيمم فشاري است كه پمپ قادر به ايجاد آن مي باشد. البته لازم به يادآوري است كه پمپها ايجاد جريان مي كنند و قرار گرفتن يك مانع در برابر اين جريان، باعث ايجاد فشار مي گردد. فشار كاري معمول براي پمپ هاي دنده أي به صورت 250,225,200,175,150,100,50,10 بار مي باشد.
فشار كاري در ورودي پمپ
اين مشخصه تحت عنوان Operating Pressure-Inlet و با واحدbar ارائه ميشود و نشانگر محدوده قابل قبول براي اعمال فشار در ورودي پمپ مي باشد. ورودي پمپ را به خط مكش وصل مينمايند كه توسط آن روغن از منبع به سمت پمپ مكيده ميشود. در حقيقت مكش فقط يك كلمه است كه براي نشان دادن سمت روغن گيري پمپ بكار ميرود. اصولا مايعات قابل كشيده شدن نيستند بلكه فقط با نيروي فشار خارجي هل داده مي شوند.
قدرت كشش يك پمپ بستگي به ميزان اختلاف فشار سمت مكش پمپ و فشار هواي روي سطح مايع دارد. بنابراين حتي اگر يك پمپ بتواند توليد خلا مطلق كند، مقدار ارتفاع كشش مايع آن از حداكثر نيروي فشار جو تجاوز نميكند و حد نهايي ارتفاع كشش را حداكثر فشار وارده بر سطح مايع از طرف هواي بيرون تعيين مي كند و به قدرت پمپ بستگي ندارد از اين رو ارتفاع مكش پمپها محدود مي باشد و هر چه پمپ نزديكتر به سطح مايع نصب شود، مايع راحت تر و آسان تر به سمت پمپ رانده ميشود و احتمال ايجاد كاويتاسون كمتر ميشود. به طور معمول فشار كاري در ورودي پمپ ها بين –0.3bar و +1.5bar مي تواند باشد.

سرعت دوران پمپ

ميزان دبي حجمي روغن كه توسط پمپ ايجاد ميگردد، تابع سرعت دوران آن ميباشد. اين سرعت براي پمپها ي مختلف عددي متغير است. براي مثال بعضي پمپها را ميتوان با دوري بين 500rpm و 5000rpm به دوران واداشت. با اينحال معمولا" مشخصات اصلي پمپها را در دور بخصوصي (1450rpm) ارائه مي كنند.

حجم جابجايي روغن

هر پمپ بسته به سرعت دوران خود به ازاء هر دور چرخش چرخدنده ها، مقدار معيني از روغن را جابجا مي كند. واحدي كه براي بيان حجم جابجايي بكار ميرود معمولا cm3/rev ميباشد. حجم جابجايي عددي است كه تابع مشخصات ابعادي چرخدنده ها مانند قطر، مدول، پهنا، . . . و همچنين سرعت دوران پمپ ميباشد. رنج معمول حجم جابجايي بين 3.5 و100 ليتر بر دور مي باشد.

دبي موثر

دبي موثر توليدي توسط يك پمپ باعبارت Qeff مشخص ميگردد ومقدار آن در يك سرعت دوران، ويسكوزيته و دماي كاري بخصوص تعريف ميگردد. براي مثال در دور n=1450 rpm ،ويسكوزيته ?=36 cSt و دماي كاري t=50C? ، ميزان دبي موثر را براي يك پمپ بر حسب lit/min تعيين مينمايند. به طور معمول محدوده دبي موثر يك پمپ دنده أي بين 2 تا 150 ليتر بر دقيقه مي باشد.

توان موتور راننده پمپ

پمپهاي هيدروليك معمولا توسط الكترو موتور بكار انداخته ميشوند. توان موردنياز براي دوران پمپ نيز بستگي به سرعت دوران، دماي كاري و ويسكوزيته روغن دارد. در اين مورد نيز معمولا توان مورد نياز را در دور n=1450 rpm ،ويسكوزيته ?=36 cSt و دماي كاري t=50C? ، بر حسب KW تعيين مي نمايند. محده توان مورد نياز براي پمپ دنده أي بين 1 تا 38 كيلو وات مي باشد.
در مورد سيستم دور کمکي کوره موتور ديزل از سمت مقابل الکتروموتور نصب مي گردد . با توجه به محدوديتهاي مالي شرکتهاي طراح سيستم هيدروليک پيشنهاد مي گردد انتخاب موتور بعهده شرکت پيمانکار بوده و خريد آن توسط کارخانه باشد.

دماي كاري روغن

براي آنكه پمپ به صورت موثر بتواند دبي مورد نياز را تامين نمايد، دماي روغن در حال انتقال بايد در محدوده مشخصي قرار داشته باشد. اين محدوه براي روغن هاي معدني بين -20 تا +70 مي باشد.

درجه ويسكوزيته

روغني كه پمپ ميتواند به صورت موثر منتقل نمايد بايد داراي درجه چسپندگي بخصوصي باشد. رنج ويسكوزيته معمول براي پمپ هاي دنده اي بين 5 تا 300 سانتي استوك مي باشد.

فيلتراسيون

حداكثر ابعاد ذرات خاجي كه اجازه ورود به پمپ را دارند بايد توسط يك عدد مشخص نمود و سپس ذرات با ابعاد بزرگتر را توسط فيلتر مناسب جمع آوري نمود و مانع ورود آنها به پمپ گرديد. بزرگترين ابعاد ذرات خارجي كه اجازه ورود به پمپ را دارند معمولا كوچكتر از 25m مي باشد.
منبع:مقالات علمي ايران
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image