جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
دنيا و علم زبان شناسي شعرهاي فارسي(4)
-(0 Body) 
دنيا و علم زبان شناسي شعرهاي فارسي(4)
Visitor 389
Category: دنياي فن آوري
زبان يکي از پديده هاي کهن است که البته نمي توان تاريخ دقيقي براي پيدايش آن تعيين کرد. اما بر اساس پژوهش هاي مردم شناسان بين پانصد هزار تا يک ميليون سال پيش تخمين زده شده است. مردم شناسان معتقدند که تکامل زيستي انسان با سازگاري او با شرايط محيطي حاصل مي شود. که اين سازگاري يا از طريق دگرگوني ساخنمان زيستي موجود متناسب با شرايط محيط و يا بالعکس از طريق دگرگوني شرايط محيطي حاصل مي گردد. پس از اين تکامل زيستي است که تکامل اجتماعي آغاز شده و رو به توسعه مي نهد. تکامل زيستي انسان از طريق وراثت، يعني از طريق توليد مثل از پدر و مادر به فرزندان انتفال مي يابد. اما تکامل اجتماعي انسان تنها از طريق جامعه صورت مي گيرد که تنها وسيله ي جامعه زبان است.
هنگامي که درباره ي زبان سخن مي گوييم، ذهن ما ناخودآگاه به سمت خط و نوشته مي رود، اما در حقيقت زبان اصل و خط فرع است، زيرا امروزه نمي توان جامعه اي يافت که زبان نداشته باشد در حالي که همه ي اين جوامع داراي خط نيستند. همه ي افراد زبان مي دانند و از آن استفاده مي کنند در خال که در بين آنها هنوز افرادي هستند که سواد خواندن و نوشتن ندارند. اگر از نظر زمان پيدايش هم بررسي کنيم قدمت زبان که بين پانصد هزار تا يک ميليون سال پيش است بيشتر از پيدايش خط است که از ده هزار سال هم فراتر نمي رود.
انسان ها زبان را در کودکي فرا مي گيرند و کودکي که به سن شش سالگي رسيده به دستگاه صوتي زبانش تسلط پيدا کرده و ديگر از نظر زباني فردي بالغ است. واژه هايي که ياد مي گيرد از تجارب او با محيط است و هر چه بزرگتر مي شود به توسعه ي واژگان ادامه مي دهد.
انسان از زمان هاي بسيار دور در تلاش بوده است تا زبان را دقيقا بشناسد و به رموز آن دست يابد در نتيجه زبانشناسي يعني مطالعه ي زبان از قدمت بالايي برخوردار است. برخي مطالعات و پژوهش هاي محققين قديم ايراني، هندي، عرب، يوناني و رومي درباره ي زبان هاي سانسکريت، عربي، يوناني و لاتين حاکي از توجه آنها به زبان است، ولي در کل مطالعات سنتي زبان چندان چشم گير نبوده است. در سال هاي اخير زبانشناسي نوين به طور قابل توجهي توسعه يافته به طوريکه مرتبا مکاتب تازه اي به وجود مي آيند که هر کدام داراي اصطلاحات و مفاهيم خاص خود هستند و فراگيري همه ي آنها کاري بس دشوار است. به همين دليل است که زبانشناسان به دليل مجهز کردن به اين تحولات از تاليف کتاب يا مقاله که به زبان ساده زبانشناسي را براي مردم عادي و غيرحرفه اي شرح دهد، دور مانده اند. به همين دليل است که زبانشناسي نوين در کشور ما براي مردم عادي ناشناخته مانده است.
هنگامي که از زبانشناسي مي گوييم، بيشتر افراد فکر مي کنند منظور ريشه يابي لغات در گذشته است و اينکه لهجه ها، گويش ها و زبان هاي مختلف چگونه انشعاب يافته اند. در حالي که زبانشناسي تاريخي تنها يکي از شاخه هاي کوچک علم وسيع زبانشناسي است که در قرن نوزدهم، تحت تاثير توجيه تکاملي داروين از حيات به تاريخ و منشا زبان مي پرداخت. در سال هاي اخير توجه زبانشناسان از زبانشناسي تاريخي به زبانشناسي توصيفي معطوف شده است. زيرا از تحقيقات توصيفي زبان در زندگي عملي بيشتر مي توان بهره برد. زبانشناسي توصيفي به بيان اين مي پردازد که مردم زبان را چگونه به کار مي برند، نه اينکه مردم بايد چگونه صحبت کنند. به دليل همين توصيفي بودن زبانشناسي است که در رديف علوم تجربي قرار گرفته است. و همين استفاده ي عملي داشتن زبانشناسي است که باعث پيشرفت اين علم و توسعه ي آن گرديده است. يکي ديگر از شاخه هاي زبانشناسي تحت عنوان "زبانشناسي کاربسته" نشان مي دهد که نتيجه ي تحقيقات زبانشناسي چگونه و در چه زمينه هايي عملا به کار گرفته مي شود.
اکثر مطالعات سنتي زبان داراي بنيان علمي نبوده و بيشتر بر حدس و گمان و تصورات فردي بنا گرديده بودند، در حالي که زبانشناسي نوين از روش هاي تجربي علوم بهره مي گيرد و بر پايه ي اطلاعاتي است که از مشاهدات عيني زبان بدست مي آيد.زبانشناسي سنتي به خود زبان به عنوان دستگاه ارتباطي اجتماعي توجهي نداشت و آن را به دليل ملاحظات ادبي، فرهنگي ومذهبي مورد مطالعه قرار مي داد و تنها زباني مورد مطالعه قرار مي گرفت که داراي آثار فرهنگي و ادبي بود، و روش هاي مطالعه ي زبان بيشتر روش هايي بود که براي ارزيابي ادبي و فرهنگي به کار مي رفت. اما زبانشناسي نوين زبان را دستگاهي نظام مند از علايم صوتي تعريف مي کند که افراد براي ارتباط از آن استفاده مي کنند. و بين آن و ادبيات و آثار فرهنگي تمايز قايل مي شود. به همين دليل است که از نظر زبانشناسي نوين همه ي زبان هاي دنيا، از زبان عقب مانده ترين جوامع تا زبان پيشرفته ترين جوامع، همه داراي ارزش برابرند و در خور مطالعه مي باشند.
زبان هاي موجود در دنيا اختلافاتي با يکديگر دارند، اما در دو چيز مشترکند: همه ي آنها از طريق انتقال انرژي در هوا به وسيله ي امواج صوتي استفاده مي کنند و همچنين آنها اين امواج را در رابطه با وقايع، اشيا و تجارب انسان از جهانبيرون به کار مي گيرند. بنابراين زبان از طريق صوت و موقعيت هاي محيط خارج با دنياي خارج بستگي دارد. و اما تفاوت کلي که زبان ها با يکديگر دارند تفاوت در نظام دروني هر زبان است. به عبارتي هر زبان امواج صوتي را در قالب الگويي متفاوت با ديگري ريخته و با جهان خارج به طور متفاوتي رابطه برقرار مي کند.
زبانشناسي به طور عام به شاخه ي آوا شناسي، معنا شناسي و زبانشناسي ساختاري تقسيم مي شود که هر کدام از اين شاخه ها نيز به شعباتي تقسيم مي گردند. رشته اي که اصوات حنجره اي انشان را مورد مطالعه قرار مي دهد "فونتيک" يا "آواشناسي" نام دارد.آواشناسي به سه شعبه ي "آواشناسي توليدي"، "آواشناسي فيزيکي" و "آواشناسي ادراکي" تقسيم شده است. آواشناسي توليدي قديمي ترين شعبه ي آواشناسي است که از زيست شناسي منشا مي گيرد و نحوه ي توليد يا فراگويي زبان را به وسيله ي اندام هاي گويايي بررسي مي کند. آواشناسي فيزيکي که روش هايش از علم فيزيک منشا مي گيرد، خصوصيات صوت را به عنوان يک پديده ي فيزيکي مورد مطالعه قرار مي دهد. و در آخر جديدترين شعبه ي آواشناسي، آواشناسي ادراکي است که با روانشناسي وجه اشتراک زياد دارد و قلمرو مطالعه ي آن ادراک صداهاي زبان به وسيله ي شنونده است. و نظامي که بين اجزا صوتي زبان وجود دارد "دستگاه صوتي" يا "فونولوژي" زبان را به وجود مي آورد که در فارسي "واج شناسي" ناميده مي شود. رابطه ي بين الگوهاي صوري زبان و پديده هاي جهان بيرون همان است که ما در زبان روزمره به آن "معني" مي گوييم. و آن شاخه از زبانشناسي که به مطالعه ي معني الگوهاي زبان مي پردازد "معناشناسي" نام دارد.

رابطه ي زبان با تفکر:

زبان مهمترين عامل در فعاليت هاي ذهني است. افلاطون معتقد بود که در هنگام تفکر روح انسان با خودش حرف مي زند. واتسون يکي از پيشروان مکتب رفتارگرايي در روانشناسي معتقد است که تفکر همان سخن گفتن است که به صورت حرکات يا انقباضات خفيف در اندام هاي صوتي درآمده است. تفکر بدون استفاده از زبان ممکن است ولي بسيار ابتدايي است مانند حيوانات. اما زبان توانايي انسان را در تفکر و ديگر فعاليت هاي ذهني بسيار بالا مي برد تا جايي که مي توان گفت تفکر در مراحل عالي از زبان غير قابل تجزيه است.

رابطه ي زبان با حفظ و گسترش فرهنگ در جامعه:

زبان يکي از عناصر مهم در فرهنگ اجتماع است. هنگامي که بحث حفظ و گسترش و تقويت فرهنگ ايراني مطرح مي گردد، بايد زبان فارسي را به عنوان يکي از نهادهاي بنيادي جامعه بررسي کرد تا امکانات آن بهتر شناخته و از آن بهره برداري گردد. بحث در مورد زبان و فرهنگ بسيار گسترده است. در اين کتاب فقط يرخي از مسايل مهم زبان فارسي مطرح و پيشنهاداتي ارايه شده است. اين مسايل در سه فصل تنظيم شده اند: 1-آموزش زبان فارسي 2ـطرح ريزي و نوسازي زبان فارسي 3ـگسترش جغرافيايي زبان فارسي.
افزايش تسلط فارسي زبانان به زبان فارسي از اهداف مهم گسترش زبان فارسي است. تسلط بيشتر به معني توانايي به کار بردن زبان در موقعيت هاي اجتماعي پيچيده تر و متنوع تر است. بهبود آموزش زبان فارسي در موسسات و آموزش در سطوح مختلف، موثرترين و مستقيم ترين راه براي افزايش تسلط به زبان مادري است.
زبان داراي سير طبيعي است که دستکاري و مداخله در آن بسيار مشکل است. به همين دليل در گذشته بسياري از زبانشناسان مخالف اين مداخله ي عمدي بودند. ولي امروزه بسياري از آنان با توجه به نيازهاي جامعه به طرح ريزي زبان معتقدند. به اين منظور بايد فرهنگستاني متشکل از افرادآگاه و با صلاحيت تشکيل گردد و خط مشي زبان را در بسياري مسايل، به طور مثال مشکل خط فارسي روشن نمايد.
گسترش جغرافيايي زبان فارسي، گسترش آن در داخل و خارج از قلمرو جغرافيايي ايران است. اگر بتوان به تدريج و با نرمش زبان فارسي را زبان مادري همه ي افراد حاضر در قلمرو جغرافيايي ايران گردانيم، قدم مهمي در راه وحدت ملي ايران برداشته ايم.

تحقيقات جديد زبانشناسي

تسلط بر دو يا چند زبان خارجي در بسياري از موارد، زمينه‌ساز دستيابي به موقعيت‌هاي مناسب اجتماعي و شغلي مي‌شود. بسياري از زبان‌شناسان معتقدند، چنان‌چه فراگيري زبان دوم يا زبان خارجي در دوران کودکي صورت نپذيرد، شخص هيچ‌گاه به تسلط کافي در آن زبان، در مقايسه با زبان مادري، دست پيدا نخواهد کرد.
منظور از زبان دوم، زبان رسمي کشوري است که به طور مثال مهاجران مجبور به يادگيري آن هستند. از آن‌جا که مهاجران در بيرون از محيط خانه، زبان رسمي کشور ميزبان را به کارمي‌برند، در اين مورد به جاي واژه زبان خارجي، از عنوان "زبان دوم" استفاده مي‌شود.
با وجود اثبات اين نظريه که به "دوران بحراني" (Critical Period) شهرت دارد، محققان به نتايج ديگري نيز دست يافته‌اند. بنا به تحقيقات انجام شده، مشکل زبان کودکان مهاجر، ريشه در فراگيري زبان دوم در دوران کودکي دارد.

لکنت زبان، حاصل فراگيري زودهنگام زبان

نتايج پژوهش‌هاي صورت گرفته نشان مي‌دهد کودکاني که در زير پنج سالگي شروع به يادگيري زبان دوم مي‌کنند، بيشتر دچار لکنت زبان مي‌شوند. اين تحقيق از سوي زبان‌شناسان انگليسي بر روي کودکاني صورت گرفته که زبان مادري‌شان غير از انگليسي بوده و با خانواده خود به لندن مهاجرت کرده‌اند.
محققان در اين پژوهش، رفتار کودکاني را مورد مطالعه قرار دادند که به علت لکنت زبان در کلينيک تحت درمان قرار داشتند. بيش از هفتاد درصد از اين کودکان که به لکنت زبان دچار شده‌اند، پيش از دوران مدرسه،علاوه بر زبان مادري، يادگيري زبان دوم را نيز شروع کرده بودند.
در مقابل اين افراد، کودکاني که پيش از دوران مدرسه تسلط به زبان خارجي نداشتند، کمتر به لکنت زبان دچار شده بودند. زبان‌شناسان مي‌گويند، اين‌که فراگيري زبان دوم در دوران کودکي به لکنت زبان مي‌انجامد، پديده جديدي نيست، نکته مبهم اين بود که آيا مشکل لکنت زبان در هر دو زبان مادري و زبان دوم صورت مي‌گيرد يا يکي از آن دو.
محققان به اين نتيجه رسيدند که کودکان حتي در زبان مادري خود نيز با مشکلاتي روبرو مي‌شوند که درمان آن سال‌ها به طول خواهد انجاميد. پژوهشگران علاوه بر اين دريافتند که هر چه‌قدر زبان دوم در بين کودکان مهاجر زودتر فراگرفته شود، مدت زماني که کودکان به لکنت زبان دچار مي‌شوند نيز طولاني‌تر خواهد بود.
زبان‌شناسان انگليسي مي‌گويند، کودکان مهاجري که زبان انگليسي را در دوران مدرسه آموخته و دچار لکنت زبان شده بودند، سريع تر درمان شدند. محققان با توجه به نتايج حاصل از اين تحقيق، بر اين باورند که نوع زبان و کشوري که مهاجران در آن زندگي مي‌کنند، در به‌وجود آمدن مشکل براي کودکان دوزبانه اهميتي ندارد. وجه اشتراک تمامي اين کودکان تنها اين بود که در تمامي موارد، لکنت زبان بين چهار تا پنج سالگي ايجاد شده است.

منابع:

روزنامه ي ايران- سال نهم
http://www.danoush.net
http://forum.parsigold.com
http://www.lifeofthought.com
http://forum.takdownload.ir/
http://www.ezaban.com
http://mortezayazdani.ir
http://linguist87.blogfa.com/
http://forum.parsigold.com
http://www.khaalefer.com
(تعريف طنز از ديدگاه زبان شناسي؟)http://www.debsh.com
دانشنامه رايگان ويکيپديا
ويکتوريا فرامکين مقدمه اي بر زبان
جان مکورتر فهميدن زبانشناسي: دانش زبان
منبع زبان شناسي شعرها
1- از زبان‌شناسي به ادبيات (ج1-نظم) / کورش صفوي/ پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي
2- از زبان‌شناسي به ادبيات (ج2-شعر) / کورش صفوي/ پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي
3- موسيقي شعر / دکتر شفيعي کدکني / نشر آگه
4- فردينان دوسوسور/ جاناتان کالر / کورش صفوي / نشر هرمس
5- ساختارگرايي در ادبيات/ رابرت اسکولز / فرزانه طاهري/ نشر آگه

Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image