جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
تنبيه از ديدگاه روان شناسي و اسلام (1)
-(0 Body) 
تنبيه از ديدگاه روان شناسي و اسلام (1)
Visitor 580
Category: دنياي فن آوري

چکيده
 

از ديرباز مناقشه بر ميزان اثربخشي تنبيه ميان ديدگاه هاي مختلف روان شناختي ، علوم تربيتي و اسلام وجود داشته است . تنبيه به معناي آگاهانيدن ، بيداري کردن ، واقف گردانيدن به چيزي و آگاه و هوشيار کردن آمده است . معمولاً روان شناسان تنبيه بدني را جايز نمي دانند و براي آن عوارض نامطلوبي همچون ترس ، عدم يادگيري رفتار درست ، توجيه صدمه زدن به ديگران ، پرخاشگري نسبت به عامل تنبيه کننده ، جانشين شدن يک پاسخ نامطلوب به جاي پاسخ نامطلوب ديگر و الگو برداري از آن توسط ديگران برمي شمارند .
تنبيه کودک بايد به اندازه جرم وگناه او باشد ، نه بيشتر از آن . اگر کودک عقوبت رفتار اشتباه يا خلاف را نمي داند و يا پيش از تنبيه ، متنبه شد نبايد او را تنبيه کرد . نبايد به خاطر تشفي خاطر و تخليه هيجاني کودک را تنبيه کرد . بهتر است از روش هاي جانشين تنبيه همچون اشباع ، افزايش سن رشد ، گذشت زمان ، تقويت رفتار ناهمساز و ناديده گرفتن استفاده کرد .

مقدمه
 

آيا اين ضرب المثل قديمي صحيح است ؟ کسي بچه خود را نزند ، روزي به سينه خود خواهد زد . آيا تنبيه يک روش تربيتي است ؟ کارايي آن در چه سطحي است ؟ شرايط استفاده از آن چيست ؟ چه کساني اجازه اعمال نتيجه را دارند ؟ ديدگاه اسلام در اين زمينه چيست ؟ روان شناسان و مربيان تربيتي چه مي گويند ؟ اينها و پرسش هايي از اين دست ، پرسش هايي است که در محافل تربيتي زياد مطرح است .
تنبيه در لغت به معناي آگاهانيدن ، بيدار کردن ، واقف گردانيدن به چيزي و آگاه و هوشيار کردن آمده است . در اصطلاح به عملي گفته مي شود که لازمه آن آگاه و هوشيار کردن باشد و به سه معنا به کار مي رود :
1 . اسکينر(1) مي گويد : تنبيه زماني رخ مي دهد که پاسخ چيز مثبتي را از موقعيت حذف مي کند يا چيزي منفي به آن مي افزايد . در واقع ، تنبيه دور ساختن چيزي از ارگانيسم(2)(موجود زنده) است که خواستار آن است ، يا دادن چيزي است به کسي که طالب آن نيست . تنبيه به اين معنا را تنبيه به معناي عام مي گوييم .( 3)
2 . ارائه پاسخ منفي به ارگانيسم . تنبيه عبارت است از : ارائه يک محرک آزارنده (تقويت کننده منفي) به دنبال يک رفتار نامطلوب براي کاهش دادن احتمال آن رفتار . اگر پس از انجام رفتاري نامطلوب از سوي کودک ، مثلاً گفتن يک حرف زشت ، با ارائه يک محرک آزارنده مثل سيلي زدن به او بخواهيم حتماً بروز رفتار نامطلوب را در او کاهش دهيم ، او را تنبيه کرده ايم . تنبيه به اين معنا ؛ تنبيه به معناي خاص مي گوييم.(4)
3 . تنبيه بدني يا کتک زدن . گاهي مراد از تنبيه به همين معناست که ما آن را تنبيه به معناي اخص مي گوييم . روشن است که بر طبق معناي اول ، تنبيه طيف وسعيي را در بر مي گيرد که عبارت است از : تغافل ، بي اعتنايي ، تهديد ، تحقير ، سرزنش ، تمسخر ، محروم سازي ، جريمه ، جبران ، تغيير چهره ، روي برگرداندن و تنبيه بدني . اما بر طبق معناي دون ، تنبيه ديگر شامل تغافل ، بي اعتنايي ، محروم سازي و به عبارت ديگر ، حذف تقويت مثبت نمي شود . آنچه از ميان اين معاني سه گانه مورد ترديد و بحث واقع شده است ، قسم سوم يا تنبيه به معناي اخص است . گرچه برخي از مصاديق تنبيه به معناي خاص دوم ، نظير تهديد ، تحقير ، سرزنش و تمسخر نيز کما بيش مورد رد و انکار واقع شده است .( 5)

تنبيه و عوارض آن از ديدگاه روان شناسي
 

معمولاً روان شناسان تنبيه را - دست کم تنبيه بدني را جايز نمي دانند و عدم کارايي و يا اثرات و مضرات جانبي آن را دليل بر اين امور مي دانند . ولي بايد گفت : چنين نيست اولاً ، چنين چيزي نيست که تنبيه کارايي نداشته باشد . در بسياري از موارد ، تنبيه اصلاح کننده است . بطوري که عموم کساني که در مورد اصلاح رفتار کتابي نوشته اند ، تنبيه را به عنوان يکي از روش هاي اصلاح و تغيير رفتار ذکر کرده اند ، ثانياً ، در مواردي که تنبيه اصلاح کننده نباشد ، حداقل داراي اثر بازدارندگي و عبرت آموزي براي ديگران است اين خود اثر کمي نيست ؛ زيرا مواردي وجود دارد که رفتار نامطلوب بايد فوراً متوقف شود ، به طوري که اگر متوقف نشود ، آثار جبران ناپذيري به بار خواهد آورد .
اسکينروثراندايک(6) بر سر اثر بخشي تنبيه هم راي هستند : تنبيه احتمال پاسخ را کاهش نمي دهد . اگر چه تنبيه سبب بازداري يا واپس زدن پاسخ مي شود ، ولي تا زماني که تنبيه به کار مي رود ، عادت ضعيف نمي گردد .(7)
گاتري (8) روان شناس رفتارگرا ، که از قوانين تداعي تنها قانون مجاورت را پذيرفته است ، مي گويد : کارآمدي تنبيه به وسيله آنچه که تنبيه ارگانيسم تنبيه شده را به انجام آن وا مي دارد ، تعيين مي گردد . تنبيه نه به علت ناراحتي اي که توليد مي کند ، بلکه به سبب اينکه نحوه پاسخ دهي فرد به محرک هاي معين را تغيير مي دهد ، موثر است . تنبيه تنها در صورتي موثر است که پاسخ تازه اي را به محرک هاي قديمي ايجاد کند . به طور خلاصه ، گاتري معتقد است .(9)
1 . آنچه درباره تنبيه مهم است ، عملي است که ارگانيسم در نتيجه تنبيه انجام مي دهد ، نه احساسي که بر اثر تنبيه در او بوجود مي آيد .
2 . براي اينکه تنبيه موثر افتد ، بايد رفتاري را ايجاد کند که با رفتارتنبيه شده ناهمساز است .
3 . براي اينکه تنبيه موثر افتد ، بايد در حضور محرک هايي که رفتار تنبيه شده را فرا مي خواند اعمال گردد .
4 . اگر در شرايط موجود در بندهاي 2 و 3 بالا رعايت نشود ، تنبيه ناموثر خواهد بود حتي ممکن است پاسخ نامطلوب را قوي تر سازد .
جان ليونز و همکاران(10) مي گويند : بسياري از مطالعات بيانگر تاثير تنبيه بر رفتار هستند . يافته ها مي گويند : ميزان تاثير تنبيه در فرو نشاندن رفتار نامطلوب وابسته است به :
الف) شدت ، مدت ، فراواني و توزيع پيامدهاي ناخوشايند تنبيه ؛
ب) فواصل زماني اجراي تنبيه ؛
ج) شدت رفتاري که به خاطر آن تنبيه صورت مي گيرد ؛
د) وجود پاسخ هاي جانشين ؛
هـ) محدوده اي که در آن رفتار متضاد يا مطلوب پاداش داده مي شود .
در روان درماني ، تنبيه در اصلاح رفتارهايي که براي کودکان يا ديگران خطر فوري دارد ، يا جاهايي که نتيجه فوري لازم است ، بهترين کاربرد را دارد .
موريس(11) در زمينه اصلاح رفتار کودکان مي نويسد : درست همان طور که با پاداش دادن به کودک در هر زمان که رفتار مطلوب را انجام مي دهد ، مي توان آن رفتار را نيرومند کرد ، با پاداش ندادن قاطعانه به کودک هنگام اجراي رفتار نامطلوب نيز مي توان اين رفتار را در او کاهش داد ..... به هر حال ، در مواقع نادري از تنبيه بدني (مثل يک سيلي دردناک ، يا يک فرياد) ، بايد استفاده شود .(12)
سال آکسلرد(13) مي نويسد :چ
علي رغم بعضي از نواقصي که به اين روش (تنبيه) نسبت داده اند ، من معتقدم که تکنيک هاي تنبيه مي توانند ابزاز مفيد براي آموزگار باشند . يک دليل اين است که تنبيه احتمالاً در شرايطي موثر واقع مي شود که تکنيک هاي ديگري مانند تقويت يک رفتار ناهمساز و خاموشي کارگر نيستند . همين طور روش هاي تنبيه اغلب رفتارهاي نامطلوب را سريع تر از تکنيک هاي ديگر کاهش مي دهند .(14)
والترچين(15) و بنکس(16)(1972) معتقدند : « هرکودکي بايد بفهمد که در صورت نافرماني و سرپيچي از اطاعت بزرگسالان با او برخورد نامطلوبي خواهند داشت . اگر کودک به خاطر عمل اشتباه خود ، تنبيه نشود تصور مي کند که عمل او به طور ضمني تاييد شده است .(17)
رونالدز ايلينگورت مي گويد :
بسياري از والدين بر اين باورند که تنبيه بدني نادرست و نامطلوب است و به جاي آن اغلب از تنبيه ذهني و رواني ، که به مراتب خطرناکتر است ، استفاده مي کنند يا هيچ پدر و مادري هرگز نبايد از سلاح تهديد به ترک کودک يا دوست نداشتن او و يا فرستادن کودک به شبانه روزي ها استفاده کند . در تمام مواقع ، چه در خانه و چه در مدرسه ، سلاح تمسخر ، انتقاد و تحقير کودک بدو نامطلوب است و نتيجه اي جز اينکه کودک را غمگين و دچار ناامني سازد نخواهد داشت . در مورد کودکان سنين پيش از دبستان ، که به اندازه کافي مي فهمند ، زدن ضرب هاي آرام به پشت آنها ، بدون خطر است . همين تنبيه نيز پس از آن سن ، غالباً غير ضروري و نامطلوب است . به هر حال ، بايد توجه داشت که تنبيه بدني به هيچ عنوان نبايد آسيب برساند . همچنين کودک نبايد در حضور برادران و خواهران خود تنبيه بدني شود . احياناً اگر تنبيه شد ، پس از آن ديگر نبايد با او حرف زد .(18)
سيف در کتاب تغيير رفتار و رفتاردرماني در پايان بحث تنبيه مي گويد :
کوتاه سخن اينکه ، روش تنبيه خشن ترين و نامطلوب ترين روش تغيير رفتار است . استفاده غير مسئولانه از آن عوارض جانبي نامطلوب به بار مي آورد ، هرگز نبايد به صورت يک روش تربيتي از آن استفاده شود . تنها زماني که رفتار نامطلوب براي صاحب رفتار يا کسان ديگر تهديد کننده سلامتي است بايد به کار گرفته شود ، آن هم به صورت موقتي تا اينکه فرصت استفاده از روش هاي ديگر فراهم آيد و پيش از استفاده از روش تنبيه بايد رضايت شخص يا سرپرست و قيم او را کسب کرد .(19)

پي‌نوشت‌ها:
 

* استاديار گروه روان شناسي باليني دانشگاه آزاد اسلامي تنکابن.
** دانشجويي کارشناسي ارشد برنامه ريزي آموزشي.
1 . Skinner .
2 . Organism .
3 . علي اکبر سيف ، تغيير رفتا و رفتار درماني ، ص 400 - 391 .
4 . همو ، روان شناسي پرورشي ، ص 277 .
5 . سيد علي حسيني زاده ، « تنبيه از ديدگاه اسلامي » ، حوزه دانشگاه ، سال چهاردهم تا پانزدهم ، ص 31 - 23 .
6 . Thorndik .
6 . Guthrie .
7 . علي اکبر سيف ، روان شناسي پرورشي ، ج 4 ، ص 278 .
8 . Lyons , john .
9 . همو ، روان شناسي پرورشي ، ج 4 ، ص 277 .
10 . گلاور ، جان ، اي ؛ برونينگ ، راجر ، اچ . روان شناسي تربيتي (اصول و کاربرد آن » ، ترجمه علينقي خرازي ، ص 278 .
11 . Muris .
12 . ريچارد جي . موريس ، اصلاح رفتار کودکان ، به نقل از کسائيان ، ص 88 - 73 .
13 . Akselerd , S . R .
14 . سال آکسلرد ، تغيير رفتار در کلاس درس ، منيجه شهني ييلاق ، ص 47 .
15 . Chine , w .
16 . Benex .
16 . Eilnegoreth , R . O .
17 . گلاور ، جان ، اي ؛ برونينگ ، راجر ، اچ . روان شناسي تربيتي (اصول و کاربرد آن » ، ترجمه علينقي خرازي ، ص 278 .
18 . ايلينگورس ، رونالدس ، کودک و مدرسه ، ترجمه شکوه نوابي نژاد ، ص 47 .
19 . علي اکبر سيف ، تغيير رفتا و رفتار درماني ، ص 400 - 391 .
 

منبع:نشريه اسلام و پژوهشهاي تربيتي شماره 4
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image