جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
شاخص هاي اصلي اخلاق مديريتي
-(0 Body) 
شاخص هاي اصلي اخلاق مديريتي
Visitor 174
Category: دنياي فن آوري
اخلاق و مکارم اخلاقي، از عوامل اساسي سعادت بشر در زندگاني مادي و معنوي است و زمينه­هاي تحکيم پيوندهاي اجتماعي را فراهم مي‌آورد. نقش مکارم اخلاقي در زندگي اقوام و ملت­ها چنان است که اگر آن را عامل ماندگاري و تداوم حيات انساني و اجتماعي به شمار آوريم، مبالغه نکرده‌ايم.
مطالعه تاريخ نشان مي‌دهد يکي از مهم­ترين علل پيروزي­ها يا شکست­ها و ناکامي­هاي ملت­هاي گذشته، «عامل اخلاق» بوده است. ملت­هايي که در چارچوب قواعد اخلاقي حرکت کرده‌اند، همواره سربلند بوده‌اند و ملت­هايي که در آنها فضيلت­هاي اخلاقي قرباني صفات شيطاني شده است، جز فروپاشي و نابودي فرجامي نداشته‌اند. ازاين‌رو، فلسفه بعثت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ، تکميل مکارم اخلاق دانسته شده است.1 انبيا را مي‌توان پايه‌گذاران نهضت اخلاقي در جهان دانست؛ زيرا آنها در طول تاريخ براي تربيت و سازندگي انسان­ها، اصول و ضوابط اخلاقي را ارائه دادند و با پاک­سازي انديشه­ها و تطهير دل­ها، آلودگي­ها و کدورت­ها را از سطح جامعه زدودند.2
همان­گونه که جامعه به عنوان يک تشکيلات گسترده و هماهنگ، نيازمند اخلاق است و بدون اخلاق، به تباهي کشيده مي‌شود، سازمان نيز به عنوان يک اجتماع کوچک­تر، از اخلاق بي‌نياز نيست. نقش اخلاق در سازمان­ها در برانگيختن انگيزه‌ها و در هماهنگ­سازي واحدها و سرعت بخشيدن به کارها و به طور کلي، در سلامت سازمان انکارناپذير است.
مديري که به اخلاق مديريتي آراسته نباشد، نمي‌تواند بار سنگين مسئوليت اداره سازمان را به دوش بکشد و نابساماني­ها را سامان بخشد. قرآن کريم يکي از عوامل موفقيت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله را در مديريت، اخلاق نيک پيامبر مي‌داند و تصريح مي­کند: «اگر تندخو و سخت­دل بودي، هر آينه مردم از پيرامونت پراکنده مي‌شدند».(آل عمران: 159)
چه بسيارند مديراني که با داشتن ويژگي­هايي همچون قاطعيت، تخصص، قدرت و آگاهي­هاي لازم در سطحي بالا قرار داشته‌اند، ولي به سبب رعايت نکردن موازين اخلاقي در حوزه مديريت، موفقيت لازم را به­دست نياورده و ناکام شده‌اند.
در اينجا به برخي از مهم­ترين شاخص­هاي اصلي اخلاق مديريتي با بهره‌گيري از مديريت علوي مي‌پردازيم:

1. عيب‌پوشي
 

بي­گمان، همه انسان­هاي شاغل در يک سازمان، يکسان نيستند و بنابر اصل تفاوت­هاي فردي، از نظر روحيه، استعداد و توانايي­هاي جسمي و فکري با يکديگر متفاوتند. کمبودهاي تربيتي و نارسايي­هاي فرهنگي و فکري، بسياري از کاستي­ها و عيب­ها را در افراد پديد مي­آورد که جبران خسارت­هاي ناشي از آن چه بسا به سادگي امکان­پذير نباشد. نکته مهم در اين زمينه، شيوه برخورد مدير با عيب­ها و نارسايي­هاي کارکنان است. مدير بايد از آشکار کردن عيب همکاران خود که زمينه شکستن روحيه و شخصيت آنان را فراهم مي‌سازد، بپرهيزد؛ زيرا افشاي عيب­هاي همکاران و کارکنان نه تنها دردي را دوا نمي‌کند، بلکه همواره محيط کار را نيز افسرده مي­سازد.
امام علي(ع) در منشور مديريتي خويش خطاب به مالک اشتر مي‌فرمايد:
اي مالک، همانا مردم عيب­هايي دارند که سزاوارترين افراد براي پوشاندن آن عيب، حاکم و مدير جامعه است. درصدد کشف عيب­هاي پنهاني مردم مباش، بلکه وظيفه داري که آنچه بر تو آشکار است، اصلاح کني و آنچه را از تو پنهان است، خداوند درباره‌اش حکم خواهد کرد. پس تا بدانجا که مي‌تواني عيب­هاي مردم را بپوشان تا خداوند عيب­هايي را که دوست مي‌داري براي مردم فاش نگردد، همچنان پنهان بدارد.3
گاه تأثير زبان کنايه به مراتب از زبان تصريح بيشتر است و مدير با کنايه، بهتر مي‌تواند افراد را به عيب­هايشان متوجه سازد. حضرت ‌علي(ع) دراين‌باره مي‌فرمايد: «اگر لغزش شخص عاقل با کنايه بيان شود، به مراتب براي او از سرزنش صريح، دردناک­تر است».4

2. پاي‌بندي به ضوابط
 

مدير در هر سازمان بايد پاي­بندترين فرد به اصول، ضوابط و مقررات سازماني باشد و همکاران و کارمندان خويش را نيز به رعايت اين مهم فرابخواند. اين اصل بر عدالت و انصاف استوار است و به قوام سازمان مي­انجامد؛ زيرا سازماني ‌که در آن, روابط، باندبازي­ها و پارتي‌بازي­ها جاي ضوابط و رعايت اصول و مقررات را بگيرد، نمي‌تواند در مسير کمال و تعالي سير کند و به سرمنزل مقصود برسد.
در مديريت اسلامي، از برتري بخشيدن خواص و نزديکان بر ديگران به شدت انتقاد شده است. ائمه معصومين‌(ع) هم خود از اين ‌کار به شدت پرهيز مي‌کردند و هم ديگران به ويژه کارگزاران حکومتي را از اين‌ کار باز مي­داشتند.برخورد حضرت نوح(ع) با فرزندش، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله با عمويش, ابولهب و اميرالمؤمنين علي(ع) با برادرش، عقيل، نمونه­هاي روشن تاريخي در اين زمينه است.
امام علي(ع) در نامه خود خطاب به مالک اشتر مي‌فرمايد:
هيچ­کس براي رئيس و مدير در هنگام رفاه و آساني، گران­بارتر و در هنگام گرفتاري، کم‌ياري‌‌کننده‌تر و در هنگام اعمال انصاف و عدالت، ناراضي‌تر و هنگام درخواست، پراصرارتر و هنگام بخشش، کم‌سپاس‌تر و هنگام پيش آمدن سختي‌هاي روزگار در شکيبايي و استقامت، سست‌تر از خواص نيست.5
سپس «مسئولان، نزديکان و خويشاونداني را که به خودسري و گردن­کشي و درازدستي و کمي انصاف خو گرفته‌اند»،6 به عنوان خواص معرفي مي­فرمايد. آن‌گاه به مالک سفارش مي‌کند:
مبادا امتيازات ويژه را به خواص بدهي؛ زيرا سود و منافع اين امتيازات ويژه، براي خواص مي‌ماند و عيب و سرزنش آن در دنيا و آخرت براي تو... حق را چون شايسته است, اجرا کن؛ چه در مورد نزديکان و چه در مورد افراد دورتر، و در اجراي حق، استقامت کن؛ اگرچه به زيان خود و خويشان باشد. 7

3. وفاي به عهد
 

يکي از عالي­ترين ويژگي­هاي زيباي انسان، تعهد در برابر وعده‌ها و وفاي به عهد و پيمان­هاست. اين ويژگي، براي ادامه زندگي و رشد و موفقيت انسان ضروري است. ازاين‌رو، فطرت انسان از وفاداري، لذت مي‌برد و از پيمان‌شکني و نقض عهد بيزار است.
در اجتماعي که قراردادهاي مختلف اجتماعي شکسته شود و افراد آن جامعه در برابر پيمان­ها، احساس مسئوليت نکنند، هرج و مرج حکم­فرما خواهد شد و زندگاني در آن ناممکن مي­شود. از نظر اسلام، وفاي به عهد و پيمان, چنان اهميت و جايگاهي دارد که خداوند آن را از نشانه‌هاي مؤمنان برمي­شمارد8 و بندگانش را به رعايت آن فرامي‌­خواند. همچنين پيامبر‌ اکرم صلي الله عليه و آله ،‌ شرط دين­داري را وفاي به عهد مي­داند9 و اميرمؤمنان علي(ع) نيز وفاي به ‌عهد و پيمان را از نشانه‌هاي‌ دين­داران برمي­شمارد. 10
عامل مؤثري که در ايجاد اعتماد و آرامش، نقش بسزايي دارد، وفاي به عهد و پيمان­هاست. مي­توان گفت هيچ عاملي در شکستن شخصيت مدير و بي‌اعتمادي به او همانند بي‌توجهي به وعده‌ها و زير پاگذاشتن پيمان­ها نيست. مديري که به وعده‌هاي خويش‌ وفا نمي‌کند، بذر بي‌اعتمادي، نفاق و دروغ­گويي را در محيط کارش مي‌پراکند و افزون بر حيثيت و اعتبار خود، پايه‌هاي سازمان را نيز سست مي‌سازد. به قول حافظ:
هر که در مزرع دل، تخم وفا سبز نکرد
زرد رويي کشد از حاصل خود وقت درو
برخي از خسارت­ها و زيان­هاي ناشي از خوي زشت پيمان‌شکني در محيط کار, عبارتند از:
ـ از ميان رفتن اعتماد و اطمينان؛
ـ حاکم شدن اضطراب، ناآرامي و بي‌ثباتي؛
ـ کاهش صفا و صميميت در روابط افراد؛
ـ افزايش روحيه نفاق و دورويي که نتيجه تضاد ميان گفتار و کردار است؛
ـ هدر دادن عمر و وقت افراد و نابودي سرمايه‌هاي مادي و معنوي سازمان.
امام علي(ع) در نامه خود به مالک اشتر، وفاي به عهد را از مهم­ترين فريضه­هاي الهي در اجتماع بشري برمي‌شمارد و حتي شکستن پيمان در برابر دشمنان را نيز جايز نمي­داند:
و هرگاه ميان خود و دشمنت پيماني برقرار ساختي و لباس امان بر او پوشاندي، به پيمان خود وفادار باش و تعهدت را به نيکي رعايت کن و خويش را در نگهباني از پيمان، سپر قرار ده؛ زيرا هيچ امري از واجبات خدا، در جامعه بشري، با همه خواسته‌هاي گوناگون و پراکندگي انديشه‌ها، مهم­تر از وفاداري به پيمان­ها نيست. حتي مشرکان هم پيش از مسلمانان، وفاي به عهد را بر خود لازم مي‌دانستند؛ چون آينده ناگوار و نتيجه شوم پيمان‌شکني را آزموده بودند. پس هرگز پيمان‌شکن مباش و در عهد خود، خيانت مکن.11
کلام خود خداوند ودود امر فرموده است «اوُفُوا بِالْعُقُود»
گر نداري خوي ابليسي، بيا باش محکم بر سر عهد و وفـا12

پي‌نوشت‌ها:
 

1. حويزي، تفسير نور الثقلين، قم، مؤسسه اسماعيليان، 1358، ج 5، ص 392.
2. نگرشي بر مديريت اسلامي، ص 184.
3. نهج البلاغه، نامه 53.
4. غررالحکم و دررالکلم، ص 287.
5. نهج البلاغه، نامه 53.
6. همان.
7. همان.
8. مؤمنون: 8.
9. بحارالانوار، ج 72، ص 198.
10. سفينه البحار، ج 2، ص 675.
11. نهج البلاغه، نامه 53.
12. مثنوي مولوي.
 

منبع:خبرگزاري فارس
ارسال توسط کاربر محترم سايت :hasantaleb
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image