جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
اسارت آنلاين
-(0 Body) 
اسارت آنلاين
Visitor 72
Category: دنياي فن آوري
همگي ما صدها دفعه واژه «اعتياد» را شنيدهايم و كمتر كسي را ميتوانيم بيابيم كه اين لغت به گوشش آشنا نباشد.
معمولاً اعتياد با مفهومهاي مواد مخدر، قاچاق و قاچاقچي و اين روزها مواد روانگردان گرهخورده است و هيچكس تصور ذهني خوبي از يك «معتاد» ندارد.در اينجا ميخواهيم از نوع ديگري از اعتياد (addiction) صحبت كنيم كه شايد بسياري از وجود آن بيخبر باشند؛ اعتياد به اينترنت يا بهتر است بگوييم اختلال اعتياد به اينترنت (Internet Adcliction Disorder).
اختلال اعتياد به اينترنت يك ناهنجاري روانشناختي است كه مانند اعتياد به مواد مخدر نشانههاي تحمل، ترك و برگشت علايم را در خود دارد. اين بيماري روانشناختي، علاوه بر آزار دادن خود فرد، بر روابط او با ديگران نيز تاثير گذاشته، اختلال ايجاد ميكند و همانطور كه از نام آن پيداست، كاربران اينترنت و شهروندان دنياي مجازي و آنلاين، كساني هستند كه در معرض خطر روزافزون ابتلا به اين بيماري هستند.
متاسفانه بايد گفت كه با بسط هر چه گسترده اين جامعه مجازي، هر روز ساكنان بيشتري از دنياي حقيقي به اختلال اعتياد به اينترنت دچار ميگردند. اينترنت و منابع موجود در آن مرتباً گستردهتر و نوبهنو ميشوند و نقش خود را بيشتر از پيش در زندگي ما برجسته و پررنگ ميكنند.
به اين ترتيب مردم به منابع غنيتر و سهلالوصولتري دست خواهند يافت كه راحت، تقريباً ايمن و با سرعت در اختيارشان قرار ميگيرد و آنها ميتوانند نيازهايشان را برآورده كنند و از همه مهمتر، لذت ببرند و سرگرم شوند. هر كدام از كاربران دائمي اينترنت درباره ابزار محبوبشان نظري خاص دارند.
عدهاي ميگويند كه اينترنت ميتواند آدم را معتاد كند چرا كه استفاده مداوم از آن سبب آزردگي خاطر و خشم و رنجش ديگران ميشود. عدهاي ديگر اينطور عقيده دارند كه اختلال اعتياد به اينترنت را نميتوان با هيچ اعتياد به مواد مخدري مقايسه نمود چرا كه لذت كاربر اينترنت و وابستگي بيمارگونه به آن با احساس نياز و تلاش براي لذت بردن از مواد مخدر و روانگردان به تمامي متفاوت است.
به هر حال چه يك اختلال و بيماري حقيقي و جدي در كار باشد يا نباشد، واقعيت اين است كه اين دنياي مجازي بيحد و مرز در زندگي خيلي از انسانها مداخله كرده، آنها را به دردسر انداخته است. به راستي در اين ميان مقصر كيست؟ آيا شركتهاي www را بايد متهم كرد يا اين خود فرد است كه بايد سرزنش شود؟
پاسخ هر كدام از اين دو كه باشند، تفاوتي در اصل ماجرا نخواهد داشت. راه چاره اين نيست كه اينترنت را ممنوع و غيرقانوني اعلام كنيم چرا كه همان سناريوي مواد روانگردان و مخدر تكرار خواهد شد. راههايي وجود دارد كه ميتوانيم از بروز اعتياد به اينترنت پيشگيري كرده، اثرات سوء و ناگوار «شبكه گسترده جهاني» را به حداقل برسانيم.
حالا ببينيم كه انجمن روانپزشكي آمريكا، اختلال اعتياد به اينترنت را چطور تعريف ميكند. براي اينكه تشخيص وجود اختلال اعتياد به اينترنت در فردي مسجل شود، لازم است كه او طي دوازده ماه، سه نشانه يا بيشتر از علايم زير را نشان دهد:
1 ) نشانه هاي تحمل: بيمار در اين دوره براي اينكه بتواند خود را راضي كند، ساعات زيادي را با اينترنت مشغول است و هر روز زمان بيشتري را اختصاص ميدهد چرا كه هر چه اين روند را ادامه ميدهد، راضي نميشود.
2 ) لازم است كه دو يا تعداد بيشتري از نشانههاي ترك طي چند روز تا يك ماه پس از كاهش تعداد ساعات كار با اينترنت مشاهده شوند.
اين كار سبب خواهد شد كه شخص پريشان و آشفته شده در عملكرد زندگي شخصي، اجتماعي و شغلياش اختلال و مشكل به وجود آيد. اين علايم را ميتوان اين طور بيان كرد: اضطراب، افكار وسواسي راجع به اينكه الان در اينترنت و جهان مجازي چه چيزي در حال وقوع است، روياپردازي درباره اينترنت و حركات آگاهانه يا ناآگاهانه انگشتان به حالت تايپ روي كيبورد.
3 ) نشانه هاي ترك با از سر گرفتن كار با اينترنت فروكش خواهند نمود.
4 ) شخص در ابتدا با خودش قرار ميگذارد كه مدت معيني با اينترنت كار كند ولي معمولاً اين زمان خيلي طولانيتر خواهد شد.
5 ) او بر اثر بيماري بسياري از وظايف شغلي يا اجتماعي و سرگرمي و تفريحاتش را به فراموشي ميسپرد.
6 ) ممكن است كه شغل و موقعيت اجتماعي اين فرد بر اثر كار بيش از اندازه و بيمارگونه با اينترنت به خطر افتاده و حتي آنها را از دست بدهد.
پژوهشگران خصوصيات ديگري را نيز ذكر كردهاند كه ميتوانند از وجود اختلال اعتياد به اينترنت در شخصي، خبر دهد:
1 ) معتاد به اينترنت زماني كه بخواهد آن را ترك كند يا زمان حضور در اينترنت را كاهش دهد، احساس بيقرراي نموده تحريكپذير و عصبي ميشود.
2 ) اينترنت پناهگاه بيمارانش است و آنها براي فرار و خلاصي از بار گناه، افسردگي، اضطراب يا درماندگي به شبكه گسترده جهاني پناه ميبرند
3 ) معتادان به وب براي پنهان كردن ميزان حقيقي تعداد ساعات كارشان با اينترنت به خانوادهشان دروغ ميگويند.
4 ) بيماران به دفعات و بدون توجه به هزينه گذراندن اوقاتشان با اينترنت، از آن استفاده ميكنند. حالا اعتياد به مواد مخدر را با اعتياد به اينترنت مقايسه ميكنيم: هر دو اين ناهنجاريها بيماريهاي روانشناختي هستند كه دورههاي تحمل، ترك و اختلال در عملكرد اجتماعي را دارند.
هر دو نوع معتادان در ابتدا با ميزان معيني از ابزار شروع ميكنند ولي به تدريج آن مقدار معين ديگر پاسخگوي نياز آنها نخواهد بود و ناچار مقدار بيشتري استفاده ميشود تا همان اندازه لذت و خوشي حاصل شود(تحمل).
نشانههاي لرزش دستها، اضطراب، دمدميمزاجي و افسردگي پس از ترك حالاتي هستند كه هر دو معتاد پس از قطع رفتارشان، تجربه ميكنند(ترك) و انجام وظايف گوناگون شغلي و اجتماعي هر دو گروه، هم از نظر كيفي و هم از نظر كمي تنزل خواهد نمود. در حقيقت ماهيت اختلال اعتياد به اينترنت (IAD) ناتواني در كنترل تكانه (impulse) است و بدن بيمار از «ماده» خاصي متاثر نيست.
به اين خاطر محققان IAD را به اختلال «شرط بندي بيمارگونه» شبيه تر ميدانند. ولي اثرات اين اعتياد نيز به مانند اثرات الكليسم منفي و مخرب بوده كيفيت زندگي شخص را پايين ميآورند.دكتر كيمبرلي.اس.يانگ، پانصد كاربر افراطي اينترنت را مورد بررسي قرار داد.
او براي مقايسه علايم اين اشخاص از معيارهاي باليني «راهنماي نشانهشناسي انجمن روانپزشكي آمريكا» براي اختلال شرطبندي بيمارگونه، استفاده كرد. با بكارگيري اين معيارها مشخص شد كه 80درصد اين كاربران، كاربران وابسته به اينترنت هستند.
دكتر يانگ اينطور عقيده دارد كه: «استفاده بيمارگونه و افراطي از اينترنت ميتواند مانند هرگونه اعتياد شناخته شده ديگري چون اختلالات خوردن، الكليسم و شرطبندي بيمارگونه در روند زندگي شخصي، اجتماعي، تحصيلي و پولي و شغلي هر فردي اختلال وارد كند.»
پزشكان و روانشناسان بسيار كوشيدهاند تا اختلالات اعتيادي را توضيح دهند و از تئوريهاي گوناگوني بهره گرفتهاند. اين تئوريها موارد زير را شامل ميشوند: تئوريهاي روانپويشي، شخصيتي، رواني اجتماعي، رفتاري و زيستپزشكي همگي آنها نميتوانند هر نوع اعتيادي را به خوبي توضيح دهند و تعداديشان در شرح اختلال اعتياد به اينترنت كارايي بيشتري دارند.
ديدگاههاي روانپويشي و شخصيتي از وجوه آسيبهاي دوره كودكي، ديگر ويژگيهاي شخصيتي يا اختلالات ديگر و بيماري پذيري ارثي به IAD مينگرند و براي شرح آن از اين ديدگاهها كمك ميگيرند ولي در اين ميان منظر بيماريپذيري ارثي يا diathesis بيش از بقيه به كار ميآيد.ميتوان اينطور گفت كه بعضي افراد و با توجه به فاكتورهايي گوناگون ميتوانند بيشتر از ديگران در معرض ابتلا به نوعي اختلال اعتيادي باشند يا به عبارتي «بيماريپذيرتر» باشند.
مثلاً اعتياد به الكل، هروئين، شرطبندي يا كار با اينترنت. ممكن هم است اين اشخاص در تمام مدت زندگيشان اصلاً به هيچ گونه اعتيادي مبتلا نشوند ولي از طرف ديگر ممكن است در يك موقعيت دشوار و بحراني، عوامل استرسزاي محيط اين استعداد بالقوه را بيدار كنند و اينجاست كه امكان دارد اين اختلالات اعتيادي خود را نشان دهند.
اگر شخصي گاه به گاه مشروبات الكلي بنوشد ولي رفتهرفته مقدار مصرفياش را بالا ببرد، ممكن است كاملاً به الكل وابستگي پيدا كرده و معتاد شود. همين فرضيه در مورد اختلال اعتياد به اينترنت (IAD) هم صدق ميكند.
اگر شخصي كه مستعد ابتلا به اعتياد است، در زماني مناسب و در موقعيتهايي مناسب با بروز اعتياد قرار گيرد، احتمال بيمارشدن او اندك نخواهد بود. ايده موجود در فرضيه «بيماريپذيري ارثي» اين است كه آنچه در شكلگيري يك اختلال اعتياد مهم است نه نوع و شكل آن، بلكه خود شخص است.
پژوهشگران از ديدگاه رواناجتماعي هم به IAD پرداختهاند. بعضي از انواع اعتياد بيشتر افراد طبقه خاصي از اجتماع، نژادهاي مشخص و يا سنين خاصي را گرفتار ميكنند و مثلاً اين فرضيه درباره الكليسم ثابت شده است ولي محققان نتوانستهاند درباره كاربران معتاد به اينترنت چنين نتيجهگيري كنند چرا كه هنوز پژوهشهاي كافي در اين زمينه انجام نشدهاند.
تئوريهاي رفتاري و ديدگاههاي رفتارگرا نيز به كمك دانشمندان آمدهاند. در واقع ديدگاه روانشناس و پدر تئوري رفتارگرايي «بي.اف.اسكينز» در اين ميان مورد استفاده است كه از مكانيسم شرطي شدن عامل صحبت ميكند كه شخص كاري انجام ميدهد و در مقابل آن پاداشي دريافت ميكند يا تنبيه ميشود.
در اينجا فرض بر اين است كه كودكي خجالتي و كمروست و از برخورد با ديگران مضطرب و نگران ميشود. او ترجيح ميدهد تنها باشد و با كودكان ديگر بازي نكند. به همين دليل سعي ميكند تا جاي ممكن با آدم جديدي برخورد نكرده، آشنا نشود و اين طوري از اضطراب و ترس حاصل از صحبت و مراوده با اشخاص جديد، پرهيز و اجتناب نمايد.مضطرب نشدن و آسودگي خاطر پاداشي است كه او در مقابل اين رفتار دريافت ميدارد و باعث ميشود كه رفتار تقويت شود و همچنان ادامه يابد. اين پروسه هماني است كه در شكلگيري اختلالات اعتيادي رخ ميدهد و اعتياد به اينترنت نيز چنين است.
مواد مخدر، الكل، شرطبندي و كار با اينترنت نوعي از لذت، هيجان و آرامش روحي و جسمي به همراه دارند كه باعث ميشوند فرد از دنياي واقعي و حقايق آن منفك شود.
اگر شخصي خواهان اين پاداشها باشد و بفهمد كه ميتواند به وسيله اينترنت و دنياي مجازي آن از حقايق و اضطرابها و نگرانيهاي دنياي واقعي بگريزد و لذت ببرد، به احتمال زياد دفعات بعد كه اينچنين احساس نياز كرد، به «شبكه گسترده جهاني» پناه خواهد جست و اين چرخه همچنان به جريان خود ادامه ميدهد.
بهرغم گفتههاي پژوهشگران و روانپزشكان و تأييد وجود اختلال اعتياد به اينترنت و اعلام آن به عنوان يك بيماري، كابران اينترنت همچنان شك دارند كه آيا واقعاً اينچنين اعتيادي وجود دارد و آيا به راستي مشكلساز و بيمارگونه است يا نه.
بعضي از مردم معتقدند كه اينترنت فقط يك ابزار دوستانه و بيخطر است كه ميتوان با استفاده از آن اطلاعات جمعآوري كرد، با دوستان جديد آشنا شد و وقت خود را سپري نمود.
Mental Health Net، اتاق گفتوگويي را ترتيب داده كه در آن موضوعات گوناگون بهداشت و سلامت روان مورد بحث و گفتوگو قرار ميگيرند. كاربران بسياري از سراسر ايالات متحده آمريكا در گفتوگويي كه به سال 1997 درباره اعتياد به اينترنت ترتيب داده شده بود شركت كردند و نظراتشان را بيان نمودند.
بعضي از آنان با وجود اين اعتياد موافق بوده ميگفتند كه به طور قطع ممكن است يك كاربر، به اينترنت معتاد شود. تعدادي هم اين حرف را بياساس و مزخرف دانستند.
يكي از كاربران اين طور گفته بود كه «چنين چيزي وجود ندارد. من از چيزهاي بسياري لذت ميبرم كه انجام دادنشان را دوست دارم و بسيار نيز به آنها ميپردازم ولي به هيچ كدام معتاد نشدهام. اينترنت در دنياي امروز كه پر از آدمهاي تنهاست بسيار مورد توجه بوده، ابزار ارتباطي خوب و مفيدي است.»
يكي ديگر از پاسخدهندگان معتقد بود كه «ممكن است اين اعتياد وجود داشته باشد ولي آنقدرها هم بد نيست. خود من ساعات زيادي با اينترنت مشغولم و احساس ميكنم با منبعي پايانناپذير از اطلاعات مواجهم. صفحات اين دايرهالمعارف هرگز به آخر نميرسند و اگر هم به چيزي معتاد شده باشم، به اطلاعات و دانستنيها وابسته و معتادم. گذشته از اين اگر ما به چيزي در زندگي وابسته و معتاد نباشيم به چه خاطري زندگي كنيم؟»
روانشناساني چون «يانگ» معتقدند كه استفاده بيش از اندازه و افراطي از اينترنت سبب ميشود كه سلامتي روان و جسم كاربر به خطر بيفتد و در زندگي روزمرهاش اختلال و آسيب ايجاد شود. اين آسيبها در تعدادي از نشانههاي تنظيم شده توسط انجمن روانپزشكي آمريكا مشهود هستند.
روزنامه نيويورك تايمز در آگوست گزارشي درباره IAD منتشر نمود كه در آن نمونههايي واقعي از معتادان به اينترنت نقل شده بود. يكي از آنها زني بود كه شوهرش او را به خاطر استفاده مفرط و بيمارگونهاش از اينترنت طلاق داده بود.
اين خانم به قدري با اينترنت مشغول ميشد كه خريد خانه و غذا پختن و كارهاي روزمرهاش را فراموش ميكرد و يادش ميرفت كه بايد بچههايش را به دكتر ببرد. ديگري پسر نوجوان هفدهسالهاي بود كه به طور مشخصي از نشانههاي ترك رنج ميبرد.
زماني كه او براي درمان اعتيادش به اينترنت در مركز ترك و بازپروري معتادان به الكل و مواد مخدر بستري بود، كاملاً واضح است كه اختلال اعتياد به اينترنت قطعاً وجود دارد. سؤال اين است كه اگر شخصي در اين بين مقصر باشد، او كيست؟ كسي كه براي جستجوي اطلاعات، چت، بازي يا فقط گشت و گذار و وقتگذراني در اينترنت، از آن استفاده ميكند يا آن شركتهاي كامپيوتري توليدكننده انواع و اقسام بازيها، امكانات يا حتي ويروسهاي جديد دنياي آنلاين؟
اصلاً ميتوانيم بپرسيم بهتر نيست از همان ابتدا به فرزندانمان اجازه ندهيم سراغ اينترنت بروند تا معتاد شبكه نشوند؟! پيداست كه اين سؤال فقط يك شوخي است. به واقع و به طور قطع نميتوان گفت كه چه كسي مقصر است ولي يك چيزي كاملاً روشن است و آن اينكه بيشتر افرادي كه حتي براي مدت طولاني و ساعات زياد در اينترنت جستجو ميكنند، به اختلال اعتياد به اينترنت مبتلا نميشوند.
برنامهريزان و فراهمكنندگان خدمات آنلاين وظيفه دارند محتوا، خدمات و امكانات خوبي را عرضه كرده در ضمن مراقب كسب و كارشان هم باشند و كيفيت رقابتي كارشان را حفظ نمايند. اين خود كاربران هستند كه بايد مدت و چگونگي استفاده خود از اينترنت را كنترل كنند و زمانبندي مشخص و مناسبي را براي كارشان با شبكه تنظيم نمايند.
متأسفانه ممكن است آن افرادي كه آمادگي بيشتري براي ابتلا به اعتياد دارند، نتوانند اين كار را انجام دهند يا نشانههاي بروز IAD را تشخيص ندهند. و حالا سؤال اينجاست كه براي پيشگيري از IAD چه ميتوان كرد؟
دكتر ايوان گلدبرگ، روانپزشك خالق عبارت «اختلال اعتياد به اينترنت» است كه به همراه خانم دكتر يانگ در زمينه پيشگيري و جلوگيري از رشد IAD راهكارهايي ارائه نمودهاند: اولين نكته، آگاهي مردم از الگوهاي استفاده افراطي از اينترنت است.
شناسايي علايم اوليه بسيار مهم است و بخش كليدي آن مدت زماني است كه شخص در اينترنت ميگذراند ولي مدتي كه او درباره آن فكر ميكند يا به كارهايي جانبي مربوط به اينترنت ميپردازد هم مهم هستند.
گلدبرگ و يانگ عقيده دارند كه اگر شخص بتواند اين مشخصهها را شناسايي كند، ميتواند يا از شروع آن جلوگيري كند يا جلوي رشد و وخامتش را بگيرد.
نكته دوم، كشف عامل زمينهاي اختلال است. اعتياد به اينترنت هم مثل تمامي اعتيادها، از مشكل يا مشكلاتي اوليه سرچشمه ميگيرد و اين كاربران بايد از خود بپرسند چه چيز باعث ميشود آنها چنين ساعات طولاني را با اينترنت پر كنند يا مردم دربارهاش بينديشند؟
چرا آنها ترجيح ميدهند از جريان زندگي عادي و روزمره خود فرار كنند و به دنياي مجازي شبكه پناه برند؟ گام سوم، پيدا كردن راه حلي براي اين مشكل اصلي و تلاش براي گشودن اين گره است.
فرار از هيچ دشواري و مسئلهاي به برطرف شدن و تسهيل آن نميانجامد. اينترنت براي اين اشخاص راهي براي فرار از ميدان نبرد يا مشكلات است كه نه تنها گرهاي از كارشان باز نميكند بلكه آنها را با كلاف سردرگمي مواجه ميسازد. و بالاخره گام چهارم تلاش براي از بين بردن اين اعتياد است.
اين دو متخصص كاهش تدريجي تعداد ساعات كار با اينترنت در هر روز را توصيه ميكنند تا مدت زمان معقول و مناسبي به دست آيد. قطع يك باره آن توصيه نميشود چرا كه باعث اضطراب و ناآرامي شديدي در فرد خواهد شد.
در آخر بايد گفت كه وجود امكان اعتياد به اينترنت و IAD نميتواند مضر بودن و «دشمن» بودن اينترنت را برساند. اينترنت و امكانات موجود در آن از بسياري جهات مهم و ارزشمند هستند.
استفاده از آن آسان بوده منبعي بيكران از آخرين دانستنيها و اطلاعات و اخبار روز پيش چشمان كاربر گشوده ميشود. اينترنت هم از بسياري جهات زندگي ما را ساده ميكند و هم از خيلي وجوه پيچيده و مشكل كاربران ميتوانند خود را با هويتهاي جديد در اينترنت معرفي كرده با يكديگر ارتباط برقرار نمايند و چه بسا شخص اين روابط آنلاين را به مانند روابط دنياي واقعي بپندارد.
مشكلات زماني خود را نشان ميدهند كه شخص آن قدر در زندگي مجازياش در دنياي مجازي غرق ميشود كه از زندگي حقيقياش غافل شده سلامتي، شغل، روابط خانوادگي و ديگر مسئوليتهايش را فراموش ميكند. كار با اينترنت هم مثل همه كارهاي ديگر محتاج رعايت تعادل و ميانهروي است و تفاوت ميان يك «كاربر سالم» و يك «كاربر معتاد» در همين نكته است.

 

منبع:روزنامه همشهري
ارسال توسط كاربر محترم : sayesar
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image