جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
ما چگونه فکر مي کنيم ؟ مثبت يا منفي !
-(0 Body) 
ما چگونه فکر مي کنيم ؟ مثبت يا منفي !
Visitor 358
Category: دنياي فن آوري

فکر و زندگي
 

يافته هاي روانشناختي حاکي از آنست که چگونه انديشيدن در چگونه زندگي کردن انسان تاثير دارد ، بعبارت ديگر انسان هر طور که فکر کند همانطور هم زندگي مي کند . يعني اينکه ذهن انسان دهن بين است هرچه به او بگوئيد باور مي کند .
حال بايد ديد : ما چگونه فکر مي کنيم ؟ مثبت يا منفي !
تجربه زندگي ، در جامعه امروزي حاکي از آن است که توانمندي ما در جهت منفي بسيار زياد و نگرش ما به سمت مثبت بسيار کم است . در گذر زمان ياد گرفته ايم يا به ما آموخته اند که منفي فکر کنيم و منفي ببينيم . اولين چيزي که در خود و يا در ديگران توجه ما را به سوي خود جلب مي کند نقاط منفي است .
تفکر منفي بيماري مهلکي است که ذهن ،احساسات و جسم انسان را مبتلا مي سازد . با اين حال اگر آنرا با بيماريهاي خطرناکي مانند ايدز ، ناراحتي هاي قلبي ، فشار خون ، سرطان و هر بيماري مشابه ديگري مقايسه کنيم مي بينيم تفکر منفي چيزي نيست که نتوان از آن اجتناب کرد . لذا تفکر منفي درمان پذير است ! چرا که اين افکار است که بر احساسات ما تاثير مي گذارد ! براي مثال به چيزي که دوست داريد فکر کنيد چه احساسي داريد ؟ حال به چيزي که از آن متنفريد بيانديشيد ! چه احساسي داريد ؟ بار ديگر به آنچه که دوست داريد فکر کنيد ؟ مجبور نيستيم آگاهانه احساسات خود را تغيير دهيم ، کافيست افکارمان را تغيير دهيم تا احساسات ما به سرعت از آن تبعيت کند . افکار مثبت ( خوشي ، خوشبختي ،احساس موفقيت ، احترام بنفس و ارزشمند بودن و … ) تاثير مثبت ( دلگرمي ، آرامش ، راحتي ، انرژي ، عشق و … ) برجاي مي گذارند . پس هر انديشه خوبي که در ذهن ما جاري شود بر سرنوشت زندگي ما تاثير مي گذارد در حالي که افکار منفي ( حقارت ، خود کم بيني ،رنجش ،ترس و … ) نتايج منفي (عصبيت ،اضطراب ، عناد ،خشم ،خستگي و … ) توليد مي کند . در همين رابطه مولانا مي گويد :
از يک انديشه که آيد در درون
صد جهان گردد به يکدم سرنگون
به عبارت ديگر ذهن جايگاهي است که مي تواند از جهنم بهشت و از بهشت جهنم بيافريند .
از سوي ديگر اغلب بيماريها ساخته و پرداخته ذهن بيمار ماست ! گاه احساس شايسته نبودن روي تمامي نقطه نظرات مثبت ما تاثير منفي مي گذارد و افکار منفي را اعتبار مي بخشد . بارها پيش آمده است وقتي به جنبه مثبتي از زندگي برخورد مي کنيم بلافاصله احساس ناشايسته بودن پا پيش گذاشته فرمان ديگري صادر مي کند : نه نيستي ! وقتي چيز مثبتي براي خود آرزو مي کنيم احساس ناشايسته بودن مي گويد : نه اين واقعيت ندارد ! هنگامي که درباره خود فکر بدي مي کنيم احساس ناشايسته بودن در مقام موافق ظاهر مي شود ، بله همينطور است ! از اين هم که فکر مي کند بدتر ! وقتي که به خود مي گوييم : نمي توانيم به خواسته خود برسيم ، احساس ناشايسته بودن مي گويد : بله ! حالا واقع بينانه فکر مي کني !

بررسي هاي علوم پزشکي حاکي از آنست که :
 

1- تمامي افکار منفي ، ايمني و مصونيت بدن را کاهش داده ،موجب افزايش فشار خون شده و در بدن فشار عصبي و خستگي عمومي توليد مي کند ،که سرايت بيماريهاي فرصت طلب و اختلال در کارکرد قلب و فرسوده عضلات را نيز در پي دارد .
2- هر چه مردم بيشتر فکر کنند که ظرف چند سال ( آتي ) خواهند مرد ، کمتر به انجام طرحهاي بلند مدت فکرمي کنند . در نتيجه خوشي و لذت زندگي از بين مي رود و ميل به زندگي نيز فروکش مي کند . لذا مدت زماني بعد مي گويند : زندگي به چه دردي مي خورد ؟ چون پاسخ مناسبي ممکن است دريافت نکند ،ميل به مردن در انسان قوت مي گيرد !
3- بين شرايط فکري و حالات جسماني انسان ارتباط مستقيم وجود دارد ! هر چه انسان در سايه آرامش فکري و روحي فرصت بيشتري را جهت استراحت بدست آورد ، قلب کمتر به زحمت مي افتد و کمتر کار مي کند در نتيجه فشار کمتري به دستگاه قلب و عروق انسان وارد مي شود . وقتي فشارهاي ناشي از تفکر منفي تمام مي شود و حالت راحتي به بدن بر مي گردد کار قلب و دستگاه گردش خون مي تواند التيام يابد و به وظايفي که براي فرد تعيين شده است بهتر عمل نمايد .ايجاد تفکر مثبت فرسودگي عضلات را کم مي کند چه بسا آنها را بازسازي کند !
سرطان در واقع توده اي از بافتهاي سلولي است که خارج از کنترل انسان رشد مي کند ، اين رشد مي تواند بسرعت يا به کندي صورت پذيرد . ما بسياري از بيماران سرطاني را مي شناسيم که بيماريشان بطور خودبخودي تسکين يافته است . بخاطر آنکه افکارشان را تغيير داده اند و اين تغيير بر پيشرفت سرطان در آنها تاثير گذاشته است . بجاي آنکه منتظر مرگ بمانند ! اين فکر را با ميل به زندگي عوض کردند .
بنابراين مي توان نتيجه گرفت که تفکر منفي درمان پذير است . اينکه چگونه بيانديشيم در اختيار ماست ! اينکه مثبت فکر کنيم يا منفي و يا اينکه چه مسيري را در زندگي انتخاب نمائيم در دست ماست . اگر بخواهيد احساس بهتري داشته باشيد بايد بدانيد بجاي حوادث بيروني اين افکار و طرز تلقي هاي شماست که احساسات شما را بوجود مي آورند ! با شاديها ،زيبائيها و رنگهاي زندگي همدردي کنيد ، هر چه از اشکالات زندگي کمتر بگوييد بهتر است . در هر لحظه به خصوص ، به دلايل مختلف مي توان ثابت کرد که زندگي بستري از تيغ و خار يا باغي از گل سرخ است ، اما اينکه ما زندگي را چگونه ببينيم به اين بستگي دارد که به چه توجه کنيم ! آيا هرگز متوجه شده ايد وقتي به شما شاخه گل سرخي را هديه مي دهند ،خارهائي بخود چسبيده دارد ؟ اگر خارها را از ساقه جدا کنيد گل زودتر پژمرده مي شود . گل فروشيها اين را مي دانند بهمين خاطر خارها را بحال خود رها مي کنند . آيا هرگز مي پرسيد که چرا گل را با خارهايش به من هديه مي دهيد ؟ البته که نمي پرسيد ! زيبائي گل را تحسين مي کنيد ! از کنار تيغ ها مي گذريد و از گل لذت مي بريد و از اهدا کننده آن تشکر مي کنيد . اگر موافقيد مي توانيم از منفي ها شروع کنيم ، به همه نواقص اطراف خود نگاه کنيد ، به هر صورت و اندازه هم که خوب باشند مي توانند عوض شوند آيا جز اين است ؟ چرکها و گرد و غبار هاي زندگي را پيدا کنيد ، ببينيد چه بسيار اشيائي داريد که بايد تميز ، تعمير و يا تعويض شوند .
حال از موضع منفي فاصله مي گيريم بار ديگر به اطرافمان نگاه مي کنيم به همان اطرافي که اشکالاتش را مي ديديم ، اين بار جنبه هاي مثبت آن را مي بينيم .
آيا به نظر شما اين اشيائي که اطراف شما هستند زيبا نيستند ؟ آيا احساس نمي کنيد وقتي به جنبه هاي مثبت اطرافتان مي انديشيد احساس بهتري پيدا مي کنيد ! فرايند توجه به جنبه هاي مثبت موجب بوجود آوردن احساسات بهتر در مورد جنبه هاي مختلف زندگي مي شود . حتي در مورد جسم خود نيز مي توانيد اين گونه عمل کنيد ،دائم اشکالات را جستجو کنيد که اين سمت بدنم ورم کرده است صورتم جوش زده است ، پوستهايم جمع شده و چين و چروک خورده است ، هر چه سن و سال بالاتر مي رود اين فهرست طولاني تر مي شود . اما حالا بجاي جنبه هاي منفي به جنبه هاي مثبت بدن خود فکر کنيد !
اگر پاي چپ شما درد مي کند خوشحال باشيد که پاي راست شما درد نمي کند .در مورد همه اجزاي بدنتان که خوب کار مي کند چه مي گوييد ؟ هضم غذا ،گردش خون ، تنفس و تفکر و … انگار دو وکيل يکي براي زندگي بد و منفي و ديگري براي زندگي خوب و زيبا در ذهن شما وجود دارد و مدرک جمع مي کنند . شما در حکم قاضي هستيد ، مي توانيد هر مدرکي را که نمي پسنديد کنار بگذاريد . تصميم نهائي با شماست ! به نظر شما کدام قلم مي تواند شور و شادي و آرامش و راحتي بيشتري را براي شما به ارمغان آورد . بجاي توجه به خاطرات منفي گذشته به خاطرات خوش گذشته که در واقع وجود داشته اند توجه کنيم ، يا به برنامه هاي واقع بينانه اي که براي زندگي آينده داريم توجه کنيم ! چه بهتر که در تمامي شرايط به زندگي کردن در لحظه اکنون توجه کنيم ! همانقدر که در خاطرات گذشته يا اهداف آينده غرق مي شويم به همان اندازه از لحظه اکنون و حال محروم مي شويم ،که در لحظات بعدي زندگي فضاي خالي آن احساس مي شود .
حال زمان انتخاب فرارسيده است ! انتخاب مهمي است ، تفکر مثبت يا منفي !! راستي اگر قرار مي شد که يکبار و براي هميشه از ميان اين دو يکي را انتخاب کنيد ، کدام را انتخاب مي کرديد !! تفکر منفي لحظات فرد را آلوده مي کند ،ميان لحظه حال تا زمان آينده ، لحظات زيبائي وجود دارد که مي توانيد از آن لذت ببريد ، جالب اينجاست که وقتي انسانها سرانجام تسليم مي شوند و به لحظه حال توجه مي کنند اغلب به اين نتيجه مي رسند که زندگي مي تواند مکان جالبي باشد و به اين نکته مهم پي مي برند که بجاي زندگي کردن ، اين واکنش و تفکر منفي آنان بوده است که توليد زحمت کرده است . هرگز کاري را که امروز مي توانيد انجام دهيد به فردا موکول نکنيد ، شايد به اين دليل است که تا کنون از زندگي لذت نبرده ايد .
وقتي پيرتر شوم اين کار را انجام مي دهم ، وقتي فرصتم بيشتر شود اين کار را مي کنم ،کاري که هميشه قصد انجامش را داريد همين حالا انجام دهيد ، از هر لحظه عمر خود همين حالا لذت ببريد . دنيا محل تغيير است ، زندگي ، همان چيزي است که افکار ما آنرا مي سازد . غلبه بر تفکر منفي مستلزم تغييرات عمده است . منظور تنها تغييرات ذهني نيست ، بلکه تغييرات احساسي و جسماني نيز مد نظر است . به عبارت ديگر اين سبک و شيوه زندگي شماست که بايد تغيير کند . اگر طالب بهبودي هستيد ميل به تغيير داشته باشيد ، پذيراي تغيير باشيد ، تغييرات مثبت را گرامي بداريد و از آنها استقبال کنيد . همه آن چيزهائي که در زندگي داريد نتيجه فکر و احساس شماست که تا اينجا انجام داده ايد ! اگر طالب بهتر شدن هستيد ، بايد آنچه را که فکر و احساس مي کنيد و انجام مي دهيد تغيير دهيد ،البته موضوع به همين سادگي است ساده !! ما نه لزوماً آسان !! به قول يکي از دانشمندان ، زندگي به تناسب شهامت اشخاص در هم مي پيچيد يا گسترش مي يابد . صادقانه به اجزا زندگي خود نگاه کنيد ، ببينيد نسبت به کدام امور ، کدام شرايط و چه اشخاصي ، منفي فکر مي کنيد ، از شرشان خلاص شويد .
ذهن هم مثل جسم با تکرار قوي مي شود و قدرت مي گيرد . استفاده از وزنه ها بدن را قوي مي سازد و استفاده از انديشه ذهن را قوي مي گرداند ، ممکن است تفکر منفي داشته باشيد و ممکن است سالها منفي فکر کردن را تمرين کرده باشيد و در اثر تکرار عادت منفي در شما قدرت گرفته باشد و توجه به امر مثبت در شما پايه نگرفته و يا ضعيف باشد ، راه قوي شدن در آن مثبت انديشي است !! از آنجائيکه ما عادت کرديم که به منفي ها فکر کنيم و مثبت ها را نبينيم و فراموش کنيم که نوشتن اتفاقات و خاطرات خوشايند شرايط مساعد و مطلوبي را فراهم مي آورد که به جنبه هاي مثبت بيانديشيم . براي اين کار مي توانيم حوادث خوب و خوشايند زندگي را يادداشت کنيم . دفترچه مخصوصي براي اين کار بخريم . دفترچه اي با جلد محکم وزيبا و تمام اتفاقات خوش زندگي خود را در آن يادداشت کنيم . لازم نيست نوشته هاي شما طولاني باشد . ضرورتي ندارد جز شما ديگران از آن سر در بياورند . با اين روند هر آينه احساس بدي پيدا کرديد اين دفترچه را بخوانيد . به ياد خوبيها و حوادث خوش زندگي خود بيافتيد تا روحيه تان بهتر شود . موضوع ديگر که حاکي از تاثيرات تفکر در زندگي است داشتن مقصود و هدف در اين خصوص است . البته مقصود با هدف متفاوت است . مقصود چيزي نيست که بتوان به آن رسيد ، ولي هدف در واقع در حکم ايستگاههايي است که شما را به مقصد نزديکتر مي کند . عبارتي مانند : در جستجوي موفقيت هستم . به زندگي عشق مي ورزم ، در خدمت روح و روان خود هستم ، در خدمت به انسانيت هستم و … . مقصود را توصيف مي کند . اغلب مردم نمي دانند که واقعاً چه مي خواهند ، فکر مي کنند که مي دانند اما در واقع نمي دانند ، خيلي ها نمي دانند که از زندگي خود چه مي خواهند . نمي دانند کي هستند ، براي چه آفريده شده اند ، هدف شان از زندگي چيست ؟ آموزش مهارتهاي زندگي و يکي از اين مهارتها ( مهارت خودآگاهي ) و فهرست کردن اهداف در زندگي مي تواند به ما کمک کند تا در فرصتهاي مناسب به برنامه ريزي براي رسيدن به آن بپردازم . بايداين حقيقت را پذيرفت که هر چقدر قوي و قدرتمند باشيم با محدوديت هائي روبرو هستيم . يک شبانه روز بيش از 24 ساعت ، هر سال بيش از 365 روز است و در هر چهار سال يکبار بيش از 366 روز نيست ،سالهاي عمر ما محدود است . سالهاي زيادي در اين دنيا فرصت نداريم . دست يابي به همه اهداف زندگي امکان پذير نيست هرچند نوع زندگي مهم است نه کميت زندگي . در اين راستا به برخي از خواسته هاي خود مي رسيد . احتمالاً چند خواسته شما جاي خود را با خواسته هاي ديگر عوض مي کنند . اما برخي اهداف مانند خدا را شناختن ،سالم ماندن ،احساس خوشبختي داشتن احتمالاً در تمام مدت عمر شما به قوت خود باقي مي مانند ، حتي اگر 99 سال ديگر هم عمر کنيد .
با حرکت از خارها بسوي ستاره ها
منابع:
مجموعه يادداشتهاي مولف بر اساس تجارب باليني
مثبت درماني ، نويسنده : لورمن وينسنت پيل ، ترجمه : پوراندخت تمدن
تفکر منفي ، نويسنده : جان راجر ، پيتر مک ويليلمز ، ترجمه : مهدي قراچه داغي
ارسال توسط كاربر محترم :sadrian
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image