جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


تبلیغ بانک ها در صفحات
ربات ساز تلگرام در صفحات
ایمن نیوز در صفحات
.. سیستم ارسال پیامک ..
قيمت عادلانه چيست؟
-(0 Body) 
قيمت عادلانه چيست؟
Visitor 337
Category: دنياي فن آوري
قيمت ها از کجا مي آيند، و با چه شرايطي ناعادلانه مي شوند؟
همه ما در خصوص اينکه قيمت ها چه اندازه بايد باشد آرزو هاي متضاد و عجيبي داريم. از اتفاقي که براي قيمت هاي غذا و گاز مي افتد خشمگين مي شويم و معتقديم که اين قيمت ها نبايد بالا برود. در عمل ما خواهان کاهش قيمت آنها هستيم و البته در طول حدود دو دهه قبل اين قيمت ها کاهش يافته اند. اين اتفاق خوشايندي است. درست است؟ و معتقديم که جهان بايد آنطوري باشد.
اما درباره قيمت خانه چطور؟ اين مساله متفاوتي است. هنگامي که قيمت ها کاهش مي يابند، مردم به وحشت مي افتند گويي که جهان رو به پايان است. با خود مي گوييم که چگونه ممکن است که قيمت خانه من کاهش يابد؟ و معتقديم که جهان نبايد اينگونه باشد و هر کسي مي داند که قيمت خانه موظف است که همواره و مسلما تا ابد بالا، بالا و بالاتر برود.
در مورد سهام هم همينطور. ما دوست داريم وقتي صفحه اينترنت را باز مي کنيم مشاهده کنيم که قيمت سهام همواره بالا و بالاتر مي رود و زمانيکه که قيمت آنها کاهش مي يابد از کوره در مي رويم و خواهان عدل و انصاف مي شويم.
اکنون فکر کنيم که اين مساله چقدر عجيب است. چه نظري هايي در جهان معتقد است که قيمت خانه و سهام همواره بالا رود در حاليکه قيمت غذا و گاز هميشه پايين بيايد؟ واقعا منطقي نيست. قيمت به وسيله قانون طبيعي تنظيم نمي شود و نيز روند قيمت ها مانند حرکت ستارگان نيست که از روند از پيش تعيين شده اي تبعيت کند. قيمت ها چيز خاصي نيستند تنها درجه و نسبت توافق بين خريدار و فروشنده را عوض مي کنند و نشان دهنده بسياري از عوامل هستند.
چرا انتظار داريم که بعضي قيمت ها پايين بيايد و برخي افزايش يابد؟ همه اينها به اين بستگي دارد که شما توليدکننده هستيد يا مصرف کننده؟ در نقش مالک خانه در حکم توليدکننده هستيم به اين معني که خانه را به اين اميد نگه مي داريم که روزي آن را بفروشيم. در مورد سهام نيز به همين شکل است. به دليل اينکه صاحب آن هستيم خواهان افزايش قيمت هستيم چرا که از فروش آنها سود بدست مي آوريم. از طرف ديگر در مورد کالا هاي ديگري که قصد خريد آنها را داريم از قبيل گاز و غذا، خواهان اين هستيم که قيمت ها تا حد ممکن پايين باشد تا از طريق آن پس انداز کنيم.
بنابراين آنچه که اينجا دخيل است، نفع شخصي است. به اين مساله توجه کنيد که شخصي مي خواهد براي اولين بار خانه بخرد. اين فرد خواهان قيمت پايين است يا بالا؟ پاسخ روشن است. اين شخص قيمت هاي پايين را مي خواهد، براي او «خرابي بازار مسکن» واقعا ورشکستگي محسوب نمي شود بلکه يک امتياز است. اما به محض اينکه اين فرد مالک خانه مي شود وضع تغيير مي کند و او اکنون خواهان افزايش قيمت است.
به مورد صاحب پمپ گاز توجه کنيد، اگر او تاثيري بر ميزان فروش نداشته باشد، خواهان کاهش قيمت است يا افزايش قيمت؟ البته که او بالاترين قيمت ممکن را مي خواهد.
چانه زني با يکي از فروشندگان غيرقابل تحمل ماشين را به خاطر مي آورم که ماشيني توجه مرا جلب کرده بود و بيان کردم که نمي توانم از عهده پول آن برآيم. فروشنده سوال کرد که چه ميزان حاضري براي آن بپردازي. بيان کردم صفر دلار. فروشنده طوري به من نگاه کرد که گويا من ديوانه هستم در صورتي که من حقيقت را گفته بودم. من به او گفتم که مي دانم که انتظار داشتيد بگويم يک تريليون دلار و او با اکراه اين حرف را تاييد کرد. سوال اين است که چگونه کسي که حاضر به پرداخت صفر دلار است با کسي که حاضر به دريافت يک تريليون دلار است به توافق مي رسند؟ تنها نقطه تلاقي که پيدا مي کنيد (و در آن نقطه مبادله شکل مي گيرد)، نقطه اي است که ارزش ماشين براي من بيش از پولي باشد که پرداخت مي کنم و براي فروشنده ارزش پولي که دريافت مي کند بيشتر از ارزش ماشين باشد. نتيجه نهايي قيمت ناميده مي شود.
همين حالت براي تمام بازارها صادق است. کار نامعقولي است که سياست ملي تنها منافع يک طرف مبادله را در نظر بگيرد. تلاش براي بالا نگهداشتن قيمت مسکن خريداري که براي بار اول خانه مي خرد را فريب مي دهد و نيز پايين نگه داشتن قيمت، مالک کنوني خانه را فريب مي دهد و همينطور بالا نگه داشتن قيمت غلات به نفع توليدکننده و به ضرر مصرف کننده است. تعدادي از شرکت هاي گاز ممکن است قيمت هاي بالا را دوست داشته باشند درحالي که مصرف کنندگان از اين قيمت ها متنفرند. از طرف ديگر تحميل قيمت هاي پايين گاز ممکن است باعث شادي مصرف کنندگان شود اما ممکن است توليدکنندگان از طريق تعطيل کردن فعاليتشان از ضرر بيشتر جلوگيري کنند که اين امر به نفع هيچ کس نيست. و باعث مي شود که جامعه ضرر کند.
تنها پاسخ ممکن ، اجازه به قانون بازار آزاد است. يعني مردم بايد درباره قيمت هايي که مي خواهند بپردازند يا بپذيرند خودشان به توافق برسند. مفاد اين توافق ها بايد به انعطاف پذيري خودارزيابي بشري باشد به اين معنا که با در نظر گرفتن اهميت مبادله انجام شده و بدون تاثير گذاشتن بر مفاد توافق، بايد براي تغيير نظراتمان آزاد باشيم.
اين تنها چيزي نيست که مناسب با ضرورت هاي آزادي باشد(هر نوع تلاشي براي کنترل قيمت ها، بر روي آزادي ما در به توافق رسيدن بر سر قيمت ها تاثير مي گذارد) بلکه همچنين براي خوب عمل کردن يک اقتصاد ضروري است. به اين دليل است که قيمت ها بسيار تحت تاثير عواملي از قبيل موجودي منابع، ارزش گذاري ذهني مصرف کنندگان و بازدهي کسب وکار، قرار مي گيرند. قيمت هايي که در بازار پذيرفته مي شوند بايد اين شرايط را تحمل کنند. حتي در صنايع بزرگي مانند نفت که تفاوت بين درآمد و هزينه مي تواند به طرز شگفت آوري کم باشد، حتي نظارت کوچک و تغيير ماليات مي تواند باعث ورشکستگي شرکت ها شود.
قيمت ها در توزيع منابع محدود براي نياز هاي نامحدود تعيين کننده هستند و نيز در نحوه استفاده از کالاها تاثيرگذارند، اينکه آيا کالاها را حفظ کنيم يا اينکه خير، ناشي از قيمت هاي کالاها است. متوجه خواهيد شد که قيمت هاي بالاتر گاز تصميم شما را براي اينکه کجا برويد و چه کاري انجام دهيد، تغيير مي دهد و اين امر خوبي است. قيمت هاي بالاتر نياز به محافظه کار بودن را نشان مي دهد (بدون اينکه نيازي به دستورات غيرعملي دولت باشد). از ديدگاه توليدکننده نيز قيمت هاي رايج اطلاعاتي را براي پيش بيني کردن سود آينده و همچنين تصميمات سرمايه گذاري در زمان حال، در اختيار وي قرار مي دهد.
اکنون مي خواهيم به موضوع عدالت بپردازيم. ما فکر مي کنيم که مي دانيم قيمت عادلانه چيست. آيا واقعا مي دانيم؟ و آيا مي دانيم چه چيزي عدالت در قيمت ها را مشخص مي کند؟ اولين چيزي که به ذهن من مي رسد داستان «گنج پنهان در خاک» است. صاحب زميني ناشناخته هر روز در جايي زندگي مي کند که گنجي در آنجا نهفته است، اما وي هيچ اطلاعي در مورد گنج ندارد، اما شخص ديگري از اين گنج مطلع است و اين شخص هرچه دارد مي فروشد و به در خانه فرد مي آيد و مي گويد حاضر است زمين او را بخرد و او نيز مي فروشد. بياييد شفاف باشيم. مرد مالک اطلاعي از وجود گنج نداشت و خريدار نيز از بيم آنکه بايد قيمت بالايي بدهد چيزي به او نگفت. ممکن است امروز مردم بگويند سر مالک کلاه رفته است اما قضاوت معروف مسيح در اين مورد چيز ديگري است. مسيح، خريدار را به عنوان فردي عاقل و عمل او را به عنوان عملي اخلاقي معرفي مي کند. جالب است. اين طور نيست؟
? آيا در اين مبادله عدالت برقرار است و چرا؟
به طور قطع اين معامله عادلانه است. زيرا آنها داوطلبانه اين مبادله را انجام دادند و شرايط را قبول کردند و اين تمام مطلب است.
همانطور که برناردينو (ناظر باهوش مطالعات اقتصادي) بيان کرد، هيچ راهي براي مشاهده قيمت موجود و تعيين عادلانه يا ناعادلانه بودن آن وجود ندارد. او مي گويد:
آب در جايي که فراوان باشد معمولا ارزان است و فقط در کوهستان و جا هاي ديگر اينگونه است. در حاليکه آب ماده کميابي است و ممکن است اتفاق بيفتد که در جايي به دليل فراواني طلا، باارزشتر از طلا باشد.
اسکولاستيک هاي متاخر(پيروان توماس آکويناس) همگي معتقدند که قيمت عادلانه موقعيت ثابتي ندارد و به ارزيابي عمومي تجار بستگي دارد. لويس دمولينا اين نکته را اينگونه جمع بندي کرد که قيمت عادلانه يا ناعادلانه سنجيده مي شود نه به خاطر طبيعت و ذات خود کالاها (چرا که اين امر ما را وادار مي کند که آنها را بر اساس اصالت و کمالشان ارزيابي کنيم) بلکه به دليل توانايي آنها در خدمت به مطلوبيت بشري. به عبارت ديگر در توانايي آنها در ارضاي اذهان مردم. و اين چيزي است که انسان آن را مي پسندد، بنابراين انسان ها قيمت را در بازار و مبادلات، جستجو مي کنند.
راه هايي براي ناعادلانه شدن قيمت وجود دارد. يکي از آنها تقلب و کلاهبرداري در جريان مبادله است. همچنين راه هاي بسيار ديگري هم براي ناعادلانه شدن قيمت ها وجود دارد، مثلا همچنين قيمت ها مي توانند در نتيجه اموري اجباري از قبيل کنترل قيمت ها يا ماليات بندي و يا محدوديت هاي اعمال شده از جانب دولت يا نهادهايي خاص بر عرضه و تقاضا تعيين شوند، يا اينکه تحت تاثير اين امور قرار بگيرند. پشت هر کدام از اينها اعمال زور وجود دارد. گروهي از مردم(شامل دولتمردان، سياستمداران و يا ...) به گونه اي در حال دستور دادن و يا ايجاد محدوديت هستند که در تضاد با انتخاب آزاد است. مسلما اين امر عادلانه نيست. چرا که آزادي انتخاب انساني را از بين برده و يا محدود کرده است.
به اين اندازه که درباره قيمت هاي ناعادلانه بنزين اعتراض مي کنيم، نياز داريم تا به محدوديت هاي پالايشگاه ها يا محدوديت استخراج و حفاري نيز توجه کنيم و همينطور نقش ماليات هاي بالاي گاز را در افزايش قيمت هايي که تحت شرايط مبادله آزاد هستند، بررسي کنيم.
کساني که اعتقاد دارند(آگاهانه يا ناآگاهانه) تمام قيمت ها بايد به سود منافع اقتصادي ويژه آنها باشد و به ضرر ديگران، اين امر را با مقوله عدالت قاطي نکنند.
قيمت هاي رايج در اقتصادي مبتني بر آزادي، مظهري از توافقات جمعي است که تنها مستلزم دخالت مردمي است که داراي اراده اي آزاد هستند.

پي‌نوشت‌ها:
 

*سردبير سايت ميزس

منبع:روزنامه دنياي اقتصاد ( www.donya-e-eqtesad.com )
ارسال توسط کاربر محترم سايت : omidayandh
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image